نگاهی به برگزاری مراسم تشییع و خاکسپاری رودی فولر فوتبال ایران/حالا احدی نیست


وب سایت رسمی برنامه نود-صبح دیروز تهران هوایش آلوده بود. آفتاب وسط آسمان خاکستری رنگ می‌درخشید.

میدان هفت‌تیر رو به ورزشگاه شهید شیرودی، ترافیک بود. ترافیکی نیمه روان که بعد از درب ورودی ورزشگاه امجدیه سابق که روان می شد و ترافیک دیگر روی اعصاب نمی رفت.

دیروز دربهای ورزشگاه شهید شیرودی به روی همه باز شده بود؛ درهایی که مدت‌هاست روی فوتبال بسته است و فقط در چنین روزهایی روی اهالی فوتبال باز می‌شود. تشییع پیکر رضا احدی بازهم همه را به صورت خودجوش یکجا جمع کرده بود. طرفدارانش خودشان عکس‌هایش را چاپ کرده بودند و سر دست گرفته بودند. روی همه آنها نوشته شده بود:«خداحافظ رودی فولر فوتبال ایران»

از علی پروین گرفته تا حسن روشن، از علی کریمی گرفته تا احمدرضا عابدزاده، از سیدمهدی رحمتی تا وحید طالب‌لو، خسرو حیدری، محسن عاشوری، بهزاد داداش‌زاده، فرزاد مجیدی و بسیاری از بازیکنان فوتبال ایران در دهه های مختلف فوتبال ایران آمده بودند. مدیران سابق و فعلی استقلال علی فتح‌الله‌زاده، کاظم اولیایی و البته بهرام افشارزاده با سگرمه‌هایی درهم در مراسم حاضر بودند.

در هر حال این یک رسم نامهربان در فوتبال ایران است. نام رضا احدی حدود یک‌ماه قبل با گفت‌وگویی درباره راننده آژانس‌بودنش بر سر زبان‌ها افتاد و کسی فکر نمی‌کرد سرطان کبد در کمتر از دو هفته از پا درش بیاورد. کسی هم فکر نمی‌کرد که صبح چهارشنبه در ورزشگاه شیرودی نزدیک به سه‌هزار نفر برای تشییع پیکرش بیایند. مهم اما مردم بودند، آنهایی که حالا به زور برای دیدن یک بازی فوتبال پنج هزار سکو از ورزشگاه آزادی را پر می‌کنند، با چشمان اشک‌بار به ورزشگاه پیر امجدیه آمده بودند.

چمن زرد و پژمرده زمین شماره یک، وضعیت این ورزشگاه را بهتر نشان می دهد. ورزشگاهی فراموش شده با کلی خاطرات ریز و درشت. بهروز پرورش‌خواه با چشمان اشک‌بار می‌گفت: «من به عشق رضا احدی فوتبالیست شدم. می‌آمدم تا بازی‌های آقا رضا را ببینم. اصلا نمی‌توانم باور کنم که این‌طور رفته است.از وقتی رضا احدی به کما رفت، دیگر خواب به چشمم نمی‌رود. حالا که اینجا آمده‌ام باورم نمی‌شود دیگر رضا احدی بین ما نیست. او لنگه نداشت.»

سیدمهدی رحمتی، خسرو حیدری و وحید طالب‌لو هم آمده بودند و البته زیاد حرفی برای گفتن نداشتند. توی حال و هوای خودشان بودند. مراسم یک ساعتی دیر شروع شد. قرار بود ساعت 9 پیکرش بیاید اما ساعت 10 وارد ورزشگاه شد و آه و شیون همه‌جا را گرفت.

خانواده احدی و فرزندانش به زور روی پاهایشان ایستاده بودند. قبل از نماز میت، سیدمهدی رحمتی به‌عنوان کاپیتان استقلال، چند کلمه‌ای برای آنهایی که به ورزشگاه آمده بودند صحبت کرد و بعد از نماز، برای اینکه پیکر رضا احدی را روی تارتان‌های رنگ و رو رفته دور ورزشگاه بچرخانند، همه وارد ورزشگاه شدند.

چهره‌هایی را می‌شد دید که در دهه 60 امجدیه‌رو و آزادی‌رو حرفه‌ای بودند. با آنها که هم‌صحبت می‌شدی، گلایه می‌کردند از وضعی که بر بازیکنان دهه 60 فوتبال ایران حاکم است. اینکه فراموش‌شان کرده‌اند. اینکه نسل جدید با آنها و بازیشان آشنا نیست. با دست آدم‌ها را نشان می‌دادند، جعفر مختاری‌فر، حسن روشن، سعید مراغه‌چیان و خیلی‌های دیگر. می‌گفتند یک ورزشگاه به احترام اینها بلند می‌شدند، اما حالا کمتر کسی از آنها خبر دارد. علی پروین بین جمعیت بود و با صدای بلند می‌گفت: «اگر کسی بهشت‌زهرا آمد،بدانید رضا را دوست داشته وگرنه امجدیه اومدن که کاری نداره، هر چند خیلی ها هم نیومدن!»

ساعت 12 نشده، رضا احدی کنار ناصر حجازی در بهشت‌زهرا به خاک سپرده شد. البته پیش بینی علی پروین هم درست از آب درآمد. خیلی از آنهایی که به ورزشگاه شهید شیرودی آمدند به بهشت زهرا نیامدند.

 

[ منبع این خبر سایت 90 می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال