گزارش ویژه/ مقایسه دو ناکامی تلخ تیم ملی امید در چهار سال/ چرا اتفاقی برای مقصران نمی افتد؟


وب سایت رسمی برنامه نود- تیم ملی امید از راهیابی به المپیک ریو بازماند. حالا ما ماندیم و دوباره میزگردهای بررسی شکست و پیدا کردن مقصرها.

البته در این باره رسانه ها همیشه خوب عمل می کنند. درست مثل یک دادگاه عالی، همه را پای میز محاکمه می کشند، نقاط ضعف را نشان می دهند. اعلام می کنند و نشان می دهند که در کدام تاریخ آنها یا کارشناسان گفته اند که فلان کار را نباید انجام می دادند. می گویند گفتیم و هشدار دادیم و نکردید.این هنر رسانه هاست که پس از شکست مقصریابی کنند به این امید که دیگر شاهد حضور این مقصرها در فوتبال نباشند.اما واقعیت تلخ این است که چرخه ایراد دارد. مقصرها هم كم نيستند، آنقدر زيادند كه مي شود برايشان رديف اول و دوم و سوم هم تعيين كرد. حالا در این شرایط متهم رديف كردن كار ساده اي است، كاري است كه هر چهارسال يكبار و پس از حذف تیم ملی امید انجام می شود. اما اشكال كار اين است كه اين دادگاهها بي نتيجه است، در دادگاهها كسي واقعا محكوم نمي شود. اگر محکوم می شدند، که دوباره تیم ملی امید در راه رسیدن به المپیک ناکام نمی شد.می شد؟

بازخوانی اتفاق های 4 سال پیش

بگذاريد به ٤ سال پيش برگرديم، در ماجراي تيم ملي اميد دوران سرمربیگری عليرضا منصوريان و دو اخطاره شدن کمال كاميابي نيا و شکست مقابل عراق، نه علي كفاشيان به عنوان رئیس فدراسیون فوتبال محكوم شد، نه مهدي محمدنبي دبيركل وقت ، نه منشي اش پریا شهریاری که حالا همه کاره فوتبال ساحلی است و نه مهدي خراطي دبير كميته تيم هاي ملي که همین الان در دپارتمان تیم های ملی است و نه عباس ترابیان رئیس وقت کمیته بین الملل که حالا دبیرکمیته بازاریابی فدراسیون فوتبال است. اينها تازه مقصران رديف اول بودند، به جز نبي كه سال گذشته و با آژان كشي وزارت ورزش و تازه نه به خاطر افتضاح دو كارته بودن كمال كاميابي نيا بركنار شد، در حال حاضر همه بر سر كارهايشان هستند كه هيچ، ارتقا هم پيدا كرده اند.

البته عباس ترابیان همان زمان اعلام کرده بود که نامه اعلام دوکارته بودن کامیابی نیا را به سرپرست وقت تیم ملی امید داده است و به همین دلیل بود که نام وی همان زمان از لیست متهمان خارج شد. اما متهمان رديف هاي بعدي فريدون معيني رییس وقت کمیته جوانان که همین حالا هم رئیس همین کمیته است، عليرضا منصوريان سرمربی آن زمان تیم ملی امید، تیمی که خود را برای المپیک 2012 لندن آماده می کرد و هومن افاضلي سرمربی قبلی تیم ملی امید و داود پرهيزگار و اصغر حاجيلو سرپرست های تیم ملی در دوران منصوریان و افاضلی بودند كه سه نفر از این جمع متهمان ردیف دوم تبرئه شدند و سعي شد همه كاسه كوزه ها بر سر اصغر حاجيلو و داود پرهيزگار شكسته شود. در واقع فريدون معيني آن زمان در مرخصي طولاني مدتي بود و اصلا ایران نبود و به همین دلیل ساده تبرئه شد.داود پرهيزگار هم به عنوان سرپرست سابق تیم ملی آنطور که ادعا کرده بود همه مدارك را به اصغر حاجيلو سرپرست جديد تيم داده بود.مدارکی که حاجیلو همین الان هم ادعا می کند که آنها را نگرفته است. خود کامیابی نیا هم در این باره سکوت کرده بود. البته داستان از این قرار بود که نامه کنفدراسیون فوتبال آسیا به پاراف دبیرکل رسیده بود منتها این پریا شهریاری منشی دبیرکل وقت بود که با دست خط خودش رونوشت ها را به کمیته ها داده بود و ظاهرا زمانی که نبی در فدراسیون نبوده، رونوشت شده است.

در هر حال كفاشيان با نظر نبي، تقصيرها را به گردن حاجيلو و پرهيزگار انداخت اما هم علیرضا منصوريان سرمربي تيم ملي اميد ماند و هم داود پرهيزگار سرپرست تيم ملي نوجوانان شد و در حال حاضر معاون آكادمي بين المللي فوتبال است. همان زمان همه گفتند علیرضا منصوریان که هم دوست نزدیک نبی بود و هم اینکه در تیم ملی امید مانده بود، به پاداش ماندنش در تیم ملی امید، رای خود را در مجمع عمومی فدراسیون فوتبال به علی کفاشیان داد.تیم ملی امید مملکت حذف شده بود و البته کسی نمی دانست چرا نامه دو اخطاره شدن کمال کامیابی نیا و اینکه این بازیکن نباید مقابل تیم ملی امید عراق بازی می کرد، به دست کادرفنی تیم ملی امید و سرپرست جدیدش نرسیده بود؟ یا رسیده بود و آنها ندیده بودند. ظاهرا آن زمان هم نه منصوریان ایمیل داشته و نه اصغر حاجیلو. تازه با همه این ماجراها یکی از دوستان نزدیک مهدی محمد نبی که بعدها مشخص شد آرایشگر و البته عمده فروش میوه و تره بار بوده سرپرست تیم ملی امید مملکت شد و ديديد كه چطور در ماجراي قليان كشي بازيكنان تيم ملي اميد در کیش، او را خود علی کفاشیان كنار گذاشت.

درست چند وقت بعد بود که علی کفاشیان با آن همه ناکامی دوباره در مجمع عمومي فدراسیون فوتبال راي آورد و ٤ سال ديگر رييس ماند. در واقع پس از از آن گاف بزرگ هیچ اتفاقی برای خاطیان و مقصران نیفتاد و البته به جز اصغر حاجیلو همه بر سرکارهایشان ماندند.خیلی ساده نامه ای که باید از دفتر دبیرکل به دست کادرفنی تیم ملی امید می رسید، نرسید و به همین راحتی تیم ملی امید مملکت حذف شد.

مقصران این دوره

اما حالا می خواهیم بگوییم که اين بار هم اتفاقي براي كساني باعث حذف تیم ملی امید شدند و بار را كج بستند و حالا متهم هستند نمي افتد. مقصران البته این بار اگر درجه بندی شوند، مطمئنا مدیران در ردیف دوم و سوم قرار می گیرند.اگر انصاف داشته باشیم، چرا که برای تیم ملی امید همه جوره امکانات فراهم شده بود. اردوهای اروپایی در هلند و ترکیه و قطر و امارات، اردوهای داخلی در بندرعباس و کیش، بازیهای دوستانه بین المللی زیاد، تدارکات خوب پیراهن و لباس و کمپ و هتل، برای تیم ملی امید فراهم شده بود. حتی با اینکه آل اسپورت اسپانسر پیراهن تیم ملی بزرگسالان است، این حبیب کاشانی بود که با کمک خیرین(که هنوز ناشناخته مانده اند و برای تیم ملی امید بودجه می آورند) همه پیراهنهای آنها را از نمایندگی مرکز دوبی آل اسپورت که اصل بود خریداری کردند. از نظر مدیریتی تیم به خوبی تجهیز شده بود اما اشکال کنتراتی کردن تیم ملی امید بود. کنترات یعنی اینکه همه اختیارات به حبیب کاشانی و تیم زیرنظرش واگذار شده بود و البته کسی نمی توانست به آن صورت در کار آنها دخالت کند. حتی محمد مایلی کهن بارها و بارها علیه کارلوس کی روش و علی کفاشیان در رسانه ها مصاحبه می کرد،اما اتفاقی برای مایلی کهن نمی افتاد. کنترات یعنی اینکه علی کفاشیان و حتی وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک هم نمی توانستند در کار تیم ملی امید دخالت کنند. همینطور که مدیر رسانه ای تیم ملی امید، به راحتی علیه رئیس مرکز اطلاع رسانی وزارت ورزش پست می گذارد. علی کفاشیان خودش فکر میکرد که کنتراتی کردن تیم ملی امید، پروژه ای موفقیت آمیزی شود و کمتر کسی فکر می کرد به شکست منجر شود. قراردادی که ظاهرا بسته شده بود و کمیته ملی المپیک هم تنها نظاره گر بود، آنها مبلغ بسیار کمی در حد 200 میلیون تومان به تیم ملی امید کمک کرده اند و البته پس از ناکامی کنار کشیده اند. وزارت ورزش اما حدود 5 میلیارد تومان به تیم ملی امید کمک کرده است و خیلی عجیب بود که محمد خاکپور هم قرارداد نداشت وبی قرارداد به قطر رفت. مقصرها فدراسیون فوتبال، مدیریت تیم ملی امید، کمیته ملی المپیک، کادرفنی تیم ملی امید، بازیکنان و وزارت ورزش و جوانان هم هستند اما در نظرسنجی ها همه کادرفنی و فدراسیون فوتبال را به خاطر مدیریت تیم ملی امید مقصر می دانند. در هر حال زلاتکو کرانچار سرمربی بود که قرار بود انتخاب شود اما وزارت ورزش با استخدام او که در سپاهان موفق بود، مخالفت کردند.دلیل را هم که خودتان بهتر می دانید.

حاشیه را مدیریت نکردند

در کنار همه اینها دو ماجرای حاشیه ها و البته چینش های فنی اشتباه باعث حذف تیم ملی امید شد. این چنیش فقط چینش بازیکنان داخل زمین نبود.چینش اشتباه مربیان هم کار را بر تیم ملی امید سخت کرد. استخدام محمد خاکپور و محمد مایلی کهن به عنوان سرمربی و مدیرفنی مورد انتقاد همگان قرار گرفت اما کسی توجه نکرد. خاکپور که تجربه بین المللی نداشت و البته محمد مایلی کهن سالهاست در تیم هایی که می گیرد شکست می خورد. این دو با لج کردن با کارلوس کی روش، تیم ملی امید را وارد حاشیه کردند و البته به جای تعامل سعی بر موضع گیری داشتند. حتی اگر خودشان هم قصد تعامل نداشتند، باید فدراسیون فوتبال تلاش می کرد تا حداقل محمد مایلی کهن و کارلوس کی روش آشتی داده شوند یا علیه هم صحبت نکنند اما نه توپخانه مایلی کهن تعطیل می شد و نه فدراسیون فوتبال و مدیریت تیم ملی امید تلاش کرد تا موضوع حل شود. به نظر نمی رسید که محمد خاکپور کسی باشد که بخواهد با سرمربی تیم ملی بزرگسالان تعامل نکند اما اراده ای برای این کار وجود نداشت.

از سوی دیگر کادر فنی تیم ملی امید هیچ تلاش ویژه ای برای به خدمت گرفتن سردار آزمون، سعید عزت اللهی و علیرضا جهانبخش انجام ندادند. بازیکنانی که اگر در روز بازی مقابل ژاپن حضور داشتند، بازی مطمئنا اینطور به پایان نمی رسید. حتی می شد از جهانبخش و عزت اللهی استفاده کرد. در هر حال اشکال دیگری که مدیریت فدراسیون فوتبال برمی گردد این بود که کارلوس کی روش را به قطر فرستادند. هر چند کی روش اصولا باید بر همه تیم های پایه فدراسیون فوتبال نظارت کند تابازیکنان خوب آنها را از نزدیک ببیند، اما وقتی فضا اینطور بود، چرا باید به قطر می رفت؟ جایی که او نه تنها نتوانست دراردو حضور داشته باشد، بلکه حضورش در دو بازی اول ایران با حاشیه های زیادی همراه بود. مطمئنا کی روش برای دیدن بازی شاگردانش و ارزیابی آنها و البته ارزیابی بازیکنان دیگر تیم ملی امید به قطر رفته بود و یک سفر فنی برایش بود اما فضا همان جا زیاد خوب نبود. این را می شد از خبرها و عکسها و ویدیوهایی که از قطر می آمد متوجه شد.

جدا از همه اینها، اشکالات فنی تیم ملی امید و عوض کردن پست بازیکنان، نداشتن شناخت از خود تیم و حتی تیم مقابل، ضعف در آنالیز حریفان(خوردن دو گل از تیم ملی چین در مرحله مقدماتی که ضعیف ترین تیم مرحله گروهی بود) نشان می داد که نمی شود زیاد به صعود این تیم به المپیک امید داشت.یادتان هست که در بازی با قطر چطور به ترکیب تیم برنده دست زدند و منجر به شکست دو بر یک ایران شدند و هیچ کس هم نفهمید چرا این اتفاق افتاد و به ترکیب تیم برنده دست زدند. همانطور که گفتیم وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک هم مقصر هستند. کمیته ملی المپیک هم که تیم را رها کرد و البته وزارت ورزش نسیت به اتفاق هایی که در این تیم و در تعاملات با فدراسیون فوتبال افتاد بی تفاوت بود و بیشت سعی کرد نظاره گر باشد.

حالا باید از علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال و کیومرث هاشمی رئیس کمیته ملی المپیک پرسید که چرا تیم کنترات داده شد؟ چرا فدراسیون فوتبال رضایت داد به اینکه جزیره ای جدا به نام تیم ملی امید تشکیل شود؟ اگر مشکل مالی بود چرا این را آشکارا اعلام نکردند؟ حبیب کاشانی بیاید و نام خیرینی که به تیم ملی امید کمک می کردند را اعلام کند. آیا قرار است تیم ملی امید برای بازیهای آسیایی آینده همچنان در کنترات حبیب کاشانی بماند؟ اینکه چرا محمد مایلی کهن هفته ای یک بار علیه کی روش مصاحبه می کرد چه بود؟ آیا می خواستند عزت مربی ایرانی را به قیمت سقوط تیم ملی امید به رخ بکشند؟ آیا این راهش بود؟ حس رئیس فدراسیون فوتبال نسبت به اینکه دومین تیم امید ایران دردومین دوره ریاستش از حضور در المپیک محروم می شود، چیست؟ نکند به فکر انتخابات مجمع سال 95 است، آیا این بار هم همه متهمان و مقصران از دادگاه فوتبال فرار می کنند؟ تجربه می گوید که هیچ اتفاقی برای مقصران نمی افتد.

[ منبع این خبر سایت 90 می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات