آمریکایی ها انگلیسی نمی فهمند


آمریکایی ها انگلیسی نمی فهمند

این که ایالات متحده به تعهداتش در برجام عمل نکرده، اکنون مخالفی ندارد. چنانچه از برخی شیفتگان ایالات متحده که طمع کرده‌اند در ماه‌های آینده لطفی از سوی زن کلینتون شامل حال‌شان شود بگذریم، حتی خود آمریکایی‌ها هم نمی‌گویند به همه تعهدات‌شان پایبند بوده‌اند بویژه در حوزه تحریم‌ها

عکس آمریکایی ها انگلیسی نمی فهمند

به اعلان سرزه و به نقل از «نسیم آنلاین»، مهدی محمدی طی یادداشتی در نشریه وطن امروز نگاشت:

آمریکایی ها انگلیسی نمی فهمند!

این که ایالات متحده به تعهداتش در برجام عمل نکرده، اکنون مخالفی ندارد. چنانچه از برخی شیفتگان ایالات متحده که طمع کرده اند در ماه های آینده لطفی از سوی زن کلینتون شامل حال شان شود بگذریم، حتی خود آمریکایی ها هم نمی گویند به همه تعهدات شان پایبند بوده اند بویژه در حوزه تحریم ها، دستورالعمل های پرآب و تاب وزارت خزانه داری ایالات متحده جز این که هراس از تجارت و معامله با کشورمان را افزون تر کند، حاصل دیگری نداشته است. چنانچه کار به این ترتیب جلو برود، شاید مدتی دیگر سلسله مذاکرات تازه ای ضروری خواهد بود تا همین دستورالعمل ها را تحلیل و همچون کرسنت، برای برجام هم الحاقیه هایی تازه خلق کند!

یکی از معیارها برای قضاوت درباره دولت آقای روحانی این است که حال که خود نیز قبول دارد ایالات متحده به عهد خویش پایبند نیست و به آنچه مینگارد و نقل میکنید عمل نمی کند، با این بدعهدی چطور رفتار خواهد کرد؟ نوع عکس العمل دولت آقای روحانی در قبال این بدعهدی است که درباره برنامه آینده این دولت و میزان قدرتمندی آن در تحقق منافع ملی به ما اطلاعات معتبری می دهد.

تا امروز مقام های دولتی در خوب ترین حالت فقط صحبت کرده اند. چنانچه به ادبیات آقای ریاست جمهوری دقت داریم این حرف ها البته نسبت به ایالات متحده چندان منتقدانه هم نبوده است. در واقع ریاست جمهوری بیشتر تلاش کرده به جای نقد از ایالات متحده، منتقدان داخلی خود را به کارشکنی در اجرای برجام متهم کند، از سوی دیگر به مردمان نقل بکنید اتفاقات فوق العاده انبوه ای رخ داده که آنها به آن بی توجهند و قدرش را آگاهی نمیدارند. به عنوان نمونه، از خاطرم نمی رود ریاست جمهوری در سخنرانی در میان مردمان اراک چطور تلاش می کرد با حرارت به مستمعانش بفهماند همین که قبلا کشتی ها در بنادر کشورمان پهلو نمی گرفته اند و حالا می گیرند، یک افتخار ملی و ناشی از برجام است(!) و مردمان باید برای آن سوت و کف بزنند و هورا بکشند که البته- لااقل در آن جمع- نکشیدند!

مقام های دیگر دولت البته منصف تر بوده اند. از دفاعیات غلاظ و شداد آقای عراقچی دیگر خبری نیست و وزیر محترم امور خارجه هم سعی کرده تا امکان می دارد در این باره سکوت کند. مقام های اقتصادی دولت اما گاه زبان به نقد باز کرده و از «هیچ»ی سخن نقل کرده اند که با برجام دست کشور را گرفته است اما این رویه دوام چندانی نداشته، به این علت که آزموده اند امکان می دارد آقای ریاست جمهوری، مکانی- حتی پشت بلندگو- انتقام این صریحگویی لهجه را از آنها بگیرد.

اینها همه اما چندان اهمیتی نمی دارد. آنچه اهمیتی می دارد این است که استراتژی عملی دولت دربرابر بدعهدی ایالات متحده بسیار نگران کننده است و صرف نظر از آنچه مردان می گویند، راهی که در عمل می روند، به شکل پر خطری بازی ایالات متحده را تکمیل می کند و حتی امکان می دارد دستاوردهای برجام را از هیچ هم عقب تر برده و به بخش منفی نمودار رساند.

اولین اتفاق این است که دولت به بدعهدی های ایالات متحده پاسخ نمی دهد؛ نه در مقام حرف و نه در مقام عمل، پس ایالات متحده راه خود را می رود- راهی که آیت الله خامنه ای پیش از توافق حتی جزئیات آن را حدس زده بودند- و بابت خلف قول ها، تحدید ها، بدعهدی ها و توطئه چینی هایش از سوی دولت کشورمان پاسخی نمیگیرد.

این عدم پاسخ دهی به گونه های بسیار فرق می داری تحلیل شده و بر سیستم محاسباتی دشمن تاثیر قرار داده است. به تعبیر فنی تر، ایالات متحده در حال طی زمان آموزش خود، به بدترین وجه امکان می دارد. برخی آن را ناشی از وجود اختلاف داخل کشورمان آگاهی داشته اند و برخی دیگر ادعا کرده اند مطلوبیت برجام برای دولت آقای روحانی تا مکانی است که هیچ نقضی را به عنوان یک «نقض اساسی» انتخاب نخواهد کرد. دربین آمریکایی ها حتی این تحلیل وجود دارد که برای تیم آقای روحانی منافع سیاسی ناشی از برجام و زیرساخت رابطه ای که با ایالات متحده به وجود آمده بسیار اصلیتر از نتایج اقتصادی برجام است. حتی این را هم نقل کرده اند که دولت آقای روحانی مخالف نیست که رفع کامل تحریم ها مشروط به شروطی شود که حاصل آن تضعیف تدریجی نهادهای انقلابی در کشور یا شکل دهی به دوقطبی های جدید «سازش/ مقاومت» در افکار عمومی باشد. می توان به راهکارهای اطمینان می داری ارزیابی کرد که این محاسبات تا چه اندازه صحیح یا نادرست است اما در این تردیدی نیست که بی پاسخ ماندن بدعهدی های ایالات متحده ذهن غربی ها را مملو از لغزشات محاسباتی جدید درباره کشورمان کرده است و این لغزشات قادر هست در آینده نزدیک برای منافع ملی و امنیت ملی کشورمان، بسیار قیمتی به پایان رسانده شود.

مساله دیگر این است که دولت نه تنها به بدعهدی های ایالات متحده پاسخ نمی دهد، بلکه درصدد کشف کردن موضوعات جدید برای مذاکره با ایالات متحده و همچنین راه های تازه برای توافقات تازه و ارتقای روابط با اروپاست بدون این که کارنامه آنها در اجرای برجام را به عنوان یک ضابطه تنظیم کننده در آینده روابط خارجی خود اعمال کند. اکنون دولت سریع زیادی در حال حرکت به سمت الگوی نیمه دهه ۷۰ تا نیمه دهه ۸۰ است که در آن مذاکرات با اروپا به طور مداوم درباره طیف وسیعی از موضوعات جریان داشت و عملا اروپا به عنوان نماینده و نایب ایالات متحده پذیرفته شده بود، با این تفاوت که این دفعه آمریکایی ها خود نیز وارد میدان شده اند و تصور می کنند قادر خواهند بود با فشار بیشتر و بحرانی تر کردن حالت در ناحیه، مذاکرات چندجانبه غیرهسته ای ـ شبیه به کشور سوریه ـ با کشورمان را شروع و بعد بتدریج آن را به مذاکرات دوجانبه تبدیل سازند. خاطرم هست اوایل دهه ۸۰ زمانی از مذاکره کنندگان اتمی آن زمان سؤال میکردم زمانی غربی ها به تعهدات پیشین خود عمل نکرده اند، چرا پشت سر هم درپی توافقات جدید با آنها هستید پاسخ این بود که «ارتقای روابط» ضمانتشده بوجود خواهد آورد که غربی ها به تعهدات شان هم پایبند باشند اما تجربه تاریخی نشان داد اولا ارتقای روابطی که سود ملت کشورمان در آن باشد رخ نمی دهد، ثانیا هر چه بیشتر در این مذاکرات غرق می شویم، انگیزه دولتی ها برای عکس العمل نمایان کردن به خلف قول ها و بدعهدی های طرف مقابل کاهش مییابد. از این حیث، ذهنیت استراتژیک تیم آقای روحانی از توافق پاریس در سال ۸۳ تا برجام در سال ۹۴، هیچ تحولی نکرده است.

اتفاق دیگر- و بدتر- این است که نه تنها دولت به بدعهدی های ایالات متحده پاسخ نمی دهد و نه فقط با وجود بدعهدی دشمن باز هم درپی توافقات جدی و جدید با آنهاست، بلکه برای حل معضلات بر زمین مانده کشور که به «لطف» طرف خارجی، گره زده شده هم، هیچ راه چاره و خلاقیتی که مبتنی بر ظرفیت های داخلی باشد ندارد. در واقع دولت هیچ تلاشی نمی کند و حتی برنامه ای پیشنهاد نمیکند که دشمن را به این نتیجه برساند چنانچه به تعهداتش عمل نکرد، دست کشورمان بسته نیست و معضلات را با اتکا به ابزارها، روش ها و نیروهای درونی خود حل خواهد کرد. عدم چنین جایگزین هایی دشمن را به این نتیجه می رساند که کشورمان برای رفع احتیاج هایش ـ مثلا در حوزه بانکی و مبادلات مالی- بالاخره ناگزیر از پذیرش شروط زاید و برجام های بیشتر است و احتیاجی به جدیت در عمل به قول ها و تعهدات نیست.

این حالت منافع و امنیت ملی کشورمان را با خسارت های جدی و جبران ناپذیری مواجه خواهد کرد. مزاج سیاسی دولت آقای روحانی این است که بر مردمان خود سفت بگیریم و جناح های داخلی را تقصیرکار آگاهی بداریم بهتر است تا این که خاطر باریک غربی ها ناراحت شود. این یک تاکتیک سیاسی نیست بلکه بخشی از ایدئولوژی غربگرایانه در کشور است؛ ایدئولوژی ای که با ادعای «ایدئولوژی پاک کنی از سیاست خارجی» وارد صحنه شده و اکنون دگم های جزم اندیشانه خود را به خرج ملت پیگیری می کند. تا این ایدئولوژی سرکار است نه رفتار غرب تحولی خواهد کرد و نه امتیاز قرار می داری عاید کشور خواهد شد. غرب تنها به کسانی ارج مینهد که با زبان خودش با آن صحبت بکنند و این زبان هرچه هست انگلیسی با لهجه نیویورکی نیست.

— با تشکر از انتخاب شما —

نگارنده : سيروس د.

سیاسی در بخش سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

ز خون که رفت شب دوش از سراچه چشم
««« »»»
شديم در نظر ره روان خواب خجل

آمریکایی ها انگلیسی نمی فهمند

TT / 284 — TP / 20%

با دیگران به اشتراک بگذارید

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال