حواشی دعوت از کارگردان«آشغال ها...» به شبکه چهار سیما


امشب برنامه سینمای ایران که چند وقتی است روی آنتن شبکه چهار سیما روی آنتن رفته و در همین مدت زمان کم دو مجری از اهالی سینما به خود دیده است، دیشب بر خلاف هفته گذشته روی آنتن نرفت.

پخش نشدن برنامه«سینمای ایران» از چند جنبه قابل بررسی است:

اول آنکه پیش از برنامه و تنها دقایقی مانده به روی آنتن رفتن برنامه خبر حضور یک کارگردان خاص در این برنامه به سرعت در شبکه های اجتماعی پیچید که با توجه به نحوه اطلاع رسانی برنامه های قبلی کمی عجیب بود، انگار قرار بود خبر تنها دقایقی مانده به برنامه با سرعت تکثیر شود. 

دوم آنکه، شایعات ضد و نقیض تنها دقایقی پس از روی آنتن نرفتن برنامه در شبکه های موبایلی پر رنگ شد، برخی می گفتند تهیه کننده برنامه گفته از سوی پخش اعلام شده برنامه روی آنتن نرود و برخی دیگر پافشاری مجری برنامه را علت عدم پخش عنوان می کردند. اما هرچه بود سرعت انتقال اخبار در فضای مجازی بالاتر از همیشه بود، انگار قرار بود جریانی پخش یا عدم پخش برنامه امشب را به خبر اول رسانه ای تبدیل کنند.

گرچه روابط عمومی و نهادهای مسئول در رسانه ملی هنوز اعلام نظر رسمی در این مورد انجام نداده اند اما چرایی دعوت از کارگردان فیلم «آشغال های دوست داشتنی» هنوز مشخص نیست. جریانی که همواره بر بی مهری رسانه به اصل و ریشه های سینمای ایران تاکید داشته حالا خودشان تنها چند روز مانده به برگزاری جشنواره از کارگردان فیلمی که در دو دولت متفاوت دست رد بر سینه اش خورده حمایت می کنند و شعارهای گذشته خود را فراموش می کنند.

سوال اصلی اما اینجاست که برنامه سینمایی شبکه چهار با کدام سیاست هفته گذشته محمدحیدری، دبیر جشنواره سی و چهارم را دعوت می کند و هفته بعد آنتن خود را در اختیار یکی از فیلم هایی که طبق قانون حق حضور در جشنواره را نداشته قرار می دهد؟ آیا این کار با رویه برنامه که داعیه حمایت از جریان اصلی سینمای ایران را داشته درتضاد نیست؟ اصلا فرض بگیریم خواسته باشند به جامانده های جشنواره فرصت دفاع بدهند، چرا فقط به فیلمی که در حمایت از فتنه است این فرصت داده می شود؟ مابقی فیلم ها چرا از گرین کارت این برنامه برخوردار نبوده اند؟

جواب سوالات هر چه باشد، اتفاقات پنجشنبه شب آنتن شبکه چهار کمی عجیب و غریب است و باید منتظر روزهای آینده بود.«آشغالهای دوست داشتنی» ماجرای زنی است که همسرش ملی‌گرا بوده و ۵۰-۶۰ سال پیش بعد از دستگیری و ...توسط اوباش و چماقداران حکومت ازدنیا رفته‌است.

یک پسرش (شهاب حسینی) عضو منافقین بوده و در جریان درگیری‌ها زنده نمانده است. دیگر پسرش (صابر ابر) هم در جبهه شهید شده است. حالا او از این سه نفر فقط یک قاب دارد و هر روز با این قابها حرف می‌زند. پسر دیگرش هم خارج از کشور است و طرفدار فتنه است اما وقتی احساس خطر می‌کند از ترس رنگ عوض می‌کند. خواهرش هم به شدت طرفدار جنبش سبز است و هر روز با دخترش برای تظاهرات به خیابان می رود، یک روز او وقتی مردم دارند از دست مامورها فرار می‌کند در خانه را باز می‌کند و جمعیت زیادی داخل می آیند. نیروهای طرفدار حکومت روی در خانه او علامتی می زنند، زن از ترس اینکه نکند او را بگیرند همه قابها و تمام خاطراتش را در کیسه زباله می‌ریزد و می‌خواهد همه را دور بریزد.

[ منبع این خبر سایت سینما پرس می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال