شرمندۀ تبِ لبِ اطفال شد عمو / عباس را خجالت زینب مذاب کرد


با دیگران به اشتراک بگذارید

شرمندۀ تبِ لبِ اطفال شد عمو / عباس را خجالت زینب مذاب کرد

به عالیت شب نهم محرم و عزادارای حضرت ابالفضل العباس(ع) تسنیم تعدادی از اشعار آیینی را منتشر می‌کند.

تصویر و عکس   شرمندۀ تبِ لبِ اطفال شد عمو / عباس را خجالت زینب مذاب کرد

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا» در روز عاشورا چون تشنگی بر حسین و یارانِ او سخت گشت، کودکان به امام علیه‏ السلام شِکوِه آوردند و از فَرط عطش می نالیدند. امام، عباس علیه‏ السلام را صدا کرد و فرمود تا با چندنفر به فرات برود و برای تشنگان آب بیاورد. عباس با ده سوار همراه شد و مَشک‏ها را برداشت و چون به مدخل آبِ فرات رسید، یارانِ ابن ‏زیاد بر کنار فرات نشسته بودند و شریعه را بر حرمِ رسولِ خدا بسته بودند. چون عباس را دیدند، بر او حمله کردند. عباس بعد از آن رجزی خواند و بر آنها حمله کرد. … آنگاه که از شریعه فرات بیرون آمد و مشک بر دوش داشت دشمنان از هر طرف او را تیرباران کردند و در همین حال کسی بر او حمله کرد و دست راست او را برید و حضرت مشک را با دست چپ گرفتند در حالی که تمام فکر حضرت به حرم ابا عبدالله بود تا بر تشنگان آب برساند در این حال شخص دیگری حمله کرد و دست چپ حضرت را برید و حضرت بر زمین افتاد و مشک را بر دهان گرفت. در این حال عمر سعد ندا داد که مشک را تیرباران کنند در این وقت بود که عمودی آهنین بر فرق سر حضرت فرود آوردند… زمانی که امام حسین (علیه السلام) بر بالین خون آلود حضرت عباس ( علیه السلام) حاضر شد، فرمود: اکنون کمر من شکست.

غلامرضا سازگار

تو کیستی لب تشنۀ جام بلایی
فرماندۀ کل قوای کربلایی

سقایی و سردار مقطوع الیدینی
باب العطا باب الکرم باب الحسینی

خون خدا خون خدا خون خدایی
ابن و اخ و عم امامان هدایی

هم اشرف الخلق استی و هم اشجع الناس
آری تو عباسی تو عباسی تو عباس

سرتا قدم مولا امیر المؤمنینی
بچه زهرا زادۀ ام البنینی

با مهر ثار الله وجودت را سرشتند
نام ید الله را به بازویت نگاشتند

جبریل پیشانی نهد برخاک راهت
کافر مسلمان می توان با یک نگاهت

چشم تو تحلیل امیرالمؤمنین است
ابروت شمشیر امیر المؤمنین است

والله ان قطعتوا یمینی از توست
وعن امام الصادق الیقینی از توست

بی دستی تو عالمی را دستگیر است
کی مثل تو اینسان به نفس خود امیر است

کی مثل تو در آب دست از آب شسته
جام عطش را در درون بحر جسته

کی مثل تو فانی به راه دوست گشته
یک لحظه از دست و سر و چشمش گذشته

کی مثل تو گردیده عالم پای بستش
کی مثل تو حیدر زده بوسه به دستش

تو جعفر طیار دشت کربلایی
حقا که پرچمدار دشت کربلایی

هم آب بی تو از درونش شعله خیزد
هم مشک بر بی آبی تو اشک ریزد

از قلب آتش ره به دریا گشودی
در آب بودی و به دریا ناز کردی

دریا گریبان چاک زد بحر وصالت
گفتا که شیر فاطمه بادا حلالت

شرح وفاداریت را ام البنین گفت
زهرا به ایثار و وفایت آفرین گفت

دریا به تو از حنجر تو تشنه تر بود
با حنجر خشک تو داغش برجگر بود

آتش زسوز سینۀ تو تاب می درخواست
آب از لب خشکیدۀ تو آب می درخواست

از اشک چشمت ماهیان خون خورده بودند
امواج دریا از خجالت فوت شده بودند

برغربت تو مرکبت خون میگریست
حتی عطش هم بر لبت خون میگریست

دستت جدا اشکت به رخ سوزت به سینه
عذرت موجه بود در نزد سکینه

دل بر دل دریا زدی آبی نخوردی
دیگر چرا یک جرعه بر اصغر نبردی

سر در قدوم دوست بنهادی اباالفضل
سقایی و لب تشنه جان دادی اباالفضل

تنها نه میثم با غمت از تاب رفته
تا صبح محشر آبرو از آب رفته

سیدهاشم وفایی

چه بلایی است خدایا به سرم فرا رسیده است
ازره دور غمی در نظرم فرا رسیده است

تاپذیرای غمی سخت شوم، باردگر
اشک غم بدرقۀ چشم ترم فرا رسیده است

ما جگرسوختگان آب نخواهیم ولی
این چه داغی است که سوی جگرم فرا رسیده است

اشکها پرده به چشمان تر من نـزنید
آه با قد خمیده پدرم فرا رسیده است

خبر از ساقی مـا نیست ولی آگاهی میدارم
چه غمی بر جگرشعله ورم فرا رسیده است

علم خیمۀ سقا که روی خاک ا فتاد
گشت معلوم بلائی به سرم فرا رسیده است

علقمه عطرگل یاس گرفت و پیداست
از جنان مادر نیکو سیرم فرا رسیده است

عمۀ غمزده ام باهمه غم های دلش
به تسّلای دل نوحه گرم فرا رسیده است

ای «وفائی»نگار از اثر غصه و غم
اشک و خون همره هم از بصرم فرا رسیده است

محمود ژولیده

طوفانِ ماه تیر،کار عمو را خراب کرد
این مشکِ پاره، نقشۀ او را بر آب کرد

میخواست«یاسکینه» به قولش عمل کند
بارانِ ماه تیر،سخت عمو را جواب کرد

شرمندۀ تبِ لبِ اطفال شد عمو
عباس را خجالت زینب مذاب کرد

احساس شد،صدای حروف مقطعه
ارباب را بریده بریده خطاب کرد

نعش مرا به خیمه مبَر جان اصغرت
سقای با وفای تو شرم از رباب کرد

میخواست«یاحسین» به پایت ادب کند
دستان من،مسیر تو را برگزید

دستی،یمین و دست دگر در یسار ماند
این کار،حرفِ علقمه را یک کتاب کرد

دستی نمانده بود،علم بر زمین فتاد
یک بی حیا رسید و بسویم عتاب کرد

آمد عمود و تاجِ غرورِ مرا شکست
دشمن جسور شد،زد و پا در رکاب کرد

خصمِ من از حماسۀ صفین کینه داشت
در کربلا حساب مرا بی حساب کرد

چشمم به خیمه بود که تیری ز ره رسید
این دیده را ز بُرد نگاهش مُجاب کرد

انگار پیشِ چشم من آمد مصائبی
کز گفتنش زبانِ مرا در حجاب کرد

خون می گریم که بعد از این زنند جار
این قوم،حمله بر حرم بوتراب کرد

نقل کردید ماهِ علقمه،ماهِ رُخم گرفت
مادر رسید و علقمه را آفتاب کرد

علی اکبر لطیفیان

نیاز داشت چو نوزاد رباب ، گاز بزن به عمو
سپرد علقمه چون تشنه ها گلو به عمو

به سمت رود که دریا نمیرود ،باید
که علقمه برسد بعد جستجو به عمو

به رتبه اش شهدا غبطه میخورند اما
نمیرسد به خدا بال آرزو به عمو

شبیه ماه نبوده ست، او شبیه عموست
عمو به ماه نرفته ست، رفته او به عمو

عمو، عمو ، چه عمویى که مَحرم عمه ست
چقدر داده خداوند آبرو به عمو

چطور دست به دستش زدند این مردمان
فرشته دست نداده ست بى وضو به عمو

بساط خجلت عباس را فراهم کرد
امان، امان ز امان نامه ى عدو به عمو

سکینه جان! نفس خردسالم نمیاید
بلند شو برو میدان، برو نقل کن به عمو

عمو که رفت به عمه چقدر سخت گذشت
میان محمل خود می نشست رو به عمو

کنار علقمه رفتند دختران اما
نداد گیسویشان شرح مو به مو به عمو

درست اول بازار شام فهمیدند
پدر که نیست کنارت، چقدر خوبِ عمو ….

محسن عرب خالقی

علقمه نقل کردم و دیدم دلم از پا افتاد
یاد لبهای علی اصغر و دریا افتاد

علقمه نقل کردم و دیدم که سواری بی دست
ماه تیر آنقدر به او خورد که از نا افتاد

علقمه نقل کردم و دیدم که عمودی آمد
ناگهان در وسط معرکه سقا افتاد

شیری افتاد ز پا و همگی شیر شدند
گذر گرگ به آهوی حرم ها افتاد

وسط این همه سرنیزه و شمشیر و سنان
ناگهان چشم علمدار به زهرا افتاد

روضه دست بریده وسط علقمه بود
روضه خوان دست بدون رمق فاطمه بود

—براى بالا بردن سطح کيفي سايت سرزه لطفا نظرات خود را در انتهاى صفحه براى ما بفرستيد—

تهیه از : آريامنش ح.

فرهنگی هنری در بخش اخبار سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نياز
««« »»»
تا تو را خود ز ميان با که عنايت باشد

شرمندۀ تبِ لبِ اطفال شد عمو / عباس را خجالت زینب مذاب کرد

TT / 70 — TP / 5%

با دیگران به اشتراک بگذارید

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال