نوید مظفری: دوست داشتم به من هم بگویند «غش» کنم تا خودم را بشناسم


وبسایت رسمی برنامه نود - داور بازنشسته کشورمان از وضعیت داوری ایران نکات جالبی را مطرح کرده که قابل تامل و تحلیل است.

به گزارش وب سایت نود و به نقل از فارس، زمانی که به عنوان داور وارد ایران شد بسیاری گفتند که یک پدیده در داوری ایران داریم اما به تدریج نوید مظفری افت کرد تا جایی‌که هفت سال زودتر از موعد خود را بازنشست کرد. اینکه چه اتفاقی افتاد تا نوید مظفری که سابقه قضاوت در لیگ‌های مختلف آلمان را داشته تصمیم گرفت داوری را کنار بگذارد، نکته مهمی است که در این گفت‌وگو به آن پرداخته ایم. نکته ای که پرداختن آن باعث شد تا بفهمیم در دنیای داوری ایران چه خبر است؟!

* یک سوال در مورد آخرین شرایط کاری مظفری، امروز نوید مظفری در کدام قسمت جامعه داوری مشغول فعالیت است؟

(با خنده) هیچ کجا. خیلی هم خوب است. حتما که نباید پُست و سمتی داشت. اگر آدم بتواند کاری انجام دهد، پستی را قبول می کند و هنگامی که احساس کند زیادی است، باید کنار رود.

* یعنی شما حس می کنید زیادی هستید؟

به طور قطع!

* چه شد به این نتیجه رسیدید؟

جواب این سوال را اساتید و بزرگواران و مسئولان بهتر می دانند.

* نه تنها نوید مظفری، بلکه بسیاری از داوران سرشناس قدیمی هم جایگاهی در جامعه داوری ندارند و افرادی که پیش از این چند بار امتحان خود را پس داده اند، مشغول فعالیت هستند...

به نظر من ساختار کلی جریان داوری ما اشتباه است. بزرگانی امروز در خانه نشسته اند که می توانند هرکدام کمک فراوانی به داوری کنند. فدراسیون فوتبال سرش بسیار شلوغ تر از این  است که بخواهد برای رفع مشکلات داوری وقت بگذارد.

* به همین دلیل هم داوری امروزه یکی از بزر‌گترین معضلات فوتبال ایران است...

و البته این قضیه ادامه داشته  و شرایط بدتر از قبل خواهد شد!

*زمانی هم درگیری بین دپارتمان داوری و کمیته داوران به وجود آمد. داستان دپارتمان و کمیته داوران چیست؟

داستان پیچیده ای است چراکه فیفا یک حرفی می زند و ما حرف دیگری را پیاده کرده ایم. فیفا دپارتمان و کمیته را در یک پیکره می داند اما در ایران به دلیل اینکه هر فردی دوست دارد رئیس باشد دپارتمان و کمیته را مستقل و جدا کرده ایم. باید بگویم بحث من شخصی نیست. ما امروز دو رییس در دو قسمت داریم که داوران را دچار دوگانگی کرده است.

* وظیفه دپارتمان از دید فدراسیون چیست؟

بستگی دارد که دوستان صبح بیدار شوند و ببینند چه نظری دارند!

*مسئولیت چیدمان داوری با کیست؟

دپارتمان اما سال گذشته و همین زمان دست کمیته داوران بود. مشکلات از همینجا شروع شد چراکه یک روز دوستان گفتند از امروز دست ما. آن زمان من در دپارتمان بودند. آنها اصرار داشتند که داوری دست کمیته باشد و خودتان هم مشاهده کردید که چه اتفاقاتی در فوتبال ایران افتاد. ما هم در آنجا نمی دانستیم چه اتفاقی دارد می افتد، چه برسد که داوران و تیمها از آن سر در بیاورند.

*فدراسیون فوتبال نخواسته این دو گروه را آشتی دهد؟

رییس کمیته داوران عضو هیات ریسه است و فدراسیون سعی دارد هوای وی را داشته باشد. از سوی دیگر رییس دپارتمان با دبیر فدراسیون کار دارد و به همین دلیل دو جبهه مختلف در فدراسیون فوتبال درباره داوری وجود دارد.

*امروز دپارتمان چه کار خاصی انجام می دهد؟

مشکل این است که دپارتمان در ایران خیلی کوچک است. در زمان ما فقط شش نفر بودیم. کارهای روزمره فدراسیون آنقدر زیاد است که دپارتمان نفر کم دارد. یک نفر وظیفه اش هماهنگی بچه ها برای حضور در کلاسهای مختلف است.
مشکل این است که دپارتمان در ایران خیلی کوچک است. در زمان ما فقط شش نفر بودیم. کارهای روزمره فدراسیون آنقدر زیاد است که دپارتمان نفر کم دارد. یک نفر وظیفه اش هماهنگی بچه ها برای حضور در کلاسهای مختلف است. یک نفر هم هماهنگ کننده امور بین المللی است و یک فرد دیگر وظیفه اش چیدمان داوران در رده های مختلف سنی است. رک بگویم آنقدر کار ما در دپارتمان زیاد بود که اصلا فرصت نداشتیم بر کارداورانی که چیده ایم، نظارت کنیم. همینکه داور بفرستیم و بازی انجام شود، خیلی است. در آن زمان مشکلی با کمیته داشتیم که می خواست چیدمان داوران را برعهده بگیرد.

*اعضای کمیته خودشان جز جامعه داوری بودند، پس مشکلی برای چیدمان نباید به وجود می آمد.

اینکه شما عضو جامعه داوری باشید تا اینکه در وسط کار قرار بگیرید خیلی تفاوت دارد. در چیدمان باید دقت کنید که داور اهل کجاست، رفت و آمدش چگونه است و از لحاظ روحی چگونه آدمی است؟ این اتفاق کمتر در لیگ برتر می افتد چراکه چیدمان دست دوستانی بود که خیلی به این موضوعات دقت نمی کردند. مثلا پس از بازی پرسپولیس و سپاهان که از لحاظ داوری جنجالی شد، هفته بعدش یکی از کمک داوران را برای بازی یکی از این دو تیم انتخاب کرده بودند که اگر لحظه آخر من لیست را ندیده بودم، آن داور اعزام می شد و ممکن بود بازهم جنجالی به وجود بیاید. اینها نکاتی است که باید به آن بسیار دقت شود. البته شاید بهتر بود که آن داور می رفت و اتفاقات خوبی می افتاد.

*حرف فیفا در این وسط چیست؟

آنها شرح وظایف کمیته و دپارتمان را مشخص کرده اند و می گویند این را پیاده کن و موفق باش! فیفا می گوید رییس کمیته داوران باید یکی از اعضای هیات رییسه باشد و این شخص به هیچ عنوان نباید با فوتبال در ارتباط باشد! در خط دوم آیین نامه فیفا اشکال به وجود آمد. اتفاقی که می گویم واقعا افتاده است. من رییس کمیته داوران و در عین حال رییس یک هیات فوتبال هستم. تیم من بازی دارد و به عنوان رییس هیات سر تیم می رود، آیا همین حضور روی کار داور وسط تاثیر نمی گذارد؟ همین موضوع شبهه ساز است. اگر داور به اشتباه یک پنالتی بگیرد و تیم هیات من پیروز شود، چه فردی این قضیه را می خواهد جمع کند؟ چنین فردی نمی تواند رییس کمیته داوران باشد اما در ایران هست! از سوی دیگر هیات رییسه تعیین می کند کمیته چه کاری انجام دهد که این اتفاق در ایران نیفتاده است. وظیفه کمیته داوران در فیفا طبقه بندی داوران با توجه به عملکردشان، ابلاغ به داوران و معرفی داوران در لیستهای بین المللی و اجرای قوانین فیفا برای یکنواختی در قضاوت است. برای ارزیابی داوران همانند فیفا یک معیار واحد به کار ببرند که این تنها داستانی است که در ایران به درستی انجام می شود. جالب است بدانید رییس کمیته داوران فیفا اصلا داور نیست. اینکه من رییس کمیته هستم، دلیل نمی شود مدرس شوم و ناظر باشم و همه جا جز بهترینها باشم. این حرف فیفا است و نظر شخصی من نیست. به دلیل اینکه می خواهیم همه جا باشیم این اتفاقات در داوری مان افتاده است.

 * و از سوی دیگر به نظر می رسد کمیته داوران سعی در یکدست شدن خودش دارد تا نظر مخالفی در آن به گوش نرسد.

دقیقاً! شما مشاهده کنید که بسیاری از بزرگان جامعه داوری از جمله فنایی، مرادی و ممبینی از کمیته داوران بیرون آمدند. اینکه در کمیته تعدد آرا وجود داشته باشد خیلی خوب است اما دوستان علاقه دارند تنها حرف خودشان زده شود. پشت سر همه هم که حرف می زنند. فنایی به جام جهانی رفته چون با ایکس زد و بند داشته و یا مرادی با ایگرگ در ارتباط بوده. پشت سر همه هم که حرف می زنند و همه با یک گوشی خریده شده اند! افرادی که این حرفها را می زنند چون با یک گوشی اینور و آنور می شوند، دنیا را همین یک گوشی می بینند.

* وظیفه کمیته را در فیفا گفتید، وظیفه دپارتمان چیست؟

سیاست گذاری و برنامه ریزی با کمیته است و کارهای اجرایی با دپارتمان. یعنی کمیته می گوید می خواهیم کلاس داوری برگزار کنیم، دپارتمان وظیفه اش برگزاری آن است. مشکل این است که در ایران این اتفاق نمی افتد چون همه خود را رییس می دانند.

*در قسمتی از حرفهایتان گفتید که آنقدر کار زیاد است که وقت نمی شود به عملکرد داوران رسیدگی شود. با این شرایط گزارشی که داوران در لیگهای مختلف می فرستند، خوانده می شود؟

لیگ برتر خوانده می شود، در لیگ یک مرور شده و بقیه لیگها هم خوانده نشده، بایگانی می شود.

*کسی نیست که بگوید معیارهای فیفا چیست؟

به نظر هیچ فردی وقت رسیدن به این موضوع کوچک را ندارد!

*مثلا فنایی و مرادی و دیگر دوستان نمی خواهند کاری انجام دهند؟

این دوستان که بیرون از گود هستند، چه کاری می توانند انجام دهند؟ یا به عنوان مثال من این حرفها را زدم، آیا اتفاقی جهت بهبودی جامعه داوری می افتد؟ به طور حتم خیر.

*پس چالش اساسی در سرمنشا داوران وجود دارد که جامعه داوری را دو دسته کرده...

سه دسته! یک سری با دپارتمان، یک سری با کمیته و یک سری هم که از هیچکدام اینها خوششان نمی آید!

*سری سوم بیشتر هستند یا کمتر؟

اصولا داوران به دنبال قضاوت کردن هستند و به همین دلیل به یک گروه خود را نزدیک کنند تا قضاوتهای بیشتر و بازیهای حساس تری داشته باشند. آنها هم حق دارند چراکه در این وسط گیر کرده اند و کاری از دستشان برنمی آید. امروز شما از آقای عسگری بپرسید آن زمان که رییس بود بیشتر مسیج تبریک عید می گرفت یا امروز؟ این قضیه واقعا فاجعه آمیز است. یعنی من آنقدر ضعیف هستم  که چون رییس هستی به تو عید را تبریک بگویم و امروز که پست و سمتی نداری، هیچ اهمیتی برای من نداشته باشی!

* اشتباهات داوری که در این فصل خیلی زیاد است و گفته اید بیشتر خواهد شد.

همه سهوی است!

*چرا می گویید بدتر می شود؟

متاسفانه اکثر داوران ما در فضای قضاوت بد گرفتار شده اند. یک نفر را به من نشان دهید که محروم نشده باشد. خیلی ها هم باید محروم شوند اما چون داور کم داریم، محروم نشده اند. فکر کنید اول فصل از داوران تست گرفته اند و تنها دو نفر در آن رد شدند. مگر امکان دارد؟ همه عالی باشند و هیچ مشکلی در تست نداشته باشند؟ از محالات است. خود من در اوج تمرین چندبار تست را رد شده ام.
به دلیل اینکه وقتی خانه صاحب نداشته باشد، هرکسی وارد آن می شود. داوری فضایی دارد که وقتی وارد دور بد قضاوت کردن می شوید به سختی می توانید فضا را عوض کنید. متاسفانه اکثر داوران ما در فضای قضاوت بد گرفتار شده اند. یک نفر را به من نشان دهید که محروم نشده باشد. خیلی ها هم باید محروم شوند اما چون داور کم داریم، محروم نشده اند. فکر کنید اول فصل از داوران تست گرفته اند و تنها دو نفر در آن رد شدند. مگر امکان دارد؟ همه عالی باشند و هیچ مشکلی در تست نداشته باشند؟ از محالات است. خود من در اوج تمرین چندبار تست را رد شده ام. پس مشکل به جایی برمی گردد که به نظر می رسد کسی دوست ندارد جامعه داوری تکانی خورده و وضعش بهتر شود. هنوز بازیها حساس نشده این اتفاقات را مشاهده می کنید، ببینید در هفته های پایانی چه اتفاقاتی می تواند بیفتد؟

*چرا می گویید همه اشتباهات داوری سهوی است؟ یعنی امکان ندارد در جامعه داوری اشتباهی عمدی باشد؟

اصلا حرف من این نیست که داوران تافته جدابافته بوده و همه خوب هستند و هیچکدام هم هیچ موردی ندارند. اشتباهاتی که در این مدت دیده ام سهوی بوده. مگر همه جامعه پاک است که داوران پاک باشند؟ در دکترها، قضات، پلیس راهنمایی رانندگی، فوتبال و یا جامعه خبرنگاران هیچ آدم فاسدی وجود ندارد؟ حرف من این است که هرکسی یک قیمتی دارد.

*این حرف را چند سال پیش سیار به خود من گفت. اینکه مگر می شود در یک سبد سیب یک سیب گندیده وجود نداشته باشد؟

باید دروغ بگوییم که همه سالم هستند؟ خیر! آدم فاسد هست. باید نظارت را برکار داوری بیشتر کرد که متاسفانه نظارت آنچنانی در فوتبال ایران وجود ندارد. چه اشکالی دارد که حراست فدراسیون از لحاظ مالی شما را چک کند تا مشخص شود شما پولتان را از چه راهی کسب می کنید؟ بودن این فیلتر بسیار خوب است و شک و شبهه را از بین خواهد برد. آنهایی که سالم هستند با این شرایط مانده و افراد ناسالم هم می روند.

*شما سالیان سال قضاوت کردید، آیا پیشنهاد مالی داشتید؟

خوشبختانه یا بدبختانه هیچ فردی تا به امروز به من پیشنهادی نداشت. زمانی بود که بازیهای حساس لیگ پایین تر را قضاوت می کردم ولی هیچ وقت این اتفاق نیفتاد. فقط یکبار فردی زنگ زد و گفت فردا مواظب بازی باش که همان زمان به فدراسیون زنگ زده و گفتم فردی این حرف را زده.

*پس هیچ وقت از شما نخواستند که غش کنید؟

خیر اما دوست داشتم این اتفاق می افتاد. دوست داشتم به من پیشنهادی می شد و آن وقت می فهمیدم که وسوسه می شوم یا خیر. اینکه امروز بگویم من به هیچ سمتی غش نکردم، هنر نیست چون پیشنهادی نداشتم. اگر به من پیشنهادی می شد و قبول نمی کردم، کار درستی را انجام داده بودم. شما در شغل خودتان پیشنهادهایی از این دست ندارید؟ من به شما می گویم خانه و ماشین هم به شما می دهم و قلمت را به من بفروش، این کار را نمی کنید؟ اگر این پیشنهاد شد و گفتید نه آدم حسابی هستید.

* آن زمان بقیه دوستان در این زمینه صحبت می کردند؟

من اگر می دانستم اتفاقی قرار بوده بیفتد و مسئولان را آگاه نکرده باشم، از لحاظ فیفا جرمی مرتکب شده ام. اینکه به صورتی جدی حرفی بزنند خیر اما شوخی اش همیشه بین داوران بوده و هست. یکی از دوستان به کمیته انضباطی یا اخلاق گفته بود پیشنهادی شده اما نفهمیدم سرانجام قضیه چه شد؟ اینکه بگوییم فساد نیست دروغ است.

* اما اثبات نشده است. مثل م.ق که آخر مشخص نشد مقصر بوده یا خیر؟

من در رابطه با فرد صحبت نمی کنم. آن زمان من خودم در فدراسیون فوتبال بودم و نفهمیدم آخر سر ماجرا چه شد اما در کل باید بگویم اگر فردی کار خلافی مرتکب شد باید به مردم اعلام کنیم.

* داستان فغانی چیست؟

نمی دانم کدام قضیه!همینجوری یک حرفی زدید که ببینید چیزی می گویم یا خیر؟(باخنده) در بازی تبریز فغانی دو اشتباه داشت.

*آیا کاسه کوزه های آن نتیجه که تراکتور گرفت باید سر فغانی شکسته می شد؟

من این مدلی به قضیه نگاه نمی کنم. پاسی که آندو داد و تراکتور گل زد خطا بود. از سوی دیگر یک صحنه پنالتی روی بازیکن باید اعلام می شد. از لحاظ فنی داستان این است و درباره حاشیه نمی توانم نظر بدهم. اما وقتی تماشاگری می آید در استادیوم می گوید فلان بازی مساوی شده، چه ربطی به قضاوت فغانی داشت؟ با این حرفها تلاش دیگر تیم ها مثل سپاهان و ذوب آهن زیر سوال نمی رود؟ ما در ایران خیلی راحت همه چیز را زیر سوال می بریم.

*اگر داوری اشتباه می کند باید این اشتباه رسانه ای شود؟

شما به عنوان رییس من اگر اشتباهی کنم، به دلیل اینکه فشار روی شما زیاد است و مدیریت هم وارد نیستید، بلافاصله اسم من را روی برد اعلانات می زنید تا بقیه متوجه شوند که من اشتباه داشته ام. داستان رسانه ای شدن اشتباهات و محرومیتها اینگونه است. باید بگویم زمانی که داور مرتکب اشتباهی می شود، خودش بیش از همه ناراحت می شود. ممکن است دو سه روز حتی ذهنت درگیر شود چراکه صحنه در ذهنت مرور می شود و با خودت درگیر هستید.

* زمانی که در خود بازی اشتباه می کنید چه اتفاقی می افتد؟

همان لحظه می گویید واویلا، چه اتفاقی افتاد! در کلاس به شما می گویند نباید به این داستان فکر نکرد اما نمی شود. به همین دلیل ممکن است داور کل بازی را از دست بدهد.

 * شما خودتان چنین داستانی داشتید. در یک بازی و دقیقه 118...

در آن بازی اتفاقی برای من افتاد که هیچوقت نیفتاده بود. مربی تیم را اخراج کردم و تماشاگران برخورد بدی داشته و یک کفش به سمت من پرتاب شد و به من اصابت کرد و مدتها جایش کبود بود. این صحنه آنقدر برای من سنگین بود که قدرت تجزیه و تحلیلم را از دست دادم. اگر فیلم بازی را مشاهده کنید متوجه خواهید شد که دستور به ادامه بازی دادم و من هنوز سرجایم ایستاده بودم. این طرز فکر کاملا اشتباه ایرانی است که داور می گوید اگر الان بازی را تعطیل کنم، چه اتفاقاتی خواهد افتاد؟! اگر دقت کنید در چند سال آخر سیر داوری من به سمت پایین است. دچار ایرانیزه شدن در  داوری شده بودم و هفت سال زودتر از موعد خود را بازنشسته کردم.

* نمی توانستید بجنگید و داوری ایرانی را اروپایی کنید؟

آن زمان طرز فکر امروز را نداشتم. نمی دانستم که فرهنگ داوری در ایران می تواند اینقدر بد باشد! آن زمان چیزهایی دیدم که امروز وجود ندارد. در یک جلسه در تهران به من گفتند این خارجی اینجا چی می گوید؟ این که اصلا تهران نبوده و حالا اومده داوری می کند؟! اگر می توانستند در همان جلسه من را کتک می زدند! همه دنبال دشمنی با من بودند. امروز درباره بسیاری از بازیکنهای فوتبال هم این حس وجود دارد، اینکه می گویند فلانی ایرانی نیست و دو رگه است! شاید تنها دو سه نفر حامی من بودند. اگر بازی می دادند، می گفتند من زد و بند دارم که داور شدم. مدتها کارت داوری من را صادر نمی کردند. ساختار داوری ما در ایران اینگونه است که داور درجه سه هستم و دو سال بعد به صورت اتوماتیک می شوم داور درجه دو و پس از دو سال درجه یک و سه سال بعد داور ملی خواهم شد. یعنی در نه سال می شوم بالاترین رده داوری ایران. حال به قیاس به آلمان می رسیم. آلمان چهارده لیگ دارد! شما به عنوان داور در لیگ چهارده کار خود را آغاز می کنید. ممکن است تا آخر عمر در لیگ ده یا یازده قضاوت کنید. این نیست که در گذر زمان پیشرفت کنید. امتحانات ماهانه و نظارت فدراسیون ملاک این است که شما پیشرفت کنید اما در ایران آنقدر داور ملی داریم که از شمارش خارج هستند. همه هم دنبال قضاوت در لیگ برتر هستند و یا می گویند چرا بین المللی نمی شویم؟! بدون هیچ فیلتری به اینجا رسیده اند.

نمی دانستم که فرهنگ داوری در ایران می تواند اینقدر بد باشد! آن زمان چیزهایی دیدم که امروز وجود ندارد. در یک جلسه در تهران به من گفتند این خارجی اینجا چی می گوید؟ این که اصلا تهران نبوده و حالا اومده داوری می کند؟! اگر می توانستند در همان جلسه من را کتک می زدند! همه دنبال دشمنی با من بودند. امروز درباره بسیاری از بازیکنهای فوتبال هم این حس وجود دارد، اینکه می گویند فلانی ایرانی نیست و دو رگه است! شاید تنها دو سه نفر حامی من بودند. اگر بازی می دادند، می گفتند من زد و بند دارم که داور شدم. مدتها کارت داوری من را صادر نمی کردند.
* در آلمان چند سال طول می کشید از پایین ترین رده به بوندس لیگای یک برسید؟

اگر نابغه ای در حد مارکوس مرک باشید، هفت سال اما وی یک استثنا بود. من تا بالاترین رده لیگ آماتور آلمان رسیدم یعنی دسته چهارم. در یازده سال به اینجا رسیدم.

*بعدش چه اتفاقی افتاد؟

به ایران آمدم.

*چرا به ایران آمدید؟

(می خندد) دلیل خاصی نداشت.

*چه شد داور شدید؟

بابک رفعتی که داور معروف ایرانی در آلمان بود من را به داوری سوق داد. وی یک اعجوبه ای در داوری بود و از من خواست داوری کنم. در اصل دوست داشتم مربی تیمهای پایه شوم. این را بگویم که در آلمان سیستم متفاوت است. آنجا می توانید بازیکن باشید و در عین حال مربیگری کنید و داور هم باشید. نکته جالب اینکه در آلمان اگر قرار است داور شوید باید حتما عضو یک باشگاه باشید! شما در محله تان وارد یک باشگاه فوتبال می شوید که حداقل یک زمین چمن دارد. حق عضویت هم به تیم پرداخت می کنید. هر باشگاه به تعداد تیمهای بزرگسالان باید داور داشته باشد. یعنی سه تیم بزرگسال دارید که اصلا رده اش مهم نیست و باید سه داور به هیات فوتبال معرفی کند و اگر این کار را انجام ندهند، جریمه خواهند شد. به همین دلیل باشگاه از بازیکنان رده جوانان می خواهد در کلاسهای داوری شرکت کنند. همین قضیه باعث می شود که آمادگی بدنی تان حفظ می شود. در آلمان یکی از ساده ترین اصول این بود که پیش از بازی به سمت مربیان دو تیم رفته و با آنها احوالپرسی کنید. در ایران وقتی این کار را انجام دادم خیلی ها به من انتقاد کردند که به چه دلیل باید با مربی دست بدهی و سلام کنی؟! این کار باعث می شود مربی به شما حس نزدیکی داشته باشد و اگر اشتباهی هم بکنید، کمتر به چشمش بیاید و اعتراض داشته باشد. در ایران این قضیه را بد می دانند. می گویند با اینکار برایت حرف درمی آید. برای اولین بار به آبادان رفتم. بازی تراکتور و آبادان بود. می خواستند این بازی را قضاوت کنم که از داوری در ایران پشیمان شوم. به هرحال پیش از شروع بازی سمت مربیان می خواستم بروم که کمکهایم جلویم را گرفتند و گفتند کجا؟ گفتم به مربیان سلام کنم. گفتند نه اینجا آبادان است، اگر اینکار را کنید می کشنت!

*با بابک رفعتی در ارتباط هستید؟

پس از خودکشی اش خیر! دکترش وی را ممنوع کرده که با داوران در ارتباط باشد.

* دلیل خودکشی وی چه بود؟

فشار بیش از حد داوری!

* به آلمان برگردیم و اینکه می خواستید مربی شوید...

هجده سالم بود که می خواستم مربیگری را آغاز کنم البته مربیگری در رده نونهالان. در آلمان برای آنکه مربی شوید باید کارت داوری داشته باشید تا با قوانین کاملا آشنا شوید. این کار در ایران هست اما به صورت کلاس دو ساعته! پس از دریافت کارت داوری به من بازی دادند. در لیگ خودم داور بودم و در لیگ بالاتر کمک داور. اینگونه باعث می شود که تجربه قضاوت بیشتری کسب کنید و کار در لیگ بالاتر را تجربه خواهید کرد. این کار باعث می شود داور انگیزه داشته باشد تا در لیگهای بالاتر قضاوت کند. پول خوبی هم در سن هجده سالگی از داوری می گرفتم و همین قضیه باعث شد که انگیزه من برای ادامه کار بیشتر شود.

*با فوتبال بازی کردن شما مشکلی نداشتند؟

خیر! من بازی می کردم و قضاوت هم داشتم. یک نکته جالب بگویم باور نکردنی. پیش از آغاز فصل یک دفترچه به شما می دهند که تمام بازیهای شما تا آخر فصل در آن درج شده است. روز، ساعت، شهر و رده لیگی که باید قضاوت کنید یک ماه پیش از شروع لیگ در اختیار شما قرار می گیرد. (باخنده) عین ایران! به جایی می رسید که خودتان تصمیم می گیرید فوتبال را رها کرده و داوری را حرفه ای ادامه دهید. واقعیت امر هم این است که فردی فوتبال بلد باشد، فوتبالیست می شود و کم استعدادهای فوتبال سمت داوری می روند. به نظر شما مسی با آن همه استعداد علاقه ای به داوری دارد؟

* البته کم استعدادها زمانی دروازه بان می شدند...

(می خندد) خودم هم دروازه بان بودم!

* در چند سالگی داوری برای شما جدی شد؟

به دلیل اینکه رباط پایم پاره شد در 22 سالگی فوتبال را رها کرده و داوری را جدی ادامه دادم. داوری شما را می سازد. خیلی سخت است هر هفته وارد زمین شوید و نزدیک سی نفر سرت غر بزنند!

* آنجا هم غر می زنند؟

بیشتر از ایران! همین غرها در شکل گیری شخصیت من خوب بود. یادگرفتم با افراد مختلف باید کنار بیایم، حتی با نشان دادن کارت قرمز!

 *شما در آلمان چه کار می کردید؟

درس می خواندم. در رشته کامپیوتر تحصیل کردم و مدرک گرفتم. البته درس و داوری اصلا برایم تناقض نداشت.

*اگر به ایران بازنمی گشتید، به بوندس لیگا می رسیدید؟

خیر! شاید بوندس لیگای سه که آنهم آرزویی است برای بسیاری از داوران آلمانی. به دو و یک که اصلا نمی رسیدم.

*به اینکه آلمانی نیستید، ربطی نداشت؟

خیر، اصلا به ملیت شما کاری ندارد.

* نوید مظفری که به قول خودش حداکثر در لیگ سه می توانست قضاوت کند زمانی که به ایران آمد همه گفتند چه داور فوق العاده ای. یعنی اختلاف داوری ما با اروپا اینقدر زیاد است؟

اتفاقا این حرفها خیلی به ضرر من تمام شد. پرچمهای داوری را من وارد ایران کردم و در ابتدا هیچکسی آنرا دستش نمی گرفت! هرکس دلیلی می آورد که با آن کار نکند. بعد مدتی که پرچم را می گرفتند، دکمه را نمی زدند. من هم عادت داشتم که از این وسایل استفاده کنم. یعنی در آلمان جوری بار آمده بودم که به کمکها آنچنان نگاه نمی کردم و راه ارتباطی ما با همین ویره های پرچم بود. در یک بازی بسیار مهم کمک من ویبره را نزد. صحنه آفساید بود و من هم کمک را ندیدم و توپ به محوطه جریمه حریف رفت و پنالتی شد و دروازه بان را هم اخراج کردم که متوجه شدم بازیکنان می گویند کمک را نگاه کنم. دیدم خیلی خونسرد ایستاده و پرچم را به نشانه آفساید بالا برده! دقیقه بیست بازی بود و تمام ذهن من را درگیر کرد. همه اش به خودم می گفتم حواسم جز بازی باید به کمک هم باشد! یکی از بزرگترین ناظرهای ایران می گفت که این فقط برای اوت است! سطح دانش دوستان آن زمان تا این حد بود.

*با این ویبره ها اذیتتان نمی کردند؟

(می خندد) شما وقتی به این ویبره عادت کنید هر زمان که آنرا حس کنید ناخودآگاه دستتان به سوت رفته و بازی را متوقف می کنید! یکبار در حین بازی به عنوان شوخی این کار را انجام دادند! همزمان باهم ویبره را می زدند و من گیج شده بودم چه اتفاقی افتاده که همزمان کمکهایم ویبره را زده اند! نگاه کردم و دیدم در حال خندیدن به من هستند!

* هدست را هم شما وارد داوری ایران کردید. با آن هم خاطره دارید؟

از جوکهایی که برای هم تعریف می کردند بگذریم.(می خندد) در یک بازی به کمک گفتم صحنه را دیدی؟ گفت نه! به دو گفتم تو دیدی؟ گفت نه اما الان اسکوربورد صحنه را نشان می دهد، نگاه می کنم و می گویم. چند ثانیه بعد گفت صحنه را نشان داد اما فکر کنم خودت ببینی بهتر است! نکته مهم این است که در لیگهای پایین ما با این وسایل کار می کردیم. مشکل ما هدست و پرچم نیست، با هدست پنالتی گرفته نمی شود. در ایران بیشتر برای کلاس گذاشتن است اما در خارج تنها یک وسیله کمکی است. یک نکته هم درباره حقوق داوران بگویم. به نظرم جامعه داوری به این پول اندک نیازی ندارد! مشکل داوران هم با این پول برطرف نمی شود. نکته مهمتر اینکه اگر بازی بیست میلیون تومان هم می گرفتند این اشتباهات وجود داشت. آقای اصفهانیان در زمان قضاوت 20 هزاز تومان می گرفت و هیچوقت نمی گفت چون 20 هزارتومان می گیرم بد قضاوت کنم و یا نمی گفت اگر 5 میلیون بدهند بیشتر می دوم.

* داور چقدر به پول فکر می کند؟

در زمین فوتبال هیچی! نمی گویم پول برای داور مهم نیست اما این پول اندک برای داوران چیزی نیست. مثالی بزنم. فرض کنید بازی ایران و ژاپن است. چند نفر برای دیدن داور می روند؟ ده نفر. اگر ایرماتوف باشد، پنجاه نفر. مرک بیاید صد و اگر کولینا بیاید حداکثر هزار نفر. حال می گویند در فوتبال پول زیاد است، قبول اما پول هست چراکه فوتبالیست در حال درآمدزایی است. ما فقط برای اداره بازی هستیم و جز این سیستم پولسازی نیستیم. پس نگوییم چون پول زیاد است، داوران باید پول زیاد بگیرند. این جمله زشت است که بگوییم داور از یک تدارکاتچی پول کمتری می گیرد! این حرف شان من داور را پایین می آورد. در اسپانیا داوران فوتبال را مثل قضات قوه قضاییه می بینند. تدارکاتچی بسیار زحمت می کشد اما وقتی این حرف را می زنیم، یعنی داور تا این سطح پایین می آید.

*یعنی شما می گویید داور نباید پول زیادی بگیرد؟

خیر، من حرفم این است که ما رکن اصلی فوتبال نیستیم اما باید پولی در خور شان خودش بگیرد. البته صحبت پول در این چند سال گذشته زیاد شده است. من در لیگ برتر 20 هزارتومان می گرفتم و روزهای آخر 200 هزار تومان گرفتم. الان هم دستمزد داور وسط 500 هزارتومان است و باید بگویم این پول آنچنان مهم نیست. پول زیاد هم ابزار فشار است. یعنی اگر به داور 10 میلیون بدهید و اشتباه کند، همین حقوق برایش دردسرساز خواهد بود که چرا اینقدر پول می گیری و اشتباه می کنی؟!

*در آلمان شرایط چطور بود؟ داوران شغل دیگری هم داشتند؟

در آلمان می گویند باید کار داشته باشید تا داوری کنید، آنهم یک شغل آبرومند. شغل خوب جز الفبای داوری در آلمان است. البته امروزه قضیه را جدا کرده اند و به یک داور برای شرکت در مسابقات پول جداگانه ای می دهند و یک پول هم حق الزحمه قضاوت هست.

* در بوندس لیگا داوران اشتباه می کنند؟

شدید، شدید! اما عکس العمل کمیته داوران آنها مثل ایران نیست. آنجا خود مسئولان اشتباهات داوران را می گویند و محروم می شوند. برخی وقتها چند هفته محروم می شود و اگر اشتباه زیاد باشد به یک رده پایین تر سقوط می کند. چند سال پیش هم که قضیه رسوایی داوری پیش آمد. یک داور زندانی شد و مسئولان افرادی که حس می کردند ممکن است با این داستان ارتباط داشته باشند را کنار گذاشتند. بیست و چهار نفر در بوندس لیگا ماندند و آن سال بهترین سال قضاوت بوندس لیگا بود. به نتیجه رسیدند که داوران کمتر باشند، نتیجه بهتری گرفته می شود. در ایران چون می خواهیم استانها را حفظ کنیم که یک روزی به ما رای بدهند تا وارد هیات رییسه شویم، هر فردی تماس می گیرد که چرا داور من سر کلاس نیست، داور مد نظرش را وارد کلاس می کنیم. اینگونه است که صدنفر برای کلاسهای قضاوت لیگ برتر ثبت نام می کنند. آموزش نداریم و تنها دو کلاس برگزار می کنیم و توقع داریم داورها فوق العاده باشند.

* خود داوران چقدر در این قضیه مقصر هستند؟

صد در صد! تا به حال داوری ندیده ام که بگوید چرا برایمان کلاس نمی گذارید؟! زمانی که در فدراسیون فوتبال بودم، ایمیل داوران را گرفته و هر هفته قبل از اینکه نود روی آنتن برود، اشتباهات داوران را به آنها از طریق ایمیل اعلام می کردیم. این قضیه اصلا برای آنها جالب نبود. داوری داشتیم که اشتباه وی را به وی گوشزد کردم و گفتم این صحنه خطا روی دروازه بان بود. گفت نه بابا! اینجوری نیست! هفته بعد ناظر AFC آمد و وی همان اشتباه را انجام داد و در لیست بین المللی قرار نگرفت!

* شما می گویید به شما پیشنهاد پول نشده اما یک مربی را در بازی ملوان و سایپا اخراج کردید.دستیار لورانت در سایپا.

وی با دست علامت پول گرفتن را نشان داد.

* چرا؟

من از کجا بدانم؟

*حتما کاری کرده بودید که این علامت را نشان داده...

یادم آمد! وی آلمانی حرفی زد و شنیدم و اخراجش کردم. از آن مربیانی بود که هیچ چیز بلد نبود و در ایران الکی مربی شد!

شاید برخی از دوستان خشونت را با قاطعیت اشتباه می گیرند. متاسفانه به تازگی چند داور هستند که حس می کنند با ناسزا گفتن می توانند به خودشان شخصیت بدهند. نکته تاسف آمیزی را مجبورم اعتراف کنم. اگر امروز از داوران ما امتحانی گرفته شود، بسیاری از آنها در قوانین داوری قبول نخواهند شد!
* چرا جدیدا داوران بد دهان شده و به بازیکنان فحش می دهند؟

شاید انسانهای بی شخصیتی هستند! شاید برخی از دوستان خشونت را با قاطعیت اشتباه می گیرند. متاسفانه به تازگی چند داور هستند که حس می کنند با ناسزا گفتن می توانند به خودشان شخصیت بدهند. نکته تاسف آمیزی را مجبورم اعتراف کنم. اگر امروز از داوران ما امتحانی گرفته شود، بسیاری از آنها در قوانین داوری قبول نخواهند شد! این داستان نباید خیلی عجیب باشد. در آلمان ماهی یک امتحان داوری می دهم. دوستان در ایران هر دو سال یک امتحان فرمالیته می دهند. یک زمان من مسئول امتحان شدم و داوران فراوانی را رد کردم. با فدراسیون تماس گرفتند که دیگر نوید مظفری را نفرستید چراکه همه را رد می کند! بقیه دوستان از سی نفر، سی نفر را قبول می کنند. در داوری دو نوع اشتباه داریم، یک اشتباه تصمیم گیری و دوم اشتباه فنی. اشتباه فنی یعنی داور مثلا جای دراپ بال، ضربه آزاد اعلام کند. در چند سال گذشته چهار بازی دیدم که داور اشتباه فنی داشت و هیچ فردی متوجه آن نشد. طبق قوانین اشتباه فنی باعث تکرار بازی خواهد شد!

* یعنی آنقدر نظارت نداریم؟

سالی که فدراسیون فوتبال بودم از آقای عسگری اجازه گرفتم که تمام بازی های لیگ برتری را به همراه یک گروه مرور کنیم. نزدیک به سیصد و شصت بازی بود. گروهی مشغول آنالیز شدند و تمام بازیها را مشاهده کردند. صحنه هایی از این بازیها درآوردم که شاهکار بود! در یک بازی، بازی شروع شد و داور سوت شروع را زد و زمین خط نداشت! نماینده فدراسیون هم اصرار داشت بازی برگزار شود. در حین مسابقه یک نفر با سطل رنگ آمد و شروع به خط کشی دور زمین کرد! آقای عسگری این فیلم را در سازمان لیگ نشان داد و خیلی ها اعتراض کردند که چرا این فیلم را نوید مظفری درآورده است؟!

* با این شرایط چرا شما در ایران ماندید؟

در حین داوری دوبار بیماری سخت روحی گرفتم. به تدریج ایرانیزه شدم و بعد هم داوری را کنار گذاشتم. در ایران با دو چیز آشنا نبودم. یکی کنار نیامدن با حواشی و دومی رابطه با خبرنگاران. در آنجا شرایط زندگی فرق دارد. نباید با فردی رابطه داشته باشید تا درباره شما مطلب بنویسند اما در ایران اینگونه نیست. یکبار درباره خودم چیزی خواندم که بسیار شگفت زده شدم. یک خبرنگار هرچه می توانست منفی نوشته بود. چرا یک خبرنگار باید از داوری بد بنویسد؟ به دلیل اینکه یک داور دیگر خواسته به آن داور حمله کند. در بازی دربی که داور چهارم بودم، روز قبل از بازی غیاثی به داور اول گفت مارکوس مرک در هفته پیش اشتباه نداشت؟ داور گفت مرک یکی از بزرگترین داوران فوتبال جهان است. حال اگر من ایرانی بودم، می گفتم فقط همان اشتباه نبود که... اصلا مرک داور نیست! ما داوران در ایران پشت هم نیستیم و به هر طریقی دنبال زیرآب زدن هستیم.

*نمی توانستید برای قضاوت به آلمان بازگردید؟

همه زندگی من که قضاوت نیست. من در ایران مشغول زندگی شدم و دیگر دلیلی برای بازگشت به آلمان نمی دیدم.

* نوید مظفری چگونه ایرانیزه شد؟

عوامل مختلف باعث بروز این قضیه شد. اول اینکه هرجا می رفتم ناظران یک نوع اشکال می گرفتند. می گفتند چرا می روی گوشه؟ الان می گویند فغانی چقدر خوب است، همه اش به گوشه حرکت می کند. من چیزهای دیگری آموزش دیده بودم که در ایران اجرا نمی شد. مثلا می گفتند در آوانتاژ چرا دستهایت را بالا می بری؟! حرف این نیست که من خیلی خوب هستم. اختلاف در تفکرات باعث شد چیزی که بلدم هم برایم زیر سوال برود. من اعتراف می کنم اشتباه کردم و باید همان آلمانی برخورد می کردم. در یک بازی دوازده کارت زرد دادم که تمام این کارتها عین کتاب بود. یک نفر در هیات فوتبال با من دعوا کرد چرا دوازده کارت دادی و بازی را به هم ریختی؟! قانون یک حرفی می زند و در ایران جور دیگری این حرف اجرا می شود! برای دوستان یک پدیده ای بودم که عضو پیکره شان نیست. مثلا می گفتند بازی های اداره جات را سوت بزن و من نمی رفتم!

* مگر باید می رفتید؟

این پیشنهاد نشان دادن در باغ سبز بود. اینکه من نیز جز آنها شوم و همین جواب نه دادن من باعث شد که بیشتر مشکل به وجود بیاید. می گفتند چرا خود را از ما جدا می کنی؟  اگر راه خود را می رفتم و سعی در ایرانیزه شدن نمی کردم، خیلی خوب بود. در یک صحنه ای خطای هندی را نگرفتم و بین دو نیمه کمک به من در حال روحیه دادن بود، بعدتر با وی برخورد کردند که چرا به نوید مظفری کمک کردی؟! باید اجازه می دادی روحیه اش به هم بریزید.

* هرچه ایرانیزه می شدید، این برخوردها کمتر می شد؟

وقتی خودم مشغول خرابکاری شدم، دیگر احتیاج نداشت کسی خرابم کند! دیگر حس کرده بودند از خودشان هستم. سال 2005 وارد لیست بین المللی شدم. تا پیش از آن لیست را خالی می فرستادند و ترجیح می دادند فقط چند داور در لیست بین المللی قرار گیرند. سال 2006 قرار بود از تعداد داوران لیست کم شود. من نفر هشتم بودم و قرار شد که نفر نهم و دوم خط بخورد. خیالم هم راحت بود که در لیست هستم. همان سال مسابقه جام ال جی در تهران برگزار شد و قضاوت فینال بازی به من رسید. بازی بین پاراگوئه و مقدونیه بود. شبکه سه هم بازی را مستقیم پخش می کرد و نیمه اول فوق العاده بودم. بازی را رویایی قضاوت کردم. بین دو نیمه یکی از دوستان حاضر در رختکن گفت فهمیدی چی شده؟ گفتم چی شده؟ گفت نهم و دهم خط خوردند، البته تو را هم خط زدند و دیگر در لیست نیستید! ده دقیقه در دستشویی رختکن گریه کردم. آنقدر شوک بدی بود که نمی دانستم کجا هستم! گفتم نمی توانم بازی کنم. یکی از کمکها با ویبره تمام بازی را برای من درآورد. واقعا زمان گفتن این خبر، آن زمان بود؟ بعد بازی آقای عسگری آمد و عصبانی گفت نیمه اولت را ببینم یا نیمه دومت را؟!

* داوری را کنار گذاشتید، بعد چه کردید؟

مدتها از جامعه داوری دور بودم و اصلا دوست نداشتم در آن باشم. بعد مدتی در کلاس مدرسی فیفا شرکت کرده و امتحان دادم. در سه کلاس فیفا شرکت کرده و بعدتر تصمیم گرفتم به عنوان مدرس منطقه ای AFC مشغول به فعالیت شوم. امروز چون با فدراسیون فوتبال کار نمی کنم، مدرس هم نیستم. بیشتر برای بچه های داوری کلاس خصوصی می گذارم.(می خندد)

 

2051

[ منبع این خبر سایت 90 می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات