به خدا بیشتر اعتماد دارید یا به مردم؟!


با دیگران به اشتراک بگذارید

به خدا بیشتر اعتماد دارید یا به مردم؟!

بزرگ ترین عیب طمعکار این است که اعتماد او به مردمان بیشتر از اعتمادش به خداوند است. در روایتی از علی (علیه السلام) فرا رسیده که: «هیچ چیز دین را از میان نمیبرد، همچون بدعتها و هیچ چیز مرد را فاسد نمی کند، آن گونه که طمع او را فاسد می کند» (محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج ۵، ص ۵۵۰)

آمنه اسفندیاری –
تصویر و عکس به خدا بیشتر اعتماد دارید یا به مردمان؟!

یکی از خصلت های ناپسندی که در برخی از افراد وجود دارد، طمع است. طمع؛ در کلمه به معنای تمایل نفس به چیزى از روى آرزوى شدید و آزمندى است.[۱] و در اصطلاح علم اخلاق؛ واژه است از توقّع داشتن و چشم داشت در اموال مردمان، و آن نیز یکى از شاخه هاى دوستى جهان است. همچنین طمع از جمله رذائل هلاک کننده است.[۲] پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) در توصیفی، طمع را فقر حاضر – یعنی فقری که الآن وجود می دارد- معرّفی کرده اند.[۳]

طمع در روایات:

۱ رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) در این باره می فرماید: «زنهار! گرد طمع نگردی که آن، فقر حاضر و بالفعل است» (بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۴۰۸)
۲ حضرت امیرمومنان علی (علیه السلام) می فرمایند: «از هر که خواهی اظهار بی نیازی کن تا مثل و مانند او باشی، و به هر کس می خواهی، احسان کن تا بزرگ و امیر او باشی و از هر کس می خواهی، طمع کن تا بنده و اسیر او باشی».
۳ از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که: «بد بنده ای است، بنده ای که او را طمعی است که هر خانه می کشدش و بدبنده ای است، بنده ای که خواهشی دارد که او را ذلیل می گرداند» (بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۱۷۰)

امام صادق (علیه السلام) نیز در بیانی درخشان و ارزشمند فرموده اند: «اگر درخواستی چشمت روشن و خیر جهان و آخرت به تو برسد، از آنچه در دست مردمان است، طمع خویش را بازگیر

۴ امام علی (علیه السلام) اصل شرّ را طمع آگاهی داشته، می فرماید: (اصل الشرّ الطمع) «اساس بدی ها طمع است» (غررالحکم و دررالکلم)
۵ امام صادق (علیه السلام) نیز در بیانی درخشان و ارزشمند فرموده اند: «اگر درخواستی چشمت روشن و خیر جهان و آخرت به تو برسد، از آنچه در دست مردمان است، طمع خویش را بازگیر» (محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج ۵، ص ۵۵۱)

آثار و آفات طمع:

در احادیث؛ برای طمع ، آفات و آثار آسیب باری بیان شده است که در این جا به چندین نمونه از آنها اشاره می شود:
۱ نابود شدن ایمان: از آن جا که طمع باعث می شود انسان به دارایی های دیگران چشم بدوزد و همه ی توجه خود را به آن معطوف کند، از توجه به خداوند و این که او روزی دهنده ی همه ی مخلوقات است، باز مانده و از این واقعیت غافل می شود؛ لذا به مکان این که از خدای خود طلب خیر و روزی کند، به دنبال مخلوقات رفته و در ایمان خود خلل وارد می کند. امام صادق (علیه السلام) در این باره می فرماید: «آنچه ایمان را در انسان ثابت و استوار می کند، پرهیز از گناه است و آنچه آن را از دل او بیرون می کند، طمع است».[۴]
۲ ذلّت و خواری: انسان با طمع ورزی ، ارزش و منزلت انسانی خود را از دست داده و خود را اسیر متاع بی ارزش جهان کرده و عزّت خود را در مقابل آن به فروش میرساند و آبروی خود را از کف می دهد؛ امام کاظم (علیه السلام) به هشام پیشنهاد می فرماید: «ای هشام! از طمع بپرهیز، و به آنچه در دست مردمان است، چشم امید نداشته باش و طمع از مخلوق را در دل بمیران؛ زیرا طمع کلید ذلّت و خواری، دزدند خردورزی، تباهی جوانمردی ها، بی آبرویی و نابود شدن دانش است».[۵]
۳ برطرف کردن حکمت: یکی از آفاتی که در روایات برای علما گفته شده، طمع است.[۶] اثر این صفت ناپسند این است که یکی از اصلیترین فوائد علم و دانش، یعنی حکمت را از بین می برد؛ لذا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «طمع، حکمت را از قلب علما خارج می سازد».[۷]
۴ برد نفس اماره شدن: یکی دیگر از آثار طمع این است که نفس فرد طمع کار را تحت اختیار و مهار خود گذاشته و در واقع این شخص از این خصلت ناپسند خود پیروی تام کرده و در واقع برده ی او می شود. از این رو، در روایت فرا رسیده است که «طمع، بردگی دائمی است»؛[۸] یعنی کسی که گرفتار رذیله ی طمع ورزی شده، تا وقتی که این خصلت در او وجود دارد، برده ی طمع کاری و هوای نفس خود است و تنها با کنار قرار دادن این خصلت ناپسند، از بردگی رهایی مییابد.
۵ نابود شدن آرامش روحی و روانی: امام صادق (علیه السلام) به حمران بن اعین فرمود: «اى حمران! به آن که در نیرو و قدرت پایین تر از تو است بنگر، و به کسی که قدرتش بیش از تو است نگاه مکن؛ زیرا این شیوه براى تو در آنچه روزیت شده قانع کننده تر است ، و شایسته است که تو را مستحق نعمت بیشترى از طرف پروردگارت گرداند».[۹]

عاقبت طمع

امام کاظم (علیه السلام) به هشام پیشنهاد می فرماید: «ای هشام! از طمع بپرهیز، و به آنچه در دست مردمان است، چشم امید نداشته باش و طمع از مخلوق را در دل بمیران؛ زیرا طمع کلید ذلّت و خواری، دزدند خردورزی، تباهی جوانمردی ها، بی آبرویی و نابود شدن دانش است

مرحوم شیخ عبدالحسین خوانساری گفت : در کربلا عطاری بود نامدار و سرشناس، مریض شد و جمیع اجناس دکان و اثاث خانه منزل خود را به جهت معالجه فروخت اما ثمر نکرد؛ و جمیع اطباء اظهار ناامیدی از او کردند. گفت : یک روز به عیادتش رفتم و بسیار بدحال بوده و به فرزندش نقل میکرد : اسباب منزل را به بازار ببر و بفروش و پولش را بیاور برای خانه به کار برید تا به خوب شدن یا فوت شدن آسان شوم! نقل کردم : این چه حرفی است می خانمی؟! دیدم آهی کشید و گفت : من سرمایه زیادی داشتم و جهت پر درآمد شدن من این بود که یکسالی مرضی در کربلا رایج شد که علاج آنرا دکترها منحصر به آبلیموی شیراز آگاهی داشتند، آب لیموگران و کمیاب شد. نفسم به من گفت : قدری آب لیمو در بر می داری چیز دیگر ممزوج به او کن و بوی آب لیمو از آن فهمیده می شد او را به قیمت آب لیموی خالص بفروش تا پر درآمد شوی . همین کار را کردم ، و آب لیمو در کربلا منحصر به دکان من شد و سرمایه زیادی از این مال مغشوش بدست آوردم تا جائی که در صنف خودم نامدار شدم به پدر پولهای هزارهزاری . مدتی نگذشت که به این مرض مبتلا شدم ، هر چه داشتم به فروش رساندم برای معالجه خاصیتی نکرده است، فقط همین آخرین متاع بود که نقل کردم این را به فروش برسانند یا خوب می شوم یا فوت میشوم و از این مرض خلاص می شوم.

پی نوشتها:
[۱]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق: داودی، صفوان عدنان، ص ۵۲۴، دارالعلم ، الدار الشامیة، دمشق، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
[۲]. نراقی، ملا محمد مهدی، جامع السعادات، ج ۲، ص ۱۰۹، اعلمى، بیروت، چاپ چهارم، بی تا.
[۳]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ۲، ص ۱۴۹، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
[۴]. شیخ صدوق، الخصال، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، ج ۱، ص ۹، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، ۱۳۶۲ش. جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، ۱۳۶۲ش.
[۵]. رسمی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۱، ص ۱۵۶، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ق.
[۶]. همان، ج ۲، ص ۵۲.
[۷]. المتقی الهندی، کنز العمال، ج ۳، ص ۴۹۵، موسسة الرسالة، بیروت، ۱۴۰۹ق.
[۸]. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۱۷۰.
[۹]. الکافی، ج ۸، ص ۲۴۴.

منابع:
سایت اسلام کوئیست
سایت اندیشه قم
یکصد موضوع ۵۰۰ قصه / سید علی اکبر صداقت

______________________

گردآوری از : پريماه ط.

اخلاق و عرفان در بخش مذهبی سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

حافظ ز شوق مجلس سلطان غياث دين
««« »»»
غافل مشو که کار تو از ناله می‌رود

به خدا بیشتر اعتماد دارید یا به مردم؟!

TT / 102 — TP / 7%

با دیگران به اشتراک بگذارید

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات