یک هفته ۷ صورت؛ از درخشندگی کارلوس کی روش تا فجیع آقای ترامپ (۷ عکس)


با دیگران به اشتراک بگذارید

یک هفته ۷ چهره؛ از درخشش کی روش تا افتضاح ترامپ

این هفته به رسم تمامی نشریات و مطبوعات که در روزهای منتهی به تعطیلات و بین التعطیلی چاپ نمی شوند، ما هم چاپ نشدیم و بر آن شدیم به احترام ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان و اینکه شاید عده ای از علاقمندان سری مطالب «۷ چهره» فرصت نکنند در این تعطیلات به ما سر بزنند، این شماره را از پنج شنبه رسانیم به امروز.
ایمان عبدلی – بهنام منقولی:
این هفته به رسم تمامی نشریات و مطبوعات که در روزهای منتهی به تعطیلات و بین التعطیلی چاپ نمی شوند، ما هم چاپ نشدیم و بر آن شدیم به احترام ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان و اینکه شاید عده ای از علاقمندان سری مطالب «۷ چهره» فرصت نکنند در این تعطیلات به ما سر بزنند، این شماره را از پنج شنبه رسانیم به امروز؛ اگرچه مضمونهای این مطلب همگی متعلق به همان بازه زمانی هستند و مضمونهای ۲ روز اخیر دست نخورده می مانند برای مطلب انتهای هفته. با ما همراه باشید و نظرات تان را در پایین همین سری مطالب «بیش از پیش» با ما در میان قرار بدهید.
جناب دونالد ترامپ (رد صلاحیتِ هفته)

انتشار ویدئویی که در آن جناب دونالد ترامپ با لحنی نامناسب درباره بانوان و مسائل جنسی حرف میزند و حتی فرزند خودش! و ادعاهای زنانی که بعد از این ماجرا از تعرض ترامپ به خود پرده برداشتند.
جناب دونالد ترامپ شاید ناهمگون ترین کاندید ریاست جمهوری چند دهه اخیر آمریکا باشد، ناهمگون در مقایسه با جمعی همگن مانند اوباما، بوش پدر و فرزند، کلینتون، ال گور و جان کری و … ترامپ از ابتدای مبارزات رای گیری ای اش طوری عمل می کرد که در مؤسسه توجهات باشد. شاید به تنها چیزی که کار ندارد چگونگی اداره بزرگترین اقتصاد جهان است امری که نه تجربه اجرایی اش را دارد حتی در پایین ترین سِمَت ها (که این نیز خود به نوعی رکورد است) نه قابلیتش را. ترامپ از سوی دیگر هیچ گاه در حزیب جمهوریخواه نبوده است که این هم در نوع خود بی سابقه است.
تصویر و عکس شماره ۱ ⇩
تصویر و عکس یک هفته 7 چهره؛ از درخشش کی روش تا افتضاح ترامپ
این میلیاردر، کمپین خود را با التهاب آفرینی و جنجال آغاز کرد و پیش برد و به اهانت و تحقیر و تبعیض رسید. از قول کشیدن دیوار در مرز مکزیک با هزینه مکزیک تا خروج از ناتو و کاهش بودجه ناسا و سفر به کره شمالی تا اهانت به لاتین تبارها و رنگین پوستان و بانوان و تهدید به اخراج مسلملنلن از آمریکا. شاید ترامپ آمده بود که با ثروت اش و به کمک رسانه ها فقط کمی سر و صدا کند و برود اما این پوپولیست تمام عیار با اقبال مردم مواجه شد (که آسیب شناسی این اقبال توسط آمریکایی ها خود مجال دیگری می طلبد) و در نهایت کاندید نهایی جمهوریخواهان شد و حزب نیز چاره ای نداشت جز مهر تایید وی.
نکته اینجاست که ترامپ بعد از قطعیت کاندیداتوری نهایی اش، در تمامی مسافرت ها و نطق هایش گام به گام شروع کرد به نو سازی پایگاه های آرایی که رحلت کرده در میان رنگین پوستان و بانوان و مسلمانان از دست داده بود و تا حدود زیادی هم کامیاب شد، از طرفی تمامی نظرسنجی ها حاکی از آن بود که به نزدیک ترین فاصله ممکن با هیلاری از ابتدای مبارزات رای گیری ای دست یافته است. اما ناگهان ویدئوی جنجالی روزنامه واشنگتن پست انتشار داده شد و ترامپ ضربه اساسی را از همان مکانی خورد که قبلا به آن تفاخر می کرد حتی در مناظره با هیلاری: تحقیر بانوان.
هرچند بعد از این افشاگری، ترامپ آن را از جنس گفتمانهایی دانست که در «رختکن» نقل می شود دانست و گفت که هیچ مرد آمریکایی نیست که تجربه چنین دیالوگ هایی را نداشته باشد و در مناظره دوم با هیلاری تمامی زنانی را که مورد تعرض بیل کلینتون قرار گرفته بودند گرد آورد و در ردیف اول تالار نشاند اما حقیقت آن است که ترامپ زودتر از آنچه که باید عرصه رقابت را به هیلاری واگذار کرد و عملا صلاحیت اش برای ریاست جمهوری آمریکا زیر سوال رفت.
در آمریکا مانند اکثر دموکراسی های دنیا ساز و کاری برای تایید صلاحیت ورود به کارزارهای رای گیری ای وجود ندارد و ترامپ چنانچه چه بدون داشتن هرگونه شایستگی تا اینجای کارزار پیش آمده بود، اما سرانجام توسط یکی از ارکان مهم دموکراسی، رد صلاحیت شد: «رسانه های آزاد»

باب دیلن ( عصیانگرِ ادیب هفته)
فرهنگستان نوبل در اقدامی بحث برانگیز جایزه نوبل ۲۰۱۶ رشته ادبیات را به باب دیلن، خواننده و آواز خوان ساختار شکن آمریکایی اعطا نمود
نوبل ادبیات در کنار جایزه صلح آن ، جنجالی ترین نوبل هاست. هرچقدر که آن سه جایزه دیگر علمی و اصیل و بی هیجان هستند و مفید و پرثمر، این دو جایزه جنجالی هستند و غالبا سیاسی و پر سر ص وصدا. آلفرد نوبل در چارچوبی که برای جوایز فرهنگستان خود تعیین کرد، وصیت کرد که جایزه ادبیات به برجسته ترین اثر با گرایشات آرمانی اهدا شود امری که در دوره هایی اتفاق افتاد و در خیلی دوره ها هم اتفاق نیفتاد و جایزه به کسانی رسید که به خاطر گرایش سیاسی آثارشان سر و صدای زیادی به راه انداخته بودند یا بالعکس اصلا کسی نام آنها را نشنیده بود و با گرفتن نوبل نامدار شدند مانند هرتا مولر یا برنده سال پیش نوبل ادبیات، سوتلانا الکسیوویچ از بلاروس.
تصویر و عکس شماره ۲ ⇩تصویر و عکس یک هفته 7 چهره؛ از درخشش کی روش تا افتضاح ترامپ
اما بی شک در تاریخ نوبل ادبیات چنانچه اعطای جایزه به وینستون چرچیل را انتخاب نکنیم، یکی از متفاوت ترین انتخاب ها باب دیلن است. این نخستین باری است که جایزه ادبیات به یک ترانه سرا ، نه داستان نگار و شاعر اعطا می شود و این خود نشانگر آن است که ادبیات در قرن ۲۱ دیگر تنها به آن معنای اصیل خود تجلی نمییابد بلکه نماد ادبیات قادر هست آواز های باب دیلن دوست داشتنی و اسطوره ای باشد که هر روز در گوشه و کنار دنیا توسط افراد گوناگون بازخوانی میشود. ادبیاتی که دیگر ویژه و محدود به فواید و گوشه نشینان و روشنفکران نیست بلکه به میان مردم کوچه و بازار آمده است.
باب دیلن چند سالی هست که به عنوان یکی از بخت های نوبل مطرح میشود و چنانچه فرهنگستان میخواست برای اولین بار این جایزه را به یک ترانه سرا دهد، انتخابی مسلم تر از دیلن عدم، زیرا بی شک او بزرگترین خواننده – ترانه سرایِ زنده یِ بر جای مانده از دورانی است که موزیک پاپ و راک و فولک، فقط موزیک عدم بلکه صدای اعتراض یک نسل بود، یک سبک زندگی بود، دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی آمریکا به اندازه جنگ ویتنام با موزیک پیوند خورده است.
باب دیلن حدود ۶۰ سال است که فعالیت موسیقایی دارد، او حدود ۳۰ آلبوم منتشر نموده است و در تاریخ موزیک راک کسی است که ساختارهای قالب موزیک و ترانه را شکست، موزیک فولک را با راک در آمیخت و از طرح ها عبور کرد و گیتار الکتریک و ارکستر راک ان رول را احترام گذاشت و به نوعی تلفیق را در موزیک تثبیت نمود. از سویی او همواره یک معترض سیاسی اجتماعی بود علاوه بر جنبش های دانشجویی دهه ۶۰ به همرا بسیاری از خوانندگان دیگر در حمایت از جنبش مشکی پوستان آمریکایی و ضدیت با جنگ ویتنام نقش اصلی ای داشت. به نوعی شاید این جایزه نوبل را قادر باش نوبل ادبیات – صلح برای وی بر شمرد .
” – شما که همه بمب ها را می سازید
شما که پشت دیوارها پوشانیده میشوید
فقط میخواهم آگاهی بدارید
من آن سوی نقاب هایتان را می نگاه کنم”
جمله ای از یکی از قطعات نامدار# باب دیلن

کی روش یا (مبارز هفته)

کسب دو پیروزی پیاپی مقابل ازبکستان و کره جنوبی.
بدون شک این تیم چنانچه نگوییم خوب ترین اما تاکتیکی ترین تیم تاریخ ملی ماست، تیمی به معنای واقعی عبارت «تیم» یکپارچه و ساختار پذیر، با مهندسی بازی به بازی کی روش و منظم و البته تماما از یک تا نود متمرکز. این تیم در عین اعمال تغییرات گسترده در هر بازی، هر چه پیش میرود بهتر نتیجه می گیرد.
کی روش با هدف گذاری دقیق و جوانگرایی و البته استعدادیابی صبورانه در کشورمان و اروپا، پلکانی رفته رفته حال تیمش را تغییر داد و به طور مثال با گماردن عزت اللهی هافبک پاسداری ای تیم را جوان و تازه کرد، آندو را هم برای مبادا نگه داشت، حاج صفی را به کمک عزت اللهی آورد، چپ را به محمدی سپرد که در رفت و برگشت ها کم نیاورد و بر مبنای داشته هایش راست تیم را قوی تر بست و با رضائیان و جهانبخش نقطه ی قوت اش را ساخت، قلب دفاع را با سید جلال محکم بست و بیرانوند را هم از روزگار خوش پرسپولیس وام گرفت.
تصویر و عکس شماره ۳ ⇩تصویر و عکس یک هفته 7 چهره؛ از درخشش کی روش تا افتضاح ترامپ
باهوش ترین خارجی نیمکت کشورمان آگاهی میداشت که در تیم ملی نمی شود «ساخت» اصلا فرصت آنچنانی وجود ندارد، بیشتر باید آنالیز کرد و چید. پس با تکیه به اسکلت تیم آماده ی برانکو و بهره گیری از لژیونر ها، تیمی سرحال و قلدر روانه مسابقات کرد و با تسلط بی حد و حصر بر تمامی اجزای تیمش گام به گام پیش رفت ( و داستان همچنان ادامه دارد).
خلاصه که حساب و کتاب های کارلوس خان تا اینجای کار درست درآمده، نشان به آن نشان که خبری از حاجی می‌ خواهی و رفقا نیست و البته انگار قرار است بی دردسرتر و با سرعتتر از همیشه جهانی شویم! یادمان نرود که نفع کی روش در این مقام نفع همه ی ماست.
پی نگاشت: شادی پنهان کی روش در واکنش به گل سردار به کره و در انتهای بازی، پاسخ و در عین حال کلاس درسی بود برای دلواپسانی که میاندیشیدند در آزادی قرار است چه اتفاقی بیفتد و سنگ اندازی می کردند و روحیه می کاستند. گاهی ضروری است عینک ایدئولوژی را برداریم و اخلاق را از رفتارهای شهروندان جهانی مانند کی روش فرا گیریم.

تخریب کنندگان سنگ قبر یا (انحطاط هفته)
عده ای ناشناس سنگ قبر پیشکسوتان فوتبال را نشانه گرفتند.
شاید اصلیتر از هر چیز بعد از وقوع اتفاقاتی از این دست، ایجاد فضای عقلانی و آرام برای مرور حادثه و ابعاد تاثیر گذار آن است (مثبت یا منفی فرقی نمی کند). اصلا سنگ قبر چقدر اهمیتی می دارد؟ (سوالها قادر هست جامعه را دچار تکانه کند) سنگ قبرها بازتاب هویت مردم گذشته اند و علاوه بر هویت، بعضا نمایان کننده افکار، عقاید و شکل زندگی آن ها هستند. این چند ضلعی های خنک و سخت حرف های بسیاری درخود پنهان دارند که باستان معرفی کن را در به وحشت افتیم تاریخ بشر کمک کرده اند و می کنند.
تصویر و عکس شماره ۴ ⇩تصویر و عکس یک هفته 7 چهره؛ از درخشش کی روش تا افتضاح ترامپ
سنگ قبر صرفا یک سنگ نیست. بهتر است ورای ظاهر کم اهمیت آن و بی حس آن، به نقش اثربخشی که رحلت کن سال ها داشته است دقت داشت و آگاه بود که هدف قرار دادن یک سنگ قبر اقدامی ساده، پرتکرار و اتفاقی نیست (معمولا و قاعدتا) پس نباید این اتفاق را دم دستی و زود گذر از سر وا کرد. حمله به سنگ قبر در حقیقت هجوم مستقیم به یک هویت و گروه است و در واقع از نگاهی سر چشمه می گیرد که حذفی است و کم تحمل و افراطی. پس چه بهتر ریشه ی پیدایش این نگاه یافته شود.
جنس اتفاقی که برای سنگ قبر مثلا غلامحسین مظلومی افتاد، با جنس اتفاقی که چند بار در این چند سال در شهر تهران پیش آمده و مجسمه هایی که ناپدید شده، تقریبا در یک سطح است. در هر دوی این اتفاقات، علامت هایی هویت بخش از گذشته ی یک مردم، هدف قرار گرفته که تعمدا مردم را بدون گذشته و پشتوانه می خواهد.
مضاف بر این ها، توجه داشته باشیم که افراد جریان ساز و تاثیر گذار در هر شاخه و مرامی، فقط در زیست این جهانی «مالکیت عمومی» ندارند. آن ها حتی بعد از مرگ هم متعلق به خیل وسیعی از مردم هستند. مردمی که با مشاهده ی و مرور هر باره خاطرات آنان، در هویت آن ها حرکت و امید می گیرند. فرقی نمی کند در سطحی بسیار بالا و نخبه پسند مجسمه ی فردوسی نابود بشود و یا در سطحی پایین تر و عوام پسند تر سنگ قبر غلامحسین مظلومی آسیب نگاه بکند، هر دوی این اتفاقات بخشی از گذشته ی یک جمع را، گذشته ای که مردم با تکیه بر آن در حال زیست می کنند و به آینده مییاندیشند را نشانه گرفته است.
و البته که آسیب و حذف دو روی سکه ی «انحطاط» هستند و چه بد که ما این انحطاط را با کری خوانی های قرمز و آبی که بیشتر شبیه مرثیه سرایی برای حیثیت نابود شده ی یک قوم است، فاجعه بار تر می کنیم.

عزاداران حسینی یا (درک متقابل هفته)

دهه ی اول محرم.
از خوشبختی ماست که این ده روز خیابان ها مثل روزهای پیش، صرفا محل گذر و شتاب نیست. حالا در این روزها و شب ها خیلی ها در خیابان سکونت دارند و زیست اجتماعی شکل دیگری به خود می گیرد. افراد در قالب های گوناگون (ایستگاه ها صلواتی، دسته های عزاداری و…) ساکن خیابان می شوند و محرم از «معابر»، فرصتی برای دیدن و دیده شدن می سازد. در واقع نسبت ها تغییر میکنند (نسبت مردم و خیابان) و خب برای خیابان ها و مردمی که به این شکل از زندگی کردن عادت ندارند و هیچ گاه به آن خو نکرده اند، اتفاق جدیدی است که باید آسیب شناسی شود تا سوهاضمه ی روانی بوجود نیاورد.
تصویر و عکس شماره ۵ ⇩تصویر و عکس یک هفته 7 چهره؛ از درخشش کی روش تا افتضاح ترامپ
جمعیت کنش مندِ این زیست را شهروندانی تشکیل می دهند که با ادوات موزیک صدا بوجود مییاورند و با لیوان های چای مشارکت می طلبند و از همه اصلیتر با حضور خود وجودی شان را تثبیت می کنند. در کنار جمعیت غالب این شب ها عده ای دیگر هم هستند که خیابان ها را مطابق روزهای پیش بستر گذر آگاهی میدارند و در نگاهی نقدی (به هر دلیل) همراه و همگام عزاداران نیستند. داعیه این عده منطق مداری است که البته طی سال های گذشته همراه با مد جامعه ایرانی پر رنگ تر هم شده است. آن ها نقد می کنند، فکت علمی می آورند و از نقض حقوق شهروندی می گویند و اصلا خیل عزاداران حسینی را زیر سئوال میبرند، حرف هایی که فارغ از درستی و نادرستی اش، هر کدام در جایگاه خودش قابل تامل است و باید به گوش رسد.
نقدها احتمالا بجاست، تضاد ها زیاد است و هر سال بیشتر هم می شود. بعضی افراد با شمایلی عزاداری می کنند که رابطه ای با نهضت امام حسین(ع) ندارد، اصلا انگار این عزاداری ها قرار است جای خالی خیلی چیزهای دیگر را پر کند، اما همه ی این حرف ها بماند برای وقتی دیگر! فعلا باید به امکانی که داریم اندیشیم و شکاف امکان و ایده آل را با بردباری و مصاحبه پر کنیم. امکان ما یا تقویت دو قطبی و نزاع است و یا همراهی و احترام (حتی با یک سری اعمال متناقض). انتخاب همراهی و مصاحبه باب تفاهم و درک متقابل است، همان طبخ کن و افه ی منطق و عقلانیت هم پیشنهاد به مصاحبه می کند نه خصم، اینشکلی شاید آرام تر…


مداحان یا (فرهنگ شفاهی هفته)
هفته ای پر سر و صدا برای مداحان و داستان چک های جعلی که به نام آن ها و در جهت تخریب این گروه در این برهه انتشار داده شد.
مداحان به مخصوص در یک دهه اخیر صاحب موقعیت مخصوص ای شده اند؛ آن ها درگیر کننده ترین و گیراترین بخش عزاداری ها (و یا نشاطها) را بر عهده دارند. افرادی که با حنجره و تحریر و به مدد ملودی، عامل همبستگی و همخوانی یک جماعتی می شوند و قادر هستند باورهای مذهبی را شور انگیز و حماسی روی صحنه بیاورند، یعنی تمام علامت هایی که قشر عمدتا جوان درگیر عزاداری را به خودش به سوی خود میکشد. همان جماعتی که موزیک دوست دارند، همخوانی و شور با ذات سن و سال آن ها مطابقت دارد و چنان افتد که دانی. پس موقعیت استراتژیک مداحان در دسته های عزاداری با توجه به مسائل فرامتنی جامعه ایرانی قابل درک است و آن چه استراتژیک می شود به چشم رسانه می آید و به کام قدرت (مراد قدرت سیاسی نیست صرفا)، در اینجا اما نسبت رسانه و مداحان را خیلی کوتاه توصیف می کنیم.
با توجه به وصفی که رفت، یک سری مداحانی داریم که به سبب موقعیت استراتژیک و نفوذ اجتماعی قابل توجه «قدرت» شده اند و طبیعتا رسانه ها (بخش از آن ها) به دنبال قدرت و استراتژی گام بر می دارند و حالا از این جا به بعد داستان کمی هوش و ذکاوت می خواهد که قدرت تمییز داستان هایی که برای مداحان رخ می دهد را تفسیر کنیم و یا با چشم بسته بپذیریم. گسترش اینترنت دائما ما را به سمت فرهنگ شفاهی سوق می دهد (مثل گذشته های دورتر). فرهنگی که کم حواس است و متمرکز نیست، دائما از شاخه ای به شاخه ی دیگر می پرد و در آن منابع موثق کمتر پیدا میشود و افراد صرفا سوار بر یک سری شنیده های نه چندان قابل اطمینان قضاوت و تفسیر می کنند.
تصویر و عکس شماره ۶ ⇩تصویر و عکس یک هفته 7 چهره؛ از درخشش کی روش تا افتضاح ترامپ
جمع همه ی این ها یعنی اینکه موقعیت مداحان و قدرت اثربخشی آن ها را باید بشناسیم و درک کنیم، اینکه عده ای بر آن ها هستند و عده ای با آن ها، پس هر چه که حول آن ها پیش مییاید باید اعتبار سنجی شود. شاید قرار بر تخریب آن ها باشد و حتی بالعکس و قرار بر تقدس بخشی به آن ها، پس چه بهتر آن ها را و تمام افراد صاحب موقعیت را در یک منطق فارغ و مستدل بسنجیم و قرار ندهیم موج های رسانه ای صاحب قدرت از ما سواری بگیرند.
پی نگاشت: دورانی دو کانال بود و چند بخش خبری، حالا کانال ها و خبرها را نمی شود شمرد، اما می شود فهمید که هیچ خبری برای رضای خدا تکثیر نمی شود.
پی نگاشت ۲: ارجاع تان میدهم به مصاحبه اخیر علی مطهری درباره مداحان که نکات جالب و فرق می داری در تفسیر این قشر دارا بود و خواندنش خالی از لطف نیست.

ملیکا یا (قربانی هفته)
فرزند نوجوان ۱۵ ساله تهرانی توسط یک مهاجر افغانستانی دزدیده شده و…
از بخت بد همسایگان ما روزگار خوشی ندارند و حال افغانستانی ها در این ناخوشی حال یک مریضی مزمن است که سال ها میهمان تن رنجوری شده که توان مقابله با ویروس جهل و خونریزی را ندارد. ما کنار آن هاییم و از صدقه سر نیروهای ارتشی توانا امنیتی داریم که برای افغانستانی ها جذاب است، آن ها به ما پناه میبرند و مثل هر هجرت دیگری زیانهایی را هم با خودش می آورد.
مورد حائز اهمیت این است که آسیب های اینطوری هیچ رابطه ای به نژاد و قومیت ندارد و برخلاف قضاوت عامه ی مردم (و بعضی مخاطبین خوب ترینها) آسیب ها محصول قومیت نیست، بیشتر محصول «موقعیت» است. وقتی بافت یک مکان دچار تغییرات جمعیتی می شود و ساکنین پیشین مورد چیرگی ساکنین جدید قرار می گیرند، طبیعتا تغییراتی به وجود مییاید که مثل هر شکل دیگر از تغییر با خودش تعارض بوجود مییاورد. ساکنین قبلی روحی در مکان دمیده اند که با ورود ساکنین جدید آن روح یکپارچگی خودش را از دست می دهد و علاوه بر آن عواملی چون گذار یک جامعه از حالت پیشا صنعتی به حالت مدرن و گسترش حاشیه نشینی (به عنوان آسیب محلاتی که هویت ندارند) در تقویت تعارضات تاثیر گذار خواهند بود.
تصویر و عکس شماره ۷ ⇩تصویر و عکس یک هفته 7 چهره؛ از درخشش کی روش تا افتضاح ترامپ
تصویر و عکس تزئینی است

اینکه با برچسب افغانی و ایرانی به دنبال حل مساله باشیم، در حقیقت ساده سازی و ساده انگاری است و مساله مطمئنا چند وجهی تر و پیچیده تر از این این هاست. کما اینکه در همین مورد فوق الذکر چه بسی چنانچه «ملیکا» در یک بستر محکم تر میزیست اصلا دچار چنین روابطی نمی شد، پس شرایط تربیتی ملیکا، بافت محله، شرایط اقتصادی و فرهنگی و…بی شمار عوامل ریز و درشت دیگر در خلق بزه آن هم در یک شهر بزرگ تاثیر گذار است. آن مهاجر فرصت طلب و مریض عدم، اصلا شاید یک شهروند ایرانی آن نقش را ایفا می کرد، به هر حال همه آگاهی میداریم وقتی جاای مهاجر پذیر می شود، شکل روابط سطحی و حداقلی می شود و افراد در دسته های کوچولوای از هم وطنان یا همشهریان قرار می گیرند و روابط را با افرادی همگن از لحاظ قومیتی تنظیم می کنند، اتفاقی که در تهران و به طور خاص تر در کرج در حال وقوع است. به هر حال مادامی که اماکن بی هویت و شهروندان در حاشیه باشند این قسم آسیب ها هم تکثیر می شود، مگر آنکه اراده ای محکم و مجلسی برای شناخت آسیب ها و بعد رفع آن ایجاد بشود.

—براى بالا بردن کيفيت سايت سرزه لطفا نظرات سازنده خود را در انتهاى صفحه براى ما بنويسيد—

تهیه از : پويا ط.

درباره بازیگران و چهره ها در بخش فرهنگی و هنری سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

سرشک گوشه گيران را چو دريابند در يابند
««« »»»
رخ مهر از سحرخيزان نگردانند اگر دانند

یک هفته ۷ صورت؛ از درخشندگی کارلوس کی روش تا فجیع آقای ترامپ (۷ عکس)

TT / 345 — TP / 10%

با دیگران به اشتراک بگذارید

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال