«فروشنده» نه برترین است، نه بدترین (۳ عکس)


با دیگران به اشتراک بگذارید

«فروشنده» نه بهترین است، نه بدترین

فیلم «به فروش رساننده» هم در محتوا و فیلمنامه و هم در کارگردانی در راستای همان خطی است که جناب اصغر فرهادی در فیلم قبلی اش: «گذشته» پی گرفته است.
هفته نامه مثلث – فرهاد توحیدی، فیلمنامه نویس: فیلم «به فروش رساننده» هم در محتوا و فیلمنامه و هم در کارگردانی در راستای همان خطی است که جناب اصغر فرهادی در فیلم قبلی اش: «گذشته» پی گرفته است. البته تصورم این است که این فیلم دست کم در تکنیک فیلمنامه نگاری از «درباره الی» و «طلاق نادر از سیمین» عقب تر است. با این همه در به فروش رساننده نیز همچنان اخلاق به عنوان موضوع عمده، در مؤسسه توجه است. فرهادی همچنان نسبت بین سنت و اخلاق مدرن، تعریف و تبیین جایگاه انسان اخلاقی و وظیفه اخلاقی در زندگی مدرن را به عنوان دستمایه عمده فیلمنامه فیلم هایش نکته توجه گذاشته است.

در واقع این موضوعات دغدغه های همیشگی فرهادی در همه فیلم هایش بوده و هر بار روایتی تازه از این موضوعات ارائه کرده است. فضای کار، دیالوگ، کاراکترها و زندگی شان در این فیلم همواره مخاطب را به سمت سوال اساسی نکته تاکید فیلم هدایت می کند. سوال و مسئله فیلم در واقع همان چیزی است که انسان های مدرن در جامعه به روز همواره با آن سر و کار دارند اما به هر علتی از جمله ممانعت های هنجاری یا محافظه کاری اخلاقی از اظهار آن خودداری می کنند.

تصویر و عکس شماره ۱ ⇩
تصویر و عکس «به فروش رساننده» نه خوب ترین است، نه بدترین

در واقع فرهادی در این فیلم سوال عمده و محوری را با اظهار تحول سبک زندگی و الزامات زندگی جدید مطرح می کند؛ درباره تحول نگرش ها، انطباق با ملزومات زندگی در جهان مدرن و اتخاذ رویکردهای جدید در قبلا مسائلی که از پیش وجود داشته است.

نکته این است که برخی مسائل همواره در زندگی نوع بشر موجود بوده اند اما شیوه های جدید زندگی در زمان مدرن این مسائل را به شکل جدیدی مطرح می کند و بنابراین شیوه مواجهه با آنها نیز باید منطبق با منطق درونی زندگی در جهان مدرن باشد.

دغدغه عمده فرهادی در فیلم به فروش رساننده دقیقا همین نکته است. فیلم مسئله را اظهار می کند و مخاطب را وادار می کند که به عنوان یک کاراکتر تعریف نشده در قصه فیلم، نسبت به آن واکنش نمایان کند و خود را در قصه فیلم درگیر کند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در چارچوب جهان مدرن میزییم و این جهان الزامات و ملزومات خاص خودش را دارد. این الزامات و همچنین مسائل این جهان و این نوع زندگی ابتدا باید اظهار شود، تفسیر شود و سپس راهکار درست مواجه شدن با آن نیز تبیین شود.

فرهادی در فیلم به فروش رساننده دقیقا همین کار را می خواهد به انجام رساند و البته ناموفق نبوده است. البته خب از نظر من برخی ایرادها هم به فیلم وارد است. این در واقع چهارمین یا حتی قادر هستم نقل بکنیم پنجمین فیلم فرهادی است که این کارگردان با پلاتی مشابه سراغ قصه می رود. در واقع مخلوطی از پلات های معمایی که با پیوند درونی حوادث قصه و شخصیت ها آمیخته شده است.

تصویر و عکس شماره ۲ ⇩تصویر و عکس «به فروش رساننده» نه خوب ترین است، نه بدترین

از این نظر نقل میکنیم پلات مخلوطی که معمولا در پلات معمایی، پیوند درونی کاراکترها چندان نکته توجه قرار نمی گیرد اما فرهادی این دو را با هم ترکیب می کند. در واقع فرهادی همزمان با پلات معمایی قصه فیلم را به پیش می راند، زندگی و کشمکش درونی کاراکترها راهم مد نظر میگذارد.

او در فیلم هایش همواره به دنبال کشف و تبیین حالات روانشناختی کاراکترهاست و روابط عمومی آنها را نیز نکته کنکاش قرار می دهد. این از شگردهای فیلمسازی فرهادی است و به چشم مییاید که ساخت و بافت جامعه ایرانی او را به سمت این نوع فیلمسازی سوق می دهد اما همچنان که نقل کردم این نوع شیوه فیلمسازی یا به اظهار بهتر این پلات مخلوطی که در چهار پنج فیلم اخیر فرهادی اسکلت و چارچوب عمده فیملنامه را تشکیل داده، برای مخاطب آشنایی پیدا کرده است و غافلگیری و جذابیت فیلم های گذشته را ندارد.

بنابراین وقتی مخاطب با فیلم مواجه می شود، با توجه به شناختی که نسبت به این نوع فیلمسازی یافته، بیشتر از آنکه مقهور فیلم شود به دنبال خلل و فرج آن می گردد. به همین دلیل است که بخش قابل توجهی از مخاطبان فیلم آن را در حد و اندازه فیلم های قبلی فرهادی نمی بینند. من تصور می کنم چنانچه فرهادی بخواهد فیلم بعدی اش را که در اسپانیا می سازد، با همین شیوه پیش ببرد با نارضایتی بسیاری از مخاطبان و منتقدان فیلم هایش روبرو می شود.

با این همه اگرچه به چشم مییاید که این رویکرد تکراری به سخت فیلم، زیان پذیر و شکننده است اما الزاما بد نیست و تا وقتی که جواب بدهد، می توان از آن بهره گرفت. در این باره چیزی که اهمیت دارد این است که آگاهی بداریم این درونمایه است که هنرمند یا فیلمسازش را میبرگزد، نه بالعکس. به این معنی که ساختار فیلم را محتوا و درونمایه تعیین می کند نه فیلمساز. از این نظر بخش اهمیتی می داری از ساختار یک فیلم همیشه غیر ارادی و نابخودی است. بنابراین فرهادی تا وقتی که خودش را در اختیار ناخودآگاهش قرار بدهد و ناخودآگاهش تا وقتی که دغدغه اخلاق، انسان مدرن و الزامات زندگی مدرن را در مؤسسه توجه داشته باشد، همین گونه فیلم خواهد ساخت.

اصولا وظیفه هنرمند هم این است که با ناخودآگاهش صادق باشد و هر آن چیزی را که به ذهنش می آید بنگارد نه الزاما آن چیزی را که باید یا نباید! من تصور می کنم که نگرانی هایی که برشمردم هنوز برای فرهادی به پایان رسانده نشده و این دغدغه ها دیکتاتورمآبانه ساختار خودش را هم به کارگردان ارائه میدهد و هم پیش می برد.

البته نباید از نظر دور داشت که با همین پلات و شگردها هم می توان همچنان کار گیرا و سوپرایز سازنده ساخت اما نکته این است که تا چه اندازه قادر باش ابتکار آمیز فیلم را از آب و گل درآورد. بنابراین من بر این باورم که تکرار یک پلات الزاما نقیصه یا بد نیست اما قادر هست قوی یا ضعیف باشد.

تصویر و عکس شماره ۳ ⇩تصویر و عکس «به فروش رساننده» نه خوب ترین است، نه بدترین

نکته دیگری که مییاندیشم در این یادداشت باید به آن دقت داشت، مربوط به برخی قضاوت های منفی و محتوایی منتقدان درباره فیلم به فروش رساننده است. من معتقدم که اثر هنری را باید با معیارهای هنری قضاوت و تفسیر کرد. وظیفه هنرمند ایجاد سوال است. وقتی که فیلمی موج بوجود مییاورد، جریان می سازد و مخاطب را به تفکر وا می دارد، یعنی کار خودش را کرده است. کار یک فیلم در واقع نقش دغدغه و نقش موضوعی برای اندیشیدن است. دیگر همه تئوری های رابطه ای نیز ثابت کرده اند که یک فیلم سینمایی قادر هست موضوعی برای اندیشیدن ارائه دهد اما نمی تواند به چه صورت اندیشیدن یا یک نوع خاص اندیشیدن به همان موضوع را به مخاطب بقبولاند.

خواهش من و آرزوی من این است که در فضای عقلانی و به دور از جبهه گیری های عاطفی و جناحی با فیلم «به فروش رساننده» برخورد شود. ما می توانیم فیلم «به فروش رساننده» را با همان معیارهای هنری تفسیر کنیم و نقاط قوت و ضعفش را تبیین کنیم. قطعا این فیلم خوب ترین فیلم فرهادی نیست کما اینکه بدترین فیلمش هم نیست اما در مقایسه با سایر رقبایش برای شناسایی به اسکار بهتر بوده و حمایت دنیاای بیشتری را هم از سوی منتقدان برجسته سینما به عنوان پشتوانه دارد.

امیدوارم در اسکار امسال، فرهادی باز هم بتواند در زمره نامزدهای عمده قرار بگیرد و باز هم برای سینمای کشورمان که دارد سال خوبی را از لحاظ فروش به اتمام میرساند، افتخار آفرینی کند. تاکید می کنم که فیلمی با وجهه دنیاای «به فروش رساننده» حتما باید نکته انتقاد قرار بگیرد و تفسیر شود اما با معیارهای هنری و تخصصی سینما!

–ضمن تشکر از حسن انتخاب شما، لطفا با نظرات خود به ما در پيشرفت خدمات به شما کاربر عزيز، کمک کنيد–

گردآورنده : ترگل چ.

سینما و تئاتر در بخش فرهنگی و هنری سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

گنج عشق خود نهادی در دل ويران ما
««« »»»
سايه دولت بر اين کنج خراب انداختی

«فروشنده» نه برترین است، نه بدترین (۳ عکس)

TT / 217 — TP / 17%

با دیگران به اشتراک بگذارید

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال