پیام رسانى شهیدان از کربلا تا امروز


با دیگران به اشتراک بگذارید

پیام رسانى شهیدان از کربلا تا امروز

پیام‌رسانى پس از شهادت امام و یاران، مرحله دیگرى از رسالت به ثمر رساندن خون شهید است تا دشمنان رسوا شوند و غافلان آگاه گردند و ستمگران نتوانند بر جنایت‌هاى خویش پرده‌پوشى کنند. نقش اسراى اهل بیت پس از عاشورا، رساندن پیام خون شهیدان بود.

تصویر و عکس   پیام رسانى شهیدان از کربلا تا امروز

سرزه به نقل از خبر گزاری تسنیم خبر می دهد، گاهى عملی که در برهه اى از زمان انجام مى گیرد، در هاله اى از ابهام باقى مى ماند، یا به صورت تحریف شده به دیگران منتقل مى گردد، یا کسانى که دانستن آنان مى تواند تاثیر داشته باشد، بى خبر مى مانند.

براى موفقیت آمیز بودن هر حرکت انقلابى، باید پیام آن به دیگران برسد و روشنگرى اذهان عمومى، سبب جلب افکار بدان سمت گردد، یا با تبیین ماهیت یک نهضت، جلوى تحریفها و کتمانها و سوءبرداشتها گرفته شود.
در نهضت عاشورا از این عنصر سرنوشت ساز، بهره گرفته شده است. امام حسین(ع)، پیام حرکت خود را هنگام بیرون آمدن از مدینه، در ایام اقامت در مکه، هنگام خروج از مکه به سمت کوفه، چه با خطابه هایش، چه با نامه هایى که براى هواداران و سران شیعه در کوفه و بصره نوشت، چه به نماینده مخصوص خود مسلم بن عقیل که به کوفه فرستاد، ابلاغ کرد، تا حجت بر همه به پایان رسانده شود و کسى بى خبر نماند.
و جداى از این ها، امام حسین(ع) بانوان بزرگوارى را با خود برد که قادر بودند تحت رهبرى امام سجاد(ع) جمع پیروزمندانه اى از کربلا را تشکیل دهند و پیام آن را به گوش جهانیان و تاریخ منتقل بکنند.
و امروز این وظیفه در برابر همه شهیدان انقلاب، با همه سختى اى که دارد بر دوش همه ماست. مقام معظم رهبرى فرمایند: «آنچه که اهمیتی می دارد، حفظ راه شهداست؛ یعنى پاسدارى از خون شهدا. این، وظیفه اوّلِ ماست. در قبال شهدا، همه هم موظّفیم. نه این که بعضى وظیفه دارند و بعضى ندارند. البته کسانى که مسؤولیتى دارند و شانه هاى آن ها زیر بار مسؤولیتهاى بزرگ یا کوچولو قرار گرفته است، وظیفه بیشترى دارند…… گاهى رنج و زحمتِ زنده نگهداشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست. رنج سى ساله امام سجّاد(ع) و رنج چند ساله زینب کبرى(س) از این قبیل است. عذاب کشیدند تا قادر بودند این خون را نگه بدارند. پس از آن هم همه ائمّه علیهم السّلام تا زمان غیبت، این رنج را متحمّل شدند. امروز، ما چنین وظیفه اى داریم. البته شرایط امروز، با آن روز فرق می دارد. امروز بحمدالله حکومت حق – یعنى حکومت شهیدان – قائم است. پس، ما وظایفى داریم.»

* پیام رسانى در نهضت امام حسین(ع)
در نهضت عاشورا، امام حسین(ع) پیام حرکت خود را هنگام بیرون آمدن از مدینه، در ایام اقامت در مکه، هنگام خروج از مکه به سمت کوفه، چه با خطابه هایش، چه با نامه هایى که براى هواداران و سران شیعه در کوفه و بصره نوشت، چه به نماینده مخصوص خود مسلم بن عقیل که به کوفه فرستاد، ابلاغ کرد، تا حجت بر همه به پایان رسانده شود و کسى بی خبر نماند. و جداى از این ها امام حسین(ع) بانوان بزرگوارى را با خود برد که قادر بودند تحت رهبرى امام سجاد(ع) جمع پیروزمندانه اى از کربلا را تشکیل دهند و پیام آن را به گوش جهانیان و تاریخ منتقل بکنند.
مسلم بن عقیل، نامه امام را در کوفه، پس از آن که گروهى از شیعیان گرد آمدند، در محضر آنان خواند و همه اشک شوق ریختند. مسلم، این کار را پیوسته تکرار مى کرد و با حضور هر گروهى تازه، نامه حسین بن على را بر آنان باز خواند.
کسانى در راه این پیام رسانى جان باختند. ازجمله قیس بن مسهر صیداوى بود که حامل پیام امام و نامه او به شیعیان کوفه بود و مأموران ابن زیاد او را دستگیر کردند و چون حاضر نشد مخاطبان پیام را افشا کند، جان بر سر این پیام نهاد و به شهادت رسید.

* پیام رسانى پس از شهادت
پیام رسانى پس از شهادت امام و یاران، مرحله دیگرى از رسالت به ثمر رساندن خون شهید است تا دشمنان رسوا شوند و غافلان آگاه گردند و ستمگران نتوانند بر جنایت هاى خویش پرده پوشى کنند. نقش اسراى اهل بیت پس از عاشورا، رساندن پیام خون شهیدان بود، چه در برخوردهاى فردى و موضعى و چه به صورت سخنرانیهاى عمومى؛ مثل آن چه که حضرت زینب(س) و حضرت سجاد(ع) در کوفه و دمشق به انجام رساندند تا همگان بفهمند که چه جنایتى نسبت به فرزند رسول خدا به ثمر رسیده است.
امام حسین(ع) در واپسین وداعى که با زین العابدین(ع) داشت، فرمود: بچه ام! از من به شیعیان من سلام برسان و به آنان نقل کن که: پدرم غریبانه جان داد، پس بر او ندبه کنید و شهید شد، پس بر او گریه بکنید.

* پیام رسانى امام سجاد(ع)
امام(ع) در خطبه هایى که در مسیر کربلا تا شام و از شام تا مدینه ایراد کردند، تلاش هاى یزید را نقش بر آب نمودند که به بخش هائى از سخنان حضرت اشاره مى شود:
الف) خطابه امام(ع) در کوفه
با توجه به این که کوفیان حسب و نسب امام حسین(ع) را مى آگاهی داشتند و فقط دنیاگرائى و غفلت و مال حرام سبب جرأت آن ها بر قتل امام حسین(ع) شده بود، با خطابه هایى آتشین، وجدان به استراحت کن رفته آن ها را نسبت به شدت جنایتى که مرتکب شدند، بیدار نمودند و اوج فاجعه کشتن امام(ع) و اهل بیتش و بیعت شکنى اهل کوفه را گوشزد کردند.
ب) خطابه امام در شام
امام سجاد(ع) در شام به شکل دیگر این پیام را ابلاغ کردند و بیشترین همت ایشان که در این شهر، معرفی کردن شخصیت و جایگاه و حسب و نسب خود نسبت به پیغمبر اکرم(ص) بود و در ادامه با رسوا کردن یزید و حکومت ظالمانه او و اشاره به جنایات او خصوصاً در کربلا مظلومیت امام حسین(ع) و اهل بیتش را یادآور شدند.
افشاگرى امام(ع) منحصر به مجامع عمومى عدم، بلکه در برخوردهاى شخصى و چهره به چهره هم این وظیفه را به خوبى ادا کردند. مثلاً وقتى که قافله اسرا به شهر شام رسید، پیرمردى به امام سجاد(ع) نزدیک شد و گفت: سپاس خداوندى را که شما را هلاک کرد و امیر را بر شما مسلط کرد….، امام(ع) فرمودند: اى پیرمرد! آیا قرآن خوانده اى؟ پیرمرد گفت: آرى. امام(ع) فرمود: آیا این آیه را خوانده اى: «نقل کن هیچ مزدى از شما نمى خواهم، مگر دوستى نزدیکانم .» و آیا این کلام خداوند متعال را خوانده اى که: «و حق کسانى که با تو قرابت دارند ادا کنى؟» و هم چنین این کلام خداوند که: «و آگاهی بدارید هر آنچه که به غنیمت مى برید، خمس آن، مال رسول خدا و کسانى است که با پیغمبر قرابت دارند.»
پیرمرد گفت: «آرى خوانده ام» امام فرمودند: به خدا قسم مراد از نزدیکان پیغمبر در این آیات، ما هستیم» سپس فرمودند: آیا کلام خداوند را خوانده اى که: «همانا خداوند مى خواهد که هرگونه پلیدى را از شما اهل بیت پاک بکند و شما را پاک گرداند.»
گفت: «آرى» آنگاه امام(ع) فرمودند: «مائیم اهل بیتى که خداوند آن ها را منزه گردانید.»
پیرمرد گفت: قسمتان مى دهم، شما همان افراد هستید. امام فرمودند: «بدون شک ما آن ها هستیم.»
پیرمرد بر آنچه بر سر اهل بیت گذشته بود، تأسف خورد و از آنچه بنى امیه به انجام رسانده بود، بیزارى جست.
تلاش هاى امام سجاد(ع) در شام به نتیجه رسید. یعنى اهل شام متوجه جنایات یزید و عظمت جایگاه اهل بیت شده بودند. سخنرانى ها و روشنگرى هاى امام سجاد(ع) سبب شد، یزید گناه این اقدام را به گردن ابن زیاد بیندازد و او را لعنت کند و در آخر هم امام سجاد(ع) را با احترام به مدینه منوره بفرستد.

ج) اقدامات امام(ع) در مدینه
در مدینه منوره نیز امام سجاد(ع) به بیان مظلومیت خود و افشاى فساد حکومت یزید توجه کردند و حتى قبل از ورود به مدینه به یکى از شعرا دستور دادند تا بر مصیبت سید الشهداء شعر بخواند و وقتى مردمان جمع شدند، حضرت، خطبه اى خواندند و در آن خطبه پیام عاشورا را ابلاغ نمودند.
امام سجاد(ع) اصلیترین سند و مدرک نامشروع بودن حکومت یزید یعنى شهادت پاره جگر پیغمبر اکرم(ص) و اهل بیت او را ارائه نمودند، سندى که به وهیچ وجه قابل انکار یا توجیه عدم و علاوه بر این که از غم و اندوه حادثه جانسوز کربلا سینه اش تنگ شده بود، بنابر نقلى به مدت ۲۰ سال گریه خود را در عالیت هاى گوناگون آشکار مى ساخت، تا یاد امام و هدف امام(ع) و ستم حکومت ظالم بنى امیه فراموشى نشود.
اگرچه زندگى امام سجاد(ع) سر تاسر الگوى ما است، اما درسى که ما از این قطعه از تاریخ زندگى این امام همام گیریم، لزوم زنده نگه داشتن یاد و خاطره عاشورا است تا همواره دستورالعمل سید الشهداء(ع)؛ «جانت برود ولى اسلام نرود» آویزه گوش و چشم رهروان راه آن حضرت باشد.

* استمرار ابلاغ پیام
برنامه هاى گسترده اى که در فرهنگ دینى ما وجود دارد و به صورت عزادارى، گریه، نوحه سرایى، زیارت قبور شهدا، خواندن زیارتنامه، سرودن شعر درباره حادثه عاشورا و مظلومیت اهل بیت، سلام دادن به شهداى کربلا هنگام آب آشامیدن و بسیارى از اینشکلی سنتهاى دینى، هر یک به گونه اى رساندن پیام خون شهدا به دیگران است. بارزترین نقش حماسى حضرت زینب(س) در کربلا، همان پیام رسانى بود و بدون آن شاید کربلا آن گونه تأثیر و افشاگر نمى شود.
سر نى در نینوا مى ماند اگر زینب عدم – کربلا در کربلا مى ماند اگر زینب عدم
چهره سرخ واقعیت پس از آن طوفان رنگ – پشت ابرى از ریا مى ماند اگر زینب عدم
در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب – پشت کوه فتنه ها مى ماند اگر زینب عدم

* یاد و گرامیداشت
حادثه عاشورا، از یک سو بیدارگر وجدان ها و برانگیزاننده انسان ها براى مبارزه با ستم و زور بود، از سویى رسواکننده حاکمانى که از جهل و غفلت مردمان بهره مى گرفتند و با نام دین، سلطه جابرانه و ضد دینى داشتند. مظلومان از این حماسه، درس و پیام مى گرفتند و ظالمان از مطرح بودن عاشورا و پیام هایش وحشت داشتند. این بود که فعالیت کتمان و نسیان و پاک کردن از یادها از سوى امویان و هم خطان آنان انجام مى گرفت و حرکت یادآورى و ذکر و نقش و تعظیم و تکریم، از سوى اهل بیت پیامبر(ع) انجام مى شد تا از یادها نرود و تأثیرگذارى مداوم خود را داشته باشد.
برنامه ذکر و یاد، خطى بود براى مقابله با سیاست سکوت و خط منزوى سازى و بایکوت که به دست دشمنان حق انجام مى گرفت. در راستاى همین یاد بود که بر محور عاشورا و کربلا، فرهنگى پدید آمد که کلکسیون اى از سنت ها را در خود داشت، از قبیل: گریه بر امام حسین(ع)، عزادارى، برپایى مهمانی نوحه خوانى، شبیه خوانى و تعزیه، برگزارى مجالس وعظ و خطابه و منبر و مدح و مرثیه، سقایى و آبیارى تشنگان، زیارت امام حسین(ع) و شهداى کربلا چه از دور چه از نزدیک، مقدس شمردن تربت سیدالشهدا(ع) و سجده بر تربت و ذکر گفتن با تسبیح تربت، بهره گیری از لقب کربلایى براى زائران کربلا، سرودن شعر و مرثیه و مقتل نویسى بر محور حادثه عاشورا و… بسیارى از اینشکلی مهمانی و شعائر که هر کدام نقشى در زنده نگهداشتن آن حادثه و تبدیل آن به فرهنگ عمومى شیعه داشت.
امامان شیعه نیز به این گرامیداشت و احیاى خاطره عاشورا در قالب هاى گوناگون، تشویق و ترغیب مى کردند. شاعران بزرگى همچون دعبل، کمیت، سید حمیرى، عبدالله بن کثیر در زمان ائمه و صدها شاعر برجسته دیگر در زمان هاى بعد، با اشعار خود در زنده نگهداشتن مشعل یاد عاشورا کوشا بودند.
امام صادق(ع) به اصحاب خویش فرمود: با یکدیگر پیوند و رفت و آمد و ترحم داشته باشید، همدیگر را زیارت کنید، به ملاقات هم بروید، مذاکره کنید و امر ما را زنده بدارید.
بهره گیری از مجالس براى احیاى خط ائمه، توصیه خود آنان بوده است. هم چنین رفتن به زیارت قبر سیدالشهدا(ع) که احادیث فراوان و پاداش هاى عظیم در این باره آمده است. در سایه زیارت، همدلان و همسویان با خط عاشورا گرد هم مى آیند و بر سر مزار شهید، با خون و راه و هدف شهید پیمان مى بندند و از زندگى و شهادت آن درس و الهام مى گیرند. براى زیارت هیچ امامى به اندازه زیارت حسین بن على(ع) در کربلا، تأکید و پیشنهاد داده نشده است. در روایات براى آن پاداشى برابر ده ها و صدها حج و عمره بیان شده است و راز آن، همان احیاگرى زیارت نسبت به فلسفه قیام عاشورا و زنده نگهداشتن فرهنگ شهادت و میثاق با شهیدان است. امام صادق(ع) فرمود: من لم یات قبر الحسین(ع) و هو یزعم انه لنا شیعه حتى یموت، فلیس هو لنا بشیعه. کسى که مى پندارد پیرو و شیعه ماست، ولى تا زنده است هرگز به زیارت قبر حسین(ع) نرود، او شیعه ما نیست!
نشانه هاى فراوانى است که در عصر سلطه امویان و عباسیان حتى از زیارت قبر تربت امام حسین(ع) جلوگیرى مى کردند چراکه این کار، نوعى همبستگى با مرام و آیین عاشورائیان را نشان مى داد و زائران را به هم متحد و بر ضد ستمکاران بسیج مى ساخت. از این رو خلفاى عباسى نیز تلاش براى محو آثار قبر و پراکنده ساختن مردمان از چنین تجمعى داشتند. به متوکل عباسى خبر مى دادند که مردمان در سرزمین نینوا براى زیارت قبر امام حسین(ع) جمع مى شوند و از این رهگذر، جمعیت انبوهى پدید مى آید و مؤسسه خطرى تشکیل مى شود. او هم مأموران خود را مى فرستاد تا مردمان را متفرق و آثار قبر را ویران سازند و در کمین کسانى بنشینند که به زیارت امام حسین(ع) مى روند.
سجده بر تربت امام حسین(ع) نیز همین یاد آورى نسبت به عاشورا و فرهنگ شهادت را در بر می دارد. شهید مطهرى در این زمینه نگاشته است: پیشوایان ما نقل کرده اند: حالا که باید بر خاک سجده کرد، خوب تر است آن خاک، از خاک تربت شهیدان باشد، اگر بتوانند از خاک کربلا براى خود آماده کنید که بوى شهید مى دهد. تو که خدا را عبادت مى کنى، سر بر روى آن خاکى بگذارى که تماس کوچکى، قرابت کوچکى با شهید دارد و بوى شهید مى دهد، اجر و ثواب تو صد برابر مى شود.
این که از تربت قبر سیدالشهدا، امامان شیعه و حضرت زهرا(ع) تسبیح مى ساختند و با آن ذکر مى نقل کردند یا توصیه مى کردند که کام نوزادان خود را پس از ولادت با تربت قبر حسین(ع) بردارید: حنکوا اولادکم بتربه الحسین فانها امان، براى همین پیوند دادن با فرهنگ شهادت و ایثار است که عاشورا جلوه بارز آن به شمار مى آید.

* زنده نگهداشتن امروز عاشورا
برپایى دسته هاى عزادارى و نوحه خوانى ها و سوگوارى هاى سنتى، از برنامه هاى بسیار مهم در زنده نگهداشتن یاد عاشورا است. عاشقان خط حماسى ثارالله، با تشکیل دستجات و هیئتها و در سایه پرچم ها و نشانه ها و کتیبه ها، عواطف پاک خود را نسبت به امام حسین(ع) زنده نگه مى دارند و با افراشتن پرچم عزاى حسینى، نوعى همبستگى فکرى، روحى و مرامى با عاشورا پیدا مى کنند و در سایه آن، درس ها و پیام هاى عاشورا را جاودانه سازند. امام امت(ره) مى فرمود: ما باید حافظ این سنت هاى اسلامى، این دستجات مبارک اسلامى که در عاشورا، در محرم و صفر و در مواقع مقتضى به راه مى افتند، تأکید کنیم که بیشتر دنبالش باشند… زنده نگه داشتن عاشورا با همان سابقه و از طرف توده هاى مردمان با همان ترتیب سابق که دستجات معظم و منظم، دستجات عزادارى راه مى افتاد. باید آگاهی بدارید که اگر مى خواهید نهضت شما محفوظ بماند، باید این سنت ها را حفظ کنید.
جان کلام در همین جمله آخر است و پیام عاشورا در مقوله یاد براى عصر حاضر نیز همین است که حماسه هاى خونین و امیدبخش و انگیزه آفرین شهدا را زنده نگاه داریم و به هر شکلى، با برنامه ریزیهاى به شمار آمده، موضوع شهادت، رزمندگان، جبهه هاى نبرد، تظاهرات و راهپیماییها، مبارزات پیش از انقلاب، شهداى عزیز، آزادگان و جانبازان، عملیات هاى پاسداری مقدس، خانواده هاى معظم شهدا، مزار شهیدان عزیز، شرح، پوستر و امثال اینشکلی مظاهر مربوط به فرهنگ جهاد و شهادت و ایثار را که همه از عاشورا اقتباس کرده اند به یاد آوریم و جزو فرهنگ عمومى مردمان سازیم و همانگونه که عاشورا با همه مظاهر و مضامینش در طول قرنهاى متمادى در دل و جان و ذهن و زندگى پیروان امام حسین(ع) جا گرفت و با برنامه هاى گوناگون، زنده ماند، ارزش هاى انقلابى و شهادت تاریخ معاصر را نیز، هم به حافظه تاریخ بسپاریم تا به آیندگان رسانده شود، هم از این منابع الهام و حرکت آفرینى و ایده بخشى، حداکثر استفاده را در تربیت نسلى با ایمان، شجاع، عزتمند و صبور و مقاوم ببریم.
اینشکلی یک نهضت باقى مى ماند و اهداف فراموش نمى شود، سنت احیاگرى و یاد نیز سبب زنده ماندن پیام مى شود و بدون اینشکلی مهمانی، هم اهداف فراموش مى شود و هم ماهیت یک نهضت امکان می دارد مسخ و دگرگون شود.
امام خمینى(قدس سره) در رابطه با ضرورت این زنده نگهداشتن ها و تنظیم شعائر که سبب آگاهى جامعه و حفظ محتواى یک قیام در طول تاریخ است، فرموده است: هر مکتبى هیاهو مى خواهد، باید پایش سینه بزنند، هر مکتبى تا پایش سینه زنى نباشد حفظ نمى شود… این نقشى است که اسلام را همیشه زنده نگه داشته، آن گلى است که هى به آن آب مى دهند. زنده نگهداشتن، این گریه ها زنده نگه داشته مکتب سیدالشهدا را و فرموده است: آنچه دستور ائمه(علیهم السلام) براى بزرگداشت این حماسه تاریخى اسلام است و آنچه لعن و نفرین بر ستمگران آل بیت است، تمام فریاد قهرمانانه ملت ها است بر سردمداران ستم پیشه در طول تاریخ، الى الابد.
رسالت وارثان خون شهدا و نسلى که بازمانده پدران انقلابى و رزمنده خویشند، سنگین است و آن رساندن پیام آن خون ها و مجاهدت ها و شهادت ها به فرزندان خویش و ملت هاى دیگر است. نوعى از مفهوم صدور انقلاب نیز در همین پیام رسانى نهفته است. اینشکلی است که برکات یک نهضت، از مرزها مى گذرد و الهام بخش دیگران نیز مى گردد.

* پیام شهداى امروز
زمانى که امام حسین(ع) شهید شد، زینب(س) بود که پیام حسین(ع) و راه حسین(ع) را زنده نگه داشت و اگر عدم خطابه ها و نطق هاى آتشین زینب(س) شاید خون حسین(ع) به هدر مى رفت و اینک در زمان ما و در کشور اسلامى ما بازماندگان شهدا و دوستان و آشنایان شهید هستند که پیام شهید را فریاد مى زنند و پیام او را مى رسانند و دنیا را به لرزه درمى آورند.
امّا چطور مى شود پیام شهید را رساند؟ و آیا رساندن پیام شهید در حجله قرار دادن و سر کوچه ایستادن و پیراهن مشکى به تن کردن و بر سر و سینه زدن است، یا رساندن پیام شهید با ادامه دادن راه شهید میسر است. باید دید شهید در طول زندگى چه ویژگى هاى برجسته اى داشته است و چطور باید به آن ها عمل کرد و امر به معروف و نهى از منکر کرد. به عنوان مثال اگر شهید زیاد قرآن مى خواند، بازماندگان شهید و دیگر دوستان و آشنایان او زیاد قرآن بخوانند و دیگران را نیز به این کار تشویق نمایند و یا مثلاً شهید نیمه هاى شب برمى درخواست، وضو مى گرفت و به نیایش توجه میکرد و یا شهید در زندگى اسراف نمى کرد، همیشه لبخند بر لب داشت، کم گفتمان مى کرد و… و اگر چنین کارى را بازماندگان شهید به انجام رساندند، به راه شهید ادامه داده اند وگرنه راه او را نه تنها ادامه نداده اند، بلکه باعث به هدر رفتن خون شهید شده اند. بنابراین اگر بازماندگان شهید این راه را رفتند و شهادت بر آن ها اثر دائمى گذاشت، زهى سعادت وگرنه…

* چرا باید یاد شهدا را زنده نگه داریم
روشن است که زنده نگهداشتن یاد شهیدان براى حفظ راه شهداست. مقام معظم رهبرى مى فرمایند: «آنچه که اهمیتی می دارد، حفظ راه شهداست؛ یعنى پاسدارى از خون شهدا. این، وظیفه اوّلِ ماست. در قبال شهدا، همه هم موظّفیم. نه این که بعضى وظیفه دارند و بعضى ندارند. البته کسانى که مسؤولیتى دارند و شانه هاى آن ها زیر بار مسؤولیتهاى بزرگ یا کوچولو قرار گرفته است، وظیفه بیشترى دارند…… گاهى رنج و زحمتِ زنده نگهداشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست. رنج سى ساله امام سجّاد(ع) و رنج چند ساله زینب کبرى(س) از این قبیل است. عذاب کشیدند تا قادر بودند این خون را نگه بدارند. پس از آن هم همه ائمّه(ع) تا زمان غیبت، این رنج را متحمّل شدند. امروز، ما چنین وظیفه اى داریم. البته شرایط امروز، با آن روز فرق می دارد. امروز بحمدالله حکومت حق – یعنى حکومت شهیدان – قائم است. پس، ما وظایفى داریم.»
در واقعیت ما به زنده نگهداشتن یاد شهیدان نیازمندیم نه آن ها چراکه:
۱. در هر زمانى هم حق وجود دارد و هم باطل، اگر حق کم رنگ شود، باطل پررنگ مى شود. اگر باطل پررنگ شود چون خودخواهى، تکبر، زورگوئى، آزادى بى قید و شرط و هر صفت زشتى که تصور شود در ذاتش هست، در صورتى که بر گاز بزن حاکم شود. موجب هرج و مرج، ناامنى، تجاوز و هر عمل زشتى که از باطن پلید باطل به وجود مى آید بر محیط زندگى انسانها حاکم شده و موجب ستم و جنایت مى شود چنان که تاریخ دل پرى دارد از ستم ظالمان.
اما در مقابل اگر حق پر رنگ شود و بر گاز بزن حاکم شود تمام صفات پسندیده اى که در شأن یک انسان هست در جامعه نمایان ساخته شده که کمترین آن احترام به حق و حقوق یکدیگر است.
۲. شهیدان براى پاسداری از حق به پا خاستند و از همه چیز خود گذشتند تا حق پر رنگ بماند نه باطل، با گذشتن از جانشان به تکلیف خود عمل کردند اما کسانى که مى مانند نیز تکلیفى دارند و آن زنده نگهداشتن یاد شهیدان است، راه آنان و آرمانهاى والاى آنان را حفظ کنند. به واژه دیگر شخصیت هر کسى بر اساس اعتقاداتش شکل مى گیرد و زنده نگهداشتن یاد شهید یعنى زنده نگهداشتن شخصیت شهید و زنده نگهداشتن شخصیت شهید یعنى زنده نگهداشتن اعتقادت ایشان و زنده نگهداشتن اعتقادات وى یعنى زنده نگهداشتن حق، و از آن جائى که باطل هیچ زمان آرام نمی نشیند و از هر راهى مانند شبهه افکنى، ایجاد به وحشت افت و وحشت، قول هاى جوان پسندانه و… براى برطرف کردن حق تلاش مى کند لذا باید ما با زنده نگهداشتن شخصیت هائى که براى پاسداری از حق از جان خود گذشتند در مقابل باطل ایستادگى نمائیم؛ و ضروری است تا روزى که خداوند قول داده است امام دوازدهم تشریف مى آورند و زمین را از وجود ستم و ظالم پاک مى فرماید این مقاومت را ادامه دهیم.
۳. زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا و صالحان باعث مى شود که مردمان به سوى کارهاى خیر تشویق شوند و روحیه ى ایثار و از خودگذشتگى به دلیل خدا براى همنوع خود در جامعه رواج یابد و انسان ها از روحیه ى خودخواهى و خودبینى بیرون روند و خلاصه اخلاق حسنه در جامعه ترویج داده شود.
۴. مورد دیگر این که وقتى کسى لطفى در حق ما مى کند، ادب، اخلاق و انسانیت حکم مى کند که از وى تشکر نمائیم. آیا این که شهدا از جان خود و از صفا کردن در کنار عزیزان خود گذشتند تا جان و مال و مهم تر از همه ناموس و خاک ما حفظ شود، این لطف نیست؟
این بالاترین درجه لطف است اگر کسى بتواند براى دیگرى به انجام رساند. خب آیا چنین شخصى مستحق تشکر و قدردانى شدن نیست؟

— ضمن تشکر از انتخاب شما، لطفا نظرات سازنده خود را در انتهاى صفحه براى ما بفرستيد —

نگارش از : مژده ل.

فرهنگی هنری در بخش اخبار سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

آن چشم جادوانه عابدفريب بين
««« »»»
کش کاروان سحر ز دنباله می‌رود

پیام رسانى شهیدان از کربلا تا امروز

TT / 236 — TP / 6%

با دیگران به اشتراک بگذارید

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال