رابطه فقه و اخلاق و تفاوت آنها با یکدیگر


رابطه فقه و اخلاق و تفاوت آنها با یکدیگر

حکم فقهی قطعاً با حکم اخلاقی فرق می دارد. حسن و قبح را اعتباری می ‌دانیم. چنانچه حکم عقل یا حکم معتبر عقلاء باشد، اتوماتیک ‌وار، فقه می ‌آید. فقه بلافاصله پس از قضاوت عقل یا عقلا وارد میدان می ‌شود اما نوع حکم مکان توجه کند.

تصویر و عکس رابطه فقه و اخلاق و تفاوت آنها با همدیگر

اشاره به مباحث پیش

مقدمه چهارم تمجید فقه تربیتی است. مقدمتا عرض می کنم که هر رفتار اختیاری که متصور باشد صدور آن از مکلف در حیطه فقه تربیتی قرار می گیرد. تعلیم و تربیت فعل اختیاری است که از مکلف می تواند صادر شود؛ لذا افعال آموزشی و تربیتی و نیز فرآیند تعلیم و تربیت در جوار هم می تواند قرار بگیرد و از احکام آن پرسیده شود؛ این کلکسیون به عنوان یک دانش شناخته می شود. برای روشن شدن اصطلاح فقه تربیتی، هر یک از فقه و تربیت را بررسی می کنیم. واژه شناسی را در حدی که با بحث ما در رابطه است، انجام می دهیم.

* تمجید فقه

فقه دو معنی دارد:

* فقه به معنای ویژه

همان بررسی احکام وظیفه ای و حتی احکام وضعی است. این بحث در «اجتهاد و تقلید» مفصل چک شد. ۱۰ الی ۱۲ تمجید ارائه شد. ما تمجید ارائه شده توسط مرحوم آیت الله العظمی تبریزی را پذیرفتیم. ایشان فرموده بودند:

«تحصیل الحجة التفصیلیه علی الحکم الشرعی لافعال المکلفین». بررسی احکام خمسه شرعی وظیفه ای و احکام وضعی مرتبط با فعل مکلف، فقه است.

* اصطلاح عام

اصطلاح عام آن است که «فقه» به معنای استدلال برای گزاره های مستنبط از دین و شریعت است، گزاره های مستند به اسلام. استخراج این گزاره ها، فقه است. در پاسخ به این سوال که، گزاره های دینی و شرعی در حوزه توصیفیات به چه صورت دینی می شود؟ می توان چک کرد و نگاه فقاهتی داد. در سال گذشته ذیل مباحث «علم اصول فقه» اشاره شد که امور دینی یا بالذات است یا بالعرض. دیدگاه های مطرح در دینی بودن و دینی سازی علوم و معارف بررسی و انتقاد شد. دیدگاه آیت الله العظمی جوادی آملی را جواب دادیم. این بحث که خیلی مورد توجه است، در اصول مطرح شد. به این فقه، فقه اکبر می گویند.

این فقه با دقت بیشتر، دو متغیر دارد:

الف: گزاره های توصیفی و اعتقادی درمقابل گزاره های تجویزی و فقهی، به این فقه، فقه اکبر می گویند درمقابل فقه اصغر.

ب: دوم این که فقه اکبر را عام بگیریم، یعنی استخراج گزاره های دینی اعم از توصیفی و تجویزی.

پس سه اصطلاح داریم:

۱) الفقه الاصغر؛

بررسی افعال مکلفان و استخراج حکم شرعی آن، تحصیل الحجة التفصیلیه علی الحکم الشرعی لافعال المکلفین.

۲) فقه الاکبر؛

تحصیل الحجة التفصیلیه با منهج اجتهادی برای استخراج گزاره های معارفی و توصیفی و اعتقادی. از این، گاهی با عنوان فقه اکبر یاد می کنند. این فقه، قسیم فقه اصغر است.

۳) فقه اعم؛

تحصیل الحجة التفصیلیه علی المعارف الشرعیه، در حوزه رفتار یا توصیفیات. این تمجید اعم از دو تمجید قبلی از فقه است و شامل استنباط امور توصیفی و تجویزی می شود.

بنابراین تمجید اولی، تحصیل حجت شرعی برای احکام شرعی و تعیین وظیفه عملی مکلف است؛ تمجید دوم تحصیل حجت شرعی در معارف توصیفی است، در نقطه مقابل اصطلاح نخست است؛ تمجید سومی، معنای اعم است یعنی تحصیل حجت شرعی به معارف اسلامی اعم از فقه اکبر و اصغر.

در اینجا اصطلاحات «فقه» بیشتر شود: در جوار گزاره های توصیفی و وظیفه ای که داشتیم، امکان می دارد پرسیده شود که گزاره های اخلاقی در کجای بحث قرار دارد؟ آیا واقعا در فقه اکبر جا دارد یا در فقه اصغر؟ این بحث احتیاج دارد به بحث و بررسی در فلسفه اخلاق و قضاوت در این که حسن و قبح در کجا قرار دارد؟ در پاسخ چندین مورد عرض می کنم.

* چیستی حسن و قبح

این داستان متوقف بر این است که مفهوم حسن و قبح از چه قبیل است؟ حسن و قبح یعنی چه؟ همانگونه که مستحضرید، تئوری های گوناگون است:

الف: برخی حسن و قبح را مفاهیم ماهوی و از اعراض می آگاهی دارند.

ب: برخی حسن و قبح را از مفاهیم انتزاعی و معقول ثانی فلسفی می آگاهی دارند.

ج: برخی دیگر باور می‌ دارند که حسن و قبح مفهوم معاهده ای و اعتباری عقلایی است.

پس حسن و قبح واژه است از: الف) مفهوم ماهوی و عرضی، ب) مفهوم انتزاعی و فلسفی که منشأ انتزاع دارد.

ج) مفهوم اعتباری است از قبیل معاهده ها و فرض هایی که عقلا می کنند.

البته در صورتی که «فقه» مفهوم انتزاعی و معقول ثانی فلسفی باشد، جا دارد که بحث شود که از چه چیزی انتزاع شده است؟ درمیان فلاسفه شبیه به آیت الله العظمی مصباح یزدی و حائری مکالمه شده است و هر کدام مطالبی را عنوان می کنند. هم قرارداد بودن آن و هم حقیقت آن مکان بحث دارد.

بنابراین حسن و قبح به یکی از دو معنی است:

* اعتبار وظیفه ای بوده و همان دانستنی است.

* فرض حقیقت است که مستلزم دانستنی است.

* حسن و قبح صفات و رفتار

حسن و قبح بر افعال و هم بر اوصاف سوار می شود. رفتار ربایی بد و قبیح است، رفتار صداقت خوب است و این که صفت صداقت و توکل خوب است.

آن سه نظریه را باید در این دو (فعل و صفت) اجرا کرد.

الان فقط سبک بحث می کنیم:

در قسم نخست، معتقد به انتزاعی بودن بودیم و هستیم اما فعلا تردیدهایی برای ما رقم خورده است.

در بحث دوم، فکر می کنیم که بین صفت و فعل خیلی فرق نیست، باهم زیاد تفاوت ندارند.

* حکم فقهی به همراه حکم عقل و عقلا

یک بحث دیگر این است که قضاوت های اخلاقی که روی افعال آمده است، چندین قسم است:

الف: قضاوت بر اساس حکم عقل حتمی است شبیه به حکم کلی عدل و ستم.

ب: قضاوت عقلا که ما آن را معتبر آگاهی داشتیم.

ج: قضاوت روی صفت اعتبار ندارد مثال: تساوی حقوق خانم و مرد در غرب جاافتاده است ولی اعتبار ندارد. عرض ما این است که قضاوت های اخلاقی چنانچه مبنای معتبر داشته باشد، از نوع نخست و دوم باشد، این فقه است. چنانچه مبنا حکم عقل باشد با قاعده ملازمه صحیح می شود و چنانچه دومی باشد با سیره و … جزء فقه می شود اما از نوع ظنون غیر معتبره باشد، ارزشی ندارد. پس علم اخلاق اعتبار شرعی پیدا می کند و لا محاله فقه دنبالش می آید و الا ارزشی نخواهد داشت. در افعال، مرز بین فقه و اخلاق برداشته می شود.

سوال: صفت و رفتار اخلاقی باید «فقه» بشود یا به دنبالش فقه می شود؟.

رابطه حکم اخلاقی و حکم فقهی

پاسخ: رفتار اخلاقی خودش لا محاله فقه است. چنانچه اعتبار عقلی یافت، فقه می شود. فقه توسعه می کشف کند؛ اتفاقاً فقه تا حدودی لطیف می شود. ما از این حرف تعبیر به توهم و حرف مفت کردیم؛ ولی آگاهی بدارید خیلی پایش سست نیست بلکه استوار است. عقل و عقلاء در رابطه با افعال اخلاقی قضاوت دارند، بنابراین به طور اتوماتیک دنبال آن حکم فقهی بار می شود. چنانچه قضاوت نداشته باشد، فقه نیست.

سوال: آیا واقعا فعل دارای دو حیثیت است: حیثیت فقهی و حیثیت اخلاقی؟

پاسخ استاد: هر فعل اختیاری بحث فقه می شود، برای فعل اختیاری یکی از احکام خمسه است. قضاوت از حیث حسن و قبح اخلاقی است نه فقه.

سوال: فرمایش شما روی «راهکار» است ولی عرض بنده روی «بحث» است.

تفاوت فقه و اخلاق

پاسخ: نمی خواهم نقل بکنیم اخلاق همان فقه است؛ آن تابع تفسیر و تفسیر حسن و قبح است. حکم فقهی قطعاً با حکم اخلاقی فرق می دارد. ما حسن و قبح را اعتباری می آگاهی داریم. چنانچه حکم عقل یا حکم معتبر عقلاء باشد، اتوماتیک وار، فقه می آید. فقه بلافاصله پس از قضاوت عقل یا عقلا وارد میدان می شود اما نوع حکم مکان توجه کند.

*نظر يادتان نرود*

تهیه از: فرامرز س.

حوزه در بخش اخبار سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

ما آزموده‌ايم در اين شهر بخت خويش
««« »»»
بيرون کشيد بايد از اين ورطه رخت خويش

رابطه فقه و اخلاق و تفاوت آنها با یکدیگر

TT / 170 — TP / 13%

با دیگران به اشتراک بگذارید

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال