از واقعه ی عاشورا چیزی شنیده اید؟ (۳ عکس)


با دیگران به اشتراک بگذارید

از واقعه ی عاشورا چه می دانید؟

تصویر و عکس شماره ۱ ⇩
تصویر و عکس از واقعه ی عاشورا چیزی شنیده اید؟

اگر میخواهید خلاصه ای از عاشورا آگاهی بدارید به نوشته زیر رجوع کنید.جا واقعه: نینوآ یا کربلا به روز واقع دربین النهرین (کشور عراق). روند واقعه : ۱-اولین تیرتوسط عمربن سعدفرمانده سپاه یزیدپرتاب شدوتیرباران سپاه اسلام شروع شد. ۲-هجوم کلی بسپاه اسلام اغاز و در این مرحله۳۸نفرازاصحاب امام شهیدشدند .

 

مبارزه تن بتن اغازشدودراین مرحله۷نفردیگر بشهادت رسیدند . ۴-هجوم به اهلبیت اغازشد که باشهادت تمامی انان جز۵ نفرذکور و اعضا حرم امام حسین (ع)پایان میپذیرد. ۵-با آمدن قبیله بنی اسد به کمک امام سجاد (ع)شهدا رابخاک سپرده وهمگی به اسارت بسوی شام روانه میشوند .

 

خلاصه واقعه عاشورا: پس از شهادت امام حسن(ع) برادرش حسین(ع) به امامت رسید، مردمان کشور عراق از امام حسین خواستند که بر ضد معاویه قیام کند، امام حسین(ع) به آنها گفت برادرم با معاویه قراردادی را امضاء کرده است که تا مدت آن به پایان رسانده نشود قادر نیستم آن را نقض کنم.

 

یکی از مفاد قرارداد صلح امام حسن(ع) این بود که خلافت فقط در دست معاویه باشد و آن را به فرزندش یزید نرساند و چون معاویه هنوز زنده بود، امام حسین(ع) ۱۰ سال را به همین منوال سپری کرد تا آنکه معاویه مرد. با مرگ معاویه تعهد امام حسین(ع) به معاویه هم به پایان رسانده شد و دیگر قراردادی بین او و معاویه عدم.

 

یزید به خلافت رسید و به مکان پدرش در شام بر مسند قدرت نشست. امام حسین(ع) در مدینه ساکن بود، یزید از مردمان شهرهای گوناگون مشغول گرفتن بیعت شد و به والی مدینه دستور داد از مردمان بیعت بگیرد بخصوص از امام حسین(ع) و اگر حسین بیعت نکرد او را کشته و سرش را برای یزید بفرستد.

 

تصویر و عکس شماره ۲ ⇩تصویر و عکس از واقعه ی عاشورا چیزی شنیده اید؟

 

پس از آنکه دستور به والی مدینه رسید او امام حسین(ع) را احضار کرد و این کار در ساعاتی از شب گذشته انجام شد، امام حسین به احضار در این ساعت از شب مشکوک شد. لذا تعدادی از یارانش را خبر کرد و به آنها گفت با خود شمشیر بردارند و در زیر تیپ پوشانند و پشت درب مخفی شوند اگر خطری برای او رقم خورد وارد محل نشست شوند.

 

والی مدینه مروان بن حکم را خبر کرده بود و از او مشورت خواست، مروان به او گفت همان کاری که یزید دستور داده است را به انجام رسان. والی مدینه به امام حسین(ع) گفت یزید چنین دستوری صادر کرده است، امام حسین صراحتاً نقل نکرد که من بیعت نمی کنم و فرمود این کاری است که باید در ملاء عام انجام شود

 

تا همه مردمان ببینند که من بیعت می کنم یا نه پس تا صبح صبر کن، والی مدینه قبول کرد اما مروان به او گفت کار اشتباهی می کنی اگر حسین از اینجا خارج بشود دیگر او را نخواهی یافت، همین الان از او بیعت بگیر یا او را به قتل منتقل کن. امام حسین(ع) به مروان گفت تو دروغ نقل کردی و با توصیه قتل من به او مرتکب گناه شدی

 

و با این حرفی که رقم خورد امام حسین(ع) صراحتاً گفت من با شخصی مثل یزید بیعت نخواهم کرد و از نزد والی مدینه خارج شد. فردا صبح مروان را در شهر دید، مروان به امام حسین(ع) گفت اگر با یزید بیعت کنی این به نفع دین و جهان توست، امام حسین فرمود انا لله و انا الیه راجعون باید فاتح اسلام را خواند

 

اگر کسانی مثل یزید رهبر جامعه اسلامی شوند و سخنان طولانی بین آنها رد و تبدیل ساخته شد تا اینکه شب شد و والی مدینه گروهی را به درب خانه امام حسین فرستاد و خواستند از او بیعت بگیرند، حضرت فرمود تا صبح منتظر مانید و آنها نیز قبول کردند و رفتند. امام حسین اگر تا فردا صبح منتظر میماند یا باید بیعت می کرد یا به قتل می رسید،

 

تصویر و عکس شماره ۳ ⇩تصویر و عکس از واقعه ی عاشورا چیزی شنیده اید؟

 

اما او به هر علتی بر آن شد از مواجهه با چنین صحنه ای خودداری کند و همان شب خانواده خود را جمع کرد و بار مسافرت بست و نیمه شب از مدینه خارج شد و در خفای کامل و بسیار محرمانه به مکه مسافرت کرد، اما پیش از مسافرت نزد برادرش محمد حنفیه رفت و جریان را برای او تعریف کرد و نظر او را جویا شد،

 

محمد حنفیه گفت تو عزیزترین خانواده من هستی، به نظر من از قرار گرفتن در چنین صحنه ای پرهیز کن و از مدینه بیرون رو و به مکه برو حتی اگر در آنجا تو را یافتند به یمن برو. پس از آنکه گفتمان های محمد حنفیه به پایان رسانده شد حضرت به او فرمود من خودم هم همین تصمیم را گرفته بودم و اکنون عازم مکه هستم. پس تو در اینجا باش و اخبار را برایم بفرست. حضرت به مکه رفت و از سوم ماه شعبان تا ۸ ذی حجه در مکه بود و در این مدت مردمان کشور عراق و کوفه و بصره

 

برای حضرت نامه های متعدد نگاشتند و نمایندگانی را فرستادند و بیعت و حمایت خود را از حضرت اعلام کردند و خواست کردند که به کوفه و کشور عراق بیاید تا بر ضد یزید قیام کنند. امام حسین(ع) برای اطمینان از صحت ادعای اهل کشور عراق مسلم بن عقیل را فرستاد، از طرفی یزید یک لشکر بزرگ را به بهانه انجام مهمانی حج به مکه فرستاد و به آنها دستور داد حسین را مخفیانه دستگیر کنند و یا او را ترور کنند.

 

مسلم بن عقیل برای حضرت پیغام فرستاد که سخن اهل کشور عراق و کوفه درست است و چون روز هفتم ذی حجه لشکر اعزامی یزید وارد مکه شده بود، و امام حسین(ع) با توجه به جواب اهل کوفه و اطلاع از قصد یزید روز هشتم از مکه خارج شد و به سوی کشور عراق حرکت کرد و در مسیر کوفه خبر شهادت مسلم به حضرت داده شد. امام حسین(ع) به قصد کوفه ادامه مسیر داد، تا در آنجا از آنچه هستند تعداد بیشتری نیرو فراهم کند. در این بین لشکر حر بن یزید ریاحی نزدیک شد،

 

او از طرف بصره اعزام شده بود تا اجازه ندهد حسین(ع) به کوفه برسد تا از حمایت مردمی محروم شود. حر پس از رسیدن به امام حسین(ع) اعلام کرد که مأموریت چالش ندارد و آمده است تا او و یارانش را نزد عبیدا… بن زیاد ببرد و تحویل دهد، حضرت از همراهی با او امتناع کرد و در این بین چندین نفر از دوستان حضرت که از کوفه حرکت کرده بودند به امام حسین(ع) رسیدند و گزارش کردند که لشکر زیادی از سمت کوفه حرکت کرده است و اگر برسند همه شما کشته خواهید شد.

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال