عامه پسندهایی که در ایران جولان می دهند (۳ عکس)


عامه پسندهایی که در ایران جولان می دهند

فقط در ایران است که نویسنده هایی پیدا می شوند از عشق سطحی حرف می زنند یا دعوای مادرشوهر و عروس را به خورد خواننده می دهند؟ پرسش ها از این دست بسیارند، همچنین پاسخ ها، اما باید بدانیم که این ژانر، به رغم تمام انگ هایی که ممکن است بحق به آن زده شود، کماکان پرطرفدار است .
ماهنامه دیار: عامه پسندها مختص ایران هستند؟ فقط در ایران است که نویسنده هایی پیدا می شوند از عشق سطحی حرف می زنند یا دعوای مادرشوهر و عروس را به خورد خواننده می دهند؟ پرسش ها از این دست بسیارند، همچنین پاسخ ها، اما باید بدانیم که این ژانر، به رغم تمام انگ هایی که ممکن است بحق به آن زده شود، کماکان پرطرفدار است و شا ید بتوان آن را با فیلم های هندی مقایسه کرد که اگرچه تصاویر و تمام لحظات آنها سوژه خنده اهل فن هستند اما بخش قابل توجهی از مردم- پیر و جوان هم ندارد- کماکان برای دیدن جدیدترین آثار سینمای بالیوود سر و دست می شکنند.
آن چه اما جای تاسف دارد، رشد ادبیات عامه پسند نیست بلکه حضور نویسنده های خارجی است که به طور رسمی در همان گروه عامه پسندها قرار دارند اما به صرف اینکه خارجی هستند، در ایران به جایگاهی می رسند که لایقش نیستند. بعد از آنجا که مرغ همسایه غاز است، این نویسنده ها «خوب» می شوند و همتایان ایرانی شان «بد».
در این میان هنوز تکلیف برخی نویسنده ها روشن نیست یا بهتر است بگوییم برای عامه مردم روشن نیست. به طور مثال همین «پائولو کوئیلو»ی برزیلی که به درستی باید «پادشاه عامه نویسان» لقب گیرد، کسی که به مدد هوچی گری یکی دو مترجم و ناشر خاص، ردای نویسندگی را به تن کرده است که به تن اش زار می زند. باور کنید به همین راحتی، کوئیلو را به خورد مخاطب ایرانی داده اند.
عکس شماره ۱ ⇩
عکس عامه پسندهایی که در ایران جولان می دهند
پائولو کوئیلو
کافی است نگاهی بیندازید به فهرست آثار مهم دنیا و ببینید خبری از او نیست، همچنین آنچه در ایران درباره اش گفته می شود جز مشتی توهم چیز دیگری نیست. اما کوئیلو تنها نیست. باید اسم خیلی ها را کنارش قرار دهید. مثلا «البا دِسس پِدس» که با رمان «از طرف او» همین نویسنده حسابی در ایران موج سواری کرد. آلبا هم جزو همان نویسنده هایی است که به عمق نمی زند و گرچه شاید سطح کارش اندکی بالاتر از امثال دانیل استیل باشد ولی هرگز از آن، عدول نمی کند.
«پل استرا» آمریکایی هم شکل دیگری از همین گروه است، نویسنده ای که خیلی زود در ایران مطرح شد، تب خواندن کتاب هایش فراگیر شد و خیلی زود هم «تب تندش» عرق کرد و تمام شد. «استر» که شاید بهترین کتابش «سرزمین آخرین ها» باشد، در آمریکا هم از سوی منتقدان ادبیات، جدی قلمداد نمی شود و نامش در کنار بزرگانی چون داکتروف- تلفظ صحیح نام این نویسنده داکترو است- فیلیپ راث و جان آپدایک قرار نمی گیرد.
البته از آنجا که دیوار ادبیات همیشه کوتاه است، فقط نام نویسندگان ادبی در این میان برده می شود وگرنه وقتی برسیم به حوزه هایی مثل روانشناسی(!) با اسامی جذابی مثل آنتونی رابینز، اندرو متیوز و راندابرن- نویسنده کتبا «راز» که در ایران بیش از ۳۰ ترجمه دارد- مواجه می شویم که تعریف دیگری از عامه پسندی ارائه کرده اند. شاید بهتر باشد به این هم اشاره کنیم که نشریات هم در بزرگ گردن برخی نویسنده ها بی تقصیر نیستند. خسرانی که حالا حالاها جبران شدنی نیست. به قول فریدون مشیری: «همین درد سخت مرا می آزارد…»

ضعف ادبیات عامه پسند چیست؟
عاری از خلاقیت
تحقیقات جدید نشان می دهند که نوشته هی نویسندگانی همچون «چارلز دیکنز» و «تئا اوبرت» توانایی ما در درک احساسات دیگران را بهبود می بخشند. «دیوید کامر کید» و «امانوئل کاستانو»، روان شناسان مدرسه جدید پژوهش های اجتماعی در نیویورک، ثابت کرده اند که مطالعه ادبیات داستانی منجر به تقویت توانایی تشخیص و درک احساسات دیگران می شود؛ مهارتی حیاتی در اداره روابط پیچیده اجتماعی.
طی مجموعه ای از پنج آزمایش، به طور تصادفی به هزار شرکت کننده متونی برای مطالعه داده شد؛ گزیده ای از ادبیات عامه پسند مثل کتاب پرفروش «دانیل استیل» یعنی «گناه های مادرم و «دختر گمشده» جیلیان فلین، یا متون ادبی تر مانند «همسر ببر» نوشته «تئا اوبرت» که برنده جایزه «اورنج» نیز هست و «سگ دونده» دان دلیلو یا اثری از آنتوان چخوف. سپس این دو از تعدادی فنون تئوری های ذهنی به تشخیص این مسئله پرداختند که شرکت کنندگان تا چه حد به درستی، احساسات دیگران راتشخیص می دادند.
کسانی که ادبیات داستانی مطالعه کرده بودند نسبت به افرادی که متون عامه پسند یا غیرداستانی در دست داشتند، امتیاز بالاتری آوردند. کید می گوید: «کاری که نویسنده های بزرگ انجام می دهند این است که شما را به نویسنده تبدیل می کنند. در ادبیات داستانی، کامل نبودن شخصیت ها ذهن شما را وا می دارد تا ذهن دیگران را درک کند.» کید و کاستانو تمایزی مشابه بین نوشته «نویسندگی» و «خوانندگی» و موردی قائل می شوند که «رولان بارت» در کتاب خود در رابطه با نظریه ادبی به نام «لذت متن» عنوان می کند.
کید می گوید: «نوشته های «نویسندگی» آنهایی هستند که هنگام خواندن شان شروع می کنید به پرکردن جاهای خالی و درگیرش می شوید، در حالی که نوشته های «خوانندگی» برای سرگرمی هستند. نوع دوم معمولا در ژانرهای داستانی مثل ماجراجویی، عاشقانه و هیجانی دیده می شود. در این موارد نویسنده، تجربه شما به عنوان خواننده را برای تان دیکته می کند. ادبیات داستانی «نویسندگی» به شما اجازه می دهد که وارد محیطی جدید شوید و خودتان باید راه تان را پیدا کنید.»
عکس شماره ۲ ⇩عکس عامه پسندهایی که در ایران جولان می دهند
دانیل استیل
کید استدلال می کند که انتقال تجربه مطالعه داستان به موقعیت های دنیای واقعی امری طبیعی است ،چرا که «پروسه های روانی مشابهی برای اداره روابط داستانی و واقعی استفاده می شوند. داستان فقط یک شبیه ساز تجربه ای اجتماعی نیست، بلکه خودش یک تجربه اجتماعی است.» تمام روان شناس ها با نحوه به کارگیری فنون نظریه های ذهنی توسط کید و کاستانو موافق نیستند.
«فیلیپ دیویس» مدرس علوم روان شناسی در دانشگاه لیورپول می گوید: «آزمون توانایی افراد در خواندن چهره دیگران کمی غیرمعمول است. نکته رمان ها در این است که به شما دیدی از جهانی درونی می دهند که با چشم دیده نمی شود. رمان به شما یاد می دهد که قضاوت نکنید.» گرچه کاستانو و کید ثابت کردند که ادبیات داستانی، یکدلی اجتماعی را بهبود می بخشد، اما هنوز آمادگی این را نداشتند که به طور قطعی عنوان کنند که آیا می توان از این نتایج برای تشخیص ارزش ادبی یک متن استفاده کرد یا خیر.

کید می گوید: «این موارد زیبایی شناسی و سبکی هستند که ما به عنوان روان شناس نمی توانیم در رابطه با آن ها قضاوت کنیم. حرف ما این نیست که مردم فقط باید ادبیات داستانی بخوانند. تاکید ما بر این است که ادبیات داستانی در کوتاه مدت منجر به بهبود نظریه ذهن می شود.»

چرا خواندن عامه پسندها در ایران مذموم است؟
جالی خالی رفتار ایجابی

علیرضا کیوانی نژاد: وقتی درباره ادبیات عامهپسند حرف می زنیم، پیش از آنکه این نحله ادبی را به شاخه های مختلف تقسیم کنیم، باید در یک تقسیم بندی غیرمتعارف که فقط در برخی کشورها چون ایران رعایت می شود، آن نرا از ادبیات روشنفکرپسند جدا کنیم و تا می توانیم از آن برائت جوییم و لعن و نفرین بفرستیم به کسی که خدای ناکرده یک تُک پا می رود کتابفروشی و کتابی می خرد که در جامعه روشنفکری پذیرفته نیست.

همچنین باید بدانیم- از دید بسیاری روشنفکرنماها- شاید کسی که این نوعِ ادبی را می خواند، نه استعدادی دارد، نه شم داستان خوانی و داستان نویسی و محکوم است به تبعید، تبعید به نگاه های تحقیرآمیز جماعتی که انگار تافته جدابافته اند. اما این سلوک، روش مالوف دیگر کشورها نیست و نویسنده ای که در این ژانر می نویسد، از همان ارج و قربی برخوردار است که باقی نویسنده ها از آن برخوردار هستند. اما مشکل کجاست؟
بهتر است واکاوی چنین نگرشی را از رفتارشناسی جامعه ای شروع کنیم که مبنای قاطبه رفتارهایش «سلبی» است نه «ایجابی». یعنی وقتی جایی می بینیم که کسی شاید داستانی می خواند که با معیارهای ما سنخیت ندارد، فوری می گوییم این چه کتابی است که می خوانی و جمله همین جا تمام می شود. به همین راحتی چیزی را از او سلب کرده ایم و راهی هم پیش پایش نگذاشته ایم. چنین می شود که اساسا کتاب، راهی به سبد خانوار پیدا نمی کند- منهای مشکلات اقتصادی- و هر کاری بکنیم و بگوییم کتاب بخوانید، بی شباهت به آب در هاون کوبیدن نیست.
وجه مغفول این قضیه اما این جاست که از نقش تشویقی چنین کتاب هایی برای افرادی غافلیم که علاقه چندانی به ادبیات ندارند، یعنی نمی دانیم که خواندن همین کتاب های به ظاهر ساده که قطعا عمق چندانی هم ندارند، می توانند خواننده را به سمت و سوی ساحلی رهنمون کنند که اسمش را گذاشته ایم «سرانه مطالعه».
ما هنوز هم قدر نویسنده هایی چون «ر. اعتمادی»، «نسرین ثامنی»، «تکین حمزه لو»، «م. مودب پور»، زنده یاد «فهمیه رحیمی» و امثال ایشان را نمی دانیم که درست یا غلط، عده ای را که به هیچ قیمتی تن به خواندن نمی دهند، به قدم زدن در سایه دانایی هدایت می کنند. واضح است ادبیاتی که این نویسنده ها به خواننده ارائه می کنند در چند قالب رایج بیشتر نمی گنجد و بن مایه اصلی آن، «عشق سطحی» است ولی همین که عده ای با خواندن این کتاب ها وسواس پیدا می کنند که دنبال کتاب های بهتری بروند، یعنی دست کم در این مورد، پرچم عامه پسندها بالاست.
عکس شماره ۳ ⇩عکس عامه پسندهایی که در ایران جولان می دهند
ر. اعتمادی
«دان دلیلو» نویسنده مشهور آمریکایی که البته در ایران، چندان که باید شناخته شده نیست، می گوید- نقل مضمون می کنم- که ابتداداستان های دراکولا را می خواندم و همیشه توی پارک مجبور بودم دستفروشی کنم ولی بعدها به تشویق یکی از دوستانم جویس را شناختم و بعد هم همینگوی خواندم و کافکا و آخر سر هم با فاکنر زلفی گره زدم و خودم را از ادبیات عامه پسند جداکردم. او به جایی رسید که خودش دست به قلم شد و نوشت و به شهرت جهانی رسید.
امثال «داندلیلو» کم نیستند، فقط مسئله این جاست که خواندن داستان های عامه پسند، آن قدر که در ایران امری نکوهیده و نسنجیده تلقی می شود، در کشورهای دیگر چنین جایگاهی ندارد که اگر داشت، امثال سیدنی شلدون، جان گریشام، دانیل استیل، جیمز پاترسون، رولینگ و… صاحب منزلتی جهانی نبودند. راه حل ساده است: رفتار سلبی را کنار بگذاریم و برای سلیقه ادبی افراد، هر چقدر هم نازل، احترام قائل شویم.

–ضمن تشکر از انتخاب شما، لطفا نظرات سازنده خود را در انتهاى صفحه براى ما بفرستيد–

گردآورنده : رامتين م.

کتاب و ادبیات در بخش فرهنگی و هنری سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

دهان تنگ شيرينش مگر ملک سليمان است
««« »»»
که نقش خاتم لعلش جهان زير نگين دارد

عامه پسندهایی که در ایران جولان می دهند (۳ عکس)

TT / 0 — TP / 0%

با دیگران به اشتراک بگذارید

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال