هدف «ژرژ سورل» تکان دادن دنیا بود! (۲ عکس)


هدف «ژرژ سورل» تکان دادن جهان بود!

هدف ژرژ سورل «تکان دادن» دنیا بود و نه «چیزی بیشتر» زیرا که اعتقادی به چیز بیشتر نداشت و آن را افسانه تلقی می‌کرد. او آن چیز بیشتر را به خوشبینان می‌بخشید و خود آشکارا بدبینی را به خوشبینی ترجیح می‌داد، از نگاه اش آدم خوشبین نه تنها ساده‌لوح بلکه گاه نیز پر خطر هم می‌شد.
نشریه کارگزاران – نادرشهریوری (صدقی): هدف ژرژ سورل «تکان دادن» دنیا بود و نه «چیزی بیشتر» زیرا که اعتقادی به چیز بیشتر نداشت و آن را افسانه تلقی می‌کرد. او آن چیز بیشتر را به خوشبینان می‌بخشید و خود آشکارا بدبینی را به خوشبینی ترجیح می‌داد، از نگاه اش آدم خوشبین نه تنها ساده‌لوح بلکه گاه نیز پر خطر هم می‌شد. به اعتقاد او «در دوره وحشت آنها (خوشبینان) که بیشتر خون ریختند، دقیقا همانهایی بودند که بزرگ‌ترین آرزویشان این بود که انسان‌ها از عصر طلایی که خوانش را می‌دیدند، صفا بکنند» (۱).
تصویر و عکس شماره ۱ ⇩
تصویر و عکس هدف «ژرژ سورل» تکان دادن دنیا بود!
به عبارت دیگر در انتظار عصر طلایی آن هم در این دنیا، بلاهتی را طلب می‌کند که آن نیز در ساده‌لوحان بیشتر از بدبینان یافت می‌شود. از نظر سورل، یک دلیل اصلی در ممانعت از تحقق عصر طلایی همانا وجود مانع‌های بزرگ است؛ مانع‌های بزرگی که امکان رفع آنها اساسا منتفی است، زیرا که این موانع از جنس حیات بشری هستند و مادامی که حیات جریان داشته باشد، این موانع کماکان موجود خواهند بود و موقعی این موانع از بین می‌روند که حادثه‌ای عمومی و همگانی دامن همه را بگیرد؛ یعنی دنیا قدیمی به کلی عوض شود و فصل کاملا تازه ای در تاریخ دنیا شروع شود که در این صورت مسئله شکل‌ دیگری پیدا می‌کند.
اما نظر آدم بدبین طور دیگری است «… آدم بدبین تغییرات اجتماعی را پیشروی به رهایی می‌داند (واژه ای که سورل از بلیز پاسکال، فیلسوف مذهبی سده هفدهم گرفت) این مفهوم دقیقا هم به مانع‌های بزرگ پیش‌رویمان هم به اعتقاد بزرگ به ضعف نرمال خودمان مشروط است» (۲). اصطلاحا پیشروی به سوی رهایی همچنین شبیه مفهوم حد در ریاضیات است.
مفهوم حد در ریاضیات یعنی خوردن عددی به نقطه‌ای بدون رسیدن به آن نقطه، به عبارت دیگر قضیه اساسی اصلا «نرسیدن به مقصد» است. سورل اما این مسئله را به‌صورت دیگری نیز ارائه می‌دهد، یعنی آن را در قالب یکی از بحث‌بر‌انگیز‌ترین نوکیشان کاتولیک سده نوزدهم، کاردینال جان هنری نیومن (j. H. Newman) که در توضیح و شناسایی این کاردینال می‌نویسد: «… این یهودی سرگردان را که می‌توان نماد عالی‌ترین آرزوهای نوع بشر آگاهی داشت که محکوم شده است بدون استراحت پیوسته قدم بزند (۳)
آن نماد عالی‌ترین آرزوهای نوع بشر که بلافاصله تاکید می‌شود که می‌بایستی بدون استراحت پیوسته قدم بزند، همانا کمدی قوی‌ای است که در عین حال ریشه در اساسی‌ترین وجه اندیشه سورل دارد. در واقع فکر سورل آن است که «عالی‌ترین شکوه و عظمت اخلاقی راستین فقط آنگاه به دست می‌آید که عملی بی‌وقفه و بدون استراحت و بی‌توجه به مفیدی آن به ثمر رسد و لازمه عمل بی‌وقفه و بدون استراحت آن است که مقصدی در کار نباشد شبیه به همان مفهوم حد ریاضی که عدد به معنای حدی آن هیچ‌گاه به نقطه نهایی یا مقصد نمی‌رسد. در این صورت وقتی که مقصود، مقصد نباشد هر عملی اهمیتش در خودش قرار گرفته می‌شود یا به‌عبارت دیگر هر عملی به‌خاطر خود آن عمل واجد ارزش تلقی می‌شود به‌دور از هر گونه محاسبه‌گری و چرتکه‌اندازی که سورل آن را اخلاق حقیر بورژوازی تلقی می‌کرد.
اکنون به قضیه تکان دادن دنیا باز گردیم، چنانچه که به‌راستی مسئله صرفا تکان دادن دنیا است و نه چیزی بیشتر (مازاد)، آنگاه پرسش اساسی این است که اصلا به چه دلیل باید دنیا تکان بخورد؟ در حالی‌که بنا هم نیست که بر تاثیر تکان خوردن دنیا، دنیا تازه‌ای به‌وجود آید و علاوه بر آن وقتی هم که اصلا بنا نیست که به نتایج یا مفیدی عملی اندیشید (زیرا که اخلاق بورژواها است) آنگاه کاری به این بزرگی (تکان دادن) چه توجیهی می‌تواند داشته باشد؟ این تلقی به دنیا، حداکثر زیبایی‌شناسانه است اما با نظر صرف زیبایی‌شناسانه که کاری صورت نمی‌گیرد، حقیقت آن است که برای عوض کردن دنیا «زیبایی‌شناسی» نه تنها راه‌حل نیست بلکه خود بخشی از مسئله است. سورل اما طور دیگری به این بحث فکر می‌کند، مقصود او از فعالیت برای تکان دادن دنیا این است که در هر حال منجر به «بهبود زیاد اخلاقی خواهد شد» (۴).
علاوه بر آن «نکته» بحث‌بر‌انگیز سورل این استدلال است که چندان اهمیت ندارد که آیا واقعا اصلا می‌توان به رستگاری ‌رسید یا نه» (۵). به عبارت دیگر برای او همان بهبود زیاد اخلاقی است که اهمیت دارد که آن‌هم بر تاثیر مبارزه‌ای پیگیر و طولانی و برای هدف ساخته شده‌ای بنام رستگاری صورت می‌پذیرد که اصلی نرسیدن به آن است.
بدین سان است که او بهبود زیاد اخلاقی را نتیجه مجادله برای تکان دادن دنیا در نظر می‌گیرد، ‌یعنی وقتی که برای تکان دادن دنیا مجادله می‌کنیم تنها وقتی است که به بهبود اخلاقی نائل می‌آییم و همین هم کافی است. در شرایط فعلی نیز مجادله علیه بورژوازی به رشد احساسات و اخلاقیاتی مدد می‌کند که هم بالنده است و هم در بورژوازی غایب است. به این ترتیب مجادله علیه بورژوازی پیشاپیش و پیش از هر چیز دیگری یک مسئله اخلاقی است. «علاوه بر این من به این سوال‌ها می‌اندیشم و قانع شده‌ام که کار می‌تواند چون بنیادی برای فرهنگی باشد که افسوس، دیگر در تمدن بورژوایی نیست. نبردی که پرولتاریا باید علیه اربابانش برپا کند… برای پرورش احساسات بلند مرتبه ای درونی عالی است؛ احساساتی که امروزه کاملا در بورژوازی غایب است» (۶)
اما حقارت بورژوازی انتهاای ندارد. این مسئله از نظر سورل بیشتر ناشی از ضعف شدید اخلاقی است زیرا که بورژوازی تمایلی برای خطر کردن یا مجادله که منجر به کسب فضائل اخلاقی می‌شود، ندارد. در واقع این احساسات در بورژوازی غایب است. به واژه ای دیگر بورژوازی در جست‌وجوی «لذت بدون نا خوشی» است. این امکان می دارد به آن دلیل نیز باشد که به نحوی انتزاعی با مسائل مواجه می‌شود «نیروی منطقی بورژوا به نحو انتزاعی بر بالای شرایط مادی حیات تاب می‌خورد» (۷) این لذت بدون نا خوشی یعنی درگیر نشدن و هرچیزی را حاضر و آماده و بسته‌بندی شده طلب کردن: این مسئله همچنین به معنای رسیدن به مقصد است بدون آن که اصلا طی مسیر نکته توجه قرار گیرد.
اکنون به نظر می‌رسد برنامه لذت بدون نا خوشی، که سورل ماهیت بورژوازی اوایل قرن بیستم می‌دانست، در اوایل قرن بیست و یکم مراحل تکاملی خود را طی کرده و در بورژوای متاخر به برنامه ماهیت‌زدایی از هرچیز توام با گرفتن زهر از آنها تبدیل شده باشد، تا بنی آدم «متوسط» این زمان به لذت فرمالیستی به همراه ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین شکل نائل شوند.
حتی در مهم‌ترین مسئله هستی یعنی فوت نیز می‌توان به مدد پیشرفت‌های تکنولوژیک پزشکی، آن را تبدیل به مسئله نرمال و «روتین» کرد تا ماهیت فوت در سایه قرار گیرد. چنانچه چه که بورژوازی با اتکا به منابع ناچیز تئوریک در خود توان مقابله با فوت را نمی‌بیند (این مسئله تنها از عهده الهیات برمی‌آید) و اهمیت فوت، با وعده‌های اقساطی و مراحل معلوم پوزیتیویستی نابودی تدریجی جسم آدمی نادیده گرفته می‌شود زیرا که در این نکته نیز شهامت اخلاقی مواجهه با آن را در خود نمی‌بیند.
بنابر این آنچه سورل بر آن تاسف می‌خورد، نابود شدن اخلاق قهرمانی و شهامت است که بورژوازی به کلی از آن بی‌خبر است (در اینجا او به نتیجه نزدیک می‌شود) حتی اهمیت او برای انقلاب نه در رسیدن به اهداف ایجابی انقلاب است، که او این مسئله را به اتوپیست‌های خوش‌خیال واگذار می‌کند، بلکه اهمیت انقلاب پیش از هر چیز به‌خاطر آن است که لحظاتی کوتاه (در مقیاس زمان طولانی تاریخ)، اخلاقی والا و شجاعانه در انقلابیون پدید می‌آورد «به نظر سورل، انقلاب پیش از هر چیز باید اقدامی باشد از استحاله و تغییر اخلاقی» (۸) فقط همین مسئله برای سورل کفایت می‌کند.
تصویر و عکس شماره ۲ ⇩تصویر و عکس هدف «ژرژ سورل» تکان دادن دنیا بود!
با این همه تکان دادن دنیا اگرچه امکان می دارد در مراحلی به بهبود اخلاقی تکان‌دهندگان بینجامد، و این خود کم چیزی نیست، اما در نهایت به زیبایی‌شناسی منجر می‌شود و از مرزهای آن فراتر نمی‌رود زیرا که هدف سورل «تکان‌دادن» دنیا بود و نه چیزی بیشتر».
همچنان‌که نقل شد، سورل بدبینی را صفت بارز خود می‌دانست و خوشبین بودن را میانمایگی و فایده توده‌ها. «هنگامی که سورل در سال ۱۹۲۲ فوت شد، شبیه به فلوبر و پرودون به پیروزی میانمایگی و ماهیت پست شهوات انسانی تن داده بود. او عمیقا باور داشت که مسیر نرمال تمامی تاریخ فساد و تباهی است و حرکتی در جهت دیگر به سوی عظمت انسانی، حرکتی تصنعی است و از حرکت عام تباهی بیرون آمده است» (بیرون رفته است)» (۹) بنابراین دنیا به نگاه اش همسو با خوشبینان است و بورژوازی که این خوشبینی را ترویج می‌کند. بدبینان همان قهرمانانی هستند که به ندرت می‌درخشند و گسستی در حرکت نرمال تاریخ به سمت تباهی به‌وجود می‌آورند؛ همان قهرمانان با احساسات بلند مرتبه ای که در بورژوازی غایب‌اند.
بدین‌ سان سورل در مرزهای زیبایی‌شناسی متوقف می‌شود زیرا که دیگر اعتقادی به تغییر دنیا ندارد. او چپ‌گرایی غیر معمولی بود که فکر می‌کرد امکان می دارد که خوشبختی فرد بدون خوشبختی جمع امکان داشته باشد؛ به عبارت دیگر او عضوی از چپ بود که به کمال انسان به‌طور عام ایمان نداشت.

پی‌نوشت‌ها:
‌۱ – page-32 sorel reflexions sur la violence
۲-‌ انتقاد و وارسی آثار بزرگ سیاسی قرن بیستم جرمی جنینگز ترجمه عالم صفحه ۴۹
‌۳ – reflexions sur la violence 37 page sorel
۴- انتقاد و وارسی آثار سیاسی قرن ۲۰، جری جنینگز ترجمه عالم صفحه ۴۹
۵-‌ همان، صفحه ۴۹
۶-‌ از هگل تا نیچه، کارل لوویت، ترجمه حسن مرتضوی، صفحه ۳۶۰
۷-‌ همان، صفحه ۳۶۳
۸-‌ انتقاد و وارسی آثار سیاسی قرن ۲۰، جری جنینگز، ترجمه عالم، صفحه ۶۵
۹-‌ از هگل تا نیچه، کارل لوویت، ترجمه حسن مرتضوی، صفحه ۳۶۳

**********************************

متن از : گلچهره خ.

درباره بازیگران و چهره ها در بخش فرهنگی و هنری سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

شهنشاه مظفر فر شجاع ملک و دين منصور
««« »»»
که جود بی‌دريغش خنده بر ابر بهاران زد

هدف «ژرژ سورل» تکان دادن دنیا بود! (۲ عکس)

TT / 196 — TP / 12%

با دیگران به اشتراک بگذارید

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال