مهدوی: کسی قادر می باشد با ارتباط، هشت سال ملی بر تن کن بماند؟! (۴ عکس)


با دیگران به اشتراک بگذارید

مهدوی: کسی می تواند با رابطه، هشت سال ملی پوش بماند؟!

والیبال آن قدر اهمیتی داشت که فقط قادر بود یک نگاه، فرزندش را در بیمارستان نگاه بکند. حالا اما می‌خواهد زید. به همین دلیل پیراهن تیم ملی والیبال را بوسید و رفت.
وب‌سایت خبرآنلاین – مهری رنجبر: پاسور سابق تیم ملی می‌گوید:«آقای سعید معروف فرزند خوبی است اما خیلی ها او را از روی ظاهرش قضاوت می کنند.»

والیبال آن قدر اهمیتی داشت که فقط قادر بود یک نگاه، فرزندش را در بیمارستان نگاه بکند. حالا اما می‌خواهد زید. به همین دلیل پیراهن تیم ملی والیبال را بوسید و رفت، با این‌که خیلی‌ها و حتی همقطارانش باور نمی‌کردند. او هنوز مدعی است کسی نمی‌تواند مکانش را بگیرد، ولی دیگر نمی‌خواهد بماند.

پاسور دوم تیم ملی خوب می‌داند دوری از تیم ملی روزهای سختی برایش خواهد بود و پر از دلتنگی، اما این بار به دلیل زندگی‌اش همه سختی‌ها را به جان می‌خرد. هرچند او از این هشت سال غیر از خاطرات شیرینش، دل پردردی هم دارد؛ از انتقادات مغرضانه‌ای که به او می‌شد.
تصویر و عکس شماره ۱ ⇩
تصویر و عکس مهدوی: کسی قادر هست با ارتباط، هشت سال ملی پوش بماند؟!

مهم‌ترین اتفاق زندگی‌ات وداع بود. احتمالا خیلی روی این قضیه اندیشیدی که چه وقتی عملی شود؟

خیلی دوست داشتم به دلیل این همه سال بازی و زحمت در تیم ملی، رفتنم خوب به پایان رسانده شود. اصلا دوست نداشتم رفتنم متداولی باشد. از این لحاظ آرامش دارم و وجدانم آسوده است که این چندین سال هیچ‌وقت برای تیم ملی کم قرار ندادم و هرچه در توانم بوده را رو کردم. به همین خاطر دوست داشتم هرچه انرژی گذاشته‌ام را بگیرم. فکر هم نمی‌کنم تا به حال چنین مهمانی ای گرفته شده باشد آن هم در والیبال. مراسم خیلی خوبی بود. به نظرم زمان وداع رسیده بود.

چطور؟

من می‌توانستم بازی کنم و خیلی هم انگیزه داشتم و دوست داشتم در تیم ملی باشم. اما از طرفی من به هرچه می‌خواستم با تیم ملی رسیدم. حالا احتیاج است کم‌کم جوان‌ها بیایند و پشتوانه‌سازی شود.

این‌که نقل کردی با تیم ملی به همه چیز رسیدی، یعنی دیگر انگیزه نداشتی؟

نه. همین حالا هم آن قدر انگیزه دارم که به اردو بیایم. واقعا اجازه نمی‌دهم کسی مکانم را بگیرد. می‌توانید این را از کادر فنی تیم باشگاهی‌ام هم سؤال بکنید. با این‌که من در جام باشگاه‌های آسیا هنوز تصمیمم را قطعی نکرده و از بازی های المپیک خسته به میانمار رفته بودم، اما کم قرار ندادم. انگیزه زیادی دارم، ولی مسیر بالا و پایین زیادی دارد. معمولا اتفاقاتی می‌افتد که آدم را دلسرد می‌کند. در مسیری که من آمدم اتفاقات خیلی خوبی افتاد. دوست‌های خیلی خوبی یافتم. کسانی که با حرف‌ها و انتقاداتشان به من کمک می‌کردند.

البته کنارشان بعضی‌ها هم با حرف‌های مغرضانه و بی‌انصافانه همیشه مرا زدند. در هر صورت مرا خیلی آزار دادند. هر چندین من اصلا به آنها توجه نمی‌کردم و حرف‌هایشان هم هیچ تاثیری روی کارم نداشت. آنها حتی برنامه‌های خصوصی تلویزیونی گرفتند و تنها درباره من حرف زدند که چرا من این جوری هستم و آن جوری. البته آخر هم به هدفشان نرسیدند. این مسائل مرا اذیت کرد.
از طرف دیگر مرا قوی‌تر کرد و محکم‌تر. من در این مدت به خیلی چیزها رسیدم. سقف آرزوهایم هم حضور در بازی های المپیک بود که با بازی‌های خوب در آنجا افتخار زیادی همراه تیم ملی به دست آوردم. خیلی چیزها به دست آوردم، اما انگیزه‌ام به پایان رسانده نشده است . در واقع می‌خواستم خودم بروم، پیش از این‌که به من بگویند برو. این‌که در اوج پس از قهرمانی آسیا، بازی‌های خوب در بازی های المپیک و کاپ خوب ترین پاسوری کنار بروم. دوست داشتم با عزت بروم.

اما ظاهرا آقای داورزنی اصلا با وداع تو قبول نداشت؟

من با آقای داورزنی خیلی حرف زدم. او می‌گفت اصلا وداع بازیکن را قبول ندارم. شاید در دوره بعد دوباره او را بخواهیم. اما من تصمیمم را گرفته بودم. آقای داورزنی مدیر قابلی هستند که خیلی به والیبال یاری رسانده و البته پیش از او هم آقای یزدانی‌خرم راهی را پیش گرفت که آقای داورزنی آن را تکمیل کرد. هرروز مدرن‌تر جلو می‌روند. تیم ملی برایم خیلی اهمیتی داشت. حالا اولویت دیگری برایم وجود دارد.

شب ضیافت قهرمانی تیم به تو خیلی سخت گذشت؟

مدیران روابط‌عمومی فدراسیون و بانک سرمایه مرا آن شب غافلگیر ساختند. واقعا دستشان درد نکند. من میانمار که بودم با احمدی‌نیا حرف زدم و نقل کردم من بیانیه وداع نگاشتم. آن را می‌دهم که منتشرش کنی. قبول کرد، اما وقتی برگشتیم گفت بیا در استودیو بیانیه‌ات را بخوان. قبول کردم و نقل کردم کی انتشار می‌شود؟ گفت عید غدیر. عید غدیر آمد و رفت و خبری نشد. سؤال کردم چرا انتشار نمی‌کنی؟ وقتی در ضیافت کلیپ را نگاه کردم با صدای خودم و حرف‌های بچه‌ها درباره من منقلب شدم. اصلا انتظار چنین کلیپی را نداشتم. دست بچه‌ها هم درد نکند.

همه چیز دست به دست هم داد و شب خوبی را برایم رقم زدند. خاطره‌ای فراموش‌نشدنی که همیشه در ذهنم می‌ماند. در این چندین سال به تنها چیزی که فکر نمی‌کردم خودم بودم. به دلیل همین هم آن شب خستگی‌ام در رفت. خیلی خوب بود.

پیش از آن شب با بچه‌ها درباره رفتن حرف زده بودی؟

بله، اما کسی باور نمی‌کرد. همه می‌گفتند تو برمی‌گردی. با سید که صحبت می‌کردم می‌گفت تو برمی‌گردی. اما من نقل کردم کسی نیستمکه بروم و دوباره برگردم. امیدوارم بتوانم با انگیزه بالایی که دارم در لیگ باشگاه‌ها خیلی خوب فعالیت کنم.

پیش از شما فرهاد ظریف وداع کرد، اما وقتی فدراسیون گفت، برگشت. امکان می دارد تو هم دوباره فرا خوانده شوی و برگردی؟

وقتی فرهاد ظریف برگشت تیم ملی به او احتیاج داشت. بازی‌های خیلی اهمیتی می داری داشتیم. اما حالا نه.

اما هرچه می‌گذرد لیگ جهانی حساس‌تر می‌شود؟

اما سال آینده فقط لیگ جهانی است. حساسیتی ندارد. آن را برای ما خیلی بزرگ جلوه می‌دهند. به نظرم حالا زمانش رسیده برای لیگ جهانی به جوانان میدان بدهیم تا طبخ شوند. نه فقط در پست من که در خیلی از پست‌ها. حتی باید به بازیکنان عمده استراحت بدهند تا بچه‌ها با ریکاوری، بدن‌هایشان برگردد. چرا که در این چندین سال ما خیلی تحت فشار بودیم. در هفت هشت سالی که عضو تیم ملی بودم همه برنامه ما به بازی‌های ملی و باشگاهی ختم می‌شد. خیلی از بازیکنان بویژه در پست پشت خط زن به دلیل فشار زیاد بازی ها آمدند و مصدوم شدند و رفتند.

مهدی مهدوی بین بازیکنان ملی‌پوشی که می‌خواستند وداع کنند، جسارت به خرج داد. نه؟

بازی در تیم ملی واقعا افتخار است. آنها که لمس کرده‌اند، می‌دانند من چه می‌گویم. اندیشید بین هفتاد هشتاد میلیون، جزو بازیکنان رویایی تیم باشی بخصوص چنانچه مثل من هفده هجده سال در آن باشی، طلاق از آن خیلی سخت است. خیلی. من از این همه سال آن قدر خاطره دارم که چنانچه بخواهم بنگارم چندین جلد کتاب می‌شود.

برای من هم خیلی سخت بود. اما آدم چیزی را به دست می‌آورد و در مقابل چیزی را از دست می‌دهد. من وقتی ملی‌پوش بودم، خیلی چیزها به دست آوردم؛ اما امکان می دارد برای برگشت، مسائل مهم‌تر مثل بزرگ‌تر شدن فرزندم گلبو و همراهی با همسرم را از دست بدهم و خیلی چیزهای دیگر که نمی‌توانم به زبان بیاورم. به هر حال من تا به حال برخی مسائل را فدا کردم تا در تیم ملی کامیاب باشم و به هدف ورزشی‌ام رسیدم. چنانچه از این به بعد قرار باشد همان برنامه ادامه یابد، توازن برنامه زندگی‌ام به هم می‌خورد.
تصویر و عکس شماره ۲ ⇩تصویر و عکس مهدوی: کسی قادر هست با ارتباط، هشت سال ملی پوش بماند؟!
در بیاینه‌ات روی آقای سعید معروف خیلی تاکید داشتی. این تاکید نشان می‌دهد معروف برای تو جور دیگری بود؟

در این هشت سالی که عضو تیم ملی بودیم-البته من فقط یک دوره کوتاه برای جام‌جهانی با تیم گاییچ نبودم و در بقیه زمان عضو تیم ملی بودم – همیشه با آقای سعید معروف هم‌اتاقی بودم. سعید مثل برادر من است. او شاید قیافه‌اش نمایان نکند اما فرزند دوست‌داشتنی و بسیار مهربانی است. شاید خیلی ها از روی ظاهرش قضاوتش کنند ولی واقعا این طور نیست که نشان می‌دهد. او خیلی به فکر بقیه است. دوست دارد بقیه هم در چیزی که به دست می‌آید سهیم باشند. او خیلی مهربان است. رفاقت چندین ساله ما دوطرفه بوده است. سعید خیلی لطف داشت که می‌گفت من هوایش را داشته‌ام. اما دوستش دارم. نه فقط سعید که همه بچه‌ها را دوست دارم. اما نمی‌توانستم اسم او را ببرم. به هر حال چون او هم‌اتاقی من بود، اسمش را آوردم. من با سید، شهرام، امیر غفور، عادل غلامی، حمزه، فرهاد ظریف و… خاطره زیاد دارم. امیدوارم تیم در نبود من کامیاب باشد.

با رفتن تو، خلأت پر می‌شود؟

قطعا پر می‌شود. بالاخره سخت است. کسی که می‌آید چنانچه بخواهد کارهایی که من می‌کردم را به انجام رساند، سختی خواهد داشت. چرا که من در شرایطی به زمین می‌رفتم که تیم به هم ریخته و عقب بود یا درشرایط حساس دو تعویض انجام می‌شد. کمی نیاز به تجربه دارد، ولی با برنامه‌ریزی خوب فدراسیون پشتوانه‌های خوبی داریم.

یکی از انتقادات این بود مهدی مهدوی قبول کرده نفر دوم تیم باشد. به همین دلیل در تیم ماندگار بودی. واقعا این طور بود؟

چه کسی قبول نکرده پاسور دوم شود که نمانده؟ می‌دانم این حرف از کجا درز می‌کند. مگر من تیم نوجوانان و جوانان کاپیتان نبودم؟ فیکس هم بودم. اولین تیمی که قهرمان دنیا شد، تیم ما بود. نه فقط والیبال که کل رشته‌های تیمی. بعد هم جوانان.

بعد که سعید آمد، کمی تقسیم شد. در تیم بزرگسالان اولین بارکه پاسور تیم امیر حسینی بود و قهرمان شدیم، من بیشتر بازی کردم. در زمان ولاسکو به من بازی بیشتری می‌رسید. در جام جهانی ۹۰ درصد من بازی کردم. این طور نبود که قبول کنم نفر دوم باشم. من دنبال حاشیه‌سازی نبودم. کسانی این را می‌گویند که همیشه مرا می‌زنند. حرف‌هایی می‌گویند، حتی این‌که به دلیل ارتباط در تیم مانده‌ام. مگر می‌شود کسی هشت سال در تیم ملی با ارتباط بماند.
یک سال با ارتباط می‌ماند، نه اینکه با چندین تا مربی فعالیت کند. من با پارک، کیاچ، مرحوم معدنی، گاییچ، ولاسکو، کواچ و لوزانو فعالیت کردم. اینجا روابط کجا حرف می‌زند؟ ماندگاری روابط اصلا جواب می‌دهد؟ پشت آن همت، تلاش، انگیزه و هدف وجود دارد. اما بعضی‌ها چشم نداشتند نگاه بکنند.

چرا این حرف‌ها پشت سر توست؟

نمی‌دانم. نمی‌دانم جای چه کسی را تنگ کرده بودم. شاید یکی از باسابقه‌ترین بازیکنان من بودم. من با دو سه نسل بازی کرده‌ام. با امیر حسینی، ترکاشوند، منظمی، پیمان اکبری و سعید. شاید باور این ماندگاری برای بعضی‌ها سخت باشد. همه جا کسی که کارش خوب است می‌ماند، اما بعضی‌ها چون خوششان نمی‌آید از قیافه من (با خنده) انتقاد می‌کردند.

امسال،سال سخت‌تری نسبت به سال‌های پیش داشتید، نه؟

بالاخره سال به سال کار سخت‌تر می‌شود، چرا که شناخت از کشورمان بیشتر می‌شود و دیگر ما سورپرایز نیستیم برای هیچ تیمی و تیم‌ها با آنالیز کامل می‌آیند. بالاخره مصدومیت‌هایی هم وجود دارد. کلا همیشه سخت است، چرا که رقبا هم بیکار ننشسته‌اند، بخصوص با گروهی که در سید یک لیگ جهانی داریم. هیچ تیمی راحت نیست. یک ساعت تمرین را تعطیل کنی، یک سال عقب می‌مانی. باید این طور برنامه‌ریزی کنی که یک دقیقه ایستادن، مساوی است با یک دقیقه عقب‌ماندگی.

حالا والیبال ما به مکانی رسیده که بازیکنان ما بین‌المللی شده‌اند. اما این به معنای توقف کار نیست. درست است؟

صد درصد. وقتی ما شروع کردیم این طور نبود. شرایط خیلی سخت بود. ما با سختی و تلاش زیاد به لیگ جهانی رسیدیم. یادتان باشد یک سال با مرحوم معدنی به مصر باختیم و برگشتیم. دفعه بعد با ولاسکو به چین باختیم. بار سوم مصر و کشور ژاپن را در تهران بردیم تا به لیگ جهانی رسیدیم آن هم به سختی و استرس زیاد. چقدر مصری‌ها ما را اذیت می‌کردند. در فرودگاه معطل می‌شدیم. ژاپنی‌ها هم همین طور. اصلا این طور نبود. اما حالا دیگر آن زمان گذشته است.

ما مدام با کشور پاکستان و هند بازی می‌کردیم و در avc کاپ حاضر می‌شدیم. اما حالا تیم دوم ما به avc کاپ می‌رود. حتی تیم جوانان هم می‌تواند در avc مقام بیاورد. اما آن زمان تیم عمده می‌رفت. بالاخره با پیشرفت والیبال، تیم دوم و سوم می‌رود به این مسابقات. حالا آنها که به تیم ملی می‌آیند راه برایشان هموار است که بازیکن ۲۲ ساله در لیگ جهانی بازی می‌کند. بازیکنان خوب و آینده‌داری مثل میلاد عبادی‌پور و جواد معنوی‌نژاد در خوب ترین سال‌های ورزشی‌شان در لیگ جهانی و انتخابی بازی های المپیک توپ می‌زنند. زمان ما این طور نبود. سفر‌های تیم ملی ما کشور پاکستان و هند بود.
تیم‌هایی که واقعا بازی با آنها سخت بود. نهایت حریفان ما کره و کشور ژاپن بودند که له‌مان می‌کردند. بسختی می‌توانستیم آنها را غلبه کنیم. ولی حالا نسل‌های تازه چنانچه کمی باهوش باشند و همت به خرج دهند می‌توانند با امکانات و برنامه‌ریزی فدراسیون خیلی زود توسعه یابند. حالا آقای وکیلی از بین ۲۸۰-۲۷۰ نوجوان ۳۰ نفر را برگزیده. همه بازیکنانی شانزده هفده‌ساله قدبلند که روزی هشت ساعت تمرین می‌کنند. در حالی که ما تنها روزی سه چهار ساعت تمرین می‌کردیم. شرایط قدی ما این طور نبود. حالا جوانان با اتفاقاتی که افتاده خیلی والیبال را دوست دارند.

گلبو این روزها خیلی شاد است؟

خیلی. بالاخره هر روز بابایش را می‌بیند. واقعا رفتارش عوض شده است. از همسرم سؤال بکنید بهتر جواب می‌دهد. وقتی که من نیستم آزرده است. به هر حال دختران بابایی هستند. خیلی به او سخت گذشته در این چهار سال و نیمی که من زیاد کنارشان نبودم. بویژه به همسرم. باید از او تشکر کنم که نبودنم را جبران کرد. وقتی گلبو متولد شد من یک ساعت فقط پیش‌اش بودم و بعد هم در این چندین سال نصف سال نبودم. وقتی هم بودم، درگیر لیگ بودم و هفته‌ای دوشب خانه نبودم. خیلی سختی کشیدند. اما از حالا به بعد سه چهار ماه اول سال را زمان دارم و بعد هم لیگ. از این به بعد چندین سالی را که نبودم جبران می‌کنم.

همسرت با خداحافظی‌ات مخالفت نکرد؟

چرا برای او هم سخت است. برای همسرم و بویژه پدر و مادرم، تصمیمم خیلی سخت بود. بالاخره بازی من در تیم ملی برای آنها خاطره بود. ولی همان طور که نقل کردم دارم چیزی را از دست می‌دهم تا چیز مهم‌تری به دست بیاورم.

دلت برای تیم ملی تنگ نمی‌شود؟

دلم که خیلی تنگ می‌شود. دوری از تیم ملی و بچه‌ها خیلی برایم سخت است. اما فکر می‌کنم با راه‌اندازی فرهنگستان والیبال سرگرم می‌شوم و تحمل دوری از تیم ملی را برایم راحت‌تر می‌کند.

تصویر و عکس شماره ۳ ⇩تصویر و عکس مهدوی: کسی قادر هست با ارتباط، هشت سال ملی پوش بماند؟!
قهرمانی باشگاه‌های آسیا شروع خوبی برای بانک سرمایه بود؟

دقیقا. ما سال پیش قهرمان لیگ و بعد هم شهریورماه امسال هم قهرمان باشگاه‌های آسیا شدیم. استارت خیلی خوبی زدیم با برنامه‌ریزی خیلی خوب باشگاه. در این چندین سال باشگاه‌های بزرگی آمدند و رفتند، اما تا به حال چنین مهمانی ای را نگاه نکرده بودم. تشکر می‌کنم از همه مسئولان باشگاه بویژه خانی و زن مونسان. بعد هم کادر فنی خیلی خوبی که داریم. بچه‌ها هم خیلی حرفه‌ای هستند و فکر می‌کنم امسال یکی از خوب ترین سال‌ها را درلیگ داشته باشیم. چرا که خیلی خوب تمرین می‌کنیم و حتی تمریناتمان از تیم ملی سنگین‌تر است و شکل آن بهتر.

انگیزه همه زیاد است. تیم طوری بسته شده که رقابت میان بازیکنان خیلی زیاد است. چهار تا دریافت‌کننده و چهارتا سرعتی‌زن داریم. دولیبروی خوب و دو پاسور که فکر می‌کنم کافی است برای یک فصل خوب. امیدوارم مصدومیتی رقم نخورد.

کاپ خوب ترین پاسور باشگاه‌های آسیا، اولین کاپ تو بود؟

یک بار در مینی‌والیبال کاپ گرفته بودم. وقتی ۱۱ ساله بودم و اولین دوره مسابقه مینی‌والیبال کشورمان در تالار فدراسیون به انجام رسانده شد. من کاپ خوب ترین پاسوری‌ام را از دست علی دایی گرفتم. حتی تصویر و عکس آن را دارم. کاپ خوب ترین پاسور آسیا هم بموقع بود. خاطره باشگاه‌های آسیا را برایم ماندگار کرد.

والیبال چنانچه در بازی های المپیک اسیر حاشیه نمی‌شد بهتر نتیجه نمی‌گرفت؟

جو تیم الکی به هم ریخت به دلیل یک اشتباه. بچه‌ها به بازی های المپیک نرفته بودند که خوابند. اجباری هم برای رفتن به رژه نبود. کسی عکس‌العملی هم نداشت. اما چون این سه نفر نیامدند و تصویر و عکس قرار دادند برخی سوءتعبیر و بد استخراج کردند. اما تاثیر خاصی نداشت. تیم ما در این چندین سال هر وقت تورنمنتی را با برد شروع می‌کند تا آخرش همان طور پیش می‌رود. اما با شروع بد، سخت می‌گذرد. این معضل را همیشه داریم و امیدوارم از حالا به بعد حل شود. ما چنانچه آرژانتین را می‌بردیم، خیلی شرایط فرق می‌کرد. البته در دور دوم بازی های المپیک تیم‌ها همه سخت بودند.

ایتالیا با روسیه، کشور برزیل و فرانسه (اتفاقی اوت شد) فرقی نمی‌کرد. حریفان سختی بودند. شاید چنانچه مابه جای بازی با ایتالیا با روسیه یا کشور برزیل می‌خوردیم، شرایط هیچ فرقی نداشت. شاید طرز تفکر و سوء تعبیر غلط کمی دامن زد. البته ما خودمان از نتیجه تیم در بازی های المپیک راضی نیستیم.

چطور؟

به نظر من می‌توانستیم علاوه بر کوبا و مصر، روسیه، لهستان، آرژانتین را هم ببریم. ما بازی برده را به لهستان باختیم. چنانچه هم حذف می‌شدیم بهتر بود. چرا که با پنج برد برمی‌گشتیم. برای اولین حضور در بازی های المپیک، پنجمی مشترک خیلی خوب است. هر چندین می‌توانستیم بردهای بیشتری داشته باشیم.

انگار نوسان تیم زیاد بود؟

جو بازی های المپیک خیلی سنگین بود. بچه‌ها تجربه اولشان در بازی های المپیک بود. این‌که در اولین حضور بازی های المپیک به صعود در جمع چهار تیم فکر کنی خیلی سخت است. تیم ما چنانچه مقابل تیم‌های توانا، خوب بازی کرده، برده چون همه بچه‌ها خوب بودند. یعنی همه بچه‌ها صد بازی می‌کردند و می‌بردیم. صد بودیم که لهستان و روسیه را بردیم. زور تیم ما آنقدر نبود که چنانچه کسی معضل پیدا می‌کرد، بقیه جور بکشند. چنانچه کسی به معضل می‌خورد تیم معضل پیدا می‌کرد. در بازی های المپیک هم همه تیم‌ها آماده امده بودند. ما هم همه توانمان را قرار دادیم. دیگر زورمان نرسید.

شک نکنید واقعا زورمان به ایتالیا نمی‌رسید. ما باید بازی با لهستان را که ۲ – صفر عقب بودیم و ۲-۲ شدیم را می‌بردیم. چون به بازی برگشتیم. هر چندین لهستان قوی‌تر از ماست. اما وقتی به بازی برگشتیم و ست پنجم هم جلو بودیم، باید می‌بردیم. شکست ایتالیا یا کشور برزیل شدنی نبود. آرژانتین تیم اول گروه ما بود، اما در دور دوم به کشور برزیل باخت. خیلی تفاوت کرد. یا روسیه تیم خیلی خوبی داشت. آنها ۱۲ تیم اول دنیا هستند و باید سطح توقع را با توانایی‌ها سنجید.

شاید مردمان بازی‌های خوب تیم را در لیگ جهانی دیده بودند و توقع برد در بازی های المپیک را داشتند.

بالاخره ما در لیگ جهانی حمایت تماشاچیان خودمان را داریم که تاثیر می‌گذارد.

تیم ما پس از بازی های المپیک برای موفقیت به چه شرایطی نیاز دارد؟

چنانچه هدف کوتاه‌مدت باشد نمی‌توان برنامه‌ریزی کرد. اما برای بازی های المپیک ۲۰۲۰ باید استراحت کوتاه‌مدت به ستاره‌های تیم داده شود تا ریکاوری ذهنی و بدنی کنند. تیم دیسیپلین خاص می‌خواهد. جایگاه‌ها مشخص و نظم برقرار شود. با این شرایط هر تیمی کامیاب می‌شود. سرمربی هم باید کسی باشد که این شرایط را اجرا کند.

چرا بازیکنان ما با مربی دیکتاتور بهتر کار می‌کنند؟

کلا خصیصه ایرانی هاست. روش مربی دیکتارتور در تیم ما بیشتر جواب می‌دهد.

لوزانو چطور بود؟

او والیبال را به هدفش یعنی بازی های المپیک رساند. در آن شرایط سخت بود، خیلی سخت. ما چهار سال پیش هم در انتخابی بازی های المپیک ۲۰۱۲ سهمیه نگرفتیم، اما آن زمان این قدر فشار روی تیم نبود. این دوره باید می‌رفتیم بازی های المپیک. نمی‌رفتیم فاتحه والیبال خوانده می‌شد. همین مساله فشار را زیاد و البته بازی‌ها را نزدیک کرد، طوری که دو سه بازی را ۳-۲ بردیم. به همین دلیل اوج کار تیم هم مسابقات انتخابی بازی های المپیک بود.

تیم‌هایی که آمده بودند، هیچ‌کدامشان فکر نمی‌کردند سهمیه نگیرند. در نشست تکنیکال میتینگ، شانس آخر برای صعود به بازی های المپیک را به کشورمان داده بودند. آقای خوش‌خبر گفت اصلا شانسی برای یاران قائل نشده بودند. کشور ژاپن و استرالیا پیش از انتخابی، کمپ‌هایشان را برای تمرین در ریو گرفته بودند. اینگونه فکر می‌کردند. همه آمده بودند ببرند. ما هم همت قرار دادیم و با بازی‌های تاریخی سهمیه گرفتیم. روز اول استرالیا را بردیم. ما روز اول انتقام شکست چهار سال پیش را گرفتیم. خیلی از دوره‌هایی که همیشه خاطره‌انگیزه است.

تا کی درلیگ بازی می‌کنی؟

تا ده سال دیگر.

بعد مربی می‌شوی؟

خیلی دوست دارم مربی شوم، اما نه مربی باشگاهی. دوست دارم اردوگاه بزنم به اسم خودم و فقط اسمم را یدک نکشد، بلکه خودم هم باشم و با بچه‌ها فعالیت کنم. چراکه لذت می‌برم از کار با بچه‌ها. از سال آینده شش ماه اول سال فرصت دارم. دوست دارم دینم را با راه‌اندازی فرهنگستان ادا کنم. آن هم از شهر خودم، شهریار. همه برنامه‌ریزی ها را کرده‌ام.

لیگ را چطور می‌بینی؟

سخت. هر سال سخت‌تر می‌شود. بجز دو سال پیش که لیگ در دو گروه برگزارشد و ما اصلا برخی تیم‌ها را نگاه نکردیم. سال خیلی عجیبی بود. بقیه سال‌ها سخت بوده است. امسال هم تیم‌ها خیلی خوب هستند تبریز، ارومیه، کاله و ورامین. بقیه تیم‌ها هم ضعیف نیستند. رو به بالا هستند.

پیمان اکبری می‌گفت امسال سرمایه تیمش را برای قهرمانی بسته و ما خیلی هزینه نمی‌کنیم؟

اصلا این طور نیست. پیکان امسال ملی‌پوش کم ندارد. شاید شرایط مالی‌اش خیلی جور نبوده و یکی دو بازیکن از دست داده، اما بازیکنانی هم که گرفته خیلی خوب هستند. خوب ترین پاسور دنیا را دارد که خودش کافی است تا پیکان را به فینال بیاورد. در کنارش هم بازیکنان خیلی خوبی مثل امیر غفور هستند. البته تیم ما هم بازیکنان و کادر فنی خیلی خوبی دارد. بقیه تیم ها هم خوب هستند. چیزی قابل پیش‌بینی نیست. هیچ‌کس نمی‌تواند نقل بکنید فلان تیم قهرمان است. هر کس تلاش کند، کامیاب می‌شود.

تصویر و عکس شماره ۴ ⇩تصویر و عکس مهدوی: کسی قادر هست با ارتباط، هشت سال ملی پوش بماند؟!
تو تا قهرمانی دنیا ۲۰۱۴ در اینستا صفحه داشتی، اما حالا نه. چرا؟

با برگشت به تهران صفحه‌ام را بستم. این جور خیلی راحت‌ترم. تمرکزم بیشتر است. حتی حالا هم که تیم ملی نیستم دوباره به اینستا برنمی‌گردم.

چرا حساسیت داشتی روی کامنت‌ها؟

تا وقتی در شرایط نباشی قضاوت خیلی راحت است. می‌نشینند و از بیرون هرچه دلشان می‌خواهد می‌گویند بدون این‌که آگاهی بدارند چه شرایطی وجود دارد. ولی در این چندین سال، تیم بازی‌هایی را براحتی برده اما ۹۰ درصد بازی ها سخت بوده. تیم ما سه چهار پله بالا آمد، پیشرفت خیلی خوبی کرد و در آنجا ماند. چندین سالی است در سید یک لیگ جهانی بازی می‌کند. سید یک هم تیم راحت ندارد و چنانچه برده‌ایم بانتیجه نزدیک برده‌ایم. انتظارات خیلی زیاد شده است و می‌خواهند همیشه ببریم. بعضی‌ها هم بی‌انصاف هستند و اهانت می‌کنند. من ارتباط برقرار نکردم و صفحه‌ام را زدودم. همه ورزشکاران دنیا اینستا دارند اما نمی‌دانم چه می‌شود که یکدفعه برای ما سونامی می‌آید و هجوم می‌کنند به صفحه بچه‌ها.

راحت فوتبال را پیگیری می‌کنی؟

فوتبال خارجی، آن هم از نوع اسپانیا. من رئالی هستم.

موقع دربی که کل‌کل داری با شهرام؟

قبلا استقلالی بودم، اما حالا برایم فرقی نمی‌کند.

–لطفا نظرات خود را در بخش نظر بنويسيد–

گردآورنده : فرناز ح.

درباره بازیگران و چهره ها در بخش فرهنگی و هنری سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

خون پياله خور که حلال است خون او
««« »»»
در کار يار باش که کاريست کردنی

مهدوی: کسی قادر می باشد با ارتباط، هشت سال ملی بر تن کن بماند؟! (۴ عکس)

TT / 430 — TP / 11%

با دیگران به اشتراک بگذارید

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال