مباحثه ذهنی سبب ایجاد دلهره و استرس و پریشانی می شود


با دیگران به اشتراک بگذارید

مناظره ذهنی باعث ایجاد استرس و اضطراب می شود

مناظره ی ذهنی شما را ضعیف می کند. به شما نقل میکنید که شرایط تا چه حد بد است.پس از آنکه به گفتمانهای درونی خود گوش دادید کم کم اضطراب و استرس می گیرید

 مناظره ی ذهنی و شما

وقتی امروز صبح پایتان را از خانه بیرون قرار دادید، مناظره ی ذهنی تان شروع شد. شما بی آنکه حتی خبر داشته باشید، به طور ذهنی از خودتان سؤالاتی کردید:

* «آیا کلیدهایم را برداشتم؟»

* «اتوبوس در کدام گوشه ی چهارراه متوقف می شود، اینجا یا آنجا؟»

* «امروز به چه مبلغی پول برای اتوبوس و غذایم احتیاج دارم؟»

همراه با این سؤالات، احتمالا سؤالات دیگری کردید که با مباحث بلندمدت تر در ارتباط است. «آیا در حساب بانکی ام به اندازه ی کافی پرسودم که به فلوریدا بروم؟» و احتمالا به خود خاطرنشان کردید که امور چه کارهایی را باید بکنید و بعد درباره ی زندگی و کسانی که با آنها معاشرت می کنید، به نتایجی رسیدید:

تصویر و عکس مناظره ذهنی باعث ایجاد استرس و اضطراب می شود
مناظره ذهنی باعث ایجاد استرس و اضطراب می شود

* «باید تا روز جمعه خودم را بیمه کنم. باید برگه ی بیمه را مکانی قرار بدهم که به موقع چشمم به آن بیفتد و آن را بفرستم.»

* «حالا قادر نیستم در آن گفت و گوی استخدامی شرکت کنم. بدجوری سرماخورده ام. اعتماد به نفس ندارم.»

* «پدر و مادرم خیلی مضحک هستند. همه ی دوستانم قادر هستند جمعه شب ها تا دیروقت بیرون از خانه بمانند اما من این اجازه را ندارم. از این زندگی متنفرم.»

این ندای درونی در تمام طول روز یکریز با شما حرف میزند.

دشمن: مناظرہ ی  ذھنی منفی

مشکل وقتی بروز می کند که آنچه با خود می گویید فرصت ها را از شما بر باید یا شما را وادار به انجام کارهایی کند که برای تان خوب نیست. در این زمان است که می بینید با کسی پرخاشگرانه صحبت می کنید یا ناراحت و افسرده هستید و اعتماد به نفس ندارید. مناظره ی ذهنی شما را ضعیف می کند. به شما نقل میکنید که شرایط تا چه حد بد است. پس از آنکه بارها و بارها به گفتمانهای درونی خود گوش دادید، کم کم آن را باور می کنید. مناظره ی ذهنی می تواند به قدری برای تان عادت و آشنایی پیدا کند که حتی متوجه آن نشوید. امکان می دارد آن را به عنوان صحبت با خود انتخاب نکنید. درحالی که بسیاری از اشخاص مناظره ی ذهنی منفی دارند، این مکالمه ی منفی دوست شما نیست. ابدا به شما یاری نمیرساند.

این خبری بد است. اما خبر خوب این است که می توانید مناظره ی ذهنی تان را عوض کنید. چیزی نیست که آن را بر لوح سنگی حک کرده باشند. مناظره ی ذهنی مثبت می تواند یار و متحد ارزشمند شما باشد و در جنگ با اضطراب به شما یاری رساند. برای اینکه بتوانید منفی را به مثبت مبدل کنید، باید متوجه حرفی که به خود میزنید، باشید. باید ببینید وقتی شرایط عالی نیست به خود چه می گویید. وقتی با موقعیتی دشوار روبه رو می شوید، به خود چه می گویید؟ برای شروع، دقت کنید تا ببینید چه حرف هایی به خودتان میزنید و بتوانید به طرزی تٲثیرگذار تر با آن رو به رو شوید.

به عنوان مثال، شاید در محیط کارتان با معضلی مواجه هستید. مناظره ی ذهنی منفی شما می تواند به این شکل باشد: «هرگز قادر نیستم این رئیس را خشنود سازم. هرقدر هم زیادتر فعالیت کنم، از من تشکر نمی کند و قدر مرا آگاهی نمیدارد.» شاید هم مناظره ی ذهنی منفی شما درباره ی ارتباطی است که در آن قرار دارید. به خودتان می گویید: «چطور بر آن شدم که با این شخصی مزدوج شوم؟ قادر نیستم او را تحمل کنم. اصلا به لباس من نمی خورد. از اینکه هر شب با او سر یک میز غذا بخورم متنفرم. چرا با همکلاسم که او را دوست داشتم مزدوج نشدم؟ اگر این کار را می کردم، حالا خوشبخت بودم.»

به این ترتیب، مناظره ی ذهنی منفی تان بر شما چیره می شود. اما تصورش را بکنید اگر این صحبت عوض شود و دگرگون شود، چه اتفاقی میافتد. اگر به خود نقل میکردید: «خدایا، چقدر شانس آوردم که با یک زن عالی مزدوج شدم. به اوقاتی که با هم طی میکنیم، احترام میگذارم. البته اختلاف هایی با هم داریم، اما قادر هستیم برای رفع آنها تلاش کنیم و از مزایایی که عاید ما می شود، استفاده بکنیم. من از زندگی زناشویی ام بهره ی عاطفی و عاطفی می گیرم. در این شرایط توجه کرد کمی بها اشکالی ندارد.» به این ترتیب هر وقت همسرتان را می بینید، احساس خشنودی و رضایت می کنید و از مصاحبت با او صفا میکنید. وقتی با خود مثبت صحبت بکنید، می توانید از این مزایا برخوردار باشید.

موضوع جدیدی نیست

با خواندن این مطالب امکان می دارد از خود پرسید که من از کجا آگاهی میدارم در زندگی و در ذهن شما چه می گذرد. من پیشگویی نمی کنم. بیشتر مردمان وقتی در چنین شرایطی قرار بگیرند اینشکلی با خود صحبت میکنند.

مناظره ی درونی منفی حتی وقتی اوضاع بر وفق مراد است امکان می دارد صورت خارجی یابد. مثلا امکان می دارد بگویید: «اوضاع بیش از اندازه خوب است. پیش بینی می کنم اتفاق ناگواری بیفتد.»

مناظره ی ذهنی چقدر اهمیتی می دارد؟

آنچه به خود می گویید، کلماتی که در ذهنتان با آنها بازی می کنید، اغلب تفاوت بین زندگی سالم و زندگی ناسالم را رقم میزند. مناظره ی ذهنی منفی را همچون عاملی در نظر بیاورید که به اضطراب یاری میرساند تا به شعله های عاطفی سوخت برساند، درحالی که مناظره ی ذهنی مثبت سطلی آب است که قادر می باشید آن را بر شعله های آتش بپاشید. مهم این است که عادت هایتان را در رابطه با مناظره ی ذهنی تشخیص دهید. باید ببینید به خود چه می گویید و تأثیرش را درک کنید. وقتی این اجزا را بشناسید، بهتر درک می کنید که مناظره
یا ذهنی چطور می تواند به شما یاری رساند.

از آنجا که احتمالا مدتها با این عادت زیسته اید، امکان می دارد وقتی که با خودتان صحبت می کنید، متوجه آن نشوید. در اغلب مواقع پس از اینکه متوجه شوید احساس بدی دارید، خشمگین یا افسرده هستید، متوجه صدایی که حرف هایی منفی به شما میزند می شوید.

کیست که با شما حرف میزند

صداهایی که به شما می گویند حقایق کدامند، چطور اندیشید و چه رفتاری را به اکران قرار بدهید، از جاهای گوناگونی می آیند. امکان می دارد متوجه کلماتی شوید که از مادر، خواهر یا برادر بزرگ ترتان یاد گرفتید. امکان می دارد خیال کنید که اینها سخنان گزارشگر خبر، معلمی از عهد گذشته یا رئیس سختگیر و بدقلق شماست. در بسیاری از مواقع این صداها آمیخته ای از صداهای گوناگونی هستند که در عمرتان شنیده اید.

مورد پژوهشی

اجازه بدهید به عنوان مثال به یک مناظره ی ذهنی منفی اشاره کنیم که نشئت گرفته از گذشته است اما در موقعیت فعلی تاثیر فراوان دارد. اندرو یک کارفرمای کامیاب است. او مدیر یک شرکت مشاورهای کوچک است که ده نفر را در استخدام خود دارد. شرکت او به سرعت در حال توسعه است. او به شدت فعالیت میکند و سعکی میکند وقتی را  به خانواده اش اختصاص دهد اما به شکلی همیشه کار مقدم بر همه چیز است. او حتی در تعطیلات آخر هفته و در تعطیلات خانوادگی هم از تلفن همراه و لپ تاپ خود دور نیست. این مسئله معضلی برای زندگی خانوادگی او بوجود آورده است. اخیرا او در برنامه ی هنری فرزندش شرکت نکرد زیرا کارهای اداری زیادی داشت که می بایست انجام می شد. وقتی به خانه آمد، همسرش را عصبانی دید و فرزندش را با چشمان اشک باره اندرو می داند که با زیاد فعالیت کردن مشکل دارد. او حتی سعی کرده است فکری به حال خودش بکند. کارهایی را به همکارانش تفویض کرده و حتی یک بار با روان درمانگر قرار ملاقات قرار داده است. اما حالا مشکل او شکلی جدی یافته است و خانواده اش را به مخاطره مییاندازد. آنچه امکان می دارد اندرو آگاهی ندارد این است که دردسر او به خاطر حرفهایی است که به خودش میزند و در زمان خردسالی او ریشه دارد. پدرش که وقتی اندرو کودک بود به سختی تلاش می کرد تا مخارج خانواده را تأمین کند، بسیار پرکار بود. او اغلب اندرو را با عباراتی مانند «تنبل» و «بی عرضه» حقیر میشمرد. به همبن دلیل همیشه در ذهن اندرو صدای پدرش شنبده می شود و درنتیجه او سعی می کند بیشتر فعالیت کند. اندرو صدای پدرش را می شنود که به او نقل می کنید اگر بیشتر فعالیت نکند، شکست خورده است، که موفقیت تنها با سختکوشی حاصل میشود، که کسی به او بدهکار نیست، که باید برای به دست آوردن هر چیزی تلاش کند و اینکه او بدون تلاشی چیزی به دست نمی آورد. البته واقعیتی در پس این حرف ها وجود دارد. اما این مناظرات درونی سبب شده است که زندگی اندرو از تعادل بیرون رود. حتی وقتی شب ها با خودرو از سر کارش به خانه برمی گردد، مناظره ی ذهنی منفی اش به او نقل میکنید نباید به این زودی و درحالی که هنوز کارهایی انجام نشده در محل کارش وجود دارد، به خانه برگردد. نتیجه این است که او آگاهی می دارد باید وقت بیشتری را صرف خانواده اش کند اما به لحاظ عاطفی و عاطفی هنوز متکی به صدای پدرش است. جای خوشوقتی است که روان درمانگر اندرو از قدرت مناظره ی ذهنی باخبر است. او قدرت مناظره ی ذهنی را جه مثبت و چه منفی، می شناسد. او اندرو را تشویق می کند تا احساسات مربوط به زمان خردسالی خود را بازگو کند و با آنها کنار بیاید. درمانگر اندرو را از اهمیت مناظره ی ذهنی مثبت آگاه می کند تا اندرو به این نتیجه برسد که: «من پدرم نیستم. من، من هستم. من کامیاب هستم و کارکنان خوبی دارم که کارشان را به انجام میرسانند و به موفقیت کار من یاری میرسانند. پول بیشتر درآوردن باید معنایش این باشد که بتوانم با کسانی که دوستشان دارم بیشتر وقت صرف کنم. بنابراین وقتی شب ها به خانه ام می روم از کارم فرار نمی کنم، بلکه به سمت خانواده ام بازمی گردم. خانواده ام خوب ترین چیزی است که من در زندگی دارم.» اندرو با تکرار این حرف ها در موقعیتی قرار می گیرد که به تدریج صدای پدرش را ساکت کند و به تعادل سالم تری در محیط کار و زندگی خانوادگی خود برسد.

چه می گویید وقتی…

در این فصل با زمینه های اصلی مناظره ی ذهنی منفی آشنایی پیدا میکنید. امکان می دارد به این نتیجه برسید که اینها طی زمان عوض میشوند. امکان می دارد در این لحظه شغل شما بی مورد باشد اما روابط شخصی برای تان مسئله ای باشد. امکان می دارد از کارتان اخراج  شده باشید اما خانواده ای حامی داشته باشید.

اگر از شما سؤال بکنم آیا دوست دارید با خود درباره ی موضوعاتی صحبت بکنید که به شما احساس بدی می دهد، به احتمال بسیار زیاد جواب منفی می دهید. این قابل درک است. احتمالاً دوست ندارید درباره ی موضوعاتی حرف زنید که ذهن شما را به خود مشغول کند. اما امکان می دارد این کار را بکنید و آگاهی ندارید که این کار را می کنید. امکان می دارد این کار به قدری برای تان آشنا باشد که متوجه آن نشوید.

قبلاً خاطرنشان کردم که مناظره ی درونی عوض میشود. لحظه ای احساس خوشبختی می کنید و از روزی که در آن به سر می برید به هیجان می آیید. اما لحظه ای دیگر امکان می دارد تحت تأثیر اتفاقی که امکان می دارد برای تان بیفتد وحشت زده شوید یا لحظه ای امکان می دارد افسرده باشید. لحظه ای بعد می بینید دارید بر سر بچه تان یا رانندگی کننده ای که در خیابان تخلف کرده است، جیغ میزد. نحوه ی کار به گونه ای است که متوجه نمی شوید مناظره ی درونی منفی تان بر شما غلبه کردہ است۔

در اینجاست که نیاز به ارزیابی مطرح می شود.

ارزیابی مناظره ی ذھنی منفی

حالا امکان می دارد بگویید: «من مشوش هستم اما به خودم حرف هایی منفی نمیزنم. این کار آدم های ابله و بی عقل است.» اغلب اشخاص متوجه صداهایی که در سر خود دارند، نیستند. با این حال آگاهی می داریم که این صداها وجود دارند. اولین کاری که ما خواهیم کرد شناسایی منابع مناظره ی ذهنی منفی است. می خواهبم آگاهی بداریم این صداها از کجا می آیند و یاد بگیریم که به ما چه می گویند. این تمرین به شما یاری میرساند که منبع مناظره ی ذهنی منفی را تشخیص دهید.

این بخش از کتاب را هر وقت فرصتی یافتید که بنشینید و به سؤالات جواب بدهید، تکمیل کنید. باید فرصتی را صرف اندیشیدن کنید و بعد ببینید که هر روز چه کاری به انجام میرسانید.

فهرست بیست تجربه ی زندگی را که در ادامه آمده است، مرور کنید. به هر مورد با توجه به پریشانی ای که به شما می دهد، امتیاز بدهید. از مقیاس ۱ تا ۱۰ بهره گیرید. یک به معنی «ابدا مشوش نمی شوم» و ده به معنی «به شدت مشوش می شوم» است.

ارزیابی به کمک کارت

به عنوان یک تمرین دیگر، بیست مورد تمرین قبل را روی یک کارت اندکسی ۷ * ۱۲ سانتیمتر بنگارید. می توانید در طی روز این کارت را نزدیک به خود حفظ کنید. مثلا روی یکی از این کارت ها بنگارید «خانواده ی عمده ام.» وقتی با موقعیت ها یا اندیشه هایی درباره ی موقعیت روبه رو می شوید، مناظره ی ذهنی منفی خود را در هر مورد روی کارت بنگارید. تا می توانید مشخص بنگارید. اگر این کار را به طور مرتب به انجام رسانید، امکان می دارد پس از دو – سه هفته چند کارت داشته باشید. وقتی یک کارت یا یک برگ کاغذتان پر شد، از کارتی دیگر بهره گیرید. آنقدر به این تمرین ادامه دهید تا دقیقا متوجه شوید که درباره ی هر موضوع با خود چه می گویید. توجه داشته باشید که آگاهی حرف اول را میزند.

وقتی سایر تمرینات کتاب را به انجام میرسانید، این کارت ها را نزدیک خود داشته باشید. آگاهی از اینکه چطور واکنش نمایان میکنید و از چه عباراتی بهره میگیرید، به شما امکان میدهد که این کلمات را بهتر تشخیص دهید تا بتوانید با آن برخوردی مثبت و مؤثر داشته باشید.

اضطراب و تأثیر آن

حالا که نظریاتی درباره ی منابع اصلی اضطراب شما یافتیم، زمان آن رسیده است که آگاهی بداریم شما چطور نسبت به آن واکنش نمایان میکنید و این گفتمانهای منفی در شما چه تأثیری بر جای قرار میدهد. وقتی بیاموزید که چطور مناظره ی ذهنی منفی بر شما اثر گذارد، مثل این است که یک دستگاه هشدار دهنده داشته باشید. اگر آگاهی بدارید گردبادی در راه است، سعی می کنید به نقطه ای امن بروید. به همین شکل، میخواهید از
مناظره ی ذهنی مثبت به سود خود بهره ببرید.

در بخش بعدی توضیح می دهیم که چطور می توانید کنش ها و واکنش های خود در برخورد با موقعیت های تنش زا ملاحظه کنید. همیشه قادر می باشید از صحبت با دیگران درباره ی اضطراباتشان درس بگیرید اما برای اینکه به ایجاد تغییر یاری رسانید، باید در خودتان دقیق شوید.

دقت دارید

امکان می دارد هم اکنون دچار اضطراب نباشید و احساس کنید که اوضاع بر وفق مراد است. به شما پیشنهاد میدهم همچنان که به مطالعه ی این کتاب ادامه می دهید، آن را در دسترس نگه دارید تا اگر درباره ی مسئله ای مشوش شدید، بتوانید از اطلاعات آن بهره گیرید. شما از مطالب کتاب موضوعات فراوانی یاد خواهید گرفت. بیشتر مردمان سررشته ی زندگی خود را در دست نمی گیرند زیرا دقیقا آگاهی نمیدارند که چه باید بکنند. وقتی اضطراب چیره می شود، ذهنشان را با دغدغه ها و مناظرات درونی منفی پر می کنند و این قطار لجام گسیخته ای است که کسی قادر نیست آن را متوقف کند. باید بتوانید ترمزها را مدت ها قبل از اینکه قطار به مکانی بخورد، بکشید.

در نظر بیاورید که چطور اضطراب در شما تاثیر قرار میدهد. برای نمونه، اگر می گویید وقتی دچار استرسی هستید سردرد می گیرید، آیا برای تان دشوار است که به زندگی روزمره تان ادامه دهید؟ آیا تأثیر استرسی روی هم انباشت می شود؟ به خاطر سردردتان به محل کار خود نمی روید اما روز بعد غصه میخورید که چرا یک روز غیبت داشتید؟

در این ارزیابی متوجه می شوید که چطور مناظره ی ذهنی منفی یا واکنش های تشویش برانگیز نسبت به شرایط زندگی شما صورت خارجی می یابند. وقتی تأثیرات را تشخیص دهید، قادر می باشید آنچه را موجب این گفتمانهای منفی می شوند، تشخیص دهید.

اضطراب تأثیری مستقیم در شما دارد. اضطراب می تواند عاطفی (نگرانی، افکار معیوب، نبود اعتماد به نفس، صفا نکردن از زندگی) یا جسمی (دل درد، عرق کردن کف دست ها و سردرد) باشد. نشانه ها هرچه باشند، تأثیری بر جای قرار میدهند. اهمیتی می دارد آگاهی بدارید که چطور اضطراب در شما تاثیر قرار میدهد تا ذهن و جسمتان بتوانند با آن برخورد کنند. وقتی بفهمید که اضطراب چطور بر شما اثر قرار میدهد، قادر می باشید منبع آن را تشخیص دهید. وقتی قادر بودید منبع را یابید، قادر می باشید مناظره ی درونی تان را عوض کنید.

فهرست آن مواردی را که تصور می کنید بیشترین اضطراب را در شما بوجود می آورند، بخوانید. در این موقعیت ها چطور واکنش نمایان میکنید؟ آیا به شما احساس افسردگی دست می دهد؟ آیا بر سر کسی جیغ میزد؟ آیا دندانهایتان را به هم می سایید؟ آیا صبح قادر نیستید از رختخواب بیرون بیایید؟ آیا معده تان غصه میخورد؟

در کار برگ زیر موقعیت ها را فهرست کنید. مثلا «خانواده ی عمده ام» می تواند یکی از این موقعیت ها باشد. در زیر آن توضیح دهید که این موقعیت چه تأثیری در شما برجای قرار میدهد. امکان می دارد بگویید دیوانه تان می کنند. اما شما در نتیجه ی آن چه می کنید؟ آیا مشت بر دیوار می کوبید؟ آیا احساسات خود را سرکوب می کنید و در نتیجه احساس می کنید که دل درد گرفته اید؟ آیا کف دست هایتان عرق می کند؟ آیا تیک های عصبی پیدا
می کنید؟ اینها را تشخیص دهید:

با تأثیرات شروع کنید

آیا دقیقا اطمینان نمی دارید که چطور تاثیرات با موقعیت ارتباط مییابند؟ اگر این طور است، تمرین را به شکلی متفاوت به انجام رسانید. پاسخ ها و واکنش های منفی خود را شناسایی و سعی کنید آنها را با موقعیت های تشویش برانگیز ارتباط دهید.

ابتدا احساسات و واکنش های منفی تان را شناسایی کنبد – ذهنی، جسمی یا عاطفی:……………….

بعد بفهمید چه وقتی این عاطفی منفی به شما دست می دهد. تمام مدت چنین عاطفی دارید؟ آیا در واکنش به مسئله ای دچار این احساس می شوید؟ آیا صبح ها وقتی درباره ی برنامه ی روزتان مییاندیشید این احساس به سراغتان میآید؟ آیا وقتی مادرتان زنگ می زند مشوش می شوید؟ هر نکته ای را که می توانید تشخیص دهید:

این تمرین را در رابطه با همه ی علامت های ذهنی، جسمی و عاطفی که می توانید آنها را تشخیص دهید، تکرار کنید

دوباره سراغ کارت ها بروید

اگر برای تان دشوار است که مطالب را به هم ارتباط بدهید و آنها را بنگارید، اشکالی ندارد. از کارت های ۱۲ × ۷ تمرین قبلی بهره گیرید. تنها مناظرات ذهنی منفی تان را ننگارید. همه ی احساسات یا تجربیات مربوط به موقعیت تشویش برانگیز را هم انتخاب بکنید. برای نمونه، اگر در راه بندان عصبی می شوید (حالتی که امکان می دارد اضطراب بانی و باعث آن باشد) بنگارید با خودتان چه می گویید اما درضمن توضیح دهید که چطور به لحاظ ذهنی یا جسمی واکنش نمایان میکنید. آیا محکم فرمان خودرو را می گیرید و آن را فشار می دهید؟ آیا احساس می کنید در پشت شقیقه هایتان کوبشی وجود دارد؟ آیا معده تان زیرورو می شود و می سوزد؟ درحال رانندگی ننگارید. اما به محض اینکه فرصتی یافتید، این نشانه ها را یادداشت کنید.

چه موقعیت هایی به شما استرس می دهد؟

راه دیگر شناسایی تأثیر، بررسی موقعیت هایی است که شما را ناراحت میکنند یا رحلت کرده نسبت به آنها واکنش منفی نمایان کرده اید. فهرست بعدی را مرور کنید و ببینید آیا این موقعیت ها در رابطه با شما صدق می کنند؟ هرچه اطلاعات بیشتری به دست آورید بیشتر به مواردی که در شما تولید اضطراب می کنند، پی می برید.

۱. بزرگ ترین زمینه ی نومیدی در زندگی من واژه است از ——–

۲. مسئله ای که بیش از همه مرا ناراحت می کند این است که

۳. به راستی متنفرم از اینکه………….

۴. وقتی به شدت عصبی و پریشان می شوم که………….

این فهرست را مرور کنید و آن را با فهرستی که علامت زدید و بیشترین اضطراب را نصیب شما می کرد، مقایسه کنید. آیا جنبه هایی مشابه وجود دارد؟ برداشت خود را در اینجا بنگارید.

واقع بینی اهمیتی می دارد

وقتی کم کم پاسخ ها و واکنش هایتان را شناختید، از آن برای کوبیدن بر سر خود یا مناظره ی ذهنی منفی با خودتان بهره نگیرید. درعوض، مانند یک دانشمند رفتار کنید. وقتی سعی دارید بیاموزید و ارزیابی کنید، داوری نمی کنید، بلکه صرفا اطلاعات جمع آوری می کنید و بعدا می فهمید که چطور از این اطلاعات بهره گیرید. فعلا در جستجوی حقیقتها باشید. موقعیت ها و تأثیرات را تشخیص دهید و مشتاق آموختن باشید.

موتور کوچک مناظره ی ذھنی

همان طور که قبلا توضیح دادیم، درحالی که مناظره ی ذهنی منفی به شدت مخرب است، مناظره ی ذهنی مثبت راه حل اضطراب شماست. شما را تحریک می کند و به شما انگیزه می دهد. توانمندی های شما را به یادتان می آورد و قادر می باشد در شما اعتماد به نفس بوجود آورد تا کاری را که می خواهید به انجام رسانید.

به قصه ای نامدار درباره ی خودرو کوچولوای که قادر میبود، دقت دارید. خودرو به خود نقل میکنید: «گمان می کنم که می توانم، گمان می کنم که می توانم، گمان می کنم که می توانم.» و بعد سرنشینان خود را که جانداران یک سیرک هستند تا بالای کوه می برد. مناظره ی ذهنی دوست بسیار خوبی است که توانمندی ها و موقعیت های گذشته شما را به یادتان می آورد. وقتی به شکلی مثبت با خود صحبت بکنید، به خود قدرت و توانمندی می دهید.

عوض کردن مناظره ی ذهنی از منفی به مثبت، حقایق مربوط به موقعیت شما را عوض نمیکند. آنچه را عوض میکند نگرش شماست. به شما قدرت و توانمندی بیشتری می دهد تا با مسائل و معضلات رو به رو شوید. داشتن نگرش ذهنی مثبت و باور داشتن خود، تفاوت میان شکست و موفقیت در رسیدن به هدف هایتان را رقم میزند. بسیاری از بررسی ها نمایان میکنند وقتی بیمار هستید داشتن ذهنیت مثبت می تواند به درمان مریضی شما یاری رساند. در کمترین حد، مناظره ی ذهنی مثبت به شما یاری میرساند که با مسائل زندگی تان مثبت تر برخورد کنید.

صحبت به گونه ای متفاوت

برای اینکه بتوانید مناظره ی ذهنی تان را از منفی به مثبت تغییر جهت دهید، باید تشخیص دهید که این یا ذهنی را درک کنید. درغیراین صورت قادر نیستید درباره ی طرز صحبت کردن با خودتان بر آن بشوید. در این فصل با تکمیل ارزیابی ها و توجه به این مطلب که چه نوع موقعیت هایی سبب می شود با خودتان صحبت بکنید، گام اهمیتی می داری برمی دارید.

در فصل بعدی منابع مناظره ی ذهنی را تشخیص میدهید و با به انجام رساندن ارزیابی هایی متوجه می شوید چه عواملی واکنش های شما را سبب می شوند. اما قبل از آن ببینیم که چطور مناظره ی ذهنی به حقیقت و واقعیت مبدل میشود.

رویدادی روزانه: مناظره ی ذهنی چطور شکل می گیرد

اغلب اشخاص دوست ندارند که مورد اهانت قرار گیرند یا با آنها به گونه ای تحقیرآمیز حرف زده شود. تنها معدودی از افراد دوست دارند پیوسته بشنوند که شرایط چقدر بد و ترسناک است. شما به احتمال زیاد از منفی گویی و منفی بافی دل خوشی ندارید. مسئله اینجاست که بی آنکه آگاهی بدارید و متوجه باشید، ذهن شما درگیر مطالب و مسائلی می شود که موجب پریشانی و آزردگی تان خواهد شد. احتمالا کسی حرفی تحریک آمیز میزند و واکنشی در شما به وجود مییاید. این موضوع به قدری موذیانه روی می دهد که شما متوجه نمی شوید از مناظره ی ذھنی مثبت به سمت مناظره ی ذھنی منفی حرکت کردہ اید۔ اجازہ بدھید به مثالی در این مورد نگاهی بیندازیم.

آیا یک یادداشت صرفا یک یادداشت است؟

تصور کنید که چهارشنبه است و شما تهیه میشوید به سر کارتان بروید. عاطفی می کنید که انرژی خوبی دارید. شب به قدر کافی استراحت کرده اید و فرصت هم داشته اید که سر راه توقف کنید و قهوه ای بیاشامید. درحالی که کت خود را به جالباسی می آویزید و رایانه تان را روشن می کنید، متوجه می شوید که رئیس تان یادداشتی روی میزتان قرار داده است که میخواهد به محض اینکه فرصت کردید با شما صحبت بکند.

اجازه بدهید واقع گرایانه به موضوع نگاه کنیم: یادداشتی روی میز شماست که رئیس تان آن را نگاشته و خواسته است با شما صحبت بکند. تا اینجا مطلب خوب یا بدی وجود ندارد. صرفا یادداشتی روی میز شماست. اما مناظره ی درونی تان شکل می گیرد و موقعیت را تجزیه و تحلیل می کند. یادداشت دیگر تنها یک یادداشت نیست. اگر با رئیس تان برخوردی منفی داشته اید یا به طور کلی معتقدید که محل کارتان دوستانه نیست، این یادداشت را به حساب هشداری از سوی رئیس تان تلقی می کنید. احساس می کنید او شما را به دفتر خود احضار کرده است. میزان پریشانیتان افزایش کشف می کند. یادداشت را از پشت لنزهای تجارب گذشته نگاه می کنید و احتمالا با خود می گویید: آه، نه. چقدر بدم می آید که او اینشکلی برای من یادداشت قرار میدهد. حتما می خواهد پروژه ای را به من ارجاع دهد که دوست ندارم به انجام برسانم. حتی پروژه ای را که از قبل مشغول انجام آن بودم، به پایان نرسانده ام. او با این طرز رفتارش برده داری می کند.

البته، در این مرحله شما حتی هنوز به یادداشت رئیس خود جواب نداده اید و با این حال درباره ی آن تجربه اندوزی کرده اید. این را در نظر بیاورید: هیج اتفاقی نیفتاده! شما وارد دفتر کارتان شده و یادداشت رئیس تان را دیده اید. اما در ذهن خود حکایت جامعی درباره ی مفاد این یادداشت نقش کرده اید. حالا وقتی وارد اتاق رئیسی تان می شوید، احتمالا برای خود نگرشی دارید. خیال می کنید آگاهی میدارید که رئیسی تان میخواهد درباره ی چه موضوعی با شما حرف زند و بنابراین قبل از اینکه حتی با رئیس تان حرفی بزنید، واکنش نمایان میکنید

البته تصویر و عکس این اتفاق هم امکان می دارد بیفتد. اگر تجربیات قبلی شما با رئیس تان معمولا مثبت بوده باشد، وقتی یادداشت را می بینید با خود می گویید: رئیسی خوش قلبی دارم. حتما می خواهد بابت پروژه ی قبلی از من تعریف و تشکر کند. من برای این پروژه خیلی زحمت کشیده ام و از نتیجه ی کارم راضی هستم. حتما رئیسم میخواهد به من تبریک نقل بکنید و از کارم تعریف کند. او خوب ترین رئیسی است که تابه حال دیده ام. همین حالا به دفتر او می روم تا ببینم چه خبر است. ا

ین مناظره ی ذهنی مثبت به شما روحیه ی بهتری می دهد. شما را صاحب اعتماد به نفس می کند. مشتاق می شوید که با رئیستان حرف زنید. نگرشتان به شما نقل میکنید: حق داشتم که خیال می کردم روز خوبی در پیش دارم. صبح که از خواب بیدار شدم این موضوع را آگاهی میداشتم.

– ناظر در نقش مفسر

اکنون لحظه ای دست نگه دارید و به این دو موقعیت دقت دارید. موقعیت عینی هنوز مثل گذشته است. شما وارد دفتر کارتان شدید و کتتان را درآوردید. بعد یادداشتی خواندید. چه اتفاقی افتاد؟ با خودتان شروع به حرف زدید۔ دربارہی یادداشت با خودتان حرف زدید۔ دربارہ اش ماجراای ساختید و حکایت را به شرایط کاری خود مرتبط کردید. اینکه حکایت خوب بوده یا بد، احتمالا به تجربیات گذشته ی شما و برداشتی که از رئیس خود داشتید، بستگی داشته است.

این سناریو به شما نمایان می کند که چطور دو نفر قادر هستند با رویدادی مشابه روبه رو شوند و درباره ی آن به دو طرز مختلف با خود صحبت بکنند. تصور کنید که یکی از همکارانتان درست پس از اینکه یادداشت را خوانده اید، وارد اتاق شما می شود. مناظره ی ذهنی شما پیشاپیش شروع شده است. ماجراای در ذهن شما بوجود آمده است درباره ی اینکه پس از دیدن رئیس تان با چه نکته ای روبه رو می شوید.

اما حالا با حضور مفسری دیگر در روی صحنه، شرایط امکان می دارد عوض شود. شاید همکارتان یادداشت را ببیند و واکنش کاملا فرق می داری نمایان کند. درحالی که شما نظر بدی نسبت به رئیسی تان دارید، دوستتان او را خیلی خوب و منطقی ارزیابی می کند. شما درحالی که بابت یادداشت نگرانید و در این فکر هستید که به محض ورود به اتاق رئیس تان او چطور برخوردی با شما خواهد داشت، دوست تان از شما سؤال می کند: «یعنی چه که او آدم بدی است؟ من معمولا از اینکه او برایم یادداشت قرار بدهد شاد می شوم چون آگاهی میدارم می خواهد از کارم تعریف کند.»

دو نفر امکان می دارد یادداشتی واحد را به شکلی متفاوت ببینند و واکنش های به کل فرق می داری نمایان کنند. اتفاقی است که همیشه می افتد. همه ی ما از طریق مناظره ی درونی و صحبت با خود یک موقعیت را چک میکنیم. اگر تحلیل های ما در درک مسئله نقشی نداشتند، همگی مسائل را به شکلی واحد می دیدیم.

مناظره ی ذهنی به شما نقل میکنید واقعیت چه است – اما ایا به راستی همین طور است

مناظره ی ذهنی مطلبی است که به خود می گویید تا شرایطی را که در آن قرار دارید، تفسیر کنید. اما در مواقعی امکان می دارد این طور به چشم بیاید که مناظره ی ذهنی خودش تجربه است. اشخاص با توجه به حقیقتها و اطلاعات و ارقام و آمار اقدام به تفسیر می کنند. مسئله اینجاست که مناظره ی ذهنی منفی مواردی را مورد تأکید میگذارد که می تواند اضطراب شما را تشدید کند. از سوی دیگر، مناظره ی ذهنی مثبت به شما یاری می رساند تا حقیقتها را انتخاب بکنید. اگر بیاموزید که عینی تر باشید، بهتر می توانید مناظره ی ذھنی تان را مدیریت کنید.

-نظر يادتان نرود-

تهیه کننده: ماندانا ت.

سلامت روان در بخش سلامت سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

مردم ديده ز لطف رخ او در رخ او
««« »»»
عکس خود ديد گمان برد که مشکين خاليست

مباحثه ذهنی سبب ایجاد دلهره و استرس و پریشانی می شود

TT / 691 — TP / 14%

با دیگران به اشتراک بگذارید

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال