تأملات فلسفی پیرامون مقوله ی " آگاهی "


آگاهي زمانمند است و در ارتباط با واقعيت است و تدريجي هم هست. آگاهي در نسبت با ديگري است. اين ديگري مي تواند هر چيزي باشد. ديگري مي تواند دشتي وسيع باشد و يا جنگلي با درختان بي شمار و يا رودي خروشان و يا منظره اي زيبا و يا کوهي بزرگ و استوار. ديگري مي تواند شکوه و زيبائي يک آبشار باشد. ديگري مي تواند يک قلعه ي تاريخي در ميان صخره هاي بلند باشد و يا مي تواند مسئله ي مهمي همچون محيط زيست و يا حيات وحش باشد. ديگري مي تواند يک کتاب باشد. ديگري مي تواند يک اثر هنري باشد. ديگري مي تواند انسان باشد. بدون ديگري، آگاهي هم نيست. آگاهي در نسبت با ديگري است که آگاهي هست.
ما آگاهي مطلق نداريم و همچنين آگاهي که فارق از هرگونه  تلاش و کوشش باشد نيز نداريم. بلکه آگاهي تدريجي است و کم کم بدست مي آيد. با پيمودن يک راه. با پشت سر گذاشتن موانع. با نزديک شدن به هدف. آگاهي انسان، آگاهي عملي است. " يعني زماني که انسان در عمل، درگير مسئله اي مي شود، آگاهي او ظهور مي يابد." ( مدخل فلسفه غربي معاصر، دکتر محمود خاتمي، ص 239 ) آگاهي کم کم براي ما حاصل مي شود. آگاهي کم کم خود را به ما نشان مي دهد. هرچه ما در راه رسيدن به هدف مورد نظرمان بيشتر قدم بر مي داريم، بيشتر از روشنايي آگاهي بهره مند مي شويم. آگاهي، حرکت تدريجي از تاريکي به سمت روشنايي است. بدون وجود راهرو و بدون وجود راه، نمي توان از آگاهي سخن گفت. آگاهي انسان در مسير تاريخ، آگاهي تجربي و عملي است. " آگاهي طريقي است به سمت چيزي." (همان، ص 240 ) مسير آگاهي باز نيست. آگاهي يک چيز حاضر و آماده نيست. با تلاش و کوشش و صبر و مقاومت است که مي توان مسير آگاهي را گشود. راهي که در آن هيچگونه خطر و سختي و اشتباه وجود نداشته باشد، وجود ندارد. در راه شدن يعني خطر کردن و خطا ديدن و از خطاها و اشتباهات درس گرفتن و باز به سمت جلو حرکت کردن. بدون حرکت، ضعف ها و قوت ها شناخته نمي شود. ضعف آگاهي، يک قوت است. به ميزاني که در يک راه حرکت مي کنيم، بيشتر ضعف ها و قوت ها نمايان و آشکار مي شود. اين روشن و آشکار شدن، ما را در رسيدن به يک معرفت عيني ( و نه صرفا ذهني و خيالي ) ياري مي رساند. کسي که خطر را مي شناسد و به آن اشراف دارد مي تواند راهي براي عبور از خطر بيابد. 
آگاهي همواره در راه حاصل مي شود. بدون پيمودن راه، نمي توان مانع را پشت سر گذاشت. آگاهي بدست آمده در طول راه، خود راهنما نيز هست! با پيمودن قسمتي از مسير و با بدست آوردن بخشي از آگاهي است که مي توان با روشنايي آين آگاهي بدست آمده، ادامه ي راه را نيز کم کم پيمود. آگاهي در انسان حاصل مي شود و نه در بيرون از انسان. اما اين آگاهي خود به خود در انسان حضور نمي يابد بلکه با پيمودن يک راه و مسير است که آگاهي براي انسان حاصل مي شود. روشنايي هر راهي در مسير همان راه پنهان است و هرچه راه طولاني تر، نياز به روشنايي بيشتر. 
گشودن مسير آگاهي، گشودن مسير آينده نيز هست. آينده و آگاهي نزديک ترين ارتباط را با هم دارند. کسي که در مسير آگاهي قدم نگذاشته، نمي تواند از آينده نيز برخوردار باشد.

اگر انسان مسير زندگي را نمي پيمود، هيچ شناختي از کم و کيف زندگي نمي داشت. آگاهي انسان نسبت به مقوله ي زندگي، آگاهي است که بواسطه ي پيمودن مسير زندگي در طول هزاران سال براي آدمي حاصل شده است. آگاهي در مسيري که انسان در طول تاريخ پيموده است کم کم حاصل شده است. بيرون از اين مسير تاريخي، آگاهي هم نيست. اگر انسان مسير تاريخي را که اکنون در طول هزاران سال پيموده است نمي پيمود، آگاهي او نيز ديگر آگاهي کنوني نبود. در طول مسير تاريخ، آگاهي انسان کم کم شکل گرفته و افزايش يافته است. آگاهي، تاريخ و انسان همواره همراه با هم و وابسته ي به هم هستند. نه تاريخي جداي از انسان وجود دارد و نه آگاهي بيرون از زندگي انسان در بستر تاريخ امکان تحقق دارد.
 آگاهي هيچگاه کامل نيست بلکه آگاهي همواره رو به جلو است. گذشته ارزشمند است اما اميد در آينده است. 

فرج عزیزی
 

[ منبع این خبر سایت صدای میانه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال