دارد غروب فرشچیان گریه می کند…


با دیگران به اشتراک بگذارید

دارد غروب فرشچیان گریه می کند…

خبرگزاری فارس: دارد غروب فرشچیان گریه می‌کند...

شام غریبان امام حسین(ع) و یاران و اصحاب باوفا و خاندان مظلومش یکی از سوزناک‌ترین وقایع تاریخ اسلام است که در اشعار شاعران آئینی استان قم هم جلوه‌گر است.

سرزه به نقل از خبر گزاری فارس خبر می دهد از قم، شب یازدهم ماه محرم الحرام به عنوان شب شام غریبان و آغاز اسارت خاندان رسالت و امامت و همچنین مظلومیت خانواده های شهدای کربلا، از جمله عالیت هایی است که شاعران آیینی قم درباره آن شعرها سروده اند.

سید محمدجواد شرافت یکی از این شاعران است که تمام این مظلومیت را، حماسه ای به مانند «طلوع سرخ آفتابی سبز» می بیند و می سراید:

دنیا شنیده آه نیستانی تو را

بر نیزه دیده آینه گردانی تو را

موج نسیم غمزده حس کرد، مو به مو

بر اوج نیزه عمق اضطراب تو را

سنگی که قلب دخت علی را هدف گرفت

آمد شکست حرمت پیشانی تو را

قومی که سجده بر بت شیطان برده اند

تکذیب کرده اند مسلمانی تو را

آنان که گوششان پر از آواز سکه بود

نشنیده اند لهجه قرآنی تو را

با این همه کسی قادر نبود کاهش دهد

یک ذره از تجلی عرفانی تو را

پس از طلوع سرخ تو ای آفتاب سبز

چشمی ندید مغرب پایانی تو را

و اما این شب، علاوه بر شام غریبان حضرت امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س)، شام غریبان خانواده های شهدای کربلا هم هست. یکی از این شهدا، جوانی است که به دست امام حسین(ع)، از دین مسیحیت به اسلام گروید و در روز عاشورا در حالی که تنها چندین روز از ازدواجش می گذشت، شهادت را به جان تهیه کرد و خود، مادر و همسرش را در تاریخ جاودانه ساخت.

او وهب بن عبدالله(ع) است که سید محمد بابامیری، شاعر آئینی قم از زبان مادر قهرمانش چنین سروده است:

مسیح خوانده مرا وقت آزمایش من است

وقت، وقت رجز خواندن جوان من است

از آسمان چهارم مسیح می بارد

چقدر منتظر رعد آسمان من است

به کف بگیر سرت را برای کمک عشق

سرت مقدمه سرخ قصه من است

برو که پیکر مصلوب و بی سرت فرزندم

در امتداد مسیر خدا، نشان من است

نماز آخر خود را اقامه کن در خون

برو که بدرقه ات نغمه اذان من است

اگرچه بعد تو صحراست خانه ام اما

دلم خوش است که زینب، هم آشیان من است

و اما در کنار این جوانان فداکار و ایثارگر، پیشکسوتانی مانند حضرت حبیب بن مظاهر(ع) هم در جمع یاران امام حسین(ع) بودند که چراغ راه جوانان شدند و خود نیز به عشق سیدالشهدا(ع) جان فدا کردند.

استاد محمدعلی مجاهدی درباره این یار باوفای اباعبدالله(ع) و گفت گوی رمانتیک او با مولای خود این طوری سروده است:

در دل من داغ ها از لاله هاست

همچو نی در بند بندش ناله هاست

با خیال لاله ها صحرانورد

راه می پوید ولی با پای درد

می رود تا سرزمین عشق و خون

تا ببیند حالشان چون ست، چون؟

بر مشامش می رسید از هر کنار

بوی درد و بوی عشق و بوی یار

گفت ای در خون تپیده کیستی؟

تو حبیب ابن مظاهر نیستی؟

گفت آری من حبیبم، من حبیب

بُرده از خوان تجلی ها نصیب

قد خمیده، روسیاهی موسپید

آمدم در کوی او با صد امید

در سرم افکند شور عشق را

تا به دل دیدم ظهور عشق را

بار عشقش، قامتم را راست کرد

در حق من آنچه را می درخواست، کرد

ناله ام را رخصت فریاد داد

دیده را بی پرده دیدن آموخت

دیدم از عرش خدا تا فرش خاک

پر شده از ناله های رنج آور

گرچه ما پاکیم و از لاهوتیان

جان ما قربان این ناسوتیان

گوی سبقت میبرند این خاکیان

در عروج خویش از افلاکیان

عشق اینجا اوج مییابد

قطره اینجا کار دریا می کند

خاکیان را می کند افلاک سیر

تمیز خوی و تمیز گاز زنی و تمیز سیر

فطرس از لطف تو بال و پر گرفت

خردسال گهواره و کاری شگرف

رخصتی تا ترک این هستی کنیم

بشکنیم این شیشه تا مستی کنیم

ای دریغا ما و عشق و این محک

کار عشق است این، نیاید از ملک

چونکه او خوان تجلی چیده دید

آنچه را می درخواست خود نادیده دید

گفت با آن والی ملک وجود

حکمران عالم غیب و شهود

تو حسینی، من حسینی مشربم

عشق پرورده ست در این مکتبم

تو امیری، من غلام سالخورده تو

خار این گلزار و دامن گیر تو

از خدا در تو مظاهر دیده ام

من خدا را در تو ظاهر دیده ام

گر حبیبی تو، بگو من کیستم؟

تو حبیب عالمی، من نیستم

عاشقان را یک حبیب است و تویی

از میان بردار آخر این دویی

رخصتم ده تا به میدان رو کنم

رو به میدان لقای هو کنم

رخصتش داد آن حبیب عالمین

سرور و سرخیل مظلومان، حسین

کرد آن سر حلقه اهل یقین

دست غیرت را برون از آستین

دید خفن را چو در بالای خون

زورق خود راند در دریای خون

در تنش یک باغ خون گل کرده بود

در بهار او، جنون گل کرده بود

رفت و جان خود فدای دوست کرد

آن نکومرد آنچه را نیکوست کرد

نخل سالخورده کربلا از پا فتاد

سروها را سرفرازی آموخت

زیر لب نقل میکرد آن دم با حبیب

یا حبیبی، یا حبیبی، یا حبیب

در غروب آفتاب عمر من

کشف کرد فصل خون کتاب عمر من

در دل هر قطره خون بحری ست ژرف

کار عشق است این کاری بس شگرف

این کتاب از عشق تو شیرازه کشف کرد

اعتباری بیش از اندازه کشف کرد

دیدم آخر آنچه را نادیدنی است

راستی نادیدنی ها زیبا است

اگرچه این مصیبت عظمی را پایانی نیست؛ اما این گفتار را با شعری از سید حمیدرضا برقعی به پایان می آوریم؛ شعری که پایان بخش ۱۱ شب عزاداری امام حسین (ع) و یاران و اصحاب باوفا و خاندان مظلومش است و البته شاعران را برای بیان حقیقی این حماسه ها و مصائب، «افتاده از نفس» آگاهی میدارد:

با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد
در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه های مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد
احساس کرد از همه عالم طلاق گرفته ست
در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده ست
در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
زمانی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
زمانش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است که در جان عبارت هاست
شاعر شکست خورده طوفان عبارت هاست
بی اختیار شد قلمش را رها قرار داد
دستی ز غیب قافیه را کربلا قرار داد
یک بیت بعد، عبارت لب تشنه را قرار داد
تن را جدا قرار داد و سر را جدا قرار داد
حس کرد پا به پاش دنیا میگرید
دارد غروب فرشچیان میگرید
با این زبان به چه صورت نقل بکنیم چه ها کشید
بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا بی ریا کشید
حتی براش مکان کفن، بوریا کشید
در خون کشید قافیه ها را، حروف را
از بس که گریست تمام لهوف را
اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
خورشید سربریده غروبی نمی شناخت
بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود
او کهکشان روشن هفده ستاره بود
خون مکان عبارت بر لبش آورد و پس از آن

پیشانی اش پر از عرق خنک و پس از آن
خود را میان معرکه حس کرد و پس از آن
شاعر برید و تاب نیاورد و پس از آن
در خلسه عمیق خودش بود و هیچکس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس

براى بالا بردن کيفيت سايت سرزه لطفا نظرات سازنده خود را در انتهاى صفحه براى ما بنويسيد*

گردآوری توسط: دنيا ش.

استان ها در بخش اخبار سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

من و انکار شراب اين چه حکايت باشد
««« »»»
غالبا اين قدرم عقل و کفايت باشد

دارد غروب فرشچیان گریه می کند…

TT / 102 — TP / 8%

با دیگران به اشتراک بگذارید

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال