حکایت دلچسب دلواپس تر از خود تو نباش !!


با دیگران به اشتراک بگذارید

داستان جالب نگران تر از خودت نباش !!

تصویر و عکس قصه جالب نگران تر از خودت نباش !!

نگران تر از خودت نباش از جمله قصه هایی می باشد که بسیار پندآموز می باشد.شیوانا همراه کاروانی از راهی می گذشت. در این مسافرت با فوت شدی تاجر هم مسافرت بود که به قصد تجارت با تنها فرزندش مسافرت می کرد.مرد تاجر بسیار دقیق و پرکار بود و به هر آبادی که می رسیدند

 

بخشی از اجناس خود را به تناسب وضعیت مالی اهالی به آنها عرضه می کرد و از آنها جنس هایی که عالی آگاهی میداشت تهیه میکرد و به راه خود ادامه می داد. اما برعکس مرد تاجر، پسر او بسیار خوش طی کن و تنبل بود و در هر استراحت گاهی به دنبال عیش و عشرت خود می رفت

 

و موقع حرکت بخش زیادی از وقت مرد تاجر به کشف کردن فرزندش و سروسامان دادن به شکل و ظاهر او تلف می شد.یک شب شیوانا و مرد تاجر و فرزندش با جمعی دیگر گرد آتش نشسته بودند و میخوابیدند. مرد تاجر با گله مندی به شیوانا گفت: “شما که تجربه دارید

 

به این پسر من نصیحت کنید که تجربه و مهارت تجارت در عمل حاصل میشود و این مسافرت خوب ترین تمرین برای آموزش شگردهای ریز تجارت است. او متاسفانه زمانش را به بازیگوشی تلف می کند و اصلا گوشش به حرف های من بدهکار نیست!؟

 

شیوانا نگاهی به پسر انداخت و گفت: “او را همین الان با حداقل توشه و پول، تنهایی به شهر خودت برگردان و بقیه راه را تنها مسافرت کن!” چشمان پسر تاجر از ترس گرد شد و مرد تاجر هاج و واج به شیوانا نگاه کرد و در حالی که سعی می کرد پسر به وحشت افتاده و هراسان خود را آرام کند گفت:

 

“چه می گویید!؟ این چه نصیحتی است؟! می گویید او را دست خالی بفرستم و هیچ کاری برای او به انجام نرسانم؟ او دچار زحمت زیادی خواهد شد و چه بسا هرگز سالم به مقصد نرسد؟”شیوانا با تبسم گفت: “مگر این همه شب و روز که نازش را کشیدی و تر و خشکش کردی در رفتار او تاثیری قرار داده است.

 

مادامی که کسی خودش طالب خوشبخت شدن نباشد، اگر همه آدمهای پیرامون او هم تلاش کنند باز او خوشبخت نخواهد شد و همان مسیر بدبختی و فلاکت خودش را ادامه خواهد داد.او تا به خودش فرا نرسد هیچ کاری از دست تو ساخته نیست. هرگز برای کسی بیشتر از خودش نگران نباش که خاصیتی ندارد

 

و تلاش و زحمتت بی جهت هدر می رود. باز هم نقل میکنیم تنها راهی که این پسر به خود می آید و نتیجه کار زشت خود را می فهمد این است که تو جلوی ضربه ها و پیامد رفتار ناپسند او را نگیری و قرار بدهی خودش به طور مستقیم عواقب کارهای نازیبای خودش را ببیند. این تنها نصیحتی است

 

که از من ساخته است.”مرد تاجر دیگر چیزی نقل نکرد. روز بعد پسر تاجر اولین کسی بود که برای کمک به پدرش و عرضه محصولات به آبادی سر راه پیشقدم شده بود. او با جدیت فعالیت میکرد و اصلا آن جوان عیاش و خوشگذران روز قبل عدم.مرد تاجر در یک فرصت نزد شیوانا فرا رسید و گفت:

 

“آگاهی نمی دارم گفتمانهای دیشب شما چه تاثیر عجیبی داشت که از امروز صبح این پسر طور دیگری شده است و از من هم بهتر فعالیت میکند.”شیوانا تبسمی کرد و گفت: “حالا قضیه فرق می کند. اکنون مقابل تو فرزندی است که خودش می خواهد خوشبخت شود و برای این کار تلاش می کند.

 

پس وظیفه توست که به او یاری رسانی تا به خواسته اش برسد. اکنون او بیشتر از تو طالب خوشبختی و سعادت خودش هست و به همین دلیل زحمات و از خودگذشتگی های تو اکنون دیگر بیهوده نیست. اما به دلیل بسپار که هرگز برای کسی بیشتر از خودش نگران نباشی!”

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال