هیچ مسوولی حق ندارد نقل بکند من اندیشه ام (۷ عکس)


با دیگران به اشتراک بگذارید

هیچ مسوولی حق ندارد بگوید من اندیشه ام

بی پروایی و صراحت از ویژگی‌های بارز محمدحسین فرحبخش است. به دلیل فعالیت مستمر این تهیه‌کننده، کسی نمی‌تواند منکر مؤثری و جریان‌سازی او در سینمای ایران شود، اما این همه داستان نیست. فرحبخش روحیه جنگنده‌ای دارد و به نظر می‌رسد همزمان با سینما، به دنبال مقابله با جریان‌هایی است که وجودش را به ضرر سینما می‌دانند.
روزنامه اعتماد – الهام نداف: بی پروایی و صراحت از ویژگی‌های بارز محمدحسین فرحبخش است. به دلیل فعالیت مستمر این تهیه‌کننده، کسی نمی‌تواند منکر مؤثری و جریان‌سازی او در سینمای ایران شود، اما این همه داستان نیست. فرحبخش روحیه جنگنده‌ای دارد و به نظر می‌رسد همزمان با سینما، به دنبال مقابله با جریان‌هایی است که وجودش را به ضرر سینما می‌دانند. با این همه او کار خودش را می‌کند و تا امروز بی‌وقفه فیلم آماده کرده و کمتر رقم خورده تغییر رویه بدهد. گفت‌وگوی ما با این تهیه‌کننده سینما، به بهانه چهارمین تجربه کارگردانی‌اش بود؛ چیزی که فرحبخش خیلی درباره آن صحبت نکرد و ترجیح داد، بخشی از تاریخ سینمای ایران را از زاویه نگاه خودش روایت کند.
تصویر و عکس شماره ۱ ⇩
تصویر و عکس هیچ مسوولی حق ندارد نقل بکنید من اندیشه ام

شما در این سال‌ها واژه ای را تحت عنوان سینمای دولتی باب کردید و هر جا که توانستید در مذمت این مساله صحبت کردید. سال ٩٢ و از زمان مدیریت آقای ایوبی در سازمان سینمایی، سینمای ایران از تولیدات دولتی دور شده است، این مدل ایده‌آل شماست؟

دولت در این سه سال از سینمای دولتی دور نشده، پولی ندارد که بخواهد صرف فیلمسازی کند. اگه پول داشت همچنان سینمای ایران دولتی بود. همان موقع که آقای ایوبی به سازمان سینمایی آمد، از آنجایی که با این حوزه آشنایی نداشت، به او نقل کردم تمام پولی که در اختیار دارید به سالن‌سازی بدهید.
سالن‌سازی مثل ساختن پارک می‌ماند، سالن‌سازی وظیفه هر حکومتی است. فیلمسازی جزو وظایف دولت‌ها نیست اما سالن‌سازی هست. سالن‌سازی می‌تواند به امنیت اجتماعی مردمان یاری رساند و آن را بالا ببرد. امنیت اجتماعی که زیاد بشود مملکت پیشرفت می‌کند و مردمان می‌توانند در این فضا پیشرفت و در نهایت تفکر کنند.
سالن‌سازی چگونه می‌تواند امنیت اجتماعی را بالا ببرد؟
سینما می‌تواند از طریق سرگرم‌سازی مخاطب جلوی خیلی از بزه و کارهای خلاف شرع، قانون و عرف در ایران و کشورهای جهان را بگیرد. آدمی که سینما می‌رود، دو ساعت مدت زمان فیلم و دو ساعت پیش و بعد آن، کار خلاف انجام نمی‌دهد. درعین حال اگه فرهنگی‌تر اندیشیم، می‌توانیم مردمان را از پای ماهواره‌ها به سالن‌های سینمای جمهوری اسلامی بکشانیم.
در کشور خودمان خیلی‌ها فکر می‌کنند سینما به تنهایی فساد ایجاد می‌کند، آن وقت شما می‌گویید سینما می‌تواند جلوی بزه را بگیرد؟!
این حرف من را یاد یک سخنرانی از شهید مطهری در سال ٥٤ انداخت. آن موقع خودم پای منبرش بودم و درباره خوارج بحث شد. این آدم‌هایی که فکر می‌کنند سینما فسادآور است، دو دسته هستند، یا احمق‌هایی چون خوارج هستند یا بدون داشتن هیچ اعتقادی با غرض، کاری می‌کنند که سینما را از میان بردارند. در واقع بحث شان نبود سینما به علل شخصی است. البته تعداد این افراد خیلی زیاد نیست و ما بیشتر با آدم‌هایی طرف هستیم که خوارج‌گونه فکر می‌کنند.
البته این را هم نقل بکنیم که در حال حاضر چنین تفکری کمتر وجود دارد. نه کسی می‌تواند سینما را از میان بردارد و نه کسی زیر بار این حرف می‌رود و اصلا شرایط برای بها دادن به چنین تفکری وجود ندارد. من یک چیزی به شما می‌گویم که مدیران سینمایی دهه ٦٠ زیاد از آن سوءاستفاده می‌کنند. امام خمینی (ره) وقتی که در بهشت زهرا نقل کردند ما با سینما مخالف نیستیم و با فحشا مخالفیم، که به نظر من این جمله را با مشورت شهید مطهری نقل کردند، برنامه براندازی سینما برچیده شد. اما این وسط یک عده سوءاستفاده کردند از سینما لولو ساختند.
تصویر و عکس شماره ۲ ⇩تصویر و عکس هیچ مسوولی حق ندارد نقل بکنید من اندیشه ام
روشن بگویید منظورتان از آن یک عده چه کسانی است؟
دهه ٦٠ آقایان از سینما لولو ساختند. من کسی هستم که از سال ٦١ و پیش از آمدن این آقایان در سینما فیلم ساخته‌ام.
شما چرا با دوره مدیریتی این آقایان زاویه دارید؟ آمار و ارقام که موفقیت نسبی کمی و کیفی را در این زمان نشان می‌دهد.
اگه منظورتان کمیت است که باید نقل بکنیم ما زمان مدیریت این آقایان سالی ٥٠ فیلم بیشتر نمی‌ساختیم. اتفاقا تنها حسنی که آن دوره دارد، این است که تعداد فیلم‌های کمی ساخته می‌شد. اما درباره کیفیت، ما باید اول معنا کنیم که سینما چه است. من می‌دانم شما الان از فیلم‌هایی مثل هامون، ناخدا خورشید و اجاره‌نشین‌ها حرف می‌زنید که در همان سال‌ها ساخته شد. اما عرض من این است که در مدت ١١ سال مدیریت این آقایان ٨٠٠ فیلم تولید شده است.
الان دارید درباره سال‌های میان ٦٢ تا ٧٣ حرف می‌زنید؟
بله، اینها برج تیر ٦٢ آمدند و ماه اردیبهشت ٧٣ رفتند. چیزی حدود ١١ سال در سینما کار کردند. ١٠ سال زمان وزارت آقای خاتمی، یک سال با آقای لاریجانی و سه، چهار ماه آخر کارشان هم به وزارت آقای میرسلیم رسید. من این تاریخ‌ها را از حفظم. درباره کیفیت باید نقل بکنیم اگه شما بتوانید بیش از ٣٠ فیلم از میان ٨٠٠ فیلم ساخته شده نمونه بیاورید که تا پایان قابل دیدن یا سرگرم‌کننده باشد، من به شما مدال طلا می‌دهم .
انتقاد شما به درجه‌بندی‌های آن زمان است؟
من باید به شما نقل بکنیم که چه جنایتی در این دهه نسبت به سینما شده است. از میان ٨٠٠ فیلمی که تولید شد تنها ٥٠، ٦٠ فیلم قابل دیدن و صحبت کردن است. مابقی نه تنها قابل دیدن نیست بلکه خنثی و بی‌خاصیت است.
یعنی شما مدعی هستید ٧٥٠ فیلم به درد نخور در آن سال‌ها ساخته شده است؟
بله و این فیلم‌ها در هیچ دسته‌بندی‌ای قرار نمی‌گیرد. اصلا سر و ته ندارد. شما الان فیلم‌های پیش از انقلاب را که می‌بینید، با این که خیلی‌های‌شان مستهجن است، اما ٩٠ درصدشان را به واسطه قصه داشتن، می‌شود تا انتها دید.
چندین مثال از فیلم‌هایی که در آن دوره قابل دیدن نبودند می‌زنید؟
«نار و نی»، «نقش عشق»، «آن سوی مه» و الاماشاء‌الله که می‌توانم لیستش را برای‌تان دربیاورم. آن فیلم‌ها دنبال الگو بودند. مثلا فیلم «گربه آوازه‌خوان» که به گربه لاته سرشناس بود، دقیقا بر اساس «گنج قارون» ساخته شده بود اما بر اساس رفاقت از این فیلم حمایت کردند و به آن درجه کیفی الف دادند. اگه بنده این فیلم را ساخته بودم حتما ج می‌گرفت.
شما در آن سال‌ها چندین فیلم ساختید؟
١٧ فیلم.
تصویر و عکس شماره ۳ ⇩تصویر و عکس هیچ مسوولی حق ندارد نقل بکنید من اندیشه ام
هیچ کدام‌شان درجه الف نگرفت؟
درجه الف را به من نمی‌دادند چراکه نظرم با آنها مغایرت داشت. فیلم «غریبه» را که یک فیلم اجتماعی بود به بدترین وجه مجازات کردند و به آن درجه ج دادند.
یعنی شما می‌گویید این درجه بندی‌ها بر اساس محتوا نبوده؟
هم بر اساس جبهه‌گیری درباره آدم‌ها بود و هم محتوا. اما مدیران سینمایی آن زمان با سینمای داستانگوی قصه‌محور مخالف بودند. به من نقل کردند اگه می‌خواهی فیلم‌های دیگری مثل «غریبه» بسازی از سینما برو بیرون من نمی‌گذارم این کار را به انجام برسانی. من ١٥ سال با آن مسوول تفاوت مسنم با این حال همان زمان نقل کردم آگاهی دار من ریگ ته گاز زنیم و شما آب در جوی.
چه کسانی؟
اگه نیاز شد اسم‌شان را هم می‌گوییم.
شما رسما منکر می‌شوید که ما در دهه ٦٠ سینما داشتیم؟!
ببینید ما پیش از انقلاب هم فیلم‌های خوب داشتیم، مگر شما می‌توانید منکر فیلم «خشت و آیینه»، «دایره مینا»، «شب قوزی» و «گوزن»ها بشوید؟ ما اندک فیلم‌های خوب داشتیم اما سینمای خوب نداشتیم. ما وقتی سینمای خوب داریم که تعداد فیلم‌های رفوزه مان به هفت تا برسد. اما زمان مدیریت آقای انوار سه فیلم نمره ٢٠ می‌گرفتند و ٤٠ فیلم هم رفوزه می‌شدند. چون این دوستان با درام و داستان‌پردازی معضل داشتند.
به نظر می‌رسد آزردگی شما از درجه‌بندی است چون همان فیلم‌هایی که به عنوان نمونه‌های کامیاب در آن زمان، از آنها نام بردید درام و قصه دارند. همه آزردگی شما از درجه‌بندی است؟!
مساله من فقط درجه‌بندی نیست. آن موقع باید سناریو تصویب می‌شد، سناریو از زمان مدیریت سیف‌الله داد به بعد تصویبش برداشته شد. اگه سناریو شما یک مقدار قصه داشت، رد می‌شد. سناریوی همین فیلم‌هایی هم که درجه ج به آنها دادند، کلی عوض شد. همین فیلم «بگذار زیم»، شما فکر می‌کنید با سناریو اولیه توانست مجوز بگیرد؟!
پس شما چگونه توانستید آن سال‌ها بیش از ١٥ فیلم داستان‌دار بسازید؟
من آدمی هستم که می‌ایستم و می‌جنگم. من می‌دانستم اینها توخالی هستند و به همین خاطر جا نزدم. اصلا درجه‌بندی را به دلیل من تهیه کردند. اینها دیدند فیلم‌هایی مثل «تاراج» و «عقاب‌ها» فروش خوبی دارند و برای محدود کردن این فیلم‌ها، درجه‌بندی را تهیه کردند. درجه‌بندی در آن دوره یعنی «و تعز من تشاء و تذل من تشاء» بود. خدا می‌گوید من به هر کس می‌خواهم عزت و به هر کس می‌خواهم ذلت می‌دهم. اگه عقاب‌ها سال ٦٥ بود اطمینان داشته باشید به آن درجه ج می‌دادند. می‌دانید مجازات داشتن درجه ج چه بود؟ فیلم «بگذار زیم» را در سینما سعدی شیراز با ١٠٠٠ صندلی نمایش کردند و عین ٢١ روز که فیلم نمایش داشت، تالار پر بود. سر ٢١ روز فیلم را پایین کشیدند و فردای همان روز «آن سوی مه» را در همان تالار نمایش کردند که روزانه کمتر از هفت نفر مخاطب داشت. به آقایان می‌گفتم پول جمهوری اسلامی و فرزند پابرهنه‌های زاهدان را برای ساخت این فیلم‌ها بدهی، ستم است. باید جواب خدا را بدهید. آقایان می‌گفتند هر آنچه ما می‌گوییم باید بسازید. مثل تلویزیون. جدید من چنین حرفی را از تلویزیون هم نمی‌توانم بپذیرم چون پول بیت‌المال است اما بالاخره پول دولت و حکم حاکم و مرگ مفاجات.
تصویر و عکس شماره ۴ ⇩تصویر و عکس هیچ مسوولی حق ندارد نقل بکنید من اندیشه ام
به «اجاره‌نشین‌ها» هم که الف دادند!
اینها برای رد گم کردن بود.
می خواستند به سینما ضربه بزنند؟
نه می‌خواستند تفکر خودشان را حاکم کنند. اینها اهداف نظام و قانون را پیاده نمی‌کردند. گعده‌ای بودند که دنبال اهداف خودشان بودند. اگه من فیلمساز در جایگاه دولتی مسوول شدم حق ندارم نگاه خودم را در سینما حاکم کنم. من باید قانون را لحاظ کنم و سیاستگذاری را هم منطبق بر قانون به انجام رسانم. مشخص است روش من و شما با هم فرق می دارد. اما وقتی مسوول می‌شوی نمی‌توانی به دلیل اعتقادات شخصی‌ات جلوی کسی را بگیری.مثلا آن موقع این آقایان می‌گفتند کدام هنرپیشه‌ها در فیلم‌ها باید بازی کنند. من فیلم «ماموریت» را سال ١٣٦٥ ساختم. در این فیلم آقای اکبر عبدی برای نخستین بار از تلویزیون به سینما آمد. حالا من به شما می‌گویم اصلا قرار نبود در این فیلم عبدی بازی کند، آقای خمسه قرار بود بازی کند اما ما اسمش را دادیم به ارشاد و آقای [الف] گفت ما اجازه نمی‌دهیم در سینما بازی کنند.
دقیقا همین جمله را گفت؟
بله، دقیقا همین جمله را گفت. شما چه کاره بودید که این حرف را زدید آقای [الف]؟ تمام هنرپیشگان پیش انقلاب را ممنوع‌الکار کردند. سال گذشته در مهمانی ای سینمایی به فراخوان آقایان جنتی و [الف] حاضر بودم. آقای ناصر ملک‌مطیعی هم در این مراسم بود. تمام مدیران فرهنگی و هنرمندان سینما دور میز او را گرفته بودند و با او تصویر و عکس یادگاری می‌انداختند. از وزیر و وکیل گرفته تا همه آدم‌ها با او تصویر و عکس می‌انداختند. یکی از آقایان که آمد به او نقل کردم شما ٤٠ سال مبارزه کردید که آقای ملک‌مطیعی نباشد اما الان همه دور او را گرفته‌اند. کجاست آن تفکرات‌تان؟ چرا قادر نبودید جلوی علاقه مردمان را بگیرید؟ این تفکری بود که آنها به راه انداختند. رهبر انقلاب زمان مدیریت آقای مهدی کلهر نقل کردند همه قدیمی‌ها بیایند در سینما فعالیت کنند اما اینها قرار ندادند. من مدافع این نیستم که قدیمی‌ها فعالیت کنند یا نکنند من مدافع تنوع تفکر هستم.
دهه ۶۰ کدام سینماگران با شما درباره مدیریت فرهنگی هم نظر بودند؟
من اسفند ٦٦ به آقای فخیم‌زاده سفارش کردم صنف راه بیندازیم. آن موقع صنفی در کار نبود. ما صنف گردهمایی تولیدکنندگان فیلم‌های ایران را که حالا به جامعه صنفی مبدل شده و خیلی‌ها از آن منشعب شدند، راه انداختیم. من شدم موسس و آقای فخیم‌زاده را هم آوردم و تیمی تهیه کردیم. هدف‌مان از تاسیس این صنف ریشه کن کردن آقایان انوار و بهشتی و حذف درجه‌بندی از سینما بود. من مدارک و اسناد این صنف را هنوز دارم. من، فخیم‌زاده، ناصر تقوایی، فریدون جیرانی، غلامرضا موسوی، احمد نجفی و محمدعلی نجفی که اتفاقا از رفقای این آقایان بود، در این صنف حاضر بودیم. می‌توانم حتی دعوتنامه‌اش را هم نشان شما بدهم.
آن موقع خانه سینمایی موجود نبود. محل فعلی خانه سینما در کوچه سمنان دفتر ایران فیلم بود. در هیات‌مدیره این صنف کیانوش عیاری، مجید قاری‌زاده، اصغر هاشمی، مهدی صباغ‌زاه، مجید بهمن‌پور، من و غلامرضا موسوی حاضر بودند و بازرس ما هم فریدون جیرانی و آقایی به نام جلالی بود. اینها همه‌شان مخالف سیاست‌های انوار و بهشتی بودند و هرکدام که حالا می‌گویند نه، دروغ می‌گویند. اسنادش وجود می دارد. آقای فخیم‌زاده هم در خاطراتش این حرف‌ها را نقل کرده است.
مصداقی‌تر صحبت بکنید آقای فرحبخش. کلی‌گویی نکنید. با فیلم‌های شما چه کردند؟
الان به شما می‌گویم. ما فیلم «گردباد» را سال ٦٤ ساختیم. موضوع این فیلم درباره مسائل هسته ای بود. اصلا کسی آن موقع درمورد انرژی هسته ای فیلم نمی‌ساخت. یادم می‌آید ما را به دلیل این فیلم بیچاره کردند. ١٠ دقیقه آخر فیلم را که شخصیت امریکایی کشته می‌شد، درآوردند و بعد هم به قدکچیان (کارگردان) نقل کردند دیگر از این فیلم‌ها نساز. همین اخیرا نسخه کامل این فیلم از تلویزیون انتشار داده شد و همه آدم‌ها به من زنگ زدند و نقل کردند از این فیلم‌ها بساز. فیلمی که ما بابت آن توبیخ شدیم. دیریت‌شان در دهه ۶۰ قرار بدهم. اگه کسی جرات کرد از اینها حمایت کند! امکان ندارد این اتفاق بیفتد! آقای اسفندیاری خودش می‌گفت ما دیکتاتورهای دلسوز هستیم. البته ان‌شا‌ء‌الله یک روزی این حرف‌ها را می‌گویم.
تصویر و عکس شماره ۵ ⇩تصویر و عکس هیچ مسوولی حق ندارد نقل بکنید من اندیشه ام

یک مقدار از دهه ٦٠ دور بشویم. این دهه کشور در جنگ بود و…

نه دیگر. در این رابطه هم دارند به شمایی که آن دهه را به یاد نداری اطلاعات غلط می‌دهند.
ما خودمان سره را از ناسره تشخیص می‌دهیم. اجازه بدهید…
منظور من چیز دیگری است. این شکلی نبود، شما اگه خواندی و شنیدی ما دیده‌ایم. اتفاقا در آن دهه به دلیل جنگ دولت و حکومت کاری به سینما نداشت.
خوب وضعیت آشفته بود دیگر!
بله، اتفاقا به دلیل این که مسوولان رده بالای مملکت مشغول جنگ بودند از این مشغولیت سوءاستفاده می‌شد. شما اگه می‌رفتید از مقام بالای وزارت ارشاد شکایت می‌کردید کسی اهمیتی نمی‌داد. برای آن که کسی نبود به این چیزها رسیدگی کند.
دلیل رابطه نزدیک شما با آقای علیخانی چه است؟ تمام فیلم‌هایی که ساختید به تهیه‌کنندگی آقای علیخانی است و این در حالی است که خودتان ۵۰ فیلم در سینما تهیه کرده‌اید.
کارگردانی امر مضاعفی نسبت به تهیه‌کنندگی است و آقای علیخانی این وظیفه را برعهده می‌گیرد که به من یاری رساند. من معتقدم تهیه‌کنندگی از کارگردانی مهم‌تر است. سازنده عمده فیلم تهیه‌کننده است. یکی از کار‌هایی که کردند این است که اجازه ندادند تهیه‌کننده تربیت شود. چون تهیه‌کننده جلوی‌شان می‌ایستاد. کسانی را می‌آوردند که جلوی‌شان خنثی باشند. آنها هم چندین فیلم می‌ساختند و می‌رفتند.
یعنی از نظر شما ما الان تهیه‌کننده در سینما نداریم؟
چرا داریم. سید ضیا هاشمی، منوچهر محمدی، مرتضی شایسته. اینها هم از دهه ٦٠ آمدند. اصلا دفتر آقای منوچهر محمدی را با پول فارابی تهیه کردند. پنج، شش فیلم خارجی بهشان دادند و نقل کردند اینها را نمایش کنید. بعد فیلم‌های خارجی افتاد دست اینها.
آقای فرحبخش اگه دوست داشته باشید کمی هم به خودتان توجه بکنیم! شما وقتی که خودتان در مقام تهیه‌کننده قرار می‌گیرید، به سینمای سرگرمی بیشتر اعتقاد دارید تا وقتی که قرار است سازید. واقعا موضوعات اجتماعی دغدغه‌تان است؟
سلیقه شخصی من سینمای اجتماعی است چون حس می‌کنم با قید سرگرمی یک کارهایی هم می‌شود کرد. در زمان تهیه‌کنندگی هم این را نمایان کردم. همین فیلم «غریبه» را با نگرانی اجتماعی ساختم و آن زمان کسی فیلم اجتماعی نمی‌ساخت. یا «تکیه بر باد»، «آواز قو»، «شب‌های تهران» و «کما». اینها اجتماعی نیستند؟ فیلم «عطش» هم موضوعی اجتماعی داشت که تا آن زمان مشابهش را نساخته بودند.
فاصله زیادی هم بین فیلم اول و دومی که ساختید افتاد.
اصلا قرار نبود من «عطش» را بسازم.
تصویر و عکس شماره ۶ ⇩تصویر و عکس هیچ مسوولی حق ندارد نقل بکنید من اندیشه ام
چه اتفاقی افتاد؟ فیلمنامه‌اش هم برای پیمان معادی بود؟
نقشش برای من بود. اصلا پیمان معادی را من به سینما آوردم. پیش از این او در سینما حاضر نبود. سناریو را سعید اسدی آورده بود و نام ۱۱ نگارنده روی فیلمنامه نگاشته شده بود که یکی‌شان هم پیمان معادی بود. اصلا کسی او را نمی‌شناخت چون شغلش چیز دیگری بود.
چرا قرار نبود شما فیلم را بسازید؟
اتفاقاتی افتاد که یکدفعه مجبور شدم فیلم را بسازم. حقیقتا قرار نبود فیلم «زندگی خصوصی» را هم من بسازم. سناریو را خودم سفارش دادم اما با ارشاد که صحبت کردم نقل کردند یا باید خودت بسازی یا چندین نفر دیگر که نکته تاییدشان بود.
چه کسانی؟
آدم‌هایی که اعتقادات‌شان به من نزدیک بود. اما خودم مسوولیتش را پذیرفتم.
ارشاد که به شما گفت بساز، چرا از فیلم زمان نمایش حمایت نکرد و در نهایت فیلم از روی پرده پایین آمد؟
ارشاد که به من نقل نکرد بساز ما پشتت هستیم! گفت کسانی که از این مسائل اطلاع ندارند و به آن اعتقاد ندارند، نباید این سناریو را بسازند. کسانی باید بسازند که با موضوع آشنایی و به آن اعتقاد قلبی داشته باشند.
هیچ‌وقت به وزارت ارشاد دولت دهم به دلیل حواشی رقم خورده درباره فیلم «زندگی خصوصی» اعتراض کردید؟
ما آن موقع این طرف و آن طرف خیلی اعتراض کردیم. آقای احمد خاتمی در نماز جمعه دو خطبه علیه من خواند. نامه‌های سرشناس من به او را که به یاد دارید؟
آن دوره وزارت ارشاد و رییس سازمان سینمایی هم قدرت ایستادگی پشت فیلم را نداشت. چرا به این مساله معترض نبودید؟
ببینید آن فیلم فدای این شد که یک جریان‌هایی دولت را بزنند. از رییس‌جمهور گرفته تا مقامات پایین‌تر. این فیلم فدای این مساله شد. بحث قدرت داشتن یا نداشتن ارشاد مطرح نبود. اتفاقا از وزیر گرفته تا پایین‌تر همه پشت فیلم بودند. ما در یک جلسه‌ای که آقای احمدی‌نژاد را دیدیم وزیر ارشاد وقت را توبیخ کرد که چرا این فیلم را از نمایش پایین کشیدی. خودشان هم فیلم را دیده بودند و خوش‌شان آمده بود. کسی را از دولت مردان چه اصلاح‌طلب و چه اصولگرا ندیدیم که از این فیلم خوشش نیامده باشد. البته این را هم نقل بکنیم که من نه اصلاح‌طلب‌ها را قبول دارم و نه اصولگراها را. چون معتقدم اگه کسی پیرو مکتب اهل بیت باشد، نیازی به این باند بازی‌ها و دروغ‌ها ندارد و ته همه شان حقه بازی است. البته در این دو گروه انسان‌های بسیار شریف، خدوم و خوبی هم هستند که ما با آنها رفیق هستیم. برای مردمان کار کردن خیلی اهمیتی می دارد.
به نظر من برای مردمان کار کردن از اعتقاد داشتن به نظام هم مهم‌تر است. نظام برای همه ما است. هر کس می‌گوید نظام فقط برای من است، جلوی‌شان می‌ایستم. هیچ کس حق ندارد نظام را برای خودش مصادره کند. نظام برای ٨٠ میلیون ایرانی و حتی برای ایرانیانی که ایران زندگی نمی‌کنند و نظام را هم قبول هم ندارند، است. نظام از سهم همه مردمان ارتزاق می‌کند. من در فرمایشات رهبری هم این را دیده‌ام. وقتی ایشان می‌گویند هر کس به نظام هم اعتقاد ندارد، برود رای بدهد یعنی این که این نظام برای کس خاصی نیست.
تصویر و عکس شماره ۷ ⇩تصویر و عکس هیچ مسوولی حق ندارد نقل بکنید من اندیشه ام
برگردیم به سینما! به نظرتان ما در حال حاضر سینمای مستقل در ایران داریم؟
سینمای مستقل در سه سال اخیر به دلیل کمتر شدن پول دولتی، در حال شکل‌گیری است. در صحبت‌هایی که چندین وقت پیش با آقای ایوبی داشتیم او گفت به دنبال این است از سال آینده ٨٠ درصد بودجه سینما را به سالن‌سازی احتصاص بدهد. نقل کردم اگه این کار را کنی نامت را در تاریخ ثبت می‌کنی. اگه تالار باشد، سرمایه‌گذار ترغیب می‌شود و سینمای خصوصی شکل می‌گیرد. اما سرمایه‌گذاری که قرار باشد فیلم بسازد و شورای صنفی و وزارت برایش بر آن بشوند، چرا این کار را بکند؟ پولش را می‌گذارد بانک و سودش را می‌گیرد. چرا باید در سینمایی فیلم بسازد که هزار نفر برای او تصمیم می‌گیرند؟
ظاهرا در گفت‌وگویی عنوان کرده بودید رضا عطاران دیگر مثل سابق بازیگر پر به فروش رسانی نیست.
من این حرف را تکذیب می‌کنم. اصلا چنین حرفی را نزدم. اتفاقا به نظرم اگه «آبنبات چوبی» در حال حاضر یک میلیارد و نیم فروخته به دلیل حضور رضا عطاران است. اگه او نبود فیلم ٥٠٠ میلیون تومان هم نمی‌فروخت.
عطاران را آوردید که فیلم‌تان به فروش برساند؟
صدر درصد. عطاران را آوردم که هم به فیلم یاری رساند و هم چون مردمان او را دوست دارند فیلم دیده شود. من نمی‌دانم این اراجیف را چه کسی از زبان من نوشته است. بعضی‌ها می‌گویند «آبنبات چوبی» به فروش نرسانده است. چه کسی می‌گوید این فیلم به فروش نرسانده؟ بر چه اساسی این حرف را می‌زند؟ فیلم «آبنبات چوبی» تا از نمایش جمع شود، دو میلیارد تومان می‌فروشد. می‌دانم برخی منتقدان و مخالفان من این حرف‌ها را می‌زنند. این را هم نقل بکنیم اگه «به فروش رساننده» وارد چرخه نمایش نمی‌شد، حتما ٧٠٠ میلیون تومان روی فروش «آبنبات چوبی» می‌رفت. «به فروش رساننده» به فیلم‌های دور و خوبش زد. عیبی ندارد نوش جانش. من اصلا معترض نیستم و سینما یعنی همین.
در تمام این سال‌ها پشت سرتان حرف و حدیث زیاد بوده. خیلی‌ها معتقدند شما با فیلم‌هایی که آماده کردید جریانی در سینما راه انداختید که به نفع سینما نیست. این حرف‌ها چقدر باعث شد از مواضع‌تان کوتاه بیایید و مثلا وقتی در مقام کارگردان قرار می‌گیرید، به سینمای اجتماعی توجه بکنید. به نظر می‌رسد گاهی می‌خواهید خودتان را اثبات کنید.
من سال ٥١ فیلم هشت میلیمتری را ساختم. سال ٦١ که وارد سینما شدم شرطم برای تهیه‌کنندگی نخستین فیلمم این بود که دستیار کارگردان باشم. سیروس الوند کارگردان، اول با اکراه این شرط را پذیرفت اما در پایان فیلم از من تشکر کرد. یعنی ورود من به سینما اصلا برای تهیه‌کنندگی نبود. اگه در فیلم «ریشه در خون» هم اسمم را به عنوان تهیه‌کننده قرار ندادم. از بد حادثه به ورطه تهیه‌کنندگی افتادم. اصلا از اول قصدم کارگردانی بود گرچه هرچه جلوتر رفتم فهمیدم تهیه‌کننده خیلی مهم‌تر از کارگردان است. پس این نبوده که من به دلیل اظهارنظر منتقدان وارد ساخته بشوم.
در عین حال از سال ٦٦ فیلم اجتماعی ساختم. من حدود ٥٠ فیلم ساختم و مجموع تماشاگران فیلم هایم با مجموع تماشاگران فیلم‌های هیچ کس درسینما قابل مقایسه نیست. کسی در سینمای ایران نیست که فیلم‌هایش این میزان تماشاگر داشته باشد. منتقدین هم محترم هستند. اما من می‌گویم ما انتقادگر درست و حسابی به تعداد انگشتان دو دست بیشتر نداریم ما بقی همه سیاهی‌لشکر هستند. اینها وقتی من را می‌بینند برخورد چکشی می‌کنند. من و آقای علیخانی در پویا فیلم تنها تهیه‌کنندگان جریان‌ساز هستیم. الان هم با صراحت می‌گویم هیچ نوع مددی دولتی هم نداریم.
در کارنامه کاری‌تان فیلمی هست که از کارگردانی یا تهیه‌کنندگی‌اش پشیمان باشید؟
به هیچ‌وجه. من فیلم بد، متوسط و خوب داشتم اما اگه فیلمی بد شده هرگز قصد نداشتم بد شود. عوامل زحمت‌شان را کشیده‌اند اما خب، فیلم خوبی نشده است. در همه فیلم‌ها قصد و قبله‌ام مردمان بودند. نخستین کسی هستم که بسم‌الله الرحمن الرحیم را در بخش خصوصی در تیتراژ فیلم‌هایم نگاشتم. امکان می دارد بگویید این چیزها اهمیتی نمی دارد اما من به آن افتخار می‌کنم و دنبال عوام‌فریبی هم نیستم. به‌شدت با عوام‌فریبی مساله دارم. پدرم نخستین کتابی که به من داد سال ٥٣ با نام «تشیع علوی و تشیع صفوی» بود. گفت اگه می‌خواهی انسان باشی این کتاب را بخوان و گفت ما همه‌مان تشیع صفوی هستیم. کاش امروز ایشان زنده بود و می‌دید تشیع صفوی در مملکت ما چه کار می‌کند! ما پیرو تشیع علوی هستیم. تشیع علوی با ظاهر‌سازی به‌شدت مخالف است و به عمل و باطن می‌پردازد.

*براى بالا بردن سطح کيفى سايت سرزه لطفا نظرات سازنده خود را در انتهاى صفحه براى ما بفرستيد*

تهیه از: آرمين غ.

سینما و تئاتر در بخش فرهنگی و هنری سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

ساقيا آمدن عيد مبارک بادت
««« »»»
وان مواعيد که کردی مرواد از يادت

هیچ مسوولی حق ندارد نقل بکند من اندیشه ام (۷ عکس)

TT / 388 — TP / 10%

با دیگران به اشتراک بگذارید

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

تبلیغات