زندگینامه و بیوگرافی زندگی خصوصی نویسنده آمریکایی الوین وایت


با دیگران به اشتراک بگذارید

بیوگرافی زندگی شخصی نویسنده آمریکایی الوین وایت

نگارنده ی آمریکایی که شهرت بسیار او برای مقالات و کتاب های کودکان است: کارتونک شارلوت، استوارت کوچولو و شیپور قو.

در مزرعه

الوین وایت

تولد، مانت ورنن، نیویورک، ۱۸۹۹

مرگ، در شمال بروکلین، مین، ۱۹۸۵

نگارنده ی آمریکایی که شهرت بسیار او برای مقالات و کتاب های کودکان است: کارتونک شارلوت، استوارت کوچولو و شیپور قو.

تصویر و عکس زندگی نامه زندگی شخصی نگارنده آمریکایی الوین وایت
زندگی نامه زندگی شخصی نگارنده آمریکایی الوین وایت

«سلام، آیلین! من الوین وایت هستم.» آن قدر این سلام و احوالی سؤال کنی را تمرین کرده بود که وقتی به مکان فرزندی که می درخواست با او قرار قرار بدهد، مادرش گوشی را برداشت، الوین دیگر قادر نبود جملاتش را عوض کند. آیلین با او خارج شد، هرچه الوین بروکز وایت آزرده و عصبی بود همان قدر هم جذابیت و مهربانی داشت.

وایت کوچولوترین و ششمین فرزند خانواده بود (پس از کالج او را اندی صدا می کردند). او بچگی خوشحال و بی خطری داشت. طوری بزرگ شد که بتواند زندگی مستقلی داشته باشد و آن طور که میخواهد زید. وقتی جوان بود پیانو می نواخت. سعی کرد گزارشگر شود (هرچند گزارشی قتل حالش را به هم می زد). و فورد مدل تی سوار می شد (نام هاتسپر را از روی یکی از شخصیت های شکسپیر روی آن قرار داده بود) و سر تا سر شهر را با آن می گشت.

وقتی بیست و شش ساله بود اولین شماره ی مجله ی تازه ای به نام نیویورکر را تهیه کرد و مابقی عمرش را برای آن مجله قلم زد. حتی به نوعی با آن مزدوج شد، یعنی با کاترین اینجل، که هفت سال از او بزرگ تر و رئیسش بود. وقتی که میخواست از اینجل تعریف کند به او نقل میکرد «بوی مدادتراش می دهی.»

خانواده ای وایت، با دو فرزند کاترین از شوهر اولش و جوئل فرزند خودشان به مزرعه ی دوری در مین نقل مکان کرد. آنجا خانه ای دوازده اتاقه بود و انبار هیزمش به انبار غله راه داشت و وایت معتقد بود اینجا به خانه ی نگارنده ها شباهت دارد. او و کاترین اتاق کار بزرگی داشتند که جاده و صندوق پست از آنجا دیده می شد و پیانوی بزرگی در آن بود. دوست داشت اولین کسی باشد که صبح از استراحت کن بیدار می شود، آتش روشن می کرد، شعر می خواند و قهوه تهیه میکرد. وایت عاشق کارهای مزرعه بود (که هیچ وقت تمامی نداشت) دوست داشت فقط در روزهای بارانی نویسندگی کند. برای تمرکز اغلب در آشیانه ی قایقی که کنار دریاچه ای در آن نزدیکی بود مینگاشت. برای تفریح، روی دوچرخه ی سه سرعته اش می پرید و می رفت. غروب ها با صدای بلند جابز می خواند، پنج شنبه ها را به خواندن مجله ی تایم اختصاص داده بود.

کتاب نکته علاقه ی وایت والدن اثر هنری دیوید تورا بود. آن را با خود همه جا می برد و نسخه هایی از آن را هدیه می داد. معتقد بود کتاب بهار خاموش اثر راشل کارسن به درد نجات دنیا میخورد، به انواع ناپاکی محبط زیست توجه داشت. وایت هوادار صلح دنیاای هم بود – معتقد بود که همه ی کشورهای دنبار باید یک پرچم داشته باشند. بعضی از روزنامه ها عقاید او را خطرناک قلمداد می کردند.

جمله ی نکته علاقه ی او «سخت نگیر» بود. دوست نداشت چیز زیادی داشته باشد، به جز یک خودرو (مرسدسی) و قایق هایش (قایق سواری را به نویسندگی ترجیح میداد). همیشه سگ داشت، اسم دو سگ آخرش جونز و سوسی بود.

وایت از سخنرانی در جمع وحشت داشت و قادر نمیبود بر این ترس شکست دهد. جوایز زیادی برد، اما همبشه از شرکت در مراسم آنها عذر درخواست. گاهی اوقات چنان از دیگران کناره گیری می کرد که انگار این کار را برایش قدغن کرده اند – مگر این که می درخواست آخرین جوجه مرغ یا جوجه غازهایش را به اکران قرار بدهد. هرچه سنش بالاتر می رفت کمتر از مزرعه بیرون میرفت مگر برای رفتن به دکتر.

وایت از بیماریهای زیادش شکایت میکرد، طوری که دوستانش او را مسخره می کردند که به «وسواس بیماری» (هایپوکندریا) مبتلا است. شهرت داشت که در جاهای عمومی ماسک می زد تا بیماری مسری نگیرد. اشتهایش بسیار کم بود (مگر وقتی که خاویار صادراتی میدید) وقتی چیزی می خورد احساس مریضی می کرد و وقتی هم که نمی خورد همین طور

وقتی که کاترین فوت کرد، وایت مویه می کرد که «کسی را از دست داده است که به زندگی اش معنا داده بود». هشت سال پس از او هم زیست و در همان لحظه ها دوچرخه و قایق سواری می کرد. در هشتاد و شش سالگی فوت کرد.

در مراسم تشییع او عده ی زیادی حاضر بودند اما وایت خودش از شرکت در چنین مهمانی ای حتی به افتخار خودش وحشت داشت.

چوب الف

• وایت از عنکبوت به وحشت نمیافتاد و یک بار اجازه داد صدها عنکبوت بالای کمدش تار ببندند و تخم قرار بدهند. خوکها هم برایش جالب بودند، آگاهی نمیداشت چرا از خوکی که میخواهند آن را بکشند این قدر خوب مراقبت می کنند. این علاقه ها الهام بخش خلق نامدار ترین عنکبوت و خوک در ادبیات شد؛ وایت کارتونک شارلوت را در آشیانه ی قایقش نوشت. اثری که بلافاصله پرفروش شد و هنوز هم در رآس رمان های جیبی کودکان قرار دارد.

• پس از ایده ی استوارت کوچولو که در استراحت کن به او الهام شد، شروع کرد به تعریف قصه هایی درباره ی «موشی رویا» برای جوئل و خواهر و برادرزاده هایشی. زمان زیادی را برای جمع آوری این داستان ها صرف کرد؛ بالاخره وقتی که بسیار نگران تندرستی اش بود این کلکسیون به پایان رسید.

• مقالات وایت نسلی از نویسندگان را تحت تأثیر گذاشت، او بر کتاب ویلیام سترنک به نام مبانی سبک اصلاحیه ای نوشت، اکنون این اثر مهم را به نام سترنک و وایت می شناسند. در سال ۱۹۷۸ وایت جایزه ی پولیتزر مخصوص ای برای «سال ها نویسندگی در اشکال گوناگون» گرفت.

-با نظرات خود به ما در پيشرفت خدمات به شما، يارى نماييد-

تهیه کننده: لاله غ.

درباره بازیگران و چهره ها در بخش فرهنگی و هنری سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

جريده رو که گذرگاه عافيت تنگ است
««« »»»
پياله گير که عمر عزيز بی‌بدل است

زندگینامه و بیوگرافی زندگی خصوصی نویسنده آمریکایی الوین وایت

TT / 113 — TP / 11%

با دیگران به اشتراک بگذارید

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

تبلیغات