چرا حامیان احمدی نژاد به نامزد دیگری رأی نمی دهند؟


هفته نامه صدا: صادق زیباکلام در همان ابتدای گفتگو اشاره می کند شاید هیچ کس طی دوران هشت ساله احمدی نژاد و پس از آن به اندازه او با محمود احمدی نژاد مخالفت و از او انتقاد نکرده باشد. با این حال، این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران تاکید می کند که اصلاح طلبان به عنوان مسئولیتی مدنی وظیفه دارند از حق احمدی نژاد برای حضور در انتخابات دفاع کنند و تاکید هم دارد بیانات مقام رهبری و اشاره ایشان به مباحثی چون «توصیه» و «نصیحت» نشان از آن دارد که نباید نگاهی دستوری به این ماجرا داشت.

زیباکلام در ادامه این گفتگو ضمن تحلیل چشم انداز انتخابات پس از قضایای اخیر تاکید می کند با کنار رفتن سردار قاسم سلیمانی و محمود احمدی نژاد دیگر هیچ شانسی برای اصولگرایان در برابر حسن روحانی قائل نیست.

 

چرا حامیان احمدی نژاد به نامزد دیگری رأی نمی دهند؟

در صحبت های اخیر درس خارج فقه مقام رهبری، دلیلی که برای توصیه آقای احمدی نژاد به عدم حضور در انتخابات عنوان شده بود؛ مصلحت نبودن دو قطبی شدن جامعه است؛ تحلیل شما از این اتفاق و ریشه های آن چیست؟

– من قبل از پرداختن به نفس موضوع، می خواستم به مسئله کلی تر و اصولی تری اشاره کنم. این مسئله به حقوق مدنی آقای احمدی نژاد به عنوان یک شهروند برای شرکت در انتخابات بر می گردد. من فکر می کنم سخنی به گزاف نگفتم اگر بگویم از سوم تیر ماه ۱۳۸۴ که آقای احمدی نژاد رییس جمهور شدند تا امروز، شاید کمتر کسی را بتوانیم پیدا کنیم که به اندازه من چه در آن هشت سال و چه بعد از آن با ایشان مخالفت و انتقاد داشته است.

علی رغم اینکه من با تمام وجود با ایشان مخالفم، اما معتقدم که ما می بایستی از حقوق مدنی آقای احمدی نژاد برای شرکت در انتخابات دفاع کنیم و جریان اصلاح طلب خیلی جدی تر باید به این مسئله بپردازد. این دفاع حتی از این جهت نیست که ممکن است اتفاقات مشابهی برای نامزدهای ما بیفتد و بنا بر دلایلی حتی موجه، توصیه شود که در انتخابات شرکت نکنند.

 

ممکن است تضمینی داده شود و مثلا گفته شود این اتفاق هیچ گاه برای یک اصلاح طلب نخواهد افتاد بلکه به عنوان بخشی از وظیفه یا مسئولیت مدنی جریان اصلاح طلب، ما باید خواهان این حق برای آقای احمدی نژاد بشویم که ایشان در انتخابات شرکت کنند مگر اینکه ملاحظات و مسائل حقوقی وجود داشته باشد که قانونا مانع از حضور ایشان در انتخابات شود که بحث دیگری است اما در مورد پرسش شما، اینکه انتخابات دو قطبی شود؛ فکر می کنم اغلب انتخابات ریاست جمهوری دو دهه اخیر ایران دو قطبی بوده است.

انتخابات دوم خرداد ۷۶، سوم تیر ۸۴، بیست و دوم خرداد ۸۸ و بیست و چهارم خرداد ۹۳ جملگی دو قطبی بوده اند. اساسا یکی از پدیده هایی که در رابطه با اصلاحات مطرح شده، همین دو قطبی شدن انتخابات است که اولین بار در انتخابات دوم خرداد ۷۶ اتفاق افتاد و دو جریان سیاسی مقابل هم قرار گرفتند.

بر مبنای این سخنرانی که منتشر شد؛ به نظر می رسد باید بین دو قطبی شدن انتخابات با دو قطبی شدن جامعه تفاوت قائل شویم. به هر حال هر نامزد واحد اصولگرایی که سال آینده مقابل آقای روحانی قرار گیرد؛ انتخابات دو قطبی می شود اما شاید مصداق دو قطبی شدن جامعه، اتفاقی باشد که در سال ۸۸ رخ داد و از این رو ورود احمدی نژاد به مصلحت دانسته نشد.

– من معتقدم در خصوص اتفاقاتی که بعد از انتخابات ۸۸ رخ داد، تا امروز یک بررسی جامع صورت نگرفته است. آنچه مطرح شده صرفا روایت یک طرف دعوا بوده و هر اتهامی خواسته، به طرف مقابل وارد کرده است. به هر حال روزی آن اتفاقات بررسی خواهد شد همچنان که اخیرا و در پی معذرت خواهی آقای سعید مرتضوی در خصوص سه شهید حوادث کهریزک، دیدیم که همچون زخمی سر باز کرد.

اما به صرف اینکه آن حوادث تلخ بعد از انتخابات ۸۸ رخ داد، این باعث نمی شود ما اصل انتخابات را طوری مدیریت کنیم که در آن، رقابت اتفاق نیفتد و یا فضا دو قطبی نشود با این توجیه که مبادا حوادث مشابهی رخ دهد. اگر مبنای تصور ما این باشد؛ اصلا می توان انتخابات را برگزار نکرد تا کلا این احتمال منتفی شود. بنابراین، این استدلال هم چندان موجه نیست.

 

چرا حامیان احمدی نژاد به نامزد دیگری رأی نمی دهند؟

مسئله در اینجا، شخص احمدی نژاد است که ممکن بود آن فضا را بازتولید کند در حالی که این احتمال مثلا در مورد سعید جلیلی یا قالیباف وجود ندارد…

– قطعا احمدی نژاد چنین می کرد، با این وجود ما نمی توانیم بگوییم چون احمدی نژاد فضا را به آن سمت می برد؛ نباید اجازه دهیم او در انتخابات شرکت کند یا انتخابات را به گونه ای برگزار کنیم که آن اتفاقات نیفتد. به گمان من باید آن اتفاقات را کالبدشکافی کرد و از این طریق است که می توان جلوی تکرار وقایعی از قبیل حوادث ۸۸ را گرفت وگرنه همه ما آقای احمدی نژاد را می شناسیم.

 

او اگر امکان حضور خود در انتخابات را فراهم می دید، حتما دوباره آن مسائل را پیش می کشید و سعی می کرد فضا را هیجانی، ملتهب و دو قطبی کند. احمدی نژاد در عرصه انتخابات، دوباره سعی می کرد خود را به صورت یک قهرمان در بیاورد و طرف مقابل را سیاه کند اما به گمان من، این بخشی از روند سخت تربیت سیاسی و اجتماعی جامعه است.

آقای دکتر! شما به عنوان یک استاد دانشگاه و فعال سیاسی، مسئله را از بعد حقوق شهروندی و با روند توسعه سیاسی می بینید اما کسانی که در جایگاه مسئولیت نظام نشسته اند و تبعات حوادث این چند ساله را دیده اند، طبیعی است که بازتولید آن فضا را به مصلحت کشور ندانند. آیا قابل درک نیست که از این جایگاه چنین توصیه و مصلحت سنجی صورت گیرد؟

– من هم حق می دهم که چنین مصلحت سنجی از جایگاه شخص اول نظام صورت بگیرد اما در عین حال معتقدم این حق هم باید وجود داشته باشد که اگر کسانی به هر دلیل، غیر از این فکر می کنند؛ آنها هم بتوانند اظهارنظر کنند. مشابه همین وضعیت در زمان مرحوم امام خمینی اتفاق افتاد که جناح راست آن زمان مخالف رأی دادن به نخست وزیری آقای میرحسین موسوی در دور دوم بودند. نهایتا کار بالا گرفت و به امام کشید.

 

امام صراحتا گفتند به خاطر شرایط جنگ و مسائل امنیتی مصلحت نمی دانند به نخست وزیر رأی بالایی داده نشود چون ممکن است عراقی ها، آمریکایی ها و سایر دشمنان تصور کنند بین مسئولان و جریان های درون نظام اختلاف افتاده و بکوشند روحیه مردم را تضعیف کنند. یعنی امام هم در قضیه رأی اعتماد به مهندس موسوی مجموعه ای از ملاحظات را داشتند که به نفع منافع ملی و کلان کشور بود و از نمایندگان خواستند به ایشان برای دولت دوم هم رأی دهند اما علی رغم اعلام این توصیه موکد از سوی امام بیش از ۹۰ نماینده مجلس دوم حاضر نشدند که به مهندس موسوی رأی دهند.

این مسئله باعث شد تا جناح چپ آن زمان، به شدت از موضع گیری این نمایندگان انتقاد کند و آنها را به ضدیت با ولایت فقیه متهم کردند. نکته جالب این بود که خود امام از این نمایندگانی که به حرف ایشان توجه نکرده بودند، دفاع کردند. بعد از انتقاد امام از کسانی که به این ۹۰ نفر حمله می کردند؛ بحث مولوی و ارشادی مطرح شد و از سوی افرادی همچون مرحوم آذری قمی گفته شد برخی مواضع امام جنبه مولایی و فرمان دارد و برخی دیگر، صرفا در حد ارشاد و توصیه است. در همین درس خارج فقه اخیر هم، شاهد بودیم که خود مقام معظم رهبری هم تاکید داشتند که صحبت ایشان با آقای احمدی نژاد جنبه امر و نهی نداشته بلکه توصیه و نصیحت و مصلحت سنجی بوده است.

وقتی ایشان بر وجه توصیه ای موضوع تاکید دارند؛ به این معناست که سایرین هم می توانند توصیه کنند و فضا نباید به سمتی برود که جلوی اظهارنظر دیگران گرفته شود. ایشان ملاحظاتی دارند و معتقدند شرایط کشور اقتضاء می کند آقای احمدی نژاد نیایند. همانطور که امام ملاحظاتی داشتند و به واسطه آن ملاحظات، از نمایندگان مجلس خواستند به مهندس موسوی رأی دهند اما این بیانات در حد توصیه است و نه دستورالعمل.

 

چرا حامیان احمدی نژاد به نامزد دیگری رأی نمی دهند؟

البته دیدیم که آقای احمدی نژاد رسما اعلام تبعیت کردند و یکی از نزدیکان ایشان هم گفت با این موضوع برخورد مولوی و ارشادی نخواهند داشت…

– بله. اما صحبت من این است که خود مقام معظم رهبری به گونه ای صحبت کرده اند که نشان می دهد این بیانات ارشادی است. ایشان تاکید کرده اند من نظر خودم را می گویم و به این معنا نیست که حتما آقای احمدی نژاد باید اطاعت کنند و هیچ کس خلاف آن چیزی نگوید.

بحث دیگری که وجود دارد درباره پایگاه اجتماعی احمدی نژاد است. برخی طرفداران احمدی نژاد معتقدند بدون حضور او، بخش مهمی از طبقات محروم و حاشیه ای یا به قول آنها توده های مردم، دچار «بحران نمایندگی» خواهند شد. آیا شما هم چنین نظری دارید؟ آیا سایر اصولگرایان نمی توانند جای احمدی نژاد را بگیرند؟

– من معتقدم اگر همین امروز که در مهر ماه ۱۳۹۵ قرار داریم، انتخابات صورت بگیرد؛ آقای احمدی نژاد صرف نظر از این که با چه کسی رقابت کند، بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون رأی خواهد داشت. از منظر جامعه شناسی سیاسی، من این رأی را کاریزماتیک می دانم. ویژگی مهم چهره و شخصیت کاریزماتیک این است که محبوبیت و موقعیت شخص، مختص به خود اوست. یعنی این آرای ۱۰ تا ۱۵ میلیونی صرفا متعلق به خود آقای احمدی نژاد است. این آرا از این جهت به احمدی نژاد داده نمی شود که او اصولگراست و یا اینکه جبهه پایداری را نمایندگی می کند.

 

اگر امروز آقای احمدی نژاد بیاید و از بدنه حامی و رأی دهنده خود بخواهد رأی خود را به جای او به نام عزت الله ضرغامی، غلامعلی حداد عادل، حجت الاسلام رئیسی، سعید جلیلی و یا هر چهره اصولگرای دیگری به صندوق بیندازند، این سوال از منظر علوم سیاسی پیش خواهد آمد که این ۱۰ تا ۱۵ میلیون رأی دهنده چه خواهند کرد؟ پاسخ این پرسش بسیار پیچیده است و شخصا از پیش بینی صریح در این باره می ترسم. چرا؟ دقیقا به واسطه اینکه مبنای جامعه شناختی حمایت از احمدی نژاد، کاریزماتیک است و این رأی، صرفا متعلق به اوست.

اجازه دهید از منظر دیگری هم توضیح دهم. اگر احمدی نژاد یک جریان سیاسی، اجتماعی یا تفکری را نمایندگی می کرد، می توانست از بدنه اجتماعی خود بخواهد به فرد دیگری رأی دهند. عین همین داستان را ما در جریان اصلاحات می بینیم.

 

آقای هاشمی رفسنجانی چهره ای است که مطلقا محبوبیت کاریزماتیک ندارد؛ با این وجود، وقتی این چهره در انتخابات ۹۳ به بدنه حامی اصلاحات می گوید من رد صلاحیت شدم اما شما بروید و به آقای روحانی رأی دهید، میلیون ها نفر به اعتبار موضع گیری آقای هاشمی رفسنجانی و همچنین آقای سید محمد خاتمی رفتند و به آقای روحانی رأی دادند. در انتخابات مجلس و خبرگان در اسفند ماه ۹۴ هم، همین اتفاق افتاد. حتی در انتخابات خبرگان خیلی ها رفتند و به افرادی رأی دادند که با آنها مشکل داشتند؛ فقط به خاطر موضع گیری که آقایان هاشمی و خاتمی داشتند.

دلیل این اتفاق آن است که نگاه کسانی که آقای هاشمی را قبول دارند یک نگاه سیاسی و تعقل گرایانه است. یعنی، تجربه عقلی شان به آنها می گوید آقای هاشمی رفسنجانی درست تشخیص می دهد و ما باید به اعتبار ایشان عمل کنیم اما آن ۱۰ تا ۱۵ میلیون میلیون نفری که به آقای احمدی نژاد اعتقاد دارند؛ رویکردشان کاریزماتیک است. یعنی منشأ اعتقاد آنها این نیست که چون آقای احمدی نژاد از نظر سیاسی، اقتصادی و … درست عمل کرده، تجربه به ما آموخته که موضع گیری ها و سیاست های ایشان درست است. بالعکس، آن ۱۰ تا ۱۵ میلیون نفر شیفته خود احمدی نژاد و کاراکتر، حرف زدن، شخصیت و رفتار او هستند. ممکن است من و شما از این کاراکتر یا شخصیت متنفر باشیم اما باید به خاطر داشته باشیم که آن ۱۰ تا ۱۵ میلیون نفر خیلی با ما فرق دارند. سمبل، بت و ایده آل این ۱۰ تا ۱۵ نفر، آقای احمدی نژاد است.

تفاوت حامیان آقای هاشمی رفسنجانی با حامیان آقای احمدی نژاد، دقیقا اینجاست که حامیان آقای هاشمی رفسنجانی به شخص او کاری ندارند بلکه با دیدگاه سیاسی او کار دارند. در نتیجه وقتی آقای هاشمی می گوید به آقای روحانی رأی دهیم؛ اکثریت آنها به روحانی رأی می دهند. در مورد آقای احمدی نژاد اینطور نیست. حامیان احمدی نژاد فقط خود احمدی نژاد را قبول دارند.

 

بنابراین اگر آقای احمدی نژاد بگوید به جای من به عزت الله ضرغامی، سعید جلیلی، حجت الاسلام رئیسی و یا حداد عادل رأی دهید، نمی توان گفت که چه تعداد این درخواست را می پذیرند و رأی می دهند. شاید در حد ۱۰ تا ۱۵ درصد اما در مورد آقای هاشمی رفسنجانی، ۸۰ تا ۹۰ درصد حامیان ایشان با چنین درخواستی همراه می شوند. این تفاوت، خیلی مهم است. بنابراین می توان گفت وقتی آقای احمدی نژاد در صحنه انتخابات نباشند؛ یک مشکل سیاسی – اجتماعی برای آن ۱۰ تا ۱۵ میلیون رأی اتفاق می افتد. البته درصد قابل توجهی از آنها همچنان در انتخابات شرکت خواهند کرد اما اینکه به چه کسی رأی خواهند داد، روشن نیست. می توان پیش بینی کرد که درصد بالایی از آنها به نامزد اصلی اصولگرایان رأی دهند و بخشی هم به گفته خود احمدی نژاد عمل خواهند کرد.

در اینجا سوال دیگری پیش می آید و آن اینکه اصولا احمدی نژاد حاضر است بیاید و صریحا از نامزد دیگری حمایت کند؟ من چنین چیزی را در شخصیت آقای احمدی نژاد نمی بینم. احمدی نژاد به شدت فردگرا، خودمحور و فراری از کارهای گروهی است. آقای احمدی نژاد ظرف ۱۰ سال گذشته، غیر از آقای اسفندیار رحیم مشایی از هیچ فرد دیگری، حمایت جدی سیاسی نکرده است. ایشان حتی در انتخابات ۹۲ از سعید جلیلی هم حمایت جدی و محکمی نکرد.

 

واقعا، آقای احمدی نژاد به جز آقای مشایی کس دیگری را قبول ندارد. حتی افراد نزدیک به احمدی نژاد از قبیل آقایان حمید بقایی، عبدالرضا داوری، غلامحسین الهام، امیری و … صرفا برای او کار می کنند اما این به آن معنا نیست که احمدی نژاد آنها را به عنوان الگو و سرمشق سیاسی خود قبول دارد و حاضر است از آنها حمایت کند.

 

چرا حامیان احمدی نژاد به نامزد دیگری رأی نمی دهند؟

در مورد طبقات پایین نظر شما چیست؟

– تا جایی که من می دانم؛ هیچ مطالعه جدی روی پایگاه اجتماعی احمدی نژاد صورت نگرفته است. برخی اصلاح طلبان اصلا نظر بنده را قبول ندارند و معتقدند آقای احمدی نژاد اگر زمانی هم ۱۰ تا ۱۵ میلیون رأی داشته، الان به واسطه عملکرد هشت ساله شان، آن رأی دچار ریزش شده و آن پایگاه اجتماعی بسیار نازک و نحیف شده است اما من این دیدگاه را قبول ندارم.

من معتقدم که بخش قابل توجهی از پایگاه اجتماعی احمدی نژاد بدون در نظر گرفتن عملکرد آقای احمدی نژاد از او حمایت می کنند. یعنی اگر شما شب تا صبح با آنها بحث کنید و نابودی زیرساخت ها و منابع اقتصادی، انزوا و تهدیدهای بین المللی و برخوردها و محدودیت های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در آن هشت سال را برای آنها شرح دهید؛ آنها فردا صبح دوباره بلند می شوند و به آقای احمدی نژاد رأی می دهند!

چرا؟

– چون بخش عمده ای از انگیزه آن پایگاه اجتماعی، مبتنی بر نگاه به عملکرد احمدی نژاد نیست. آنها به خاطر دستاوردهای احمدی نژاد از او حمایت نمی کنند. مشکل پایگاه اجتماعی کاریزماتیک، دقیقا همین است که افراد بدون دلیل و صرفا به خاطر محبوبیت شخصی فرد از او حمایت می کنند. جای دور نرویم. ممکن است بسیاری از اصلاح طلبان از این حرف من خوششان نیاید اما واقعیت این است که موقعیت آقای خاتمی هم تا حدودی به همین شکل است. یعنی، اگر طیفی رسم کنیم که یک سمت آن آقای هاشمی رفسنجانی با پایگاه کاملا سیاسی و عقلگرا و در سمت دیگر، آقای احمدی نژاد با آرای صددرصد کاریزماتیک قرار داشته باشد؛ آقای خاتمی هم با محبوبیتی سیاسی و بیشتر کاریزماتیک در میانه متمایل به سویه کاریزما قرار خواهد گرفت.

کمی هم به تاثیر این ماجرا بر جریان اصولگرا بپردازیم. نقدی که الان از سوی برخی رسانه ها و فعالان اصولگرا مطرح می شود این است که این ملاقات و موضوع توصیه مقام رهبری به یک ماه قبل بر می گردد و عموم اصولگرایان از جمله سران جبهه پایداری و نزدیکان احمدی نژاد از ماوقع مطلع بوده اند.

 

با این حال در همین مقطع دیدیم افرادی چون آقای حسینیان رسما به میدان آمدند و اعلام کردند تنها گزینه اصولگرایان برای مقابله با روحانی، آقای احمدی نژاد است و بدون او، اصولگرایان هیچ نیستند. شما فکر می کنید شفاف شدن و اعلام موضوع از سوی مقام رهبری، چه تاثیری بر معادلات درونی اصولگرایان خواهد داشت؟

– من معتقدم بزرگترین مشکلی که اظهارنظر مقام معظم رهبری ایجاد خواهد کرد؛ برای اصولگرایان خواهد بود. توصیه ایشان، شکاف عمیقی را در بین اصولگرایان به وجود خواهد آورد چون من معتقدم کم نیستند اصولگرایانی که واقعا به احمدی نژاد اعتقاد دارند. اعتقاد و ایمان این دسته از چهره های سیاسی اصولگرا به احمدی نژاد برخلاف آن پایگاه اجتماعی، کاریزماتیک نیست. مواجهه آنها با احمدی نژاد به نوعی شبیه مواجهه حامیان آقای هاشمی رفسنجانی با ایشان است. یعنی، واقعا رفتار، سیاست ها، موضع گیری ها، عملکرد و اقدامات آقای احمدی نژاد را در دوره هشت ساله و بعد از آن قبول دارند.

چهره هایی مانند آقای حسینیان و بسیاری از اعضای جبهه پایداری و نیروهایی که به دلواپسان معروف هستند، این موضع را در قبال آقای احمدی نژاد دارند. فلان کشاورز در یک روستا، یا فلان حاشیه نشین شهری یا یک جوان حزب اللهی اگر احمدی نژاد را قبول دارند؛ از همان منظر کاریزماتیک است اما آقای حسینیان و اغلب اعضای جبهه پایداری فارغ از کاریزما، اصولا احمدی نژاد را قبول دارند و احمدی نژاد برای آنها به نوعی یک رهبر سیاسی است. این جریان، به این سادگی ها از احمدی نژاد دست نخواهند کشید.

 

چرا حامیان احمدی نژاد به نامزد دیگری رأی نمی دهند؟

آقای دکتر! شما در مصاحبه هایی که طی چند ماه اخیر داشتید؛ چندین بار عنوان کردید اگر اصولگرایان بخواهند آقای روحانی را در انتخابات ۹۶ به چالش بکشند؛ چاره ای جز به میدان آوردن چهره های کاریزماتیک ندارند و تنها گزینه های محتمل را سردار قاسم سلیمانی و آقای احمدی نژاد دانستید اما در دو هفته اخیر، شاهد بودیم که ابتدا سردار سلیمانی با صدور اطلاعیه ای خودداری خود از ورود به صحنه سیاست را اعلام کرد و در ادامه هم، آقای احمدی نژاد در تحولات هفته گذشته از عرصه انتخابات کنار رفت. در این شرایط، فکر می کنید آقای روحانی یک پیروزی آسان و بدون رقیب جدی را پیش رو دارد؟

– بله. حقیقت مطلب را بخواهید، من بدون حضور سردار سلیمانی و آقای احمدی نژاد دیگر هیچ شانسی را برای اصولگرایان نمی بینم. من پیش از این هم، این اصطلاح را برای آقای روحانی به کار برده ام و گفته ام آقای روحانی با دست و پای بسته هم می تواند نامزدهای معمول و غیر کاریزماتیک اصولگرا از قبیل آقایان جلیلی، قالیباف، حداد عادل و … را شکست دهد. مثل شطرنج بازهای قوی که همان ابتدای بازی، وزیر یا یک رخ را به رقیب آوانس می دهند و در نهایت هم، حریف را مات می کنند.

حتی اگر فرض کنیم اصولگرایان چهره های جدیدی از قبیل آقایان حجت الاسلام رئیسی، پرویز فتاح، عزت الله ضرغامی و یا حتی علی لاریجانی را به میدان بیاورند؛ هیچ یک از این افراد نه خودشان توان رأی آوری در برابر روحانی دارند و نه فرد، جریان یا تشکیلاتی دارند که برای آنها رأی جمع کند. در حالی که آقای روحانی گرچه شخصا رأی جمع کن نیست؛ اما اصلاح طلبان به عنوان حامیان اصلی او توان رأی جمع کنی بالایی دارند. مشکل اصلی اصولگرایان این است که نه خودشان افراد رأی جمع کنی هستند و نه جریانی که این توان را دارد، از آنها حمایت می کند.

در این شرایط تنها کاری که اصولگرایان در برابر روحانی می توانند بکنند و عملا هم بعد از انتخابات اسفند ماه مجلس و خبرگان آن را با شدت شروع کرده اند؛ حمله و تخریب روحانی و تلاش برای بی دستاورد نشان دادن و بی اعتبار کردن اوست، غافل از اینکه نتیجه این حملات آن نیست که مردم به جای روحانی به نامزدهای اصولگرا رأی بدهند. نتیجه این تخریب ها صرفا آن خواهد بود که بخشی از مردم ناامید شوند و میزان مشارکت و رأی دهندگان در انتخابات ۹۶ کاهش یابد و یا رأی سفید دهند.

[ منبع این خبر سایت فان.دانلودانه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال