تأملات فلسفی پیرامون مقوله ی " گفت و گو " (2)


 مبنای گفت و گوی میانِ انسانها را می توان " همدلی " و " فهم مشترک " دانست. گفت و گو با حضور من و تو و با احترام به دیدگاههای من و تو است که آغاز می شود. گفت و گو با همدلی و همراهی است که ادامه می یابد. این همدلی و همراهی به معنای پذیرش مطلق و بی چون و چرای همدیگر نیست بلکه این همدلی و همراهی لازمه ی گفت و گو است و در متن گفت و گو حضور دارد.

یکی از راههای حضور آدمی در ساحت اندیشه، گفت و گو است. گفت و گو مبتنی بر آگاهی است و با آگاهی نیز ادامه می یابد. گفت و گو، هم آگاهی است.

ما با همه چیز می توانیم وارد گفت و گو شویم با خدا، با جهان هستی، با طبیعت، با جامعه، با انسان و ... حد و مرزی برای گفت و گو نمی توان تعیین کرد. گفت و گو یکی از وسیع ترین عرصه ها در حیات فرهنگی انسانها است.  

ما آنچه را که در عالمِ واقعیت می بینیم و به چیزهای که در عالم واقعیت می یابیم، می اندیشیم و بعد حاصلِ این اندیشه و تفکرِ خود را در قالب یک گفتمان و یک نوشتار و یا یک اثر هنری به دیگران ارائه می کنیم. فهمِ ما ریشه در واقعیت دارد. واقعیت، فرم و شکلِ حقیقت است. فرم، زمینه ای است برای گفت و گو و سرآغازی ست برای یک آشنایی، آشنایی ما با بخشی از حقیقت.

انسان با چیزی که نمی فهمد، نمی تواند هم سخن شود. فهمِ مشترک یکی از شروطِ گفت و گو است. در گفت و گو بر مبنای فهمِ مشترک، دو طرفِ گفت و گو مخاطبِ هم هستند.

گفت و گو دارای شکلها و سطوحِ گوناگونی هست و انسان همواره در طول زندگی اش در حالِ گفت و گو بوده است. می توان گفت که انسان یعنی "گفت و گو" و بدونِ گفت و گو انسان " نیست ". از جمله ی وسیع ترین حوزه های زندگی انسان در طول تاریخ همین حوزه و عرصه ی گفت و گو است. گفت و گو، همواره میانِ انسانها حضور داشته و خواهد داشت. " گفت و گو، پر حضورترین چیزی است که میان انسان ها جریان دارد." ( باستانی پاریزی و هزاران سال انسان، کریم فیضی، ص19 ) گفت و گو امری ناتمام است. گفت و گو ادامه داشته و ادامه نیز خواهد داشت.

گفت و گو مواجهه ی دو انسان با هم است. گفت و گو مواجهه ی دو اندیشه و دو دنیای متفاوت با هم است. در گفت و گو، هر دو طرف گفت و گو " هدف " هستند و نه وسیله! در گفت و گو، انسان هدفِ انسان است و نه ابزار و وسیله ای برای دیگری.

گفت و گو عرصه ی پرسش و پاسخ است. گفت و گو عرصه ی هم آوردی اندیشه هاست. در گفت و گو ست که آدمی به نقاط ضعف و قوت خود بیشتر پی میبرد. به چیزهای که دارد و به چیزهای که ندارد بهتر واقف می شود.

هر لحظه که ما می اندیشیم در آن لحظه ما در حال گفت و گو نیز هستیم. گفت و گو و اندیشیدن همچون جسم و روح در هم تنیده شده اند. هرچه اندیشیدن اوج می یابد، گفت و گو نیز عمق یافته و ژرفتر می شود. سطوح گوناگونی از اندیشیدن وجود دارد و متناسب با آن، لایه های گوناگونی از گفت و گو نیز وجود دارد. هیچ سطحی از اندیشه ی آدمی فارق از گفت و گو نیست. گفت و گو هر لحظه در ذات انسان جریان دارد.

گفت و گو مواجه ی آزادنه ی افکار گوناگون با هم است. گفت و گو باعث می شود که هم شناخت ما از همدیگر و هم از خودمان عمیق تر شود. ما برای اینکه خودمان را بهتر بشناسیم حتما نیازمند این هستیم که با یکدیگر وارد گفت و گو شویم.

گفت و گو مواجهه ی عاقلانه و منطقی با دیگری است. نه تسلیم دیگری شدن است و نه ترسیدن و دوری گزیدن از دیگری است. گفت و گو نه خود را در دیگری باختن و فراموش کردن است و نه خود را بی دیگری گم کردن و نشناختن است.

در گفت و گو، هیچ یک از دو طرف گفت و گو دنباله روی بی چون و چرای طرف دیگر نیست. گفت و گو با چشم باز صورت می گیرد و نه با چشم بسته.

گفت و گو، لازمه ی بودنِ آدمی است. گفت و گو، شکوفایی و نمایان شدن انسان است. گفت و گو و آدمی همواره با هم بوده اند. خالقِ هستی نیز با گفت و گو با آدمی ارتباط برقرار کرده است. اگر گفت و گو را از زندگی انسان بگیریم، زندگی انسان تبدیل به گورستانی سرد و خاموش می شود. می توان گفت که نقش گفت و گو در زندگی انسان همچون نقش جاذبه در میان سیاره ها و اجرام سماوی است!

در جهانی که همه چیز در حالِ تبدیل شدن به متن است، گفت و گو یک راه خوب و مطمئن برای نزدیک شدن به حقیقتِ متن است. گفت و گو، ریشه در زبان دارد و زبان، ریشه در تفکر. گفت و گو یک پدیده ی فرهنگی است. گفت و گو از نشانه های زندگی انسانی است.

جوهر و اساس تفکر " گفت و گو " است. گفت و گو دارای شکل ها و سطوح گوناگونی است. انسان در طول تاریخ، هیچگاه فارق از گفت و گو نبوده است. انسان حیوانی ست در حال گفت و گو. اندیشه با گفت و گو بسط یافته و به جلو آمده است. گفت و گو عامل دوام و پویایی فرهنگ های گوناگون در طول زمان بوده است. فرهنگی که توانسته بیشتر به گفت و گو تن بدهد، بهتر رشد کرده و بیشتر دوام آورده است. تاریخ بهترین گواه برای این واقعیت است. گفت و گو یکی از مهمترین عوامل در شکل گیری حیات فرهنگی میان انسانها بوده است. گفت و گو یعنی اینکه ما می توانیم با یکدیگر بصورت مسالمت آمیز سخن بگوئیم.

در جنگ هر جور هم که قضاوت کنیم باز هم هر دو طرف مغلوب هستند اما در گفت گو نه! در گفت و گو هر دو طرف پیروز میدان هستند. گفت و گو، عرصه ی برد برد است و جنگ، عرصه ی باخت باخت.

فرج عزیزی

[ منبع این خبر سایت صدای میانه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال