از بیماری سرطان برای زنان تا کلینیک درمانی در مکالمه با “بانو آزاده نامداری” (۶ عکس)


با دیگران به اشتراک بگذارید

از سرطان زنانه تا کلینیک درمانی در گفت و گو با “آزاده نامداری”

گفتگوی جدید با سرکار خانم آزاده نامداری

اخیرا خبری مبنی بر انتخاب سرکار خانم آزاده نامداری به عنوان سفیر کمپین مبارزه با سرطان پستان انتشار داده شد، در ادامه مکالمه ای در همین زمینه با سرکار خانم آزاده نامداری به انجام رسانده ایم. با ما همراه باشید.

سرکار خانم آزاده نامداری در این مصاحبه تلاش کرد از اهمیت توجه به سرطان بسیار رایج بانوان نقل بکنید و این که چنین کمپین هایی تا چه حد قادر هستند باری کمک به کاهش مشکلات جامعه در جنبه های مختلف یاری رسانند.

این که مجری شناخته شده تلویزیون تحصیلات روان شناسی را در کارنامه اش دارد نگرانی های او را در این زمینه و بحران های شخصی و خانوادگی ناشی از سرطان بیشتر کرده که در این مصاحبه می بینید. نامداری دلش می خواهد این آغاز یک حرکت باشد که مردمان بیشتر از سرطان پستان آگاهی بدارند و با پیوستن به کمپین و انجام هر کاری که از دستشان بر می آید او و دوستانش را در شروع این حرکت انسانی همراهی کنند.

عکس شماره ۱ ⇩

عکس از سرطان زنانه تا کلینیک درمانی در مصاحبه با “سرکار خانم آزاده نامداری”

شما مدتی است سفیر روبان صورتی یا سرطان پستان شده اید. چه شد که جذب این داستان شدید؟

من با دوستی آشنایی پیدا کردم که کمپینی را تشکیل داده بودند و دومین سال فعالیتشان بود. سال پیش این فعالیت ها کمرنگ تر بود و سفیر یا نماینده ای نداشتند. دوستانی که من با آنها آشناشدم از من خواستند نمایندگی این کمپین را بر عهده بگیرم. افزایم که کمپین روبان صورتی در تمام دنیا وجود دارد و برنامه ها و سمینارهایی را در سر تا سر دنیا به انجام میرساند و شنیده ام تنها کشوری که در این سمینارها شرکت نمی کند و نماینده ای ندارد، کشورمان است.

یکی از اهدافی که روبان صورتی در این سال دوم به دنبالش است، همین است که به این جنبش جهانی وصل شود و از مزایایی که آنها دارند بهره مند شود. تنها خواسته ما این است که از آنها دانش، اطلاعات و آگاهی بگیریم. در همه جای دنیا سرطان سینه اصلیترین نوع سرطان در بانوان است و اهمیت زیادی دارد. بسیاری در کشورمان به این سرطان مبتلا هستند و سالی حدود ۱۰ هزار نفر هم به این رقم افزوده میشود. می خواهم نقل بکنیم قضیه جدی است و بیماری ساده ای هم نیست. کارشناس ها می گویند کشورمان با لاترین رقم رشد ابتلا به این سرطان را دارد.

چندی پیش آماری انتشار داده شد که رشد سرطان درایران رتبه یک دنیا را دارد.

این مساله علل ریشه ای و متعددی دارد. دلیل اصلی این است که ما دچار ناآگاهی هستیم. شما پایتخت را نگاه نکنید. در شهرستان های مختلف و روستاها خبر دهی ضعیف است و فرد امکان می دارد آگاهی ندارد دچار این بیماری است و آنقدر دیر مراجعه کند که کار از کار گذشته باشد.

در رابطه با سرطان پستان این مساله به دلیل موضوعات اخلاقی حادتر هم هست.

دقیقا. این که الان در همین مصاحبه ما مشکل داریم و شما می گویید سرطان پستان و نقل میکنیم سرطان سینه نمایان کننده این است که از لحاظ فرهنگی و پایه ای یک مقدار سختمان است و حیا اجازه نمی دهد عبارت درست را مصرف بکنیم ولی از نظر علمی سینه بخش وسیع تری است که پستان را هم در بر می گیرد و سرطان پستان عبارت درست تری است.

عکس شماره ۲ ⇩عکس از سرطان زنانه تا کلینیک درمانی در مصاحبه با “سرکار خانم آزاده نامداری”

شغل جدید سرکار خانم آزاده نامداری

خطر ابتلا به این نوعت سرطان بین ۴۵ تا ۵۵ سالگی یعنی در سنینی که خانم ها یائسه می شوند بیشتر است، ولی متاسفانه در کشور ما باید ۱۰ سال عقب تر بیاییم چون خطر ابتلا به سرطان از سن پایین تری شروع می شود. ماه اکتبر که از ۹ مهر آغاز می شود در سر تا سر دنیا ماه سرطان پستان است، یعنی چه سازمان های مردمان نهاد و چه کسانی که بهبود یافته اند و تمام کسانی که در این زمینه کار میکنند، ماه اکتبر را به تلاش بیشتر در این زمینه اختصاص داده اند، اما متاسفانه در کشورمان چنین خبری نیست. در حال حاضر ما یک مقدار جزئی تر از همه دنیا شروع کرده ایم و هدف اصلی این است که در مردمان ایجاد پرسش کنیم و کاری کنیم که از ما پرسش کنند تا برایشان توضیح بدهیم که اصلا موضوع کدام است؟

نکته دیگر این است که برخی از افرادی که دچار این سرطان هستند تصور می کنند دیگر همه چیز خاتمه یافته و سرطان مساوی با مرگ است به خصوص سرطان پستان بدخیم اما من با گروهی به اسم بهبودیافته ها مواجه شدم که پس از درمان های مختلف بهبود یافته اند. این طور هم عدم که مثلا سرطان خوش خیم داشته یا زود شناسایی کرده باشند. اتفاقا کسانی هستند که خیلی هم سختی کشیده اما درمان شده اند. اگه کسی خیلی روحیه اش بد است، قادر هست بیاید با این گروه صحبت و مصاحبه کند و این انرژی را از آنها بگیرد که دچار سرطان پستان شدن مساوی با مرگ نیست.

نکته دیگری که می شود هشدار داد این است که امکان می دارد این نوع سرطان یک سرطان زنانه به چشم بیاید ولی همه را درگیر می کند. قطعا اگه کسی درگیر این مساله بود بچه ها، همسر، پدر و مادرش و… هم نگران او هستند. این توجه باید صددرصدی و این نگرانی باید برای همه موجود موجود باشد.

صددرصد همین طور است. این موردی است که من از آن غافل شدم. زمانی دخترخانم یا زنی دچار این نوع سرطان می شود کل خانواده درگیر می شود، من مسائل مالی را کنار قرار میدهم. این را آگاهی بدارید که خیلی از خانواده ها هستند که هزینه درمان را هم ندارند، غیر از این از لحاظ احساسی خیلی مساله سختی است.

عکس شماره ۳ ⇩عکس از سرطان زنانه تا کلینیک درمانی در مصاحبه با “سرکار خانم آزاده نامداری”

عکس جدید سرکار خانم آزاده نامداری

خود آن خانم باید بسیار قوی باشد. زمانی دکتر به زنی نقل میکنید تو سرطان پستان داری، آمادگی شنیدن این خبر را ندارد و اینجاست که نقش خانواده بسیار پررنگ می شود. مرد خانواده و بچه ها باید یاری رسانند تا خانم از لحاظ روانی بتواند توان خودش را حفظ کند.

کمک و ابعاد روانی داستان، کمتر از ابعاد جسمی آن نیست.

کافی است به یک مکانی برسی که احساس کنی شرایط روانی خوبی ندارد و درمان را ول کنی… زمانی یک خانم در شرایط روانی بدی میزید و از اطرافیانش بی توجهی می نگاه کند، امکان دارد اصلا درمان را ول کند. چون سن ابتلا هم بیشتر بالای ۵۵ سال است و افراد بالای ۵۵ سال اغلب فرزندهایشان دور و خوبشان نیستند و همسرشان سن دار است و احتمالا بازنشسته شده اند و سر کار هم نمی روند که بگوییم سرگرم هستند.

همه این مسائل نمایان میکند فرد از لحاظ روانی به کمک نیاز دارد. کمپین روبان صورتی می خواهد این خلاء را پر کند و نقل میکنید ما متخصص تغذیه، روان شناس، مربی یوگاه و مربی ورزش داریم و بهبودیافته ها را داریم که دور هم جمع می شویم و از تجربه های هم بهره میگیریم، پس افراد باید با آمادگی بیایند و بهره گیرند. اگه خدا بخواهد و اتفاق تازه ای نیفتد، کمپین روبان صورتی تصمیم دارد به شهرهای ختلف کشورمان برود و از آنها هم بخواهد که حاضر باشند.

ما واقعا به این تشکل های غیردولتی زنانه نیاز داریم. این کمپین تشکیل شده و حول محور این بیماری است. اما تشکل های غیردولتی بانوان صرفا به دلیل این بیماری تشکیل نمی شود و قادر هست راجع به مسائل مختلف باشد و خانم ها را با مشکلاتی که وجود دارد، آشنا سازد و آنها را تحت پوشش خودش بگذارد.

از طرفی، اگه یک جستجو هم به انجام رسانیم، ما خانم های زیادی پیرامون خودمان داریم که دچار این بیماری هستند و به نظرم مصاحبه کردن با آنها و این که سیر این بیماری را به چه صورت میگذرانند، خیلی به افراد یاری میرساند.

زنهایی که چهره هستند و توجه اجتماعی روی آنهاست، خوشبختانه در فعالیت های بیشتری حضور دارند. شما پیش از این که به این کمپین بپیوندید به طور مشخص مکانی فعال بودید؟

تا اندازه ای که در توانم بوده کارهای خیریه زیادی به انجام رسانده ام. یک وقت تمرکز من بیشتر روی فرزندهایی بود که دچار مریضیهای گوناگونی هستند. مثلا محک زیاد می رفتم ولی این مساله که سرطان پستان طبق آماری که ابتدا گفتم با این سرعت سیل وار حرکت می کند باعث شد من به طور جدی اندیشم که باید حرکتی انجام داد.

شما رسانه ای هستید، هیچ وقت به این اندیشیده اید که به چه صورت می توان مدیران رسانه ای را مشتاق کرد با تمام محدویت هایی که وجود دارد بیشتر در این باره برنامه سازی کنند؟

فرهنگ عمومی و حیا باعث می شود مطرح کردن خیلی چیزها در تلویزیون سخت تر شود. مثلا این که یک برنامه روان شناسی راه بیندازی و یک فضای روان شناسی بوجود آوری، روان شناسی فقط شامل افسردگی و مشاوره زناشویی نمی شود بلکه یک فضای بسیار بزرگ است و خیلی مسائل را دربر می گیرد، اما شاید به جرات بتوانم نقل بکنیم ۸۰ درصدش را ما در تلویزیون قادر نیستیم بگوییم. نمی خواهم نقل بکنیم تقصیر تلویزیون است.

شاید واکنش های مردمی اثرگذار تر باشد و فضای فرهنگی ما هنوز آماده شنیدن خیلی چیزها نیست که مثلا بگوییم این مشکل روان شناسی وجود دارد (که حتی مناز گفتنش هم ابا دارم) این مسائل وجود دارند و ما قادر نیستیم بگوییم نیست. ولی زمانی در تلویزیون یک برنامه روان شناسی هم ساخته می شود مستقیما به یک برنامه مشاوره ازدواج مبدل میشود در حالی که مشاوره یک رشته جدا از روان شناسی است.

عکس شماره ۴ ⇩عکس از سرطان زنانه تا کلینیک درمانی در مصاحبه با “سرکار خانم آزاده نامداری”

ماجرا روبان صورتی بر چادر سیاه

برای سرطان پستان هم همین مشکل را داریم و باید خیلی در لفافه صحبت بکنیم. من یادم است یک وقت حتی می خواستند خبر بخوانند و اگه در خبرها نگاشته بودند سرطان پستان ما حتما آن را خط می زدیم و مینگاشتیم سرطان سینه، در حالی که اصلا از نظر علمی این دو با هم تفاوت دارند.

در حال حاضر هم در تلویزیون این طور است؟

اصلا نقل میکنیم شاید تقصیر تلویزیون نباشد و حیا به خود گوینده هم اجازه ندهد که این کلمه را عنوان کند.

رسانه نقل میکنید من خیلی سرگرمی ساز نیستم و رسالت خود را در تعلیم، هدایت و نصیحت بیشتر تعریف کرده، اما شاید انتظار این است که برای این مسائل هزینه بیشتری تقبل کند.

اعتقاد همیشگی من این بوده که تلویزیون باید آنقدر از سطح مردمان بالاتر باشد که ما برای مردمان الگوتراشی کنیم. یک مثال ساده بزنم. یک وقت همه چادر ساده سر می کردند. من آمدم و چادر ملی سر کردم. خیلی بازخورد منفی از مردمان، مطبوعات و مسوولان گرفتم که نقل کردند این به چه صورت چادری است که سر کردی، آستین دارد و… ولی آنقدر ما مقاومت کردیم که آن ماند و الان می بینیم که شاید ۸۰ درصد از خانم های چادری ما چادر ملی دارند اما پس از آن آمدیم تلاش کنیم چادر رنگی را باب کنیم که با شکست مواجه شد چون پس از چندین دفعه که چادرهای رنگ های مختلف بر تن کردیم، نگاه کردیم جامعه مییاندیشد قداست چادر به سیاه بودنش است و نباید اصلا چادر رنگی بر تن بکنیم.

این مساله را کنار قرار بدهیم. من هم قبول می داریم که تلویزیون وظیفه پیشرو بودن دارد اما این را هم باید بگوییم که فضای فرهنگی جامعه هم باید کشش این را داشته باشد، یعنی اگه من بخواهم یک برنامه بسازم و از طرف مردمان به وقیح بودن متهم شوم، طبیعتا تلویزیون هم فتیله را پایین می کشید. پس این یک اتفاق دوطرفه است و باید از هر ۲ طرف آمادگی برای تغییر موجود موجود باشد و باز من مییاندیشم فضای جایزی خوب ترین جاست که یک مقدار بستر این مساله به وجود آید و بعد تلویزیون احساس کند واقعا سرطان پستان یک خطر است و باید برای آن کاری انجام داد.

البته نمییاندیشم رسانه ملی بخواهد این طور درباره یک مضمون خاص فعالیت کند. در حقیقت باید روحیه و طرز تفکرشان عوض شود. ما این مشکل را در رابطه با ایدز هم داشتیم.

درباره ایدز هم در لفافه بیشتر حرف زدیم، اما نگاه بکنید من مجری، دورانی که خبر می خواندم زمانی به من یک نوشته می دادند، لغتهایی از آن را رویم نمی شد بخوانم و نقل میکردم نمی خوانم، این مشکل فرهنگی ماست.

یعنی با وجودی که سرویس خبر تایید کرده و گفته بود می شود خواند، شما خودتان شخصا مخالفت می کردید؟

بله، همین طور است. این مساله باید از مردمان و فرهنگ مردمان آغاز شود و بعد تلویزیون احساس کند که این فضا تهیه شده که زمانی مثلا تو یک مرد سه زنه را در برنامه دعوت کنی، خیلی مساله حادی نیست. شاید در همسایه های شما هم باشد کسی که ۴ تا زن داشته باشد، اما اگه این اتفاق در تلویزیون بیفتد یکباره در مملکت سر و صدا بلند می شود که چرا این آدم به تلویزیون آمده، اما این اتفاق خاصی نیست.

به چشم مییاید در حال حاضر ۲ سطح یا شکل ادبیات در جامعه وجود دارد؛ یکی ادبیات و نگاه مجلسی و یکی ادبیات و نگاه واقعی و به همین اندازه فرق می دارد که می توان گفت واقعی نیست. مردمان همین مطبوعات را می خوانند و درگیر خیلی از مسائل هستند، ولی رسانه ما به عنوان رسانه ملی همه چیز را به شکل غیرعادی اظهار می کند که شاید یک مکان هایی هیچ نسبتی با زندگی واقعی مردمان ندارد.

این مساله یک تاریخچه دارد؛ من در جلسات این چنینی مدت های طولانی شرکت کردم. ۲گروه در این جلسات حاضر بودند؛ یک گروه که معتقد بودند تلویزیون باید ایده آل ها را نمایش بدهد و ما باید خوب ترین ها را نمایان بکنیم و به مردمان الگو بدهیم، یک عده دیگر هم تصور می کنند تلویزیون وظیفه دارد حقیقتها را نمایش بدهد. این ۲ گروه اندیشم هم چنان با هم در کش و قوس هستند. اگه سریال های تلویزیونی را هم بینید این ددیگاه را در آن می بینید.

برخی سریال ها حقیقتها را نمایش میدهند و برخی سریال ها هم هستند که الگوسازی می کنند. به نظرم باید بنشینیم و چک کنیم که از کدام یک از اینها به نتیجه رسیده ایم. آیا با لبخند مسواکی زدن به مردمان برای این که این زن و شوهر چقدر خوشبختند یا این خانواده چقدر گرم هستند، نتیجه گرفتیم یا زمانی حقیقتها را نمایان کردیم؟ اگرچه واقعیت تلخ بوده ولی به هر حال به مردمان چیزهایی را آموخته ایم. کدام یک از این دو منتج به نتیجه ای شده که ما دنبال آن بودیم؟

عکس شماره ۵ ⇩عکس از سرطان زنانه تا کلینیک درمانی در مصاحبه با “سرکار خانم آزاده نامداری”

تصویر و عکسهای سرکار خانم آزاده نامداری

نکته دیگری که باید افزایم این است که آخرین دوره ای که من در تلویزیون برنامه داشتم، مییاندیشم سال ۸۹ بود. من واقعا مجبور بودم هر شب پیش از شروع برنامه این جمله را نقل بکنیم که کسی که اینجا و روی این صندلی کنار من می نشیند الگو نیست، فقط یکی از اعضای این جامعه است.

کسی که اینجا می نشیند، معتاد است، الگو نیست، آمده راجع به اعتیاد صحبت بکند، ولی تلویزیونن توقع داشت کسی که ترک کرده را فرا خوانیم، اما خب یک معتاد وجود دارد یا یک مرد با ۳ زن اینجا می نشیند ولی الگو نیست. او یک آدم است که در جامعه میزید و آمده اینجا صحبت بکند یا مثلا متارکه احساسی یک اتفاق است که در جامعه ما خیلی وجود دارد با آمارهایی که اصلا نقل نمیشود.

ما ۵-۴ قسمت درباره متارکه احساسی حرف زدیم و موفق شدیم زوجی را بیاوریم که بگویند ما دچار متارکه احساسی هستیم، با هم زندگی می کینم ولی اصلا انگار با هم نمیزییم. اینها مسائلی است که رسانه باید نقل بکنید، اما مدام من باید تکرار می کردم که اینها الگو نیستند. در جامعه ما بانوان، مردان و خانواده های خوشبخت زیادی وجود دارد، ولی این نوع خانواده ها هم وجود دارند. من مییاندیشم رسانه باید تصمیمش را بگیرد که می خواهد واقع گرایانه برخورد کند یا می خواهد دنبال ایده آل هایش باشد.

بالاخره در این سال ها اگه رسانه ها قادر میبودند حرف اقشار مختلف را بازتاب بدهند شاید دیگر بعضی ها مجبور نبودند در استادیوم به جای فوتبال نگاه کردن رکیک ترین فحش ها را بدهند، شاید یک بخش داستان این باشد که فرد می نگاه کند هرچه راجع به اصلاح بعضی مسائل نقل میکنید دیده نمی شود. مییاندیشد اگه جای دیگری برود که اسمش نباشد، باید به عریان ترین شکل ممکن اهانت کند.

شما خودتان به عنوان کسی که در حوزه روان شناسی فعال هستید و به این نگاه علاقه دارید و یک بار راجع به فضای جایزی نقل کردید مییاندیشید همه باید انرژی مثبت دادن به دیگران و خوب بودن را در زندگی شخصی شان شروع کنند. این نگاه مثبت را به چه صورت می توان از تک سلولی بالا آورد و در جامعه بسط داد؟

من اول مییاندیشم ما به وقت نیاز دارم، آنقدر یکباره این اتفاق در کشور ما افتاده…

وقت به ضرر ما نیست؟ یعنی هر چه جلو برویم بدتر نمی شود؟

نه برعکس، من مییاندیشم وضعیت ما در حال حاضر از ۳-۲ سال پیش در فضای جایزی بهتر است. فضای جایزی وارد مملکت ما شده و حرف های نقل نشده که سال ها آن را بروز نمی دادیم یکباره فضایی برای بروز پیدا کرده، نظر شخصی من این است و هیچ پایه علمی هم ندارد ولی آگاهی نمیدارم چرا من مثلا شما را می نگاه کنم و نقل میکنیم چه خبرنگار کامیابی هستید، بعد زمانی در فضای جایزی می آیم و زمانی عکس پروفایلم را عوض میکنم و مثلا کریس رونالدو قرار میدهم، شروع می کنم به شما فحش می دهم…

با یکی از دوستان چندین وقت پیش در این باره حرف میزدیم، گفتم در خیابان کسی به تو فحش می دهد و گفت نه، می خواهند با من عکس بگیرند یا از من امضا بگیرند، ولی همان ها در فضای جایزی حرف هایی می زنند که متعجب می شویم که این مردمان با آن مردمان چه تفاوتی می کنند که آنجا آنقدر مهربان هستند و اینجا اینقدر نامهربان!

این مساله به روانکاوی نیاز دارد. راه حل من هم این است که باید وقت داد. من آدمی هستم که در سخت ترین و بحرانی ترین شرایط زندگی ام ایستادم و صفحه اینستاگرامم را باز نگه داشتم و اتفاقا صحبت کردم. من نمی روم گم شوم، می ایستم و توضیح می دهم و اصلا هم نمییاندیشم کار اشتباهی است. بالاخره زمانی پایت را به رسانه قرار میدهی مجبوری که بایستی و با مردمان حرف بزنی…

من مدت طولانی این کار را کردم و صفحه را میگشودم. حالا اگه هم حرف های نامربوط مینگاشتند، بلاک یا میزدودم و توضیح می دادم اینجا صفحه یک خانم است، رعایت کنید. بعد باز هم به یک مکانی رسیدم که احساس کردم که دارم انرژی زاید صرف می کنم و اصلا کسی متوجه نیست که چه خبر است و اینجا اصلا حریم خصوصی معنا ندارد.

یک اتفاق که به شما خبرنگارها و افرادی که کار مطبوعاتی می کنند- به مخصوص برخی سایت هایی که به جز کپی پیست هیچ کاری بلد نیستند- مربوط می شود، این است که یک خبر را خبرگزاری فلان زده بعد بدون این که تحقیق کنند با سرعت آن را کپی می کنند. خب شما می خواهید این خبر را فعالیت کنید تلفن بزنید و از من پرسش کنید. من وجود دارم.

اگه من تاییدش می کنم، بروید فعالیت کنید. مدام این را کپی پیست می کنند و پس از خبرگزاری ها هم سر از روزنامه ها در می آورد. متاسفانه فضای مطبوعات هم فضای خوبی نیست. همان طور که در فضای جایزی ما دنبال این هستیم که فالوورهایمان بالا برده شوند، به چشم مییاید شما هم دنبال این هستید که بیشتر به فروش برسانید، پس اصول اخلاقی کجا رفته؟

این خودش قصه مفصلی دارد که بی رابطه هم با جامعه نیست.

عکس شماره ۶ ⇩عکس از سرطان زنانه تا کلینیک درمانی در مصاحبه با “سرکار خانم آزاده نامداری”

سرکار خانم آزاده نامداری در کمپین روبان صورتی

یعنی هیچ مدیریتی نباید بر این سایت ها موجود موجود باشد!؟

شما می گویید مسائلی را آگاهی نمیدارند و کپی پیست می کنند. من بعضی اوقات مییاندیشم دوستان من بعضی مطالب را می دانند که اشتباه است و باز هم مینگارند. این موضوع به روندی مبدل شده و همراه نشدن با آن هم خیلی سخت است.

به وعده شما یک نفر نقل میکنید من صفحه ام را نمی بندم و می ایستم، من روزنامه نگار نقل میکنیم که سعی می کنم اخلاقی فعالیت کنم، ولی ایستادن جلوی این موج بی اخلاقی خیلی سخت است. بگذریم. در کمپین روبان صورتی خودتان درگیر بحث روان شناسی آن هم هستید؟ یعنی اگه این کمپین کلاسی داشته باشد خود شما با توجه به علاقه ای که دارید درگیرش می شوید؟

اینها دو مساله جداگانه هستند. روان شناسی علاقه شخصی من است و برنامه آینده ام است، یعنی برنامه ام برای ۴-۳ سال آینده این است که در آن حوزه فعالیت کنم اما در رابطه با کمپین وظیفه من این است روبان صورتی که نمایان کننده فعالیت من در کمپین روبان صورتی است را همیشه همراهم داشته باشم و هر مهمانی ای که می روم روبان صورتی روی چادرم نصب شود و به افرادی که از من پرسش می کنند توضیح بدهم که دلیل این که این روبان را روی چادرم دارم کدام است، این شروع کار من است و هیچ ربطی هم به این که من مجری هستم، ندارد. این یک وظیفه و رسالت انسانی و شخصی و یک مقدار زنانه است که من اطلاعاتی دارم و نگرانی های مهم برایم ایجاد شده که علاقمندم آنها را برای اطرافیانم به اشتراک قرار بدهم.

برنامه ای که برای روان شناسی دارید کدام است؟

روان شناسی علاقه زندگی من است و دوست دارم در آن زمینه کار کلینیکی به انجام رسانم. یعنی دوست دارم یک کلینیک خانواده درمانی تاسیس کنم. خانواده درمانی بخشی از روان شناسی بالینی است و همان طور که گفتم بعضی مشکلات روانی که در برنامه تلویزیونی قادر نیستم نقل بکنیم را در کلینیک شخصی خودم حتما می توانم نقل بکنیم و روی آنها فعالیت کنم. ما انواع و اقسام بیماری ها را داریم و می توانیم به همه آنها توجه بکنیم.

همسرتان در این زمینه چقدر به شما یاری میرساند؟

خیلی زیاد. به نظرم ایشان هم با علاقه مندی من همراهند و افتتاح کلینیک یک نقش ۳-۲ ساله برای من است و ایشان هم قطعا یاری میرسانند.

هزینه ها را تامین می کنند؟

تا به حال که در حد ایده است، ایشان استقبال کردند. به هر حال ما تصمیم داریم یک زندگی علمی پرباری هم داشته باشیم، یعنی آنچه غایت فکری من و ایشان است و خودنمایی هم در آن نیست، این است که ایشان از لحاظ علمی در رشته خودش و من در رشته خودم در جامعه مؤثر و مفید باشیم و البته مشوق خوبی برای هم.

در این مرکزی که شما می خواهید کار روان شناسی به انجام رسانید، به طور مشخص روی چه مواردی سرمایه گذاری می کنید و وجه تمایزش با کارهایی که قبلا انجام شده کدام است؟

من به طور خاص خانواده درمانی خوانده ام که از روانکاوی و روان شناسی هایی که بین مردمان رواج دارد فرق می دارد. روانکاروی فرد را درمان می کند اما خانواده درمانی نقل میکنید فرد یک معلول است و دلیل خانواده است. در این زمینه مقالات فراوانی وجود دارد. در کشورهای مختلف دنیا زمانی یک نفر خانواده درمانگر است به خانه ای می رود که مشکل دارند و سعی می کند دلیل مشکل را در خانواده یابد، اما در کشورمان فضای این کار وجود ندارد. من قادر نیستم بروم در یک خانه بنشینم و دلیل را ریشه یابی کنم.

از طرفی، خانواده درمانگر با روانکاو تفاوت می کند. من معتقدم فرد به تنهایی درمان نمی شود و حتی یک خانواده درمانگر بزرگ نقل میکنید یک بیماری روانی تا ۳ نسل ادامه خواهد داشت. یعنی من، بچه ام و نوه ام آن بیماری را بروز خواهیم داد. خانواده درمانی می خواهد خانواده را چک کند، یعنی پدر خانواده بیاید نقل بکنید من مشکل دارم و به تنهایی نمی شود او را درمان کرد. باید بقیه اعضای خانواده هم بیایند و یکباره در این چرخه معیوب می بینید یک بابابزرگ وجود دارد که این فرد باعث این بیماری شده و باید او را هم بیاورید.

در حقیقت، یک مقدار سخت تر از کارهای درمانی دیگر است که ۴۵ دقیقه می نشینید و حرف های یک فرد را گوش می کنید. خانواده درمانی هم جدیدتر است و هم یک مقدار سخت تر.

هم این که موانع فرهنگی بیشتری دارد.

صددرصد! من هم که از کارهای سخت استقبال می کنم.

مکانی در کشورمان نگاه کرده اید که با این روند فعالیت کند؟

من با یک کلینیک فعالیت میکنم که البته موفق نشدیم به این شکل این کار را به انجام برسانیم، ولی تا حدود ۵۰ درصد این پیش آمده. من سعی می کنم تا با میزان بیشتری این ایده را عملی کنم.

یعنی کل کار شما براساس روابط خانوادگی است؟

به هر حال من باید روی تابلو بنگارم خانواده درمانگر و این حوزه هم توضیحات فراوانی دارد.

اگه واقعا نشود پیش رفت باید به روان شناسی متداولی بسنده کنید.

من تا مکانی که بشود پیش میروم، خیالتان آسان باشد.

شما آدم شناخته شده ای بودید و دور و بر شما خبرهایی بوده و در یکی- دو سال اخیر هم بیشتر خبرساز شده اید. مییاندیشید این اخباری که ایجاد شده و خیلی هم خانوادگی و شخصی بوده روی کاری که می خواهید به انجام برسانید تاثیر شخصی داشته باشد؟

مثل این که به کسی می گویند تبلیغ مسواک کن که دندان های سفیدی داشته باشد. این حواشی که پیرامون شما بوده امکان می دارد امتیازی برای کاری که می خواهید به انجام برسانید، نباشد. می خواهید چه کنید؟

به نظرم کسی که روان شناسی آگاهی میدارد و خانواده درمانگر است و در این زمینه یک مقدار بیشتر از آدم های عادی خوانده و این سیر زندگی را میگذراند، چون به سرعت متوجه می شود که اشتباه کرده و متوجه بیماری ها و روابطی که دچار بیماری هستند، می شود، سعی می کند راهش را عوض بکند. من راهم را عوض کردم و معضلم را حل کردم.

از مسوولان چه تقاضایی در خصوص رسیدگی به وضعیت این بیماری دارید؟

آگاهی نمیدارم تقاضای بجایی است یا نه، ولی این که بشود پس از ماستکتومی (برداشتن پستان به دلیل سرطان) از لحاظ بیمه ای کاری کرد که جراحی پلاستیک شامل این بیماری بشود، خیلی قدم نقش می داری است. کمترین اتفاقی که برای زنی که دچار سرطان پستان می شود می افتد، این است که یکی از اعضای بدنش را از دست می دهد و اگه زنانه تر به قضیه بینیم، این مساله تلخ تر می شود.

زنهایی که یک بار سینه شان دچار مشکل شده خیلی امکان دارد دوباره دچار مشکل شوند و این روند خیلی به مسائل روانی و احساسی بستگی دارد که در کشورمان به آن توجه نمیشود. من آگاهی نمیدارم آقای دکتر هاشمی تا به حال چه کارهایی برای کمک به خانم های دچار سرطان پستان کرده و شاید وزیر بهداشت ما که خانم نیست، نتواند این موضوع را از لحاظ احساسی به خوبی درک کند، ولی ما خودمان باید یک کاری برای خودمان به انجام رسانیم.

سرکار خانم آزاده نامداری ، تازه ترین مصاحبه با سرکار خانم آزاده نامداری

********************

تهیه شده توسط: آمي‌تيس ط.

درباره بازیگران و چهره ها در بخش فرهنگی و هنری سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

در آتش ار خيال رخش دست می‌دهد
««« »»»
ساقی بيا که نيست ز دوزخ شکايتی

از بیماری سرطان برای زنان تا کلینیک درمانی در مکالمه با “بانو آزاده نامداری” (۶ عکس)

TT / 722 — TP / 16%

با دیگران به اشتراک بگذارید

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال