نفرین پدر از شمشیر برنده ‎تر!!


نفرین پدر از شمشیر برنده ‎تر!!

دعا کننده باید با تمام وجود متوجّه ذات مقدّس خدا باشد و از غیر او بکّلی دل بکند و هیچ امیدی به دیگران نداشته باشد. قطع امید از غیر خدا، عزم دعا کننده را در توسل به پروردگار و مبداء هستی قویتر کرده، با خلوص بیشتری خواسته های خود را از درگاه خدا طلب می کند.

آمنه اسفندیاری –
تصویر و عکس نفرین پدر از شمشیر برنده ‎تر!!

دعا زمینه ساز کسب برخی نبوغ های نیک یا لااقل موجب پاک کردن و زدوده شدن گناهانی چندین می َشود. اما بر اساس برخی روایات کس یا کسانی هستند که وقتی دعا و نیایش می َکنند و از خدا خواست مسئلتی دارند هم با سرعت َتر نکته اجابت قرار می َگیرد و هم زودتر تیپ تحقق به خود می َپوشد. اینان چه کسانی هستند ؟
در اصول کافی بابی تحت عنوان “من تستجاب دعوته”؛ کسی که دعایش مستجاب می َشود ، آمده است که بر اساس روایات مندرج در آن اشخاص زیر را مستجاب الدعوه اعلام می َکند:
۱-آن کسی که به حج برود.
۲-جهاد کننده در راه خدا.
۳- بیمار و مریض.
امام راستگو (علیه السلام) می َفرمایند: سه دسته اند که دعایشان به اجابت رسد: یکی آن کسی که به حج رود پس بنگرید که به چه صورت با بازماندگانش رفتار می َکنید. دوم جهاد کننده در راه خدا، پس بنگرید به چه صورت با بازماندگانش رفتار می َکنید و سوم بیمار و مریض، پس او را به خشم در نیاورید و دلتنگش نکنید.
۴- امام عادل.
۵- دعای مظلوم.
۶- دعای بچه صالح و درست کار برای والدین.
۷- دعای پدر صالح برای بچه.
۸ – دعای مومن برای برادرش.

از امام راستگو (علیه السلام) پیشنهاد اکید بر برحذر بودن از نفرین اشخاص مظلوم و ستمدیده و پدر شده است. به وحشت بیافتید از دعای ستمدیده و مظلوم که آن از ابرها و پرده های مانع از دعا زیاد شود تا خدای عزوجل در آن بنگرد و فرماید: آن را زیاد کنید تا برای او اجابت کنم و بپرهیزید از نفرین پدر که از شمشیر برنده َتر است

امام راستگو (علیه السلام) می َفرمایند: پدرم فرمود: پنج دعاست که از درگاه تبارک و تعالی محجوب نگردد” دعای امام عادل؛ دعای ستمدیده که خدای عزوجل می َفرماید: هر آینه به طور مسلم انتقام تو را از ستمکارت بگیرم گرچه بعد از وقتی باشد؛ دعای بچه صالح برای والدین؛ دعای پدر صالح برای بچه؛ دعای مومن برای برادرش در پشت سر او که خدا فرماید: «ولک مثله» یعنی شبیه به آن بر تو باد.
در روایتی دیگر از امام راستگو (علیه السلام) پیشنهاد اکید بر برحذر بودن از نفرین اشخاص مظلوم و ستمدیده و پدر شده است. به وحشت بیافتید از دعای ستمدیده و مظلوم که آن از ابرها و پرده های مانع از دعا زیاد شود تا خدای عزوجل در آن بنگرد و فرماید: آن را زیاد کنید تا برای او اجابت کنم و بپرهیزید از نفرین پدر که از شمشیر برنده َتر است.
۹-کسی که چهل مومن را در دعا برخود مقدم بدارد.
هشام بن سلامت از امام راستگو (علیه السلام) نقل می َکند که فرمودند: هر کسی که چهل مومن را در دعا جلو اندازد سپس برای خود دعا کند دعایش اجابت شود.
۱۰-دعای روزه دار تا وقت افطار.
۱۱- دعای عمره کننده تا وقتی که به وطن باز گردد.
۱۲- دعای شخص غایب برای غایب.
امام راستگو (علیه السلام) به نقل از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) فرمودند: هیچ دعایی زودتر به اجابت نرسد از دعای شخص غایب که برای غایب دیگری دعا کند.

مصداق یک دعای مستجاب:

خدایا مرا به خاندانم برنگردان! این جمله ای بود که هند زن عمرو بن الجموح بعد از آن که همسرش ٍ مسلح شد و برای شرکت در جنگ احد راه افتاد، از زبان همسرش شنید. این نخستین بار بود که عمرو بن الجموح با مسلمین در جهاد شرکت می کرد، تا آن وقت شرکت نکرده بود. زیرا پایش لنگ بود و اتفاقا به شدت می لنگید. و مطابق حکم صریح قرآن کریم، بر آدم کور و آدم لنگ و آدم بیمار جهاد واجب نیست. او هرچند خود شخصا در جهاد شرکت نمی کرد، اما چهار شیر پسر داشت که مدام در رکاب رسول اکرم حضور داشتند، و هیچ کس گمان نمی کرد و انتظار نداشت که عمرو با عذر شرعی که دارد، خصوصا با اعزام کردن چهار پسر برومند، سلاح برگیرد و به سربازان ملحق شود. خویشاوندان عمرو، همینکه از تصمیم وی آگاه شدند آمدند مانع شوند، نقل کردند:اولاً تو شرعا معذوری ، ثانیا چهار بچه سرباز رشید داری که با پیغمبر حرکت کرده اند، ضرورتی ندارد خودت نیز به جنگ جوای بروی ! گفت :به همان علت که فرزندانم آرزوی سعادت ابدی و بهشت جاویدان دارند من هم دارم . عجب ! آنها بروند و به فیض شهادت نایل شوند و من در منزل پیش شما بمانم ، ابدا امکان نمی دارد . خویشاوندان عمرو از او دست برنداشتند و دائما یکی بعد از دیگری می آمدند که او را منصرف کنند. عمرو برای خلاصی از دست آنها به خود رسول اکرم ملتجی شد:یا رسول اللّه ! خویشاوند من می خواهند مرا در منزل حبس کنند و قرار ندهند در جهاد در راه خدا شرکت کنم . به خدا قسم آرزو دارم با این پای لنگ به بهشت بروم . یا عمرو! پایان تو عذر شرعی داری ، خدا تو را معذور داشته است ، بر تو جهاد واجب نیست . یا رسول اللّه ! آگاهی میدارم ، در عین حال که بر من واجب نیست باز هم …. رسول اکرم (صلی الله علیه و اله) فرمود: مانعش نشوید، قرار بدهید برود، آرزوی شهادت دارد، احتمالا خدا نصیبش کند. از تماشایی ترین صحنه های احد، صحنه مجادله عمرو بن الجموح بود که با پای لنگ ، خود را به قلب سپاه دشمن می زد و جیغ میزد آرزوی بهشت دارم . یک از پسران وی نیز پشت سر پدر حرکت می کرد. آن قدر این دو نفر مشتاقانه جنگیدند تا کشته شدند. بعد از خاتمه جنگ ، بسیاری از بانوان مدینه از شهر بیرون آمدند تا از نزدیک از قضایا آگاه گردند، خصوصا که اخبار ترسناکی به مدینه رسیده بود. عایشه همسر پیغمبر یکی از آن بانوان بود. عایشه اندکی که از شهر خارج شد ، چشمش به هند زن عمرو بن الجموح افتاد در حالی که سه جنازه بر روی شتری گذاشته بود و کنترل شتر را به طرف مدینه می کشید. عایشه سؤال کرد: چه خبر؟

امام راستگو (علیه السلام) می َفرمایند: سه دسته اند که دعایشان به اجابت رسد: یکی آن کسی که به حج رود پس بنگرید که به چه صورت با بازماندگانش رفتار می َکنید. دوم جهاد کننده در راه خدا، پس بنگرید به چه صورت با بازماندگانش رفتار می َکنید و سوم بیمار و مریض، پس او را به خشم در نیاورید و دلتنگش نکنید

الحمدللّه ! پیغمبر تندرست است، ایشان که سلامت هستند دیگر غمی نداریم. خبر دیگر این که: رَدَّاللّهُ الَّذینَ کَفَرُوا بِغَیْظِهِمْ خداوند کفار را در حالی که پر از خشم بودند برگردانید این جنازه ها از کیست؟
اینها جنازه برادرم و فرزندم و همسرم است . کجا می بری ؟ می خوبم به مدینه دفن کنم . هند این را گفت و کنترل شتر را به طرف مدینه کشید، اما شتر به زحمت پشت سر هند قدم میزد و سرانجام استراحت کرد. عایشه گفت : بار جاندار سنگین است ، قادر نیست بکشد. این طور نیست ، این شتر ما بسیار قادر است . معمولاً بار دو شتر را به درستی جابجا میکند. باید علت دیگری داشته باشد این را گفت و شتر را حرکت داد، تا خواست جاندار را به طرف مدینه ببرد دو مرتبه زانو زد و همین که روی جاندار را به طرف احد کرد نگاه کرد به تندی راه افتاد. هند نگاه کرد وضع باورنکردنی ای است ، جاندار حضور نمی دارد به طرف مدینه برود، اما به طرف احد به راحتی و سرعت قدم میزند. با خود گفت ، احتمالا رمزی در کار باشد. هند در حالی که کنترل شتر را می کشید و جنازه ها بر روی جاندار بودند، یکسره به احد برگشت و به حضور پیغمبر رسید: یا رسول اللّه ! داستان باورنکردنی ای است ، من این جنازه ها را روی جاندار قرار داده ام که به مدینه ببرم و دفن کنم ، وقتی که این جاندار را به طرف مدینه می خواهم ببرم از من اطاعت نمی کند، اما به طرف احد خوب می آید، به چه دلیل؟ آیا واقعا همسرت وقتی که به احد می آمد چیزی گفت ؟.
یا رسول اللّه! بعد از آن که راه افتاد این جمله را از او شنیدم : خدایا! مرا بخاندانم برنگردان.
پس همین است، دعای خالصانه این مرد شهید مستجاب شده است، خداوند نمی خواهد این جنازه برگردد. دربین شما انصار کسانی پیدا میشوند که چنانچه خدا را به چیزی بخوانند و قسم بدهند، خداوند دعای آنها را مستجاب می کند، شوهر تو عمرو بن الجموح یکی از آن کسان است . با نگاه رسول اکرم (صلی الله علیه و اله) ، هر سه نفر را در همان احد دفن کردند. آنگاه رسول اکرم رو کرد به هند و فرمود: این سه نفر در آن دنیا پیش هم خواهند بود. یا رسول اللّه ! از خداوند بخواه من هم پیش آنها بروم.

منابع:
سایت شفاف
سایت اندیشه قم
کافی باب “من تستجاب دعوته”
قصه راستان / استاد مطهری

— لطفا نظر خود را در مورد سايت سرزه در انتهاي صفحه بنويسيد —

نگارنده : ايراندخت د.

اخلاق و عرفان در بخش مذهبی سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

گرم زمانه سرافراز داشتی و عزيز
««« »»»
سرير عزتم آن خاک آستان بودی

نفرین پدر از شمشیر برنده ‎تر!!

TT / 185 — TP / 12%

با دیگران به اشتراک بگذارید

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

تبلیغات