موزیک کشورمان ایران به این آقا بدهکار است (۳ عکس)


با دیگران به اشتراک بگذارید

موسیقی ایران به این مرد بدهکار است

حسین دهلوی گنجینه پررازورمز موزیک ملی کشورمان است. ردپای نوآوری‌ها و خلاقیت‌هایش را در همه ارکسترهای ایرانی، از ارکستر صبا و مضرابی و رودکی تا ارکستر سمفونیک تهران، از نخست گلبانگ مضرابی، شوشتری برای ویلن و ارکستر، شورآفرین، به یاد صبا و کنسرتینو برای سنتور و ارکستر، تا اپراهای خسرو و شیرین، بیژن و منیژه و مانا و مانی به‌روشنی می‌توان دید.
روزنامه شرق – بهنام موحدان: حسین دهلوی گنجینه پررازورمز موزیک ملی کشورمان است. ردپای نوآوری‌ها و خلاقیت‌هایش را در همه ارکسترهای ایرانی، از ارکستر صبا و مضرابی و رودکی تا ارکستر سمفونیک تهران، از نخست گلبانگ مضرابی، شوشتری برای ویلن و ارکستر، شورآفرین، به یاد صبا و کنسرتینو برای سنتور و ارکستر، تا اپراهای خسرو و شیرین، بیژن و منیژه و مانا و مانی به‌روشنی می‌توان دید. سکوت او اما پرسشی است برای آیندگان که چرا با حسین دهلوی چنین کردند؟ به عالیت هفتم مهر، نودمین زادروز حسین دهلوی، با همسر او، سوسن اصلانی(دهلوی)، گفت‌وگویی کردیم که می‌خوانید.
 
تصویر و عکس شماره ۱ ⇩
تصویر و عکس موزیک کشورمان به این فوت شد بدهکار است

 

 
‌شما از معدود بانوان موسیقی‌دانی هستید که در اوج جوانی و در آغاز فعالیت‌های هنری خود در سال‌های دهه ٤٠ که مصادف بود با اوج فعالیت‌های موسیقایی استاد دهلوی، در مدیریت هنرستان عالی موسیقایی و ساخت اپراها و تصنیف‌های ماندگار و تأسیس و رهبری ارکسترهای متعدد موزیک کار کردید. از طرف دیگر آشنایی با استاد دهلوی و ازدواج با ایشان در ابتدای جوانی که مسبب دوری مطلق ١٠ساله شما از موزیک شد و درحال‌حاضر هم چیزی حدود ١٥ سال است که به‌خاطر مریضی آقای دهلوی باز هم از موزیک رانده شدید! در نتیجه باید آقای دهلوی را محکوم کنیم که به‌نوعی حق شما را ضایع کرده‌‌اند (این را به طنز نقل کردم و ابدا قصد جسارت به استاد دهلوی را ندارم) در واقعیت شما با ازخودگذشتگی، خودتان را وقف استاد دهلوی کردید و این یک فداکاری بزرگ است.
 
اتفاقا به نکته جالبی اشاره کردید. همیشه من فداکاری کردم، اما به‌هرحال ایشان از گذشته تاکنون یک موسیقی‌دان بزرگ بوده و هستند، بنابراین ارزش ازخودگذشتن و فداکاری را داشتند، تا بتوانند کارهای بزرگی که امروز خاطره موسیقایی چند نسل از ایرانیان است را خلق کنند، آثاری مثل اپرای بیژن و منیژه، مانی و مانا، باله خسرو و شیرین و تمام آثار بزرگ هنری‌ای که امروز هست.
 
‌می‌دانم که شما ناگفته‌های زیادی از زندگی خود دارید؛ ناگفته‌هایی که راز نیست، اما شاید زمان گفتنش گذشته است.
 
ما در زندگی خصوصی‌مان هیچ رمز و رازی نداریم و هیچ ابهام و شبهه‌ای هم نبوده است، قبل از انقلاب زندگی خوبی داشتیم. آقای دهلوی، هم به‌عنوان موسیقی‌دان و هم به‌عنوان همسر و یک پدر، فوق‌العاده فوت شد کامل و خوب و بی‌نقصی بوده و هستند، با اینکه به موسیقی‌اش خیلی اهمیت می‌داد، اما در عین جدیت در کار هنر و فعالیت‌های موسیقی‌شان همیشه به‌عنوان یک همسر و یک پدر، حضوری روشن و مؤثر در زندگی خصوصی داشت. هرگز با دهلوی به معضل و اختلافی نخوردم، با وجود اختلاف سنی زیادی که داشتیم، اما همیشه به من دقت داشت و من هم متقابلا همین‌طور. ما همیشه در زندگی‌مان یار و همراه و همدل هم بودیم. پدرم همیشه به من می‌گفت: «تو باید یار همسرت باشی، بارش نباشی». به این دلیل که خودم کار موزیک کرده بودم، درکش می‌کردم.
 
می‌دانستم یک استاد بزرگ موزیک است و شرایط به گونه‌ای است که باید درکش کرد. انسان فوق‌العاده‌ای است. خاطرم هست آن زمان که من از سفر آلمان برگشتم، او در آلمان ماند اما تا روزی که برگردند به یک گل‌فروشی پیشنهاد داده بود که هر روز به‌طور مرتب برای من گل می‌آورد و می‌گفتند آقای دهلوی پیشنهاد داده و فوت شد بااحساسی است.
 
‌فکر می‌کنید حرف ناگفته‌ای در دل استاد دهلوی هست؟
 
 دهلوی سال ٥٧ اپرای [مانی و مانا] را ساخت و به پایان رساند و باید روی صحنه می‌آمد که انقلاب شد و دیگر امکانش نبود. این اتفاق دهلوی را آزرده‌خاطر و دل‌شکسته کرد، عمیقا غمناک شد و از آن سال‌ها تا به امروز بزرگ‌ترین نگرانی و آرزوی دهلوی اجرای اپرای مانی و مانا بود. آثار هنری یک موسیقی‌دان مثل فرزندانش هستند. اگر جلو پروازشان را بگیری، انگار جلو نفس یک موسیقی‌دان را گرفته‌ای. پس از چند سال دوباره فعالیت‌هایش را از سر گرفت، پس از تأسیس خانه موزیک مدتی آنجا فعال بود، البته ریاست مرکز موزیک صداوسیما به او ارائه داده شد و پیشنهاداتی هم از سوی بنیاد رودکی و سالن وحدت داشت، که خودش نپذیرفت. ارکستر رودکی را با هزاران امید و آرزو دوباره راه انداخت و شروع به کار کرد که باز در برابرش مانع قرار دادند و ارکستر را تعطیل و منحل کردند.
 
این صدمه بزرگ دیگری بود! ارکستر مضرابی را تأسیس کرد ولی هیچ‌گونه حمایتی از او نشد، در نتیجه ارکستر او را هم منحل کردند. او واقعا زجر کشید. پس از داستان ارکستر مضرابی، یکی از همکاران قدیمش که موسیقی‌دانی بزرگ هم هست، فرا رسید و کاری را که به او داده بودند از او به‌ناحق گرفت! و از آنجا که آقای دهلوی با آن پیشینه باشکوهش، غرورش اجازه نمی‌داد التماس کسی را کند و نقل بکنید این کار من بوده است و آن را باید به من بدهید، موزیک را ول کرد و هیچ کاری به انجام نرساند، حتی یک آهنگ هم نساخت. کم‌کم گرفتار افسردگی شد. گوشه‌گیری اختیار کرد و ذره‌ذره درون خودش می‌سوخت و آب می‌شد. اصرار من مبنی بر فراموش‌کردن اتفاقات گذشته و کارکردن دوباره فایده‌ای نداشت. او فقط سکوت می‌کرد، گویی با خودش لج کرده بود!
 
تصویر و عکس شماره ۲ ⇩تصویر و عکس موزیک کشورمان به این فوت شد بدهکار است
 
مثل کاری که استاد یاحقی در حق خودش کرد و خودش را از درون دائما سرکوب می‌کرد و خودویرانگری داشت. واقعا الان که یک لحظه به آن روزهای تلخ استاد فکر می‌کنم، بغض می‌کنم و اشک به چشمانم می‌آید که چه بر سر موسیقی‌دان بزرگ کشورمان فرا رسید. واقعا چرا با این دردانه‌های بی‌تکرار موزیک کشور چنین می‌کنیم؟
 
متأسفانه در حق دهلوی  خوب عمل نشد منتها در این فاصله که دهلوی از کار دست کشید، من فعال شدم، کنسرت می‌گذاشتم، خیلی من را آزاد گذاشت تا بتوانم با آسودگی‌خاطر کارهایم را به انجام رسانم منتها حساسیت‌هایی هم داشت و مثلا درباره شرکت در برخی کلاس‌ها سخت‌گیر بود.
 
‌با این شرایط تلخ آقای دهلوی در سال‌های گذشته و امروز به گمان من، جامعه موزیک کشور تا ابد بدهکار او خواهد بود.
 
بله .اما این فقط دهلوی نبود که چنین سرنوشت تلخی داشت، آقای استوار که حقیقتا یکی از موسیقی‌دانان بزرگ این کشور بودند و هیچ کاری برایش انجام نشد. یا بسیاری از موسیقی‌دان‌‌های دیگر که واقعا در گمنامی و فقر و غریبی از بین ما رفتند، اما ‌عده‌ای از همین موقعیت سوءاستفاده کردند و خودشان را به‌اصطلاح زیاد کردند و عده‌ای مثل دهلوی مورد بی‌مهری قرار گرفتند.
 
‌آنهایی که به‌ناحق پا بر نام بزرگانی مثل استاد دهلوی قرار دادند و بالا رفتند، یقینا به زمین خواهند خورد و نامی هم از آنها باقی نخواهد ماند، اما آقای دهلوی که بیش از ٦٠ سال از عمرش را صرف آفرینش آثار هنری و ابداعات و نوآوری‌های خلاقانه در موزیک و همین‌طور نگارش ده‌ها کتاب ارزشمند، از جمله کتاب پیوند شعر و موزیک و پرورش یک نسل از زبده‌ترین و مشهور ترین موسیقی‌دانان کشورمان را برعهده داشت و از سویی ٤٥ سال از خوب ترین زمان عمرش، زمان اوج بلوغ هنری و دانایی‌اش را به‌دلیل بی‌توجهی و بی‌مهری عده‌ای از صاحب‌منصبان و همکاران به‌تنهایی و آزردگی و گوشه‌نشینی سپری کرد، در تاریخ هنر این کشور ماندگار خواهد شد.
 
بله، دقیقا وقتی که ثمره سال‌ها تلاشش به بار نشسته بود و زمان اوج شکوفایی هنری ایشان بود، همه‌چیز عوض شد.
 
نمایش بیژن و منیژه و اپرای خسرو و شیرین قبل از انقلاب چند بار به روی صحنه رفت؟
 
قبل از انقلاب بارها اجرا شد و مورد استقبال مردم داخل و خارج قرار گرفت. اما پس از انقلاب فقط سه شب در سالن وحدت اجرا شد و نمایش بیژن و منیژه هم بارها اجرا شد.
 
‌فقط مانی و مانا بایکوت شد!
 
بله متأسفانه، البته چند سال پیش آقای ناصر نظر بخش‌هایی از آن را به‌طور مختصر با ارکستر کودکان به صحنه برد که کار بدی هم نبود، اما خب، کامل نبود. البته موزیک بدون کلامش را آقای علی رهبری در خارج از کشورمان ضبط کرده‌اند. بسیاری گفته‌‌اند ما آن را اجرا می‌کنیم، متنش را در اختیار ما قرار بدهید، اما فقط وعده‌های توخالی است!
 
‌چرا اجرای این اثر باشکوه طلسم شده و متأسفانه برخی هم قصد دارند با اجرای آن به هر نحوی، به نفع خود از آن بهره‌برداری کنند! اجرای این اثر چقدر هزینه دارد؟
 
اجرای این کار نیاز به یک ارکستر سمفونیک دارد، بنابراین غالب هزینه‌هایش، شامل تیپ، دکور صحنه و نوازنده‌های ارکستر است. البته چون موزیک کار، آماده و ضبط‌شده است، فقط نیاز به هزینه ساخت دکور و طراحی و تأمین تیپ هنرپیشگان دارد. قسمت نمایشی این کار برای جذابیت بیشتر طوری تنظیم شده که نقش‌ها در قالب حیوانات گوناگون به صحنه می‌رود، بنابراین نیاز به طراحی تیپ حیوانات هست و صد البته حضور چند شخصیت و کاراکتر مستقل زن برای ایفای نقش زن اپرا الزامی است، که خب، این یکی از موانع بزرگ اجرای این اثر در کشورمان است.
 
تصویر و عکس شماره ۳ ⇩تصویر و عکس موزیک کشورمان به این فوت شد بدهکار است 
 
‌شما نقش آقای دهلوی و جایگاهشان در موزیک ملی کشورمان را به چه صورت ارزیابی می‌کنید؟ همه ما می‌دانیم آخرین نسل از استادان نامدار و برجسته موزیک کشورمان در یک دهه مدیریت و هدایت ایشان بر هنرستان عالی موزیک به فاصله سال‌های ٤٠ تا ٥٠ درخشیدند. بزرگانی همچون؛ استاد حسین علیزاده، استاد کامبیز روشن‌روان، استاد علی رهبری و دیگر نامداران موزیک کشور، حضور آقای دهلوی چه تأثیری بر کیفیت آموزش آکادمیک دانشجویان موزیک در آن سال‌ها داشت؟
 
دهلوی کارهایی کرد که نظیرش در کشورمان انجام نشده است؛ از آثارش گرفته تا روش‌های تعلیمی و آکادمیکی که وارد دستگاه آموزش هنری کشورمان کرد. در همان لحظه آهنگ‌سازانی در قواره آقای دهلوی که آن‌طور به همه زوایای هنر موزیک از آهنگ‌سازی تا آموزش و نگارش آثار و انتشار کتاب با جدیت توجه بکنند، نداشتیم. البته بودند آهنگ‌سازان و موسیقی‌دانان برجسته دیگری همچون آقای چکناواریان و احمد پژمان که کارهای خوبی ساختند، اما آقای دهلوی بر همه ابعاد موزیک چه ایرانی و چه دنیاای، احاطه داشت.
 
شما قطعاتی که نگاشت و ساخت و اجرا کرد را چک کنید؛ سبکبال، کنسرتینو برای سنتور که با همکاری آقای پایور بود و با نگاه به اپراها و اپرت‌های ایشان، متوجه تسلط او بر گوشه‌ها و ردیف‌های موزیک ایرانی و نیز ارکستراسیون و فرم و هارمونی موزیک دنیاای می‌شوید. درباره پرورش شاگردان هم ایشان روشی را در هنرستان پیاده کرده بودند که حقیقتا ما امروز از دستاوردهای آن بهره‌مند شده‌ایم. اگر او مدیریت هنرستان را برعهده نداشت امروز خیلی از بزرگانمان را نداشتیم. برای مثال، اگر تلاش آقای دهلوی نبود، آقای رهبری امروز علی رهبری نمی‌شد و از چنین جایگاهی برخوردار نبود.
 
‌مقصودم این بود که آگاهی بدارم ما به چه صورت می‌توانیم این جایگاه را برای آیندگان تعریف کنیم؟
 
دهلوی انسان خاصی بود، او تک‌تک شاگردانش را به‌دقت آنالیز و توانایی‌های آنها را کشف می‌کرد، بنابراین مسیر درست را پیش راهشان قرار می‌داد تا آنها به چیزی که شایسته آن هستند، برسند. این احساس مسئولیت دهلوی بود که این‌گونه برای تک‌تک شاگردان هنرستان ارزش قائل می‌شد و در زندگی حرفه‌ای و هنری‌اش با دوراندیشی خود فرا رسنده شاگردانش را به‌نوعی تضمین می‌کرد. دهلوی حقیقتا انسان‌شناسی بزرگ بود.
 
‌ در آستانه ٧٠سالگی به چه چیزهایی رسیده‌اید؟ آیا به آن هدف و خواسته‌تان به عنوان رسالت تاریخی- انسانی و هنری خویش رسیده‌اید؟
 
در سال‌های گذشته، تجربه‌های زیادی به دست آوردم، متأسفانه چون شرایط برایم مساعد نبوده، قادر نبودم آن‌طور که دلخواهم است، کار کنم. ولی هرکاری که تا به امروز به انجام رساندم با عشق بوده و سعی کردم برای نسل فرا رسنده کاری به انجام رسانده باشم. این آثار و رپرتوارهایی که چاپ و انتشار داده شد، به نظرم، برای نسل‌های فرا رسنده ماندگار و باقی است. البته بخشی از کارهایم هم نیمه‌کاره مانده است که متأسفانه به دلیل حمایت‌نشدن، بلاتکلیف مانده که باید سر فرصت آنها را انتشار دهم. در همه دستگاه‌ها و موزیک آوازی مجموعه‌ها و قطعاتی را برای ارکستر و سلو ساخته و تصنیف کرده‌ام که کسی تابه‌حال این کار را نکرده. همچنین در همه فرم‌های موزیک؛ از پیش‌درآمد رِنگ تا قطعات ضربی و چهارمضراب، نیز کارهایی به انجام رساندم که تصور می‌کنم الگویی برای نسل‌های فرا رسنده خواهد بود. بیشتر به هنر موزیک ایرانی و مهم‌تر از آن ثبات جایگاه خانم‌ها در موزیک ایرانی، فکر می‌کنم که به این آرزو و هدفم رسیدم.
 
تصور می‌کنم اگر قرار باشد همه خانم‌ها کنار بروند و دائم از فعالیت‌های آقایان حرف زنیم، درست نیست. بنابراین سعی کردم همیشه طوری کار کنم که فضایی برای خانم‌ها باشد و خانم‌ها این اعتمادبه‌نفس را داشته باشند که می‌توانند پابه‌پای آقایان به فعالیت هنری توجه بکنند و تأثیرگذار باشند. خانم‌ها باید تلاش کنند تا با علم و دانش و مسئولیت‌پذیری، جایگاه حقیقی بانوان را در کنار آقایان و نه رودررویشان تثبیت کنند. تا جایی که امکانات هم این اجازه را به من دهد تلاش و فعالیتم را به‌طور جدی ادامه می‌دهم، کنسرت برگزار می‌کنم، تدریس می‌کنم، آهنگ‌سازی می‌کنم و شاگرد پرورش می‌دهم. اما از طرفی هم به لحاظ شرایط شخصی‌ام و به‌دلیل مریضی آقای دهلوی، تمرکز و آزادی فکر را ندارم و این عمده‌ترین دلیل کندپیش‌رفتن کارهایم است.

__________________________________

تهیه و تدوین : گلنار ت.

موسیقی در بخش فرهنگی و هنری سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

گفتم آه از دل ديوانه حافظ بی تو
««« »»»
زير لب خنده زنان گفت که ديوانه کيست

موزیک کشورمان ایران به این آقا بدهکار است (۳ عکس)

با دیگران به اشتراک بگذارید

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال