کلکسیون کامل از اشعار تاسوعای حسینی (۲ عکس)


با دیگران به اشتراک بگذارید

مجموعه کامل از شعرهای تاسوعای حسینی

تصویر و عکس شماره ۱ ⇩

تصویر و عکس کلکسیون کامل از شعرهای تاسوعای حسینی

کلکسیون کامل از شعرهای تاسوعای حسینی

اشعار شب تاسوعا

 

این آبها که ریخت ، فدای سرت که ریخت

      اصلا فدای امّ بنین مادرت، که ریخت

 

نقل کرده خدا دو بال برایت بیاورند

      در آسمان علقمه، بال و پرت که ریخت

 

اثبات شد به من که تو سقای عالمی

      بر خاک قطره قطره ی چشم ترت که ریخت

 

طفلان از اینکه مشک به دست تو داده اند

      شرمنده اند ، بازوی آب آورت که ریخت

 

نقل کردم خدا به خیر کند قامت تو را

      این قوم غیض کرده به روی سرت که ریخت

 

زمان نزول این بدن نا مرتّبت

      مانند آب ریخت دلم؛ پیکرت که ریخت

 

معلوم شد عمود شتابش زیاد بود

      بر روی شانه های بلندت سرت که ریخت

 

اما هنوز دست تو را بوسه می خانمم

      این آب ها که ریخت فدای سرت که ریخت

 

تصویر و عکس شماره ۲ ⇩تصویر و عکس کلکسیون کامل از شعرهای تاسوعای حسینی

مداحی تاسوعا و عاشورا

 

آب شرمسار لبت عباس

تشنگی مُرد از خجالت تو

 

فوت شد و مردانگی برای ابد

رفت زیر بلیط غیرت تو

 

به ازاین باش با بَدان؛انگار

باب حاجات خوب تر از مایی

 

جمله ام از حسادت است آقا

بیشتر مال ارمنی هایی

 

آبرودار آسمان هایی

مهربان ِعشیره ی احساس

 

در شکوه مقامت آوردند :

رَحِم الله عَمی العباس

 

عشق مدیون جان فشانی هات

معرفت از ازل گرفتارت

 

شیر ام البنین حلالت باد

تا قیامت ادب بدهکارت

 

پدر مشک های دلواپس

ساقی بی شراب و پیمانه

 

فرزندی منتظر نشسته؛ بیا

حُرمت وعده های مردانه

 

کوری چشم حرمله برخیز

یاعلی! شاه لشگرش پاشید

 

غیرت الله! خواهرت زینب

خاک غم روی معجرش پاشید

 

یا علی! شاه بی علمداراست

چندین متری شیب گودال است

 

پای دشمن به خیمه ها وا شد

این صداها؛ فغان خلخال است

 

من فوت بشوم که هرکس و ناکس

روی تو تیغ می کشد عباس

 

دست هایت چه نعمتی بودند

چادری فریاد میزند عباس

 

تصویر و عکس کلکسیون کامل از شعرهای تاسوعای حسینی

 

اشعار تاسوعای حسینی 

 

دلی به وسعت پهنای عرش بالا داشت

 لبی به وسعت مهریه های زهرا داشت

 

کنار علقمه در سجده گاه چشمانش

نداشت هیچ کسی را فقط خدا را داشت

 

اگر چه قطرۀ آبی میان مشک عدم

ولی کرانۀ چشمش هزار دریا داشت

 

هدر نرفت ز پرتاب چله ها، تیری

همین که در وسط گیر و دار گیر افتاد

 

عمودی آمد و فرقش شکست تا مکان داشت

امیر علقمه، از بس که قدّ و بالا داشت

 

درست زمان نزولش؛ همه نگاه شدند

رشید بود، زمین خوردنش تماشا داشت

 

حسین بود و علی اصغر شهید شده

کنار علقمه اما هنوز سقا، داشت…

 

 

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال