غزل کمدی اعتراف یک دانشجو


با دیگران به اشتراک بگذارید

شعر طنز اعتراف یک دانشجو

تصویر و عکس شعر کمدی اعتراف یک دانشجو

همیشه شعرهای کمدی قادر هست شما را به آسانی بخنداند.چنانچه دانشجو هستید با معضلات خاصی که همگی درگیرش هستند، این شعر کمدی را بخوانید. شعری که شرایط سختی که دانشجویان در کنار تحصیل دارند را با کلام کمدی به قلم در آورده است.

 

اهل دانشگاهم ، دورانم خوش نیست

ژتونی دارم ، خرده عقلی ، سر سوزن شوقی

اهل دانشگاهم ، پیشه ام گپ زدن است

گاه گاهی مینگارم تکلیف

می سپارم به شما

تا به یک نمره ناقابل بیست

که در آن زندانی ست ، دلتان زنده شود

چه خیالی چه خیالی آگاهی میدارم

گپ زدن بیهوده است

خوب آگاهی میدارم دانشم بیهوده است

استاد از من پرسید

چقدر نمره زمن می خواهی

من از او سؤال کردم ، دل خوش سیری چندین

اهل دانشگاهم ، قبله ام تعلیم

جانمازم جزوه ، مشق از پنجره ها می گیرم

همه ذرات وجودم متبلور شده است

درسهایم را زمانی می خوانم

که خروس می کشد خمیازه

مرغ و ماهی استراحت کن است

خوب یادم هست ، مدرسه باغ آزادی بود

درس بی کرنش می خواندیم ، نمره بی خواهش می آوردیم

تا معلم پارازیت می انداخت ، همه غش می کردیم

کلاس چقدر خوشگل بود و معلم چقدر حوصله داشت

تحصیل کردن آنروز ، مثل یک بازی بود

کم مدد رانده شدم از آنجا

بار خود را بستم ، عاقبت رفتم در دانشگاه

به محیط خشن تعلیم و به دانشکده علوم سرایت کردم

رفتم از پله کامپیوتر بالا ، چیزها نگاه کردم در دانشگاه

من گدایی نگاه کردم در آخر ترم

در به در می گشت

یک نمره قبولی می درخواست

من کسی را نگاه کردم ، از نگاه کردن یک نمره ده

دم دانشگاه پشتک می زد

من خنده نمیکنم چنانچه دوست من می افتد

من خنده نمیکنم چنانچه نرخ ژتون را دوبرابر بکنند

و خنده نمیکنم چنانچه موی سرم می ریزد

من در این دانشگاه

در سراشیب کسالت هستم

خوب آگاهی میدارم استاد ، کی کوئیز می گیرد

برگه حذف کجاست ، سایت و رایانه آن مال من است

تریا، نقلیه و دانشکده از آن من است

ما آگاهی بداریم چنانچه سلف نباشد ، همگی فوت میشویم

و چنانچه حذف نباشد ، همگی مشروطیم

سؤال نکنیم که در قیمه چرا گوشت عدم

کار ما نیست معرفی مسئول غذا

کار ما نیست معرفی بی نظمی ها

کار ما شاید اینست که در مرکز پانچ

پی اصلاح خطاها برویم

اهل دانشگاهم ، رشته ام علافی‌ست

جیب‌هایم خالی ست

پدری دارم ، حسرتش یک شب استراحت کن

دوستانی همه از دم ناباب

اهل دانشگاهم ، قبله‌ام استاد است ، جانمازم نمره

خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست

من نمی‌دانم که چرا می‌گویند فوت شد تاجر خوب است و مهندس بی‌کار

وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست

کار ما نیست معرفی هردمبیلی

کار ما نیست جواب غلطی تحمیلی

کار ما شاید این است که مدرک در دست

فرم بی‌گاری هر شرکت بی‌پیکر را پر بکنیم

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال