همه وعده ها دروغ بود/ در فتنه ۸۸ سفارت انگلیس بیش از ۲۰۰ نیرو داشت


همه وعده ها دروغ بود/ در فتنه ۸۸ سفارت انگلیس بیش از ۲۰۰ نیرو داشت

وزیر پیشین اطلاعات گفت: در فتنه ۸۸ سفارت بریتانیا بیش از ۲۰۰ نفر آدم داشت و شماری زیادی از این اشخاص هم انگلیسی بودند، بقیه‌شان ایرانی‌های همراه آنها بودند.

تصویر و عکس همه قول ها دروغ بود/ در فتنه ۸۸ سفارت بریتانیا بیش از ۲۰۰ نیرو داشت

به اعلان سرزه و به نقل از «نسیم آنلاین»، ابتدای مصاحبه تأکید می کند که این برنامه صرفاً یک مصاحبه برای روشنگری است و نیت کسب مقام و مسئولیت سیاسی در آن نیست و بعد به تفصیل درباره خط نفوذ و اقدامات اطلاعاتی، سیاسی و فرهنگی دشمن سخن می گوید. تسلط به معارف کلاسیک اسلامی، آگاهی عمیق سیاسی و سابقه حضور در رأس سیستم امنیتی، باعث شنیدنی شدن مکالمه ی ماهنامه رمزعبور با حجت الاسلام حیدر مصلحی با "رمز عبور" شد.

به چه دلیل در دو سه سال اخیر نفوذ از طرف رهبری به صورت پرحجم و در ابعاد مختلف نظیر تصمیم سازی و بر آن شوی و حتی امنیتی پیگیری می شود؟

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.

سخنرانی مقام عظمای ولایت در سال گذشته در سالگرد ارتحال حضرت آقا امام (ره) نقطه عطفی در سیر مدیریتی است که آقا برای انقلاب و مقابل تهدیدات و مسائل انقلاب مد نظر گیرند. در آنجا جمله ای را فرمودند که معتقدم بسیاری ساده از کنارش گذشتند و روی آن تأمل نکردند. نقل نکردند گروه خاص، بلکه چنین تعبیری را مصرف کردند که «چنانچه راه امام را گم کنیم یا نسبت به راه امام غفلت کنیم یا عمداً آن را کنار بگذاریم، ملت ایران تو گوشی خواهند خورد.» آقا این حرف را در موقعیتی می زنند که مدیریت انقلاب دست ایشان است و دارند این انقلاب را جلو می برند. در صحبت ایشان سه بخش گم کردن راه امام، غفلت کردن و عمداً کنار گذاشتن آن برجسته است. گم کردن راه بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران مربوط به نسل های سوم و چهارم است. در این قسمت خطاب آقا به این دو نسل است که امام و مشی ایشان را ندیده و سخنرانی هایش را نشنیده ، نوع سلوک امام در برخورد با اشخاص و جریان های مختلف را نگاه نکرده اند که هر کدام از برخوردهای ایشان در مسائل مختلف حاوی نکات اهمیتی می داری است. چنین نسلی براحتی به این طرف و آن طرف گرایش کشف میکند، راه را گم می کند و گمراه می شود. امروز روز تبیین و تشریح وصیت نامه امام است. امام در وصیت نامه شان می فرمایند که چطور حرفم را بپذیرید. آیا واقعا هر کسی هر چیزی را از طرف من گفت قبول کنید؟ با چه استنادی بپذیرید؟ حضرت آقا امام در صحیفه امام درباره موضوعات مختلف مطلب دارند و امروز عده ای جملات صریح ایشان در وصیت نامه شان را کنار گذاشته اند و بعد می آیند و از امام خاطره می گویند! اصلاً به مطالب ناب امام توجه نمیکنند. در بحث اسلام امریکایی و مباحثی از این قبیل امام جمله باور نکردنی ای دارد. ایشان برای اعضای جامعه مدرسین قم پیامی دارند و طوری حرف زده اند انگار برای شرایط امروز و مسائلی است که اکنون در کشور می گذرد. امام می فرماید: «امروز خطر هدم اسلام در جهان بسیار قوی است. بدون جذب جوانان دلسوخته حوزه ها و دانشگاه ها و بازارها و خیابان ها نمی شود اسلام ناب محمدی (ص) را در جهان مستضعفان و پابرهنگان جهان پی ریزی کرد. بحث این نیست که به من نگاشتید یا متأثر از تأثر من شدید. بحث بر سر این است که چطور باید جواب نسل های آینده را داد؟» آنچه در ادامه آمده خیلی اهمیتی می دارد. «بحث بر سر این است که چنانچه دیر بجنبیم اسلام امریکایی از جلسات سیاسیون ظاهرالصلاح وابسته به امریکا و نیز از همین حوزه ها و دانشگاه ها چنان زیبا برای جهان پابرهنگان تشنه عدالت ترسیم می شود که همگی محکوم به فنا هستیم.» مانند این است که امام دارند برای شرایط کنونی ما حرف میزنند.

درباره اسلام امریکایی و اسلام ناب مورد ها و جملات قابل توجهی از امام وجود دارد که نمی خواهم وارد آن شوم. بخش دوم غفلت از راه امام (ره) است. این بخش مربوط به نسل های نخست و دوم انقلاب است که خود امام، مشی و سلوک و اقدامات ایشان را دیده و الان غافل شده است. عوامل غفلت بحث زیادی دارد؛ این که چه مسائلی باعث غفلت و جابه جا شدن ارزش ها می شوند. در بخش سوم هم می فرمایند چنانچه عمداً راه امام را کنار بگذاریم که این مربوط به قضیه نفوذ است. هر سه اینها در بحث تحریف قرار می گیرند.

نفوذ موضوع تازه ای نیست و از نخست انقلاب دشمن برای عوض کردن مسیری که امام دنبالش بود طراحی نفوذ برای انقلاب کرده است. تعارف ندارد، همه چیز ایران پیش از انقلاب دست امریکایی ها و انگلیسی ها بود و همه جا آدم داشتند. انقلاب که شد همه چیزشان به هم ریخت. بر اساس شمّ اطلاعاتی و مطالعاتم، این ها در زمان پاسداری مقدس برای این که خودشان را داخل نظام و انقلاب تعریف کنند، بیشتر با حضور در نبرد موثر بودند. چنانچه هم خودشان را تعریف می کردند، در محیط درگیری نبرد بود، اما پس از نبرد طراحی کردند تا جایگاه های از دست داده شان را ـ که با انقلاب به هم ریخته و نابود شده بود و با نبرد هم قادر نبودند آن را بازسازی کنند ـ به دست آورند. چطور؟ از طریق همین نفوذ. نو سازی ای در آن جهت به انجام رساندند که به نظرم خیلی جای کار دارد. مابین صحبت ها چنانچه بحث پراکنده می شود برای این است که حیفم می آید نکاتی را نقل نکنیم.

احساس دشمن و استکبار از انقلاب ما این بود که مانند بقیه انقلاب های دیگری است که در دنیا پیش آمده است، مانند انقلاب کشور روسیه، فرانسه و در کشورهای اسلامی الجزایر، مصر و جاهای مختلف. در همه این انقلاب ها پس از مدت لغزش اوضاع سر جای اولش برگشت. انقلاب های فرانسه و کشور روسیه را چک کنید. این قضیه در مورد آنها صدق می کند. در انقلاب اسلامی دشمن دید امام از همان نخست سریع ـ نکته اصلیش همین سرعت امام بود ـ دارد ساختاری را می چیند که به همین سادگی قادر نیستند با آن رویارویی کنند. یکی از بحث های جدی این ساختار مقوله «ولایت فقیه» است. بعضی از دوستان ما الان کار اشتباهی می کنند و در پاسداری از ولایت فقیه و مباحثی از این قبیل ولی فقیه را به رئیس جمهور امریکا و حکومت ولایی را به حکومت امریکا تشبیه می کنند.

در حوزه اختیارات نفر نخست حکومت این حرف را می زنند.

به نظر من این تشبیه غلط است. به چه دلیل؟ چون مقوله «ولایت فقیه» اصلاً معنا و مفهوم خاص خودش را دارد. خود لغت «ولی» ابعاد و معانی گوناگونی دارد. در کتاب های لغت نقل کرده اند برای عبارت «ولی» نزدیک به ۷۰ معنا وجود دارد. حرفم این است که همه این ۷۰ معنی نظیر حُبّ، دلدادگی، عشق، اداره، مدیریت و… در مقوله ولایت فقیه هست. امام آمد بحث ولایت فقیه را به صورت ساختاری در جامعه، کشور و انقلاب آورد. استکبار دید ساختاری را که امام دارد می چیند به این راحتی قادر نیست ساقط کند. پس از چندین سال، خصوصاً پس از نبرد که مدیریت امام را در نبرد نگاه کردند که چطور به بدنه مردمی اعتماد و تکیه کرد و با وجود سپاه و ارتش امام گفت مردم باید نبرد را اداره کنند و همه مردم را از هر قشری به صحنه آورد. استکبار دید این مقوله جدید و با گذشته و بقیه انقلاب ها فرق می دارد. همین طور که جلو آمدند به این جمع بندی رسیدند که این دارد الگویی به جهان اسلام می دهد که چنانچه این الگو پیش برود و با دیزاینهایی که امام دارد به نتیجه برسد، از استکبار هیچی نمی ماند. یک سری از رسانه ها ماندگاری یعنی نشست فکری دارند و در اذهان مخاطبان می نشینند و تأثیرگذارند، ولی بعضی از رسانه ها امروز چندین تا تیتر می زنند و فضایی را تهیه میکنند و تا فردا به پایان رسانده میشود. نباید ساده از کنار اقداماتی که امریکا و اروپا و کلاً استکبار و خصوصاً سه مثلث موساد، CIA و MI6 و مؤسسات وابسته به این سه تا در رویارویی با انقلاب اسلامی به انجام میرسانند بگذریم. نگاه بکنید در طول ۳۸-۳۷ سال عمر انقلاب اسلامی مؤسسات وابسته به اینها چه کرده اند؟ با کمال تأسف می گویم بخشی از فرهیخته های ما را تحت تأثیر خودشان گذاشته اند. یکی از اقداماتی که کانون <رَند> و یکی دو کانون دیگر هماهنگ با هم در جهان اسلام برای رویارویی با انقلاب اسلامی راه انداخته اند، این بود که باید بیاییم حرکتی را راه بیندازیم که نخبگان، نهضتی ها و سیاسیون جهان اسلام را تحت تأثیر خودمان و در مسیر مد نگاه مان بگذاریم. چه کردند؟ ۱۵-۱۰ سال پیش جلسه ای در مالزی برگزار و ماهاتیر محمد مسئولش شد. همه سیاسیون و نهضتی های جهان اسلام را با شعار واحدی برای پیشرفت جهان اسلام در آنجا جمع کردند. محور آن شعار چه شد؟ تعادل و اسلام رحمانی. می خواهم نقل بکنیم دقت کنید قضایا را از کجاها نگاه بکنیم. از داخل کشور و حتی از آدم های انقلابیمان برای کانون <رند> و کلکسیونی که این کار را انجام داد مقاله دادند! اصلاً کسی توجه نداشت دارد چه اتفاقی می افتد. همه این حرکت ها برای این بود که نهضتی های جهان اسلام را مهار کنند و در جهتی که می خواهند بگذارند. جمعیت های گوناگونی از نهضتی ها و سیاسیون در این امر حاضر بودند. همه این حرکت نفوذ است. یکی از کارهایی که معتقدم باید صورت گیرد و تفریط آن سرمایه گذاری کرده ایم، معرفی کردن مؤسسات مختلف و سرویس های اطلاعاتی استکبار است که این مؤسسات دارند چه کار و چطور حرکت می کنند که فرهیخته های خودمان و انقلاب عضو آنها می شوند و حق عضویت هم می پردازند! متوجه هم نیستند دارند چه فعالیت میکنند.

نفوذ این جوری آغاز کرد و جلو آمد. برایتان مثالی می زنم. سر قضیه مهار جمعیت آیا واقعا می توانید این مؤسسات را نادیده بگیرید؟ فراخوان های متعددی دادند. یکی چک کند در این ۳۸ سال همین مؤسسات وابسته به سرویس ها چه دعوتهایی درباره ایران و از ایران چه کسانی برای آنها مقاله داده اند؟ قابل تأمل و توجه است. مثلاً در بحث جمعیت یکی از اقداماتشان دعوتی با این عنوان بود: مذاهب اسلامی داخل ایران، قبایل و وضعیت جغرافیایی. مثلاً موقعیت جغرافیایی دریاچه ارومیه در مورد قومیت، مذهب و مباحثی از این قبیل چطور است. امکان می دارد خیلی ساده از کنار اینها بگذریم، ولی چنانچه روی آن تأمل کنیم خیلی چیزها در می آید.

سیستم اطلاعاتی ما کدها و مصادیق این موضوعات را شناسایی و روی آنها کار کرده است؟

یک نکته نقل بکنیم. بحمدالله سیستم اطلاعاتی ما جدید و خوب است و بدنه حزب اللهی، پای کار و بسیار خوبی دارد.

کل ساختار اطلاعاتی کشور؟

بله، مجموعه سیستم اطلاعاتیمان به طور کلی. در موضوعهایم به این موضوع می رسم که در این مقوله ها چطور است.

می خواهم همین طور جلو بیایم. این مؤسسات همواره طراحی اطلاعاتی کرده اند، تا برای رسیدن به اهدافشان وارد انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی شوند. نکته مهم این است که استکبار از فتنه ۸۸ به این طرف یک طراحی جدید در بحث نفوذ کرد. از فتنه ۸۸ به بعد دشمن یکدفعه دید عقبه ای داخل کشور دارد که می تواند از آنها بهره گیرد و آنها علقه هایی دارند. امکان می دارد با او ارتباط مستقیم نداشته باشند، ولی می تواند از اینها بهره گیرد. مقام عظمای ولایت تعبیر خوشکلی دارند که بعضیا حرف هایی می زنند و کارهایی می کنند و اصلاً قصد همراهی با استکبار را ندارند، ولی دقت نمیدارند حرف و یا کارشان در راستای خواسته اوست. استکبار یکدفعه دید چنین پتانسیلی را در اختیار دارد.

درباره راهبرد و ابعاد بحث نفوذ باید نقل بکنیم، آغاز مرحله جدید طرح نفوذ همزمان با آغاز فتنه است. راهبردهای طرح نفوذ امریکا چه چیزی است؟ مرحله نخست مهار ایران است. همانگونه که پیش میرویم در بحث ها به این نکته می رسم. در مرحله دوم دنبال تغییر رفتار و مرحله سوم تغییر ساختار است. کافی است در سه سال گذشته به حرف های بعضی از اشخاص مختلف دقت دارید، آیا واقعا این سه مرحله را در آنها می بینید یا نه؟ مثلاً در بحث تغییر ساختار راجع به ولی فقیه و مسائلی از این قبیل طرف حرف هایی می زند، بعد می بیند در موقعیت های مختلف دنبال این بحث ها بودند و یکی از حرف هایشان این است که اصلاً ولی فقیه به عنوان فرد اختیارداری که بتواند در نظام دخالت کند مطرح نبوده است، بلکه می خواستیم مقوله ای تشریفاتی مانند ملکه بریتانیا داشته باشیم. این همان تغییر ساختار است.

در مورد تغییر رفتار، کافی است نگاه بکنیم عده ای لغت استکبار و از آن طرف لغت آمریکا امریکا را چه مقدار مصرف میکنند؟ امکان می دارد خیلی راحت از کنار اینها بگذریم، ولی هر کدام از اینها بار دارد. زمانی گوینده عبارت استکبار را به کار می برد، برایش باری دارد، یعنی استکبار دشمنت هست، دارد طراحی می کند و چه و چه می کند. توی مسئول، نخبه و هر کسی که هستی باید برای رویارویی با استکبار طراحی کنی. داری به مخاطبت ـ که مردم هستند ـ می گویی من در مدیریتم با استکبار مواجهم و برای مردم هم باری دارد. مردم هم باید آمادگی هایی یابند. از آن طرف زمانی می گویید آمریکا امریکا یک بار معنایی دارد. همین امر ساده تغییر رفتار است. این ها با هم جلو می آیند.

مرحله نخست گام های عملیاتی و اجرایی طرح نفوذ امریکا موج سواری و هدایت محیط فتنه ۸۸ است. اشخاص گوناگونی درپی این هستند که فتنه ۸۸ را زنده نگه دارند. از چه طریقی؟ پشتیبانی گسترده از فتنه گران و تصویب و اجرایی شدن تحریم های جدید و هوشمندانه در سال ۱۳۸۸. در پایان سال ۱۳۸۸ مصوبه سازمان ملل درباره تحریم ها خیلی هوشمندانه بود، چون همان فتنه گرها سراغشان رفتند و به آنها خط دادند.

سومین راه تلاش برای تضعیف اقتصاد ملی جمهوری اسلامی است که ابعاد مختلف دارد و در رده های مختلف دارد دنبال می شود. چهارمین طریق ایجاد نارضایتی عمومی است. با تضعیف اقتصاد ملی می خواهد به چنین هدفی برسد. راه پنجمی که پی می گیرند جابجایی فشار به معیشت جامعه است. یعنی فشار اقتصادی به معیشت جامعه وارد شود و خودش را نمایان بکند. ششمین راه تلاش برای شرطی سازی اقتصاد ایران و افکار مردم با مذاکره اتمی است. در طول مذاکرات می نگاه کردید مردم پای تلویزیون می نشستند و شرطی شده بودند و با آن حیاتهایشان را تنظیم می کردند. می خواهد برود جهیزیه برای فرزندش تهیه بکند، می گوید صبر کن نگاه بکنیم مذاکرات چه می شود. هنوز هم این شرطی بودن ادامه دارد و به پایان رسانده نشده است. همچنان می گویند منتظر مانید فلان و فلان می شود. مورد هفتم تأثیرگذاری بر افکار عمومی مردم است. ظرفیت مردم تا حدی است و بالاخره صدایشان در می آید که چه وضعی است؟ زمانی شرطی می شوند همواره می نشینند و بلند می شوند. می خواهند کاری کنند و دست نگه می دارند. بعد می نگاه کنند نتیجه نمی گیرند. هشتمین راه تلاش برای پشتیبانی از برخی سلبریتی های غرب گرا و برجسته سازی آنها داخل کشور به عنوان منجی است. خواهش می کنم اینجا را دقت کنید. دشمن سلبریتی های غرب گرا را طراحی و فضاسازی می کند که اینها به عنوان منجی معضلات کشور مطرح شوند. کافی است نگاه بکنید آیا واقعا در محیط شبکه های ماهواره ای و امثالهم این خط دنبال می شود یا نمی شود. مورد نهم تلاش برای مهار ایران در سطح منطقه و خراب کردن جبهه مستحکمت است. این مرحله اولش هست که با موج سواری و هدایت محیط فتنه ۸۸ و از ۹ راهی که اشاره شد پیش میرود.

مرحله دوم ایجاد غلط محاسباتی است که روی این خیلی حرف دارم. در بحث نفوذ دشمن دارد همه سرمایه گذاری هایش را می کند…

مرحله نخست از سال ۱۳۸۸ آغاز شد؟

بله. در مرحله دوم طرح نفوذ می خواهد چه کند؟ ایجاد غلط محاسباتی در سه بخش دست اندرکاران، نخبگان و مردم. در بخش مردم آیا واقعا می پذیرید مردم بروند به رئیس دولت رأی بدهند که دروغ نقل بکنید، جلوی توسعه و پیشرفت کشور را بگیرد؟ هیچ کسی چه برای شوراها، چه مجلس، چه خبرگان و چه رئیس جمهور به کسی رأی نمی دهد که جلوی اقتصاد کشور، توسعه و رفع دردسرها را بگیرد و دروغ نقل بکنید. همه می خواهند به کسی رأی بدهند که کشورشان را توسعه بدهد و دردسرها و مشکلاتشان را از بین برد، اما دشمن کاری می کند که در این انتخاب دچار غلط محاسباتی شوند. صغری کبرایی که می چیند تا نتیجه آن باشد، نتیجه چیز دیگری می شود. در رده دست اندرکاران هم همین طور است. نفوذ در مقوله غلط محاسباتی بسیار جدی دارد فعالیت میکند. چنانچه فرصت شد جداگانه در این باره می گویم.

در برجام های ۲، ۳، ۴ و ۵ دشمن دارد مرحله سوم را دنبال می کند و بعضیا هم داخل در این جهتند. این مرحله وسوسه کردن ایران به تعامل و مذاکره با امریکا در موضوعات ناحیه ای مانند کشور سوریه، کشور عراق و امثالهم است. اولین مرحله طرح نفوذ مهار ایران است که در این مهار دقیقاً دارد این مقوله را جلو می برد تا جمهوری اسلامی را در منطقه مهار کند و در چنگ خودش بگیرد و آن طور که دلش می خواهد پیش برود. این امر ساده ای نیست. شنیده ام <کری> به کسی گفته است شما مردم کشورمان از بشار دست بردارید، ما مستحکمت را در منطقه حفظ می کنیم. حرف بسیار مضحکی است. اصلاً نقل این حرف حال آدم را می گیرد. مقام عظمای ولایت می فرمایند حواستان باشد مذاکره با دشمن است. همه دعوای دشمن با انقلاب اسلامی مستحکمت منطقه است. آن وقت این می گوید بشار را برمی دارم و مستحکمت را برایتان حفظ می کنم.

مرحله چهارم تعیین نقش و سهم برای ایران از سوی امریکا و در ابعاد مختلف نشانه روی استقلال ایران است. برایت نقش قائل می شود و جمهوری اسلامی را روی یک صندلی می نشاند و می گوید جایگاه تو اینجاست که روی این صندلی رأی بدهی و تو یکی می شوی. جایگاهت را تعیین می کنند و می گویند همین جا بنشین و به عنوان یک عضو نقشی را که من تعیین کرده ام ایفا کن. همان برنامه را در ابعاد مختلف دنبال می کند. به چه دلیل این کار را می کند؟ می خواهد استقلال ایران را بگیرد. مرکز خاورمیانه ساوان در امریکا گزارشی را آماده کرده است که در آن مسیر ریل گذاری شده برای ایران را راجع به نفوذ اظهار می کند. چه می گوید؟

۱ ـ امریکا تحت هیچ شرایطی نباید بپذیرد که ایران کشور برتر منطقه باشد.

۲ ـ باید برنامه اتمی ایران منتفی شود.

۳ ـ پشتیبانی از حزب الله و حماس باید منتفی شود.

۴ ـ تغییر نقشه وضع موجود منطقه از سوی ایران باید کنار قرار داده شود. نکته اینجاست که این قضیه ای است که امریکایی ها در تجزیه کشورها دارند دنبال می کنند.

۵ ـ ایجاد محدودیت در برنامه موشکی برای رویارویی با خوب تری ایران در منطقه.

۶ ـ تحریم تسلیحاتی برای منتفی ساختن پشتیبانی ایران از حماس و حزب الله.

همه اینها به مقوله مستحکمت و مبارزه با صهیونیست ها برمی گردد. فقط منطقه را نقل نمیکنیم، چون انقلاب اسلامی به عنوان تنها جایی است که دربرابر یهود صهیونیست ـ که در دنیا مطرح است ـ ایستاده است. یهود صهیونیست فقط در سرزمین های اشغالی برگزیده نمی شود و آن یک بخش اش هست. آن فقط به آنجا آمده است تا محیط آنها را بوجود آورد. لذا باید حواسمان باشد که از اصل قضیه غافل نشویم.

این ها راهبردها و ابعادی است که استکبار در بحث نفوذ به طور جدی روی آن برنامه ریزی می کند. حالا سؤال اینجاست که نفوذ چه چیزی است و چندین مورد نفوذ داریم؟ آنچه می گویم بر اساس تجربیات و مطالعات اطلاعاتیم هست. امکان می دارد اشخاص دیگر تقسیم بندی های دیگری داشته باشند. به نظر من دو نوع نفوذ داریم: یکی نکته ای و دیگری جریانی. نفوذ نکته ای زیرکدهایی دارد. این قسم نفوذ یعنی جاسوس. دشمن یک نفر را جاسوس می کند. حالا برای چه جاسوس می شود؟ بعضی زمانها جاسوس ها برای ترور فیزیکی به خدمت گرفته می شوند. مانند ترور پژوهشگران اتمی ما. اصلاً موساد در مورد ترور فیزیکی برنامه ریزی کرده بود تا پژوهشگران ما را بردارد. البته هدف دیگرش این بود که کسی جرأت نکند وارد این فضا شود، اما پس از قضیه احمدی روشن موساد پشیمان شد. این ها را بر اساس اطلاعاتم می گویم. در قضیه احمدی روشن ناگهان متوجه شد دانشجویان به سمت تغییر رشته و گسیل به رشته های اتمی روی آوردند. قصد موساد ترساندن بود، ولی با این اقدام دانشجویان به این رشته ها ترغیب شدند. نوع دیگر ترور شخصیتی است. در این جور ترور دشمن دو کار به انجام میرساند. با ترور شخصیتی می خواهد شخصیت مورد نظرش را از حیّز انتفاع بیندازد. یکی از اقداماتش این است که یک نفر را کنار این شخصیت قرار میدهد و کاری می کند این شخصیت از مفیدی و قابل استفاده بودن بیفتد. نمونه اش چشم انتظاری است. تعارف نداریم او کسی بود که پیش از انقلاب زندان، شکنجه و… را تحمل کرده بود. پس از انقلاب هم تا قائم مقام رهبری پیش رفت، اما مهدی هاشمی را کنارش قرار دادند. مهدی هاشمی چه کار کرد؟ چشم انتظاری را از حیّز انتفاع انداخت و او را مقابل انقلاب و نظام قرار داد. مییاندیشید نواری که اخیراً در مورد منافقین قرار داده شد، کار ساده ای است. واقعاً به هم می ریزم زمانی نقل میشود فلانی همین طوری این نوار را گذاشته است. شمّ اطلاعاتیم به من می گوید مگر چنین چیزی می شود؟ محال است بدون یک عقبه اطلاعاتی که وصل به CIA، MI6 و شبیه به اینهاست باشد. کسی که این کار را کرده خودش از منافقین صدمه خورده است. شهید محمد چشم انتظاری کیست؟ برادر فردی است که این نوار را بیرون داده است. چه کسی محمد چشم انتظاری را شهید کرد؟ منافقین. حالا چه اتفاقی می افتد که می آید و این نوار را در این موقعیت بیرون می دهد؟ طرح نفوذ است دیگر. در این زمینه دشمن بسیار سرمایه گذاری می کند و کنار آدم ها آدم می چیند. دشمن در این عرصه بسیار فعالیت میکند تا ابعاد مختلف فرد را تشخیص دهد و نقاط مثبت و منفی و درگیریهایش را در بیاورد. جلویش تله هم قرار میدهد و در تله از او فیلمبرداری و خیلی کارها می کند تا جاسوسش کند. نوع دیگری ترور شخصیتی داریم که اصلاً کار فکری می کند و خودش را از حیّز انتفاع می اندازد. دو مثال می زنم یکی سروش از محیط دانشگاهی کشور است. او که بود؟ دشمن چطور رویش سرمایه گذاری کرد؟ سروش یک آدم فکری بود. گیرتان در مسائل فکری و از حیّز انتفاع انداختن شخصیت در مقولات فکری این است که با بگیر و ببند قادر نیستید مسأله را حل کنید. اینجا دیگر بگیر و ببندی نیست، بلکه از نظر فکری روی فرد کار کرده اند و ساختار فکریش را به هم ریخته اند. ساختار فکری سروش را نگاه بکنید. در اروپا و امریکا بر اساس هدایت CIA و MI6 دارد چه فعالیت میکند.

در حوزه هم همین طور. حالا مثال دوم، کدیور که بود؟ یک آخوند حوزه ای و انقلابی بود. چه کارش کردند؟ امروز کجا است؟ دشمن طراحی و رویش کار کرد و امروز او را به اروپا و امریکا برده است و می چرخاند. کتاب علیه ولایت فقیه مینگارد و جلوی انقلاب ایستاده است.

همه اینها ترور شخصیتی است و شخصیت را از حیّز انتفاع و قابل استفاده بودن برای نظام و انقلاب می اندازد. به این مهم تأکید می کنم که در مقولات فکری به همین سادگی نمی شود با اشخاص رویارویی کرد و کار بگیر و ببندی نیست. سیستم فکری و عقبه فکری انقلاب باید به میدان بیاید و مقابلش بایستد. اینجا بحث، جدل و مباحثه و مسائلی از این قبیل خیلی جا مییابد.

اقدام بعدی در نفوذ نکته ای این است که روی یک نفر فعالیت میکند تا آرام آرام او را به مرکزیت قدرت برساند. نمونه اش معاویه است که یهود صهیونیست ۳۵- ۳۴ سال روی او کار کرد و او را آورد و در جایگاه قدرت گذاشت. بدون تعارف همه اش کار یهود صهیونیست است. معاویه چه کسی بود؟ کاتب وحی! زمانی به اسلام ایمان آورد، همان یهود صهیونیست رویش کار کرد که کاتب وحی شود و کنار پیامبر(ص) قرار بگیرد. به چه دلیل؟ تا زمانی درخواست او را به قدرت برساند، بتواند از آن بهره گیرد. معاویه حدود ۴۰ سال در جایگاه قدرت قرار گرفت. ۲۰ سالش حکومت شامات و ۲۱-۲۰ سال حکومت جهان اسلام دستش بود. منظور از جهان اسلام منطقه جغرافیایی کنونی از کشور افغانستان گرفته تا شامات، فلسطین اشغالی، مصر و همه این سرزمین هاست که تحت حکومت معاویه بود. چه کسی معاویه را سر کار آورد؟ نفوذ با برنامه ریزی در ۳۰ سال. اشاره کردم باید روی رسانه هایی کار کرد که در ذهن می نشینند و افکار را شکل می دهند. معاویه کیست؟ روی این قضیه فعالیت کرده ام. معاویه شخصیتی دارد که در تاریخ بشر در شیطنت سیاسی، سیاسی کارتر از او نمییابید. با مردی که در این مقولات و روی سلبریتی های مختلف تاریخ سیاسی بشر خوانده است بحث می کردم که در تاریخ کسی را سراغ داری پیچیدگی های معاویه را داشته باشد. گفت نه، معاویه تک است. فقط چرچیل یک مقدار به او نزدیک است. چرچیل در نبرد دوم بین المللی امریکایی ها را وارد نبرد کرد و اصلاً موفقیتش به همین علت بود که با وارد کردن امریکایی ها به نبرد بین المللی دوم توانست نبرد را به پایان رساند. البته اهداف خودش را هم داشت. یهود صهیونیست معاویه را می آورد و بر جهان اسلام حاکم می کند. یکی از بحث های نفوذ نکته ای این است که امکان می دارد ۳۰-۲۰ سال روی فردی کار شود. خداوند هم این قضیه را در قرآن مجید رد نکرده است. این که می بینید عده ای با انقلابند و امکان می دارد در مکان هایی از انقلاب پاسداری کنند و به انقلاب ایمان هم دارند، ولی جان به جانشان کنید چشمشان به دست امریکا و اروپاست. آیا واقعا زمان پیغمبر (ص) این جوری نبوده است؟ آیه ۵۱ سوره مائده را بخوانید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا»، ای ایمان آورده ها، شمایی که نهضت و انقلاب پیامبر را پذیرفته اید، «لَا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصَارَى أَوْلِیَاءَ» ولایت مدار یهود و نصارا نباشید. انقلابی بودند، اسلام را پذیرفته و دنبال اسلام آمده بودند، ولی چشمشان طرف یهود و نصارا بود و ولایت مدار یهود و نصارا بودند.

چه افرادی محل نفوذ قرار می گیرند؟ چطور یک نفر برگزیده میشود تا کانال نفوذ شود؟

دشمن برای نفوذ رده های مسئولیتی و پیرامونشان را در ابعاد مختلف تجزیه و تفسیر می کند و نقاط ضعف و قوت و همه خصوصیتها را در می آورد.

این کار را منافقین اوایل انقلاب می کردند و برخی از اشخاص و فرزندانشان مورد سوءاستفاده قرار گرفتند.

همین طور است. پس از این که نقاط قوت و ضعف را در آورد، دیزاینش بر اساس همین هاست. در مورد بعضیا از طریق نقطه ضعفشان وارد می شوند. در مورد عده ای هم روی نقطه قوتشان طراحی می کند که نگاه بکند از کجا وارد شود تا بتواند از این نقطه قوت در راستایی که می خواهد بهره گیرد. در مقوله نفوذ فقط هدف دشمن این است که از تحقق کشف کردن اهداف انقلاب اسلامی پیش گیری کند و در مسیری که برای رسیدن به این اهداف میگذراند مانع بوجود آورد. طرقش مختلف است. نکته ای داشتیم که کنار فرد قدرتمند و با عرضه ای مسئول دفتری گذاشته بودند و راجع به رابطه اش با سرویس اطلاعاتی هیچ رد پایی نمییافتید. دشمن از او چه خواسته بود؟ آقای سرپرستت زمانی می خواهد آدم مورد استفاده قرار بدهد به محض این که قصد دارد یک فرد با عرضه را به خدمت بگیرد تو اجازه نده! من به واسطه مسئولیتی که داشتم، دقیقا از این موضوع اطلاع داشتم.

جای خاصی بود. به او گفته بود زمانی می خواهد کسی را مسئول جایی کند، چنانچه آدم با عرضه ای بود قرار نده و مانع بشو، اما اشخاص بی عرضه را که می خواهد مورد استفاده قرار بدهد، بگذار که این کار صورت گیرد. فقط همین کار را از او خواسته بودند و هیچ کار دیگری به او نداشتند. آگاهی میدارد چنانچه آدم با عرضه قرار بدهد انقلاب پیش میرود. دل و جگر دارد، ریسک می کند و کار را پیش می برد، اما یک فرد بی عرضه می خواهد برود معاهده امضا کند دست و پایش می لرزد و خیلی مسائل دیگر. سؤال میکنند به چه دلیل نمی روی این معاهده را امضا کنی؟ جواب می دهد بعداً می آیند یقه ام را می گیرند. کسی که مسئولیت می پذیرد باید زندانش را هم بپذیرد. نگاه بکنید دشمن در این مقوله در دیزاینهایش کجاها را می بیند تا بتواند به نتیجه برسد.

می خواهم این بحث عقبه قرآنی داشته باشد. چنانچه بخواهیم درباره نفوذ تجزیه و تفسیر و بررسی دقیق کنیم باید به سراغ قرآن مجید برویم. خداوند بلند مرتبه می فرماید ابلیس برای انحراف انسان از مسیر صراط مستقیم چه فعالیت میکند؟ ابلیس دقیقاً همه مقاصدش را با نفوذ پیش می برد. نفوذ ابعاد گوناگونی دارد. مثلاً یکی از بحث ها بین ما طلبه ها این است که یکی از علما تصمیم گرفت درباره ابلیس و راهکارهایی که برای وسوسه و فریب انسان به کار می برد کتاب بنگارد. کسی ابلیس را دید و گفت: «فلانی می خواهد کتابی علیه تو بنگارد.» ابلیس گفت: «خودم تحریکش کردم بنگارد.» نگاه بکنید نفوذ تا کجاهاست. این نکته قابل توجه است.

کار بعدی دشمن این است که نفوذ جریانی راه بیندازد، مخصوصاً از فتنه ۸۸ به این طرف دشمن همه همّ و غمش را گذاشته است تا نفوذ جریانی را راه بیندازد.

به چه دلیل پس از فتنه ۸۸؟ آیا واقعا دشمن احساس کرد از یک سری روش ها نتیجه نمی گیرد و وارد این مرحله شد یا احساس کرد یک عده آدم دارد و می تواند روی آنها حساب کند؟

یکی این که از یک سری کارها نتیجه نمی گیرد و اصلیتر از همه این که ناگهان متوجه شد آدم هایی در داخل دارد که از اینها می تواند بهره گیرد. حالا اینها فرق می دارند، بعضی هایشان عقبه دارند و افرادی را کنارشان چیده است و آنها دارند اینها را در این مسیر هدایت می کنند. در فتنه ۸۸ یکی از کارهایی که دشمن در بحث نفوذ دنبال می کند، گرفتن حساسیت ها از بدنه نخبگانی کشور است. در فتنه ۸۸ سراغ کسی می رفتیم که در انقلاب نقش و تأثیرگذاری داشت و در جایگاه های حساسی بود و پیش از انقلاب زندان رفته بود. زمانی می گوییم در انقلاب موثر بوده است یعنی با موساد، CIA و MI6 درگیر بود، چون ساواک یعنی همه اینها. این نکته را در پرانتز می گویم. امروز بریتانیا ها هدفمند دارند سفارتشان را در ایران افتتاح می کنند و برمی گردند. بقیه کشورهای اروپایی که عمدتاً نیابتی از CIA فعالیت میکنند. دارند آدم هایشان را برمی گردانند و سفارت هایشان را فعال می کنند. به چه دلیل؟ سفارت فرانسه دارد سفیرش در فلسطین اشغالی و اسرائیل را به اینجا می آورد! این یعنی چه؟ آیا واقعا همین طوری ساده پیش مییاید؟ ما داریم به رای گیری سال ۱۳۹۶ می رسیم. در رای گیری فتنه ۱۳۸۸ چه اتفاقاتی افتاد؟ چک کنید از شش ماهه دوم سال ۱۳۸۷ ترددهای داخل کشور چطور است؟

از خارج به داخل؟

بله. چه کسانی دارند می آیند؟ نباید راحت از کنار این قضیه گذشت. الان هم همین جور است. در فتنه ۸۸ سفارت بریتانیا بیش از ۲۰۰ نفر آدم داشت و شماری زیادی از این اشخاص هم انگلیسی بودند، بقیه شان ایرانی های همراه آنها بودند. این ها در کل کشور پراکنده شدند و در راستای مسیری که می خواستند سراغ نخبگان کشور رفتند. ما هم پیش طرف می رفتیم و نقل میکردیم این هم سند، این امریکا، CIA و MI6 است و اینها دارند این کار را می کنند. سراغ چه کسی می رفتیم؟ کسی که ضربه های بریتانیا و استکبار را خورده است سرش را تکان می دهد و می گوید آگاهی نمیداریم. نمایان میکند دشمن حساسیت را برطرف کرده است.

رویش کار کرده است.

همین طور است. همچنان هم دارد این کار را به انجام میرساند و این مسیر دارد گذرانده میشود. دشمن تازه فهمیده است می تواند از این راه بهره گیرد و به نتیجه برساند. کافی است نگاهی به نشریات و رسانه هایی کنید که اشخاص دچار انحراف فکری در آنها مطلب مینگارند. نگاه بکنید چه فعالیت میکنند. چه چیزهایی را دارند زیر سؤال می برند. چندی پیش در یکی از نشریه ها نگاه کردم که یکی از هنرپیشگان سریال معمای شاه گفته بود: «پشیمانم که در سریال معمای شاه بازی کرده ام. دروغ است که زمان شاه این اخبار بوده است…» این یعنی چه؟ دارد چه خطی دنبال می شود؟ در نظام جمهوری اسلامی که با انقلاب اسلامی ایجاد شده و این انقلاب رژیم طاغوت را ساقط کرده است، یکی این جوری صحبت میکند و بعد رسانه ما هم به آن توجه میکند. این چه چیزی را دارد دنبال می کند؟ نسل سوم و چهارم را به کدام طرف می برد؟ این ها همگی در نفوذ جریانی می گنجند.

پیش از تفصیل درباره نفوذ جریانی، راجع به نفوذهای نکته ای پرسشی می کنم. زمانی سفارت های بریتانیا و فرانسه و بقیه سرویس ها به پادوهایشان در داخل خط می دهند، لازم است دو کار ابتدایی صورت گیرد: اولاً برخورد اطلاعاتی و امنیتی با این عوامل و سرویس ها که شناسایی، رصد، مدیریت و دستگیر شوند. ثانیاً افرادی که اینها سراغشان می روند قبلش ما برویم و به آنها یاری رسانیم و اطلاعات بدهیم و بصیرت اضافه کنی کنیم.

این ها جزو کارهای لازم و لازم است و اتفاقاً یکی از تکالیف عمده و مهم سیستم اطلاعاتی همین است. این که می رفتیم سند نمایان میکردیم، نخبگان و اشخاص را رده بندی و بر این اساس تقسیم بندی کرده بودیم و می رفتیم با آنها حرف میزدیم در همین راستاست. در واقع خبر دهی و گزارش کردن است. به نکته مهم و قابل توجهی اشاره می کنم که سیستم اطلاعاتی در بسیاری از مسائل حق دخالت و عملیات ندارد، باید کار اطلاعاتیش را به انجام برساند. بعضیا مییاندیشند سیستم اطلاعاتی باید عملیات هم به انجام برساند، عملیات را آن که به او اطلاعات دادی باید به انجام برساند. به رده های مسئولیتی مختلف اطلاعات می دهی که این اخبار هست و این اتفاقات دارد می افتد، او باید برود و طراحی مدیریتی بکند. مانند تشکیلات ارتشی است. تشکیلات ارتشی یک معاونت اطلاعات و یک معاونت عملیات دارد. معاونت اطلاعات وضعیت دشمن را در می آورد و می آید گزارش می دهد که وضعیت دشمن این چنین است و می خواهد این کارها را بکند و این جوری برنامه ریزی کرده است. معاونت عملیات می رود و کار عملیاتی می کند که اینها را به هم بزند. زمانی خیلی از دست اندرکاران و اشخاص جامعه به این اطلاعات و تبیین ها دقت نمیدارند در بر آن شوی و خیلی چیزهای دیگر دچار غلط می شوند.

طراحی دشمن در نفوذ جریانی این است که برای رسیدن به هدفش می خواهد درمیان ملت شبکه سازی کند. نزدیک سه ماه می شود که سیستم اطلاعاتی کشور جاسوسی را دستگیر کرده است که در اعترافات نکات باورنکردنی ای است. اصلاً مأموریتش افتتاح یک شبکه در سطح کشور با پول زیادی است که امریکایی ها به او داده بودند. با کمال تأسف زمانی این فرد دستگیر شد، عده ای از داخل کشور برای آزادی او راه افتاده اند. امریکایی ها هم به زمین و آسمان متوسل شده اند. مأموریتش ایجاد شبکه در سطح کشور بود. این شبکه را چطور بوجود مییاورد؟ درپی NGO ها یا کلکسیون هایی تحت عناوین عامه دوست دار و نخبه دوست دار.

محیط زندگی کرد، جانداران، حقوق بانوان و غیره.

بله. مثلاً در امریکا کلکسیونی به نام «شورای ملی ایرانیان امریکا» هست که CIA هدایت و اداره اش می کند. CIA و مجموعه های مختلف نشسته و هفت پروژه طراحی کرده اند تا در نفوذ از آنها بهره گیرند و به اهدافشان در مورد انقلاب اسلامی برسند. اولین برنامه شان جلسه های علمی میان ایران، اروپا و امریکاست. گروهی را که اخیراً تحت عنوان اساتید دانشگاه های امریکا به دانشگاه شهر تهران می آیند را باید چک کنیم و نگاه بکنیم اینها چه کسانی هستند؟ آیا واقعا دانشگاهی هستند یا آدم های سرویس های اطلاعاتی؟ تک تکشان را در بیاوریم. این ها اصلاً برای چه آمده بودند؟ این نکته را در پرانتز می گویم که برای استکبار و امریکایی ها نشانه سؤال بزرگی هست که به رغم ۳۸ سال تحریم در موقعیت ها، ابعاد و مقاطع مختلف ایران در بحث های علمی دارد جلو میرود. سرّش چه چیزی است؟ قبلا برای برگزاری برخی فستیوالهای علمی اجازه داده نمی شد؛ به چه دلیل؟ چون خبر داشتیم CIA و افرادش دنبال این هستند نیروهای علمی ما را تشخیص دهند. به همین علت هم اجازه نمی دادیم نیروهایمان تشخیص داده شوند. بدون تعارف در بخش علمی پیشرفت های بسیار بالایی داریم.

عده ای داخل کشور این پیشرفت ها را قبول ندارند و می گویند همه اش حرف است کدام پیشرفت؟ کجا؟ کافی است نگاه بکنید در عرصه های ارتشی و موشکی چه بهبودهایی داشتیم. این ها کار علمی، پیچیده و قابل توجهی است که روی آنها سرمایه گذاری کرده ایم. مقام عظمای ولایت بازدید خوشگلی از مپنا (مدیریت برنامه های نیروگاهی ایران) داشتند. کلکسیونی از بچه حزب اللهی ها آنجا جمع شده اند که بخش اصلیشان را می شناسم و فرزندهای سپاه بودند. کارهای بزرگی به انجام رسانده است. امروز به چه وضعی افتاده است؟ به چه دلیل نباید مپنا در کشور محور شود و همه همّ و غم روی این باشد که فقط تولیدات اینجا در کشور بهره گرفته شود؟ آیا واقعا امروز این جوری است؟

دشمن می گوید پروژه اولمان در نفوذ جلسه های علمی میان، ایران، اروپا و امریکاست. پروژه دومشان انرژی پاک است. از آنجا که ایران به شدت نیازمند به انرژی است، امریکا و اروپا می تواند هیأت های نمایندگی برای همکاری به ایران اعزام بکند، مانند بحث های خورشیدی و امثالهم و از طریق انرژی پاک برنامه ها و نقشهای نفوذ را پی بگیرد. سومین برنامه شان اعزام کردن رئیس کمیته علمی کنگره امریکا به شهر تهران است. باید یک ارتباط قانونی اعتمادساز البته به صورت کم تکرار و گهگاه بین کنگره امریکا و مجلس ایران برقرار کرد. این ارتباط باید توسط نمایندگان با شهامتی انجام بشود که می خواهند به سمت حفظ احترام حکومت ایران حرکت کنند! نگاه بکنید چطور مطرح می کنند. فقط دقت دارید وقاحتشان تا کجا است، امریکا می تواند برای ایجاد رابطه علمی با مقام عظمای ولایت و حسن روحانی هم مرتبط شود! پروژه چهارم بازدید رؤسای دانشگاه های مهم امریکا از شهر تهران و پنجمین نقششان برنامه های بورس کردن دانشجویان ایرانی است که بحث های اینها معلوم است. پروژه ششمشان نقشهای زندگی کرد محیطی مانند قضیه دریاچه ارومیه و هفتمین مورد هم ناپاکی هوا در ایران است.

مردم ما هم که بشنوند می گویند به به! عجب استکبار خوبی است.

دارد ذهنت را به سمتی می برد که مسائل مهم و اصلیت کنار قرار داده شود و نسبت به آنها بی پرداخته شوی. با این کارها دارد شبکه بوجود مییاورد. در نفوذ جریانی دشمن چهار کار را دنبال می کند. در صحبت های خیلی از اشخاص هست و فقط اشاره می کنم. در نفوذ جریانی تغییر باورها، آرمان ها، نظرها و سبک زندگی را دنبال می کند. در قضیه شوروی چه اتفاقی افتاد؟ مک دونالد چه شد و چه جایگاهی یافت؟ خودشان گفتند مک دونالد آمد و ما را داغان کرد. اصلیترین وسیله ای که در بحث نفوذ از آنها بهره گرفته میشود پول و جاذبه های جنسی است و روی این دو خیلی سرمایه گذاری می کند تا به اهدافش برسد.

در جواب آنچه تاحالا فرمودید اینها می گویند شما می خواهید در ارتباطات کشور را ببندید و توهم توطئه دارید.

کافی است قرآن مجید را ورق بزنیم و آیاتش را درباره یهود و نصارا و مذاکرات پیامبر (ص) و رفت و آمدهای بین پیامبر(ص) و اینها بخوانیم. اصلاً اسلام نقل نمیکنید که در و بام را ببندید و هیچ رابطه ای نداشته باشید، بلکه می گوید در ارتباطات و مذاکرات هوشیار باشید و دقت کنید. همانگونه که مقام عظمای ولایت می فرماید و تأکیدم این است که روی عقبه قرآنی فرمایش های ایشان بحث شود. ایشان می فرماید بروید مذاکره کنید، ولی حواستان باشد این دشمن است و شما دارید با دشمن مذاکره می کنید. درست است در مذاکره باید در جایی به تفاهم برسی، اما نه تفاهمی که همه چیزت را بدهی. مقام عظمای ولایت در جلسه اخیرشان با دولت فرمودند یکی از دستاوردهای مذاکرات برای ما این بود که فهمیدیم دشمن قابل اعتماد نیست.

از روز نخست هم همین را گفته بودند.

همین طور است. مدیریت جامعه همین است که روزهای نخست زمانی نقل میکردید می خواهیم برویم مذاکره کنیم، نقل میکردند نه خاصیت ندارد، مردم نقل میکردند قرار نمیدهند معضلات کشور حل شود، اما ولی فقیه جامعه را مدیریت می کند و جلو می آورد که ببین نتیجه نمی دهد، چون طرف مقابلمان دشمن است. همواره هم دارد می گوید. قابل توجه این است که بعضیا اصلاً حضور نمی دارند بپذیرند روبرویشان دشمن نشسته است و دارند با دشمن مذاکره می کنند و متأسفانه احساس می کنند دارند با رفیق مذاکره می کنند. آیا واقعا واقعاً رفیق است و داریم با رفیق مذاکره می کنیم؟ طرف ما یا رفیق است یا بی طرف یا دشمن.

یکی از بحث های جدی در نفوذ جریانی که دشمن دارد روی آن سرمایه گذاری می کند ایجاد غلط محاسباتی در دست اندرکاران، نخبگان و مردم است. این یکی از نکاتی است که امروز مبتلابه ماست و باید در جامعه برایش حساب خاصی گشاییم. مقام عظمای ولایت هم یکی دو ماه پیش به غلط محاسباتی اشاره کردند. حالا قضیه چه چیزی است؟ دشمن همه همّ و غمش را قرار میدهد تا جایگاه بر آن شوی و اقدام هر کدام از مردم، دست اندرکاران و نخبگان دچار غلط محاسباتی شود.

دشمن ۱۰ کار به انجام میرساند تا غلط محاسباتی بوجود بیاید. اولین اقدامش ایجاد رعب و ترس است. آقای ظریف شب که می درخواست از ایران راه بیفتد و برای مذاکره برود، اوباما یا مصاحبه می کرد یا در سخنرانیش می گفت گزینه ارتشی روی میز است.

آن آقا هم غلط کرد و در سخنرانی اش در دانشگاه شهر تهران گفت: «چنانچه امریکا بر آن بشود تجهیزات ارتشی ما را از کار بیندازد، با یک دکمه این کار را می کند.» در تلویزیون هم انتشار داده شد. دوستان گفتند ایشان را می بریم تا تأسیسات ارتشی را نگاه بکند و آگاهی بدارد که واقعاً این جوری نیست. بعد که دید آمد در گفت و گوای در تلویزیون گفت این طور هم نیست که با یک دکمه بتواند همه چیز را از بین ببرد. کار بسیار اشتباهی که انجام شد تماسی بود که سال گذشته با اوباما گرفته شد. بعد زمانی سؤال میکنیم این چه کاری بود؟ به چه دلیل اینگونه شد؟ در پاسخ می گویند ۵۰ سال دیگر می فهمید چه بود. یک سری ناخن زدیم بفهمیم چه می گذرد. علت چه بود؟ ترس. هم به وحشت مییافتد و هم مردم را می ترساند که گزینه ارتشی روی میز است. همواره هم این جمله را تکرار می کنند. ۳۸ سال است گزینه ارتشی روی میز است. چه کردند؟ هشت سال آن نبرد بود و با بزرگ ترین تحریم جلویشان ایستادیم. به شما اصحاب رسانه ارائه میدهم ۳۸ سال تحریم جمهوری اسلامی را تجزیه و تفسیر و ارزیابی کنید. در چه مقاطعی تحریم سنگین تر بود؟ در زمان پاسداری مقدس به ما حتی سیم خاردار هم به فروش نمیرساندند، اما دربرابر امریکا و استکبار ایستادیم و با همه شان جنگیدیم. مسافرتی به کشور عربستان کردم. همان موقعی بود که تازه قضایای کشور سوریه بوجود آمده بود. عده ای داخل کشور می گویند برویم با آل سعود مرتبط شویم، حتی با وقاحت هر چه تمام تر می گویند به امریکایی ها بگوییم ما را به آل سعود وصل کنند و روابط ما را با آنها تهیه کنند و حرف هایی از این قبیل. همان وقت هم بعضی همین حرف ها را می زدند که چنانچه می خواهید قضیه کشور سوریه حل شود، باید برویم با آل سعود مرتبط شویم. هر چه به اینها نقل میشد اینها دشمنند؛ اصلاً آل سعود شجره ملعونه و دشمن انقلاب اسلامی است، نمی پذیرفتند. حالا دارد مسائلی روشن می شود. البته هنوز هم زیر بار این حرف ها نمی روند، چون قصرهای آل سعود را که نگاه کردند دلشان می خواهد قصرهای این جوری داشته باشند. این ها در کشور ما دنبال کاخ و اشرافی گریه کن و زندگی اشرافی هستند.

قرار شد در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی بحث و بر آن شده شود. تصمیم بر این شد من به کشور عربستان بروم و با نایِف، ولیعهد وقت این کشور حرف زنم. رفتیم و حرف زدیم. باحال این بود که پیش از این که بروم چک کردم این فرد با چه کسانی ملاقات داشت و در دیدارهایشان چه گذشته بود. خارج از بحث است و فقط اشاره می کنم. در مطالعاتم متوجه شدم او دربرابر هر کسی از جمهوری اسلامی که می رفت و با او ملاقات می کرد یک تاکتیک به کار می برد که همان ابتدای امر هجوم سنگینی به طرف می کرد و او را گوشه رینگ می برد و نماینده جمهوری اسلامی بحث اصلیش را از یاد میبرد و به ناگزیر در موضع پاسداری قرار می گرفت. فهمیدم نباید قرار بدهم چنین اتفاقی بیفتد. زمانی برای مذاکره نشستیم، دوربین ها هم بودند. از نظر دیپلماسی او ولیعهد بود و دربرابر ما که وزیر بودیم او باید نخست آغاز می کرد. او هم بر طبق تاکتیک دایمیش آغاز کرد ما را گوشه رینگ ببرد که در کشور شما علیه ما چنان و چنان می گویند. برخلاف روال دیپلماسی وسط گفتمانش گفتم: «

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

تبلیغات