این معلمان کودک اذیت… (۶ عکس)


با دیگران به اشتراک بگذارید

این معلمان کودک آزار…

آنچه امروزه در جوامع مختلف از جمله کشورمان از آن به عنوان کودک‌آزاری یاد می‌شود، تاکنون ریشه در خشونت خانوادگی داشته و در زمان حال و آینده نیز بروز این رفتارها بعید به نظر نمی‌رسد.
هفته نامه تجارت فردا – حسن موسوی‌چلک*: آنچه امروزه در جوامع مختلف از جمله کشورمان از آن به عنوان کودک‌آزاری یاد می‌شود، تاکنون ریشه در خشونت خانوادگی داشته و در زمان حال و آینده نیز بروز این رفتارها بعید به نظر نمی‌رسد. کودک‌آزاری ابعاد گوناگونی دارد که شامل کودک‌آزاری فیزیکی، جسمانی، روحی، احساسی و جنسی است که هر کدام از این نوع رفتارها عارضه های خاص خود را دارند و عوامل دخیل در هر کدام از این نوع خشونت‌ها هم فرق می دارد.

آنچه در خصوص کودک‌آزاری قابل توجه بوده و نشانه‌های آن بارزتر است این است که آثار مخرب و ماندگار آزار و اذیت‌های احساسی می‌تواند به مراتب بیشتر از حتی اذیت های جسمانی باشد. این مورد را هم باید در نظر گرفت که در ساختار جنسی جامعه ایرانی یک نوع پنهانکاری وجود دارد که ریشه در اعتماد بیش از حد ما دارد. گاهی می‌بینیم که این نوع آزارها از افرادی سر می‌زند که ما به آنها اطمینان زیادی داریم و تصورمان این است که فرزندان‌مان در محیط تندرستی به سر می‌برند.

عکس شماره ۱ ⇩
عکس این معلمان کودک آزار...

پدر و مادرها باید آگاه باشند که هیچ محیطی از این نظر برای کودکان امن نخواهد بود حتی محیط منزل.تشخیص کودک اذیتی به علت حساسیت مساله، بسیار مشکل است به‌طوری که تجربه نمایان کرده جامعه بسیار با سرعت نسبت به آزار کودکان واکنش نشان می‌دهد و اگر این آزارها از نوع جنسی، به مخصوص در دختران باشد، میزان جریحه‌دار شدن جامعه بیشتر خواهد بود.

مورد دیگری که در این زمینه مهم به نظر می‌رسد، این است که ما باید به فرزندان‌مان آموزش دهیم که هم در محیط منزل و هم در محیط‌های عمومی که تعداد بچه‌های بیشتری حضور دارند، مراقبت از خود را به خوبی به انجام رسانند. کودکان کاملاً باید نسبت به این مسائل هوشیار باشند و آگاهی بدارند چه کسانی و تحت چه شرایطی می‌توانند نقاط حساس بدن‌شان را مشاهده و لمس کنند. اما متاسفانه می‌بینیم که جامعه ایرانی در بخش آموزش این مسائل به خوبی عمل نکرده و به خاطر تابو بودن مسائل جنسی قادر نبوده در پرورش کودکان از این لحاظ کامیاب عمل کند.

همواره جامعه ایرانی نسبت به این آموزش‌ها کوتاهی می‌کند و نتیجه این غفلت اتفاقات ناگواری است که می‌تواند جامعه را به آسانی جریحه‌دار کند. متاسفانه معدودی از این خشونت‌ها در رسانه‌ها گزارش می‌شود به‌طوری که تجاوز به فرزندی ۹‌ساله در زنجان همانند قطره‌ای در میان دریای پرتلاطم کودک‌آزاری‌هاست. البته این مورد را هم باید در نظر گرفت که امکان می دارد فراوانی اذیت های جنسی چندان زیاد نباشد اما آثار روانی این نوع رفتارها تا سال‌ها در ذهن افرادی که مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند، می‌ماند.

آثار مخرب کودک‌آزاری حتی می‌تواند در ایفای نقش‌های اجتماعی آنها آشفتگی بوجود آورد و از این‌رو ما باید کودک‌آزاری و حتی حمایت از کودکانی که به هر علتی مورد آزار واقع شده‌اند را جدی‌تر از گذشته بگیریم. بنابراین در این راستا یکی از راه‌هایی که می‌توانیم از طریق آن به جامعه یاری رسانیم، این است که در برنامه‌های پیشگیرانه تمرکز کنیم. در واقع باید برای پیش گیری از این نوع رفتارهای خشونت‌آمیز تمامی برنامه‌های پیشگیرانه مهم شماریده شود. شناخت اورژانس اجتماعی از این لحاظ باعث می‌شود پدر و مادرها اطمینان یابند که بر کودکان خود مهار و نظارت ضروری را دارند.

بسیاری از خانواده‌های ایرانی عادت کرده‌اند برای اینکه چندین لحظه‌ای فرصت یابند به امور شخصی و پذیرایی از مهمان توجه بکنند، فرزندان خود را با فرزندان میهمانان به اتاقی بفرستند و آنها را تنها بگذارند. در حالی که در منطق تربیت و پرورش کودکان بر این تاکید شده که نباید کودکان‌مان را تحت هیچ شرایطی ول کنیم و در اتاق در بسته‌ای، تنها قرار بدهیم. خوب ترین کار این است که کودکان جلوی چشم پدر و مادران باشند و خانواده کودکان را به جمع بیاورند.

حتی سعی کنند صداهای آنان را در ضمن بازی تحمل کنند و چنانچه کودکان به تنهایی در اتاق هستند، هر از گاهی به آنها سر بزنند تا حتی کودک این مهار و نظارت را احساس کند. خانواده‌ها حتی می‌توانند این نوع نظارتی را که در منزل دارند در محیط‌های تعلیمی و عمومی اجرا کنند. گاهی اوقات دلیل کودک‌آزاری‌ها همین سهل‌انگاری‌های والدین و سرپرستان است که البته از روی تعمد انجام نمی‌دهند و بیشتر از روی غفلت و ناآگاهی از جو حاکم است. در واقع خانواده‌ها خودشان زمینه‌ای را فراهم می‌کنند تا بدترین آزار و اذیت‌ها شامل حال کودک شود.

چرایی خشونت

در چرایی اینکه هنوز در مدارس‌مان تنبیه رواج دارد و معلمی به دانش‌آموز تجاوز می‌کند، می‌توان گفت که میزان تنبیهات کودکان در مدارس بسیار کاهش یافته و بروز چنین رفتارهایی را نمی‌توان به کل نظام تعلیمی کشور تعمیم داد. در این زمینه باید منصف بود و به درستی قضاوت کرد. این روزها در برخی شبکه‌های جایزی تصاویر و فیلم‌هایی از کودکانی که مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند، پخش یافته که عکس و تصویر خوب یک معلم و مربی مهدکودک را مخدوش کرده است.

نظام تعلیمی ما به سلامت کودک توجه ضروری و تمرکز ویژه‌ای دارد و اگر معلمی به خود اجازه تنبیه دانش‌آموزی را می‌دهد دیگر نمی‌توان اسم این فرد را معلم قرار داد و این شخص نامعلم است. در واقع مقام معلم بسیار گرامی است و جایگاه مقدسی دارد. بهتر است این شخص را اصلاً معلم خطاب نکرد و شاید هم این شخص اشتباهی در جایگاه یک معلم قرار گرفته است.

اما در میان این همه اتفاق‌های ناخوشایند در مجموع می‌توان گفت نظام آموزش و پرورش کشور یکی از سالم‌ترین محیط‌های اجتماعی است و نباید با پخش چندین عکس و فیلم قضاوت‌های نابجا کرد. همچنین پیشنهاد می‌شود که خانواده‌ها عینک اعتماد را از چشم خود بردارند و برای مطمئن نگه داشتن کودکان‌شان از آزار جنسی و جسمانی به نکاتی دقت دارند. مورد اول این است که والدین به این مورد توجه داشته باشند، اصولاً هر کسی که در مدرسه درس می‌دهد، ویژگی‌های بارز یک معلم را نخواهد داشت و همانند یک معلم فداکار و مهربان رفتار نخواهد کرد.

مورد دوم نیز نوع زندگی و روابط این افراد است. بدون شک یکی از وجوه مشخص افرادی که این نوع رفتارها را دارند، نارضایتی از روابط جنسی است و مرد متاهلی که با خردسالی ارتباط برقرار می‌کند طبیعتاً رضایت ضروری را از روابط زناشویی‌اش نداشته که مرتکب چنین کاری شده است. گاهی به اندازه‌ای به شخصی اطمینان می‌کنیم که دیگر شک و احساس خطری از جانب این فرد نمی‌کنیم.

عکس شماره ۲ ⇩عکس این معلمان کودک آزار...

به چه صورت به کودکان آموزش دهیم؟

حال پرسش اینجاست که کودکان در چه سنی و چه مقطعی باید آموزش ضروری را برای پاسداری از خود در برابر این نوع رفتارها ببینند؟ در جامعه کنونی آموزش مراقبت از خود به کودکان باید از خردسالی آغاز شود و خوب ترین سن برای آموزش کودکان سه‌سالگی است. از سه‌سالگی مادران می‌توانند کودکان خود را برای مراقبت از بدن و جسم‌شان تهیه کنند اگرچه در این میان نباید نقش رسانه‌ها را هم در این امر نادیده گرفت.

رسانه‌ها می‌توانند در برنامه‌هایی که برای کودکان ساخته می‌شود از بروز این اتفاقات جلو گیری کنند و سهم خود را در آگاهی‌بخشی به والدین و کودکان پررنگ کنند. شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها نیز می‌توانند عاملی اثرگذار برای جلو گیری از این اتفاقات باشند. اما می‌بینیم که صدا و سیما به خوبی در این مسائل ورود نیافته و به ضعف خانواده‌ها در آموزش این مسائل دامن زده است.

کودک در مؤسسه خانه و خانواده پرورش پیدا می‌کند و مهارت والدین اگر در این زمینه ضعیف و در الگوی تربیتی پدر و مادر تناقض جدی موجود موجود باشد میزان آسیب‌پذیری کودکان بیشتر است. از طرفی در صورتی که اعضای خانواده ناپاک به مواد مخدر و معضلات دیگر مانند اختلالات روانی باشند، آسیب‌پذیری کودکان بیشتر است و احتمال کودک‌آزاری در این خانواده‌ها بیشتر خواهد بود. معمولاً کودکانی که مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند، بعد از این تجربه دردآور و تلخ نیازمند حمایت اجتماعی و روانی هستند که باید از محیط زندگی، خانواده و دانش‌آموزان مدرسه خود گیرند تا روابط اجتماعی‌شان را بار دیگر از سر گیرند.

تبارشناسی کودک‌آزاری در جامعه ایرانی در گفت‌وگو با سمیه توحیدلو

قانون فرهنگ‌ساز نداریم

خبر تجاوز یک معلم به فرزندی ۹‌ساله در زنجان به گوش بیشتر ایرانی‌ها رسیده است. گرچه به واسطه لوازم رابطه ای جدید جزییات این خشونت‌ها به آسانی در شبکه‌های جایزی منتشر می‌شود و جامعه نسبت به بروز این رفتارها حساس‌تر می‌شود اما برخی جامعه‌شناسان معتقدند تعداد معدودی از این خشونت‌ها در رسانه‌ها گزارش می‌شود و تجاوز به این دانش‌آموز در زنجان همانند قطره‌ای در میان دریای پرتلاطم کودک‌آزاری‌هاست. اما چرا این اتفاقات در مدارس روی داده است؟ سمیه توحیدلو جامعه‌شناس و استاد دانشگاه معتقد است به خاطر اینکه در دستگاه آموزش و پرورش دانش‌آموز و معلم بی‌قدرت است و در این ساختار نگاه از بالا به پایینی وجود دارد، تنها مکانی که معلم می‌تواند فاعلیت داشته باشد، مدرسه است. او بر این باور است که جامعه ما مانند عرصه‌های اجتماعی دیگر جهان در حال گذار از منظر روابط اجتماعی باستانی است و در جامعه به روز جوان‌ترها به خاطر ارتباطات گسترده‌ای که دارند، با مدل دیگری از رابطه آشنا شده‌اند اما این مدل جدید رابطه هم به تمامی جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی ورود نیافته است.

عکس شماره ۳ ⇩عکس این معلمان کودک آزار...

داستان تجاوز یک معلم مدرسه به فرزندی ۹‌ساله در یکی از روستاهای زنجان سر و صدای بسیاری در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به راه انداخته است. به نظر شما چه اتفاقی افتاده که این ناامنی‌ها به مدارس کشور کشیده شده است؟

با این نگاه که جامعه نسبت به فضای مدارس کشور احساس ناامنی می‌کند، قبول نمی دارم. معتقدم مدرسه بازنمایی از جامعه ‌ماست. زیرا در مدارس کشور همان دانش‌آموزان و معلمانی حضور دارند که در جامعه ما نیز هستند و در یکسری از محیط‌ها ما با آنها در یک نقش یکسان قرار می‌گیریم. تعرض و تجاوز در خارج از مدرسه هم می‌تواند اتفاق بیفتد و افرادی که به سمت این نوع روابط سوق می‌یابند طبیعتاً می‌توانند همه جا اعم از مدرسه باشند. به همین دلیل فکر می‌کنم چنین نگاهی که کل نظام تعلیمی کشور را زیر پرسش ببرد و فضای تمامی مدارس را ناامن ارزیابی کند، بی‌انصافی نسبت به مدارس و نظام تعلیمی ماست. شاید بد نباشد چندین مورد را در این باره نقل بکنیم.

اول اینکه چرا جامعه ایرانی درگیر تردید در امنیت مدارس شده و آیا این احساس ناامنی از گذشته بوده است؟ تصورم این است که همیشه، یعنی از گذشته تا‌کنون در برخی روابط رد کودک‌آزاری بوده و این مساله از زمان‌های قدیم بوده و الان هم دیده می‌شود. اما اگر الان در این مسائل بزرگنمایی می‌شود و داستان یک تجاوز از یک روستای کوچولو به گوش همه مردمان کشور می‌رسد، به خاطر وجود شبکه‌های رابطه ای و تکنولوژی‌های جدید رابطه ای است که امکان گردش اخبار را برای جامعه مهیا کرده و به آسانی افراد را از وقوع این اتفاقات مطلع می‌کند. البته این مورد بسیار مثبتی است که جامعه چنین دسترسی به این امکانات یافته است.

‌ در حال حاضر روابط اجتماعی امروز ایرانیان با وجود لوازم رابطه ای جدید چه تحولی یافته است؟

همیشه خشونت علیه کودکان بوده اما وقتی که تبارشناسی این داستان ها را مورد مطالعه قرار می‌دهیم، متوجه می‌شویم عمل تعرض و تجاوز همواره وجود داشته اما نبود لوازم رابطه ای باعث حبس اطلاعات و بی‌خبری مردمان از این رفتارهای ناخوشایند می‌شده است. نکته‌ای هم که در خصوص تجاوز مهم به نظر می‌رسد، این است که احساس می‌کنم جامعه ما مانند عرصه‌های اجتماعی دیگر جهان در حال گذار از منظر روابط اجتماعی باستانی است. رحلت کرده روابط زن و مرد شکل باستانی داشته و سنت اعم از دین پیشنهاد می‌کرد به گونه‌ای باید رفتار شود که منطق محور این روابط باشد. در حالی که در جامعه به روز جوان‌ترها به خاطر ارتباطات گسترده‌ای که دارند، با مدل دیگری از رابطه آشنا شده‌اند و این مدل جدید رابطه هم به تمامی جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی ورود نیافته است. حال اینکه قرار است با چنین نگاه باستانی به رفع معضلات جوانان‌مان توجه بکنیم، کار واقعاً سخت و معضلی است. به نظرم عرف و سنت باعث شده در جامعه فعلی مشکل رابطه داشته باشیم. در صورتی که مشکل ارتباطات اجتماعی امروز فقط تجاوز و تعرض نیست، بلکه روابط نامشروع و خیانت نیز در جامعه ما پررنگ شده است.

گزارش‌ها و آمارهای تازه ای که گاهی منتشر و گاهی منتشر نمی‌شود، نشان‌دهنده این است که ما در وهله اول قانون فرهنگ‌ساز نداریم و یکسری از مفاهیم اخلاقی‌مان سبب شده از آنجا که جامعه اسلامی داریم، مفاهیم اسلامی بدیهی شوند و اگر شخصی مرتکب خطایی می‌شود، خطای آن به مثابه گناه به پایان رسانده شود. گرچه این نوع نگاه را نمی‌توان گفت نگاهی غلط است اما وقتی که در جامعه ما به فرد با این نگاه صفر و صد، گناه کردی یا نکردی، گریه نکرده می‌شود دیگر نمی‌تواند وجهه خوبی در جامعه داشته باشد. به همین دلیل اغلب افرادی که قربانی این تجاوزها می‌شوند، بعد از مدتی مقصر شناخته می‌شوند. در حقیقت تبلیغات افراد را به گناهکارانی تبدیل می‌کند که در جامعه رها شده‌اند و به تدریج این افراد از عرصه عمومی، فرهنگی و دینی خارج می‌شوند. وقتی هم که این افراد از این عرصه‌ها خارج می‌شوند، دیگر بازدارنده‌ای به نام گناه وجود ندارد و آنها انسان‌های سرگردان و بدون انگیزه‌ای خواهند شد. در حالی که در جوامع دیگر قانون، جای عرف و سنت را گرفته است و برای حمایت از گناهکاران این رفتارهای خشونت‌آمیز قوانین فرهنگ‌ساز تعریف شده است.

در صورتی که نبود این‌گونه قوانین در کشورمان تنها سبب شده برداشت‌های فرق می داری از رفتارها شود و حکم‌های سلیقه‌ای برای مجازات افرادی که کودک‌آزاری کرده‌اند، داده شود. تعریف نکردن قوانین فرهنگ‌ساز عاملی است که به نظر می‌رسد نه فقط در رابطه با تجاوز بلکه در مسائل دیگر هم نبودش حس می‌شود. از این رو تعریف قانون فرهنگ‌ساز برای جامعه ما بسیار ضروری است. موضوع دیگر، فرهنگ مردسالاری در کشورمان است که فرهنگی است که نقش‌های زن و مرد را از هم تفکیک کرده و بانوان را خانه‌نشین یا پرده‌نشین کرده است. این فرهنگ نیز از قدیم هم با سنت و هم با روحیات‌مان همراه بوده است. اتفاقاً عده‌ای بدشان نمی‌آید همه مسائل را جنسیتی ببینند و تجاوز را به روابط نامشروع ربط دهند. در شرایطی که دیده‌ایم در روابط نامشروع باز هم نوک پیکان به سمت بانوان می‌رود. به نوع پوشش و نحوه حضورشان ایراد گرفته می‌شود. چنین وضعیتی نشان می‌دهد نگاه فرهنگی خاصی در جامعه به این مسائل وجود دارد و این نگاه دو طرف قضیه را یکسان نمی‌بیند.

عکس شماره ۴ ⇩عکس این معلمان کودک آزار...

‌ برخی معتقدند اغلب قربانیان به خاطر به وحشت افت از آبرو، آزار و اذیت‌های جنسی را که می‌بینند گزارش نمی‌کنند. آیا در جامعه ایرانی امروز تمامی تعرضات و تجاوزها گزارش داده می‌شود؟

وقتی که می‌بینیم در چنین فضای جنسیت‌زده‌ای عمل تجاوز صورت می‌گیرد و قربانیانی که در ماجرا هستند، به آسانی بعد از این اتفاق انگشت‌نما می‌شوند، متوجه می‌شویم اصلاً در بسیاری از مواقع افراد چنین مسائلی را در ملأ عام گزارش نمی‌کنند و فرهنگ جدید ما را به این سمت برده که قربانیان سکوت کنند. اغلب این قربانی‌ها هم کودکان یا بانوان هستند. در حال حاضر اتفاق بسیار خوبی افتاده که افراد این تعرضات و تجاوزها را گزارش می‌کنند. در حالی که هنوز هم هستند کسانی که به لوازم و امکانات رابطه ای دسترسی ندارند و نمی‌توانند این تجاوزها را شکایت کنند. اصلاً آگاهی از این ندارند که باید به کدام نهاد و مرجعی برای شکایت مراجعه کنند. از سویی اینکه در قانون کشور و در بسته‌های اجرایی عریضی و طویلی که داریم، قانونی تعریف نشده تا به مدارس و دستگاه‌های اجرایی مرتبط با خانواده‌ها این مسائل آموزش داده شود، جای تاسف دارد.

گاهی اوقات در شبکه‌های جایزی تصاویر و فیلم‌هایی درباره تعرض به کودکان در مهد کودک‌ها و مدارس منتشر می‌شود که در اغلب آنها مربیان و معلمان مرتکب این کودک‌آزاری‌ها شده‌اند. اینکه عمل تجاوز از سوی یک معلم صورت می‌گیرد، به لحاظ اجتماعی چه پیامی دارد؟

دستگاه آموزش و پرورش ما مسائل و معضلات خاص خودش را دارد. در واقع در دستگاه آموزش و پرورش کشور ما دانش‌آموز و معلم بی‌قدرت است و در این ساختار نگاه از بالا به پایینی در نظام آموزش وجود دارد. این نگاه در مدارس خارج از پایتخت پررنگ‌تر می‌شود و در مدارس شهرهای دیگر این مساله کاملاً مشهود است. اینکه معلم نقشی ندارد و بی‌قدرتی معلمان را از هر منظری می‌توان به خوبی دید. حال این بی‌قدرتی می‌تواند از منظر اقتصادی، مؤثری و… باشد. معلمان به مجلسیت شناخته نمی‌شوند و در امور مدرسه مشارکت داده نمی‌شوند. معلم در هیچ یک از برنامه‌های آموزش و پرورش مدرسه سهم ندارد ولی در این ساختار باید کار کند. ضمن اینکه در چنین ساختاری هر روز دستگاه عوض می‌شود و معلم بی‌قدرت‌تر از روز پیش می‌شود. جایگاه معلم در نظام تعلیمی حفظ نمی‌شود و در واقع معلمان بی‌بهره از هرگونه مواهب مادی هستند.

‌ چرا معلمانمان در مقطع کنونی چنین جایگاهی در نظام تعلیمی پیدا کرده‌اند و هنوز در مدارس تنبیه رواج دارد؟

به خاطر اینکه در چنین ساختاری نگاهی از بالا به پایین وجود دارد و معلم بی‌قدرت شده است. شخصی که در جایگاه معلم قرار گرفته سعی می‌کند قدرت خود را به پایین‌ترین بخش هرم که دانش‌آموز است، اعمال کند. به معنای دیگر دانش‌آموز هم قربانی چنین ساختاری می‌شود و تنها مکانی که معلم می‌تواند فاعلیت داشته باشد، در جلو روی دانش‌آموزان خود است. کافی است این فرد به لحاظ فرهنگی و کمی به لحاظ اخلاقی، دچار ضعف‌هایی باشد و در این نقطه معضلات خود را بروز دهد. بیشتر اوقات وقتی که معضلات خانوادگی این اشخاص را هم رصد می‌کنیم، متوجه می‌شویم این افراد در خانواده خودشان هم قدرتی ندارند و در نقش‌های دیگر هم نقش مهاجم را ایفا می‌کنند. این حقیقتی است که وجود دارد. چرا که در ساختار آموزش و پرورش ما این بی‌قدرتی کاملاً مشهود است و به خاطر اینکه در این ساختار معلم بی‌قدرت، دانش‌آموزی بی‌قدرت می‌سازد، این دو بستر وقوع انواع روابط خصمانه را شکل می‌دهند. اما به نظر می‌رسد حس فرودستی که به مدارس ما غالب شده بسیار جدی باشد. مخصوصاً در مدارسی که تعداد دانش‌آموزان کمتری دارند و عملاً مدیران میزان کنترل‌شان کم است و امکانات نظارتی ندارند. در وهله اول باید بروز و ظهور این‌گونه رفتارهای خشونت‌آمیز در نظام تعلیمی کشور ریشه‌یابی شود. از سویی باید دید بیشتر این خشونت‌ها در قالب کتک زدن است یا تجاوز؟ فرض را بر این می‌گذاریم که به خاطر توزیع غلط نمادهای عمومی قدرت و ساختار نظام آموزش و پرورش همچنین بی‌قدرتی دانش‌آموزان و معلم‌ها این رفتارها صورت می‌گیرد.

‌ به نظرتان پدر و مادرها از چه سنی باید به کودکان خود آموزش‌های ضروری را برای مراقبت از بدن و جلو گیری از آزار جنسی بدهند؟

از آنجا که مدرسه محل اجتماعی شدن یا جامعه‌پذیری دانش‌آموزان است، مشکل خطرناک‌تری در این محیط وجود دارد که مربوط به نبود یکسری آموزش‌های خاص به کودکان است. این مورد بسیار اهمیتی می دارد. کودکان ما آموزش جنسی ندیده‌اند و تا وقتی که این آموزش‌ها به آنها داده نشود، نمی‌توانند از خود به خوبی مراقبت کنند. آموزش جنسی فقط مربوط به تجاوز نمی‌شود. این موضوع جای دغدغه بسیاری دارد چرا کودکان ما به بدن خود حساسیت ضروری را ندارند و ما قادر نبودیم به کودکان پسر و دخترمان آموزش بدهیم که به چه صورت نسبت به بدن‌شان حساسیت داشته باشند و به بدن‌شان ارج بنهند. این آموزش‌ها در هیچ دستگاه دولتی که ساختاری فراگیر دارد، دیده نمی‌شود. خردسالی که تازه به جامعه وارد شده و یکباره در نقش دانش‌آموزی با یکسری معضلات و تهاجم‌ها به بدنش روبه‌رو می‌شود، نمی‌تواند در برابر خشونت‌ها با قدرت واکنش نمایان کند و این فرد می‌تواند هم اعمال‌کننده خشونت‌ها باشد و هم خود مورد خشونت قرار گیرد. جامعه امروز ایرانی واقعاً نیازمند به یاد گرفتن این مسائل است و پدر و مادرها باید آموزش ببینند تا بتوانند کودکان خود را برای مراقبت از بدن خود آگاه کنند. بچه‌ای که به مدرسه فرستاده می‌شود باید این حساسیت‌ها را نسبت به جسم خود داشته باشد.

عکس شماره ۵ ⇩عکس این معلمان کودک آزار...

ضعف در آموزش این مسائل به کودکان و ناآگاهی پدر و مادرها چه تبعاتی به همراه داشته است؟

کودکانی در مدارس مشاهده می‌شوند که امکان می دارد حساس نباشند و عکس‌العملی از خود در برابر تعرضات نمایان نکنند. از طرف دیگر همچنین امکان می دارد فرزندان‌مان دچار بلوغ جنسی زودرس باشند و پرخاشگری کنند و معلم از عهده آنها برنیاید. در مدارس حاشیه از این دست اتفاقات بسیار افتاده و به خاطر شرایط نامساعد مالی خانواده رفتارهای خشونت‌آمیز بین کودکان بسیار دیده شده است. وقتی که خانواده به لحاظ اقتصادی شرایط مساعدی نداشته باشد، کودک در خانه‌ای کوچولو و محیطی محدود پرورش پیدا می‌کند و ثابت شده فرزندان این خانواده‌ها بسیار زود به مسائل جنسی آگاهی پیدا می‌کنند. چرا که تفکیکی بین مسائل والدین و فرزندان وجود ندارد و امکان این تفکیک وجود ندارد.

فرزندانی که بدون آموزش‌های رسمی با مسائل جنسی آشنا می‌شوند که البته ابزارهای اطلاعاتی روز هم در این ماجرا دخیل است و حتی در خانواده‌های کم‌درآمد متاسفانه یا خوشبختانه این ابزار وجود دارد، دانش‌آموزانی هستند که به بلوغ جنسی زودرسی رسیده‌اند و آموزش ضروری این زمان از سن خود را ندیده‌اند و همین تغییرات هورمونی باعث شده این افراد پرخاشگر شوند. بنابراین از سویی می‌توان نتیجه‌گیری هم کرد که شاید در این اتفاقات تنها معلم نباید مقصر شناخته شود. در مقطع کنونی گزارش‌های بسیار ناراحت‌کننده‌ای از این نوع رفتارهای دانش‌آموزان شنیده می‌شود. به علل مختلف این رفتارها بروز یافته اما همگانی نمی‌شود. در واقع این معضلات در مدارس به نظرم دوطرفه است. فضای آشفته و آشفته اجتماعی و همه عوامل دست به دست هم داده و سبب شده این رفتارها از سوی برخی دانش‌آموزان بروز کشف کند.

در کودکان برای آموزش مراقبت از بدن خود و جلو گیری از اذیت های جنسی سن عالی ای تعیین شده است؟

این آموزش کاملاً باید از ابتدای خردسالی بوجود بیاید. یعنی از همان وقتی که کودک نسبت به بدن خودش آگاهی پیدا می‌کند، باید حساسیتش نسبت به بدنش بالا برده شود. در هر مرحله باید بخشی از اطلاعات به کودکان داده شود. یعنی پدر و مادر باید آگاهی بدارند در هر سنی با کودکان‌شان به چه صورت صحبت بکنند و رفتار کنند. مثلاً با کودک یک ساله باید چه حرف‌هایی رد و تبدیل ساخته شود و به چه صورت رفتار کرد. همه اینها به لحاظ روانشناختی در دسترس است و اگر شرایط آموزش موجود موجود باشد، قابل نقل کردن است. اگر این آموزش‌ها داده نشود خطراتی جدی کودکان‌مان را تهدید می‌کند و بعد از آموزش در خانه، آموزش در مهدکودک‌ها مهم تلقی می‌شود. گرچه بسته به اینکه کودک در چه سنی است نحوه انتقال اطلاعات تغییر می‌کند اما توانایی آموزش مراقبت از بدن، همان زمان که کودک اعضای بدن خود را تشخیص می‌دهد، وجود دارد.

رسانه‌ها به چه صورت می‌توانند در این زمینه نقش‌آفرینی کنند؟

آموزش خانواده در مراقبت کودکان از بدن خود بسیار حائز اهمیت است. اما از آنجا که در جامعه به روز برخی والدین مطابق با مدل‌های رابطه ای جدید نه به خود و نه به بدنشان احترام می‌گذارند، نه می‌توانند این آموزش‌ها را به کودکان رسانند، ضعف بزرگی در آموزش این مسائل وجود دارد. والدینی هستند که در برابر اتفاقات این چنینی سکوت می‌کنند و صحبت در این مورد را آبروریزی می‌دانند. به همین دلیل باید نقش رسانه را پررنگ آگاهی داشت. رسانه برای اینکه بتواند به والدین آموزش بدهد اولین نهاد است. بنابراین اولین مشکل ما ناتوانی در انتقال این آموزش‌ها از طرف والدین است.

به چه صورت می‌توان خردسالی را که مورد تجاوز قرار می‌گیرد دوباره به جامعه برگرداند؟

طبیعتاً فرآیندهای روانشناختی بسیاری از قبیل جلسات مشاوره برای رفع این مشکل وجود دارد. اما یکی از این کارها فعالیت‌های داوطلبانه و مشارکت‌ها در راستای حمایت از قربانیان است. اینکه قربانی باید تحت چه نوع حمایتی قرار گیرد تا بتواند به شرایط عادی برگردد، بسیار اهمیتی می دارد. برای اینکه فرد به روابط اجتماعی که قبلاً داشت برگردد باید با قربانیان دیگر آشنایی پیدا کند و به این اندیشد که این اتفاق فقط برای او رخ نداده و قدرتمندی این را دارد که تبعات این اتفاق را به لحاظ اجتماعی به اتمام برساند. در دولت قوانینی ایجاد شده تا برای حمایت از این افراد انجمن‌هایی تشکیل شود و نهاد مدنی به این افراد یاری رساند اما نیاز داریم نهاد مدنی که اساساً وجود ندارد، بوجود بیاید تا افراد آسیب‌دیده بتوانند دوباره اعتماد به نفس خود را یابند و در بطن جامعه رشد کنند. این کمک باید کاملاً کمک مردمی باشد چرا که مردمان در این شرایط به ساختار دولتی اعتماد نمی‌کنند چون مساله آبرو در میان است. اما وقتی که ما باید مشارکت نابود شده را فعال کنیم، مشارکت اجتماعی و فعالیت نهادهای غیردولتی و نقش نظارتی آنها باید بار دیگر در جامعه جا بیفتد.

عکس شماره ۶ ⇩عکس این معلمان کودک آزار...

‌ در تعرض‌هایی که اخیراً به کودکان می‌شود، بیشتر چه مجازاتی برای خاطیان انتخاب کرده می‌شود؟

طبیعتاً مجازات این افراد بحث قانونی و دینی دارد و بهتر است به این مساله ورود نکنیم. اما تنها چیزی که به عنوان جامعه‌شناس می‌توانم نقل بکنیم این است که قوانین فرهنگساز باید برای مهار و پیش گیری از بروز این رفتارها تعریف شود. گرچه بودن قانون بد بهتر از نبود قانون است. اما اگر قانون نامناسبی به لحاظ اجتماعی وجود دارد باید آن را اصلاح کرد.

—ضمن تشکر از حسن انتخاب شما، لطفا با نظرات خود به ما در پيشرفت خدمات به شما کاربر عزيز، کمک کنيد—

گردآوری توسط : گلبانو غ.

تاریخ و تمدن در بخش فرهنگی و هنری سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

گر رنج پيش آيد و گر راحت ای حکيم
««« »»»
نسبت مکن به غير که اين‌ها خدا کند

این معلمان کودک اذیت… (۶ عکس)

TT / 375 — TP / 9%

با دیگران به اشتراک بگذارید

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات