ترجیح می دهم مریض باشم! (۳ عکس)


ترجیح می دهم مریض باشم!

شاید با آدم هایی برخورد کرده اید که معمولا با مشکلاتی رو به رو هستند و درباره مریضیهایی حرف میزنند که خیلی جدی نیستند اما دائما با آن ها درگیرند؛ من میگرن دارم. من اولسر پپتیک یا زخم معده دارم، من آرتروز دارم و… اما اگه به پزشک مراجعه کنند با هیچ کدام از این معضلات رو به رو نیستند.
ماهنامه همشهری سلامتی: شاید با آدم هایی برخورد کرده اید که معمولا با مشکلاتی رو به رو هستند و درباره مریضیهایی حرف میزنند که خیلی جدی نیستند اما دائما با آن ها درگیرند؛ من میگرن دارم. من اولسر پپتیک یا زخم معده دارم، من آرتروز دارم و… اما اگه به پزشک مراجعه کنند با هیچ کدام از این معضلات رو به رو نیستند. فقط کمی در رابطه با آن بیماریها نگران اند یا عنوان می کنند که به آن مبتلا هستند.
شاید باورتان نشود اما جدا از بیماری که همه با آن رو به رو می شویم،مسئله ای دیگر هم وجود دارد که شاید در وهله اول اندیشید چیزی بیش از یک مزاح نیست! این مسئله که بحثی کاملا علمی هم هست «رفتار بیماری» نام دارد و تمجیدش را خیلی برگزیده می توان واکنش اشخاص به پدیده بیمار بودن توصیف کرد.
دامنه این رفتار می تواند از سوءاستفاده از بیماری برای منفعت روان پریش تا واکنش فرد به بیماری قرار می داری و پیگیری های پزشی و دارو خوردن را شامل شود. همه این عوامل تابع یعنی امکان می دارد فرد بیمار باشد اما پیگیری نکند یا برعکس، پیگیری بیش از اندازه بکند یا پیگیری اش خیلی دقیق نباشد.
این رفتارها مربوط به خود بیماری نیستند و آن ها را باید بیشتر روان شناختی آگاهی داشت. خوب تر است بگوییم عکس العمل فرد در برخورد با مریضی است یا اینکه نسبت به درد و بیماری چه واکنشی نمایان کند… برای وارسی ابعاد گوناگون چنین وضعی سراغ امیرحسین جلالی رفتیم. جلالی استاد دانشگاه کشورمان است و در حوزه روان شناسی فرهنگی فعالیت میکند. این روان پزشک از «رفتار بیماری»، علل ایجادش و راه های برون رفت از این وضع نقل میکنید.
عکس شماره ۱ ⇩
عکس ترجیح می دهم مریض باشم!

افرادی که چنین رفتاری نمایان میکنند دچار پیامد روان پریش اند؟

خوب تر است از اصطلاح «پیامد روان پریش» بهره نگیریم چون این بحثها با برچسب اعصاب و روان معمولا به وحشت افتی را در دل آدم ها می اندازد که امکان می دارد نسبت به مسئله ای که درگیرش هستند موضع بگیرند.
مسئله ما درباره این نکات باید این باشد که بتوانیم ترس را کاهش دهیم. امکان می دارد این لغات به وحشت افتی را در اشخاص بوجود آورد که دچار یک پیامد روان پریش هستند و به همین علت هم امکان می دارد به بیمار یاری نرساند چون ترس لزوما سبب پیگیری درمان از سمت بیمار نیست بلکه امکان می دارد سبب شود بیمار از رودررو شدن فرار کنند و مشکل را نادیده بگیرد.

پس باید آن را با چه عنوانی، بنامیم؟

قادر هستیم اینطور پرسشمان را مطرح کنیم که چگونه می شود بعضی از اشخاص ترجیج می دهند مریض باشند! بیماری در اینجا می تواند عاملی باشد که چندین کارکرد پیدا کند.
در این اشخاص، بیماری درواقع محملی است که یک کارآمدی دارد و نمی توان حکم کلی صادر کرد اما برخی آموخته اند از طریق بیمار بودن و رنجور بودن با دیگران مرتبط شوند یا با جلب مواظبت و توجه دیگران.
همه ما انسان ها نیاز نرمال داریم تا نگاه بشویم و با این راهکار توجه و مواظبت دیگران را به سوی خود کشیم. این نیاز تا حدی نرمال است اما وقتی بالغ می شویم مییاموزیم اگه نیاز داریم، خیلی آسان احتیاجمان را مطرح کنیم یا از دوستان و اطرافیان مان استفاده بکنیم و کمک بخواهیم تا نیازهای ما را برآورده و موقعی که نیازمندیم از ما مواظبت کافی کنند اما این وقتی رخ می دهد که فرد از لحاظ روان پریش طبخ کرده نیست.
وقتی فرد از لحاظ روان پریش مستقل نیست و تجربه هایی دارد که معمولا به زمان خردسالی بر می گردد و همزمان با ابتدای زمان رشد در فرد نهادینه می شود، اصولا مییاموزد که از طریق بیماری و با رنجور بودن، توجه و مواظبت دیگران را جلب کند. امکان می دارد گاهی بیماری در فردی که مهارت های کافی برای کنار آمدن با مسئولیت های شخص و اجتماعی ندارد محملی شود برای رانده شدن از مسئولیت های اجتماعی یا خوب تر نقل بکنیم ترس پذیرش مسئولیت اجتماعی می تواند منجر به این شکل از رفتارها شود.
شاید برای همه رقم خورده باشد که در زمان خردسالی روزهایی نپسندیدیم به مدرسه برویم و برای اینکه بتوانیم به هدفمان برسیم، خودمان را به بیماری زده ایم. فرد این را مییاموزد و امکان می دارد آگاهانه به بیمار بودن تمارض نکند و حتی سابقه بیماری را داشته باشد اما وقتی به پزشک مراجعه می کنند علائم ویژه ای از وجود بیماری نگاه نشود اما بدن بیمار عکس العلمی مشابه آن بیماری نمایان بکند.
در این مواقع بیماری دستاویزی است برای شانه خالی کردن از مسئولیت ها و تکالیف. اگه بخواهیم برگزیده بکنیم باید بگوییم درد، رنج و بیماری، راهی است برای جلب توجه و رماقبت دیگران و زبانی است برای صحبت کردن با دیگران .
گاهی زمانها انگار غیر از اینکه انسان به درد کشیدن تمارض کند، هیچ راه دیگری برای جلب توجه دیگران وجود ندارد. مثال این مورد در اتفاقا اجتماعی هم نمود دارد. امکان می دارد اشخاص زیادی در نبردها کشته شودند اما وقتی که فوت خردسالی رخ می دهد و عکس و تصویرش به تصویب رسانده میشود توجه همه به آن مسئله جلب می شود در حالی که روزانه صدها نفر دیگر هم در نبردها کشته می شوند. این مثال در روابط انسان ها هم نمود دارد. به این شکل که تا وقتی کسی مریض نشود، امکان می دارد به او توجهی نشود بنابراین تظاهر به مریضی، راهی است برای جلب نگاه دیگران.
عکس شماره ۲ ⇩عکس ترجیح می دهم مریض باشم!

راه حل کدام است؟ خانواده ها برای کمک باید چه کاری به انجام رسانند؟

نباید به این آدم ها برچسب زد که بیمارند چون بخشی از این رفتار نیاز نرمال هر آدمی است. معمولا افرادی دچار این رفتار می شوند که نیازها احساسی شان به درستی جواب نگرفته یا تربیت درستی نداشته اند. اصولا اگه ما آدم ها خوب تربیت شده باشیم و در محیطی عالی رشد کرده باشیم و به احتیاج هایمان پاسخ درست داده باشند رد آینده مییاموزیم که چگونه نیازمند باشیم یا چگونه ضعیف باشیم و همزمان معضلی با آن ضعف نداشته باشیم در نتیجه نیاز پیدا نمی کنیم خودمان را بیمار نمایان کنیم.
به نظرمی رسد توصیه عمومی برای مواجه شدن با این نوع اشخاص مسیرگفت و گو است. باید شرایطی را مهیا کرد که فرد حرف ها و احتیاج هایش را نقل بکنید. معمولا وقتی اشخاص قادر نیستند صحبت بکنند از بدن خودشان برای ابراز آن بهره میگیرند. در این مواقع فرد با بدن خودش شکایت می کند.
وقتی با این موقعیت رو به رو هستیم کار پزشک یا روانپزشک در درمان غیردارویی این است که به فرد یاری رساند تا مسائلش را به زبان بیاورد و بازگو کند. در رابطه با پیشنهادهای عام تر می توان ورزش را سفارش کرد چون معمولا تحرک مرتب داشتن برای کسی که احساس کسالت و بیماری می کند و این کسالت بیشتر ریشه های روان پریش دارد تا فیزیکی، انواع مختلف ورزش های هوازی عالی است. اصولا فعالیت ورزشی و در طبیعت بودن می تواند بسیار در طراوت و شادابی فرد نقش داشته باشد و او را از احساس ناسالم بودن راند.
منبع این نا خوشی ها پریشانی و تنش های نقل نشده است. هر اقدام و فعالیتی که بتواند یاری رساند تاف رد تنش خود را کاهش دهد یا تجربه های مضطربکننده ی کمتری داشته باشد، می تواند به فرد یاری رساند تا احساس سلامت بیشتری داشته باشد و کمتر حس بیماری سراغش بیاید.

تجویز دارویی هم ضروری است؟

وقتهایی هست که ما آشکارا خودمان آگاهیم که دچار افسردگی یا خستگی هستیم، حالمان خوش نیست، انگیزه نداریم یا انجام هر وظیفه کوچولوای مستلزم یک پریشانی و دل شوره خیلی زیاد است که سبب می شود نتوانیم خوب فعالیت کنیم. در این مواقع ارائه داده میشود فرد درمان دارویی به انجام رساند چون این راهکار در دسترس و کم هزینه قیمت است و اثر آنی دارد، انجامش هم سفت نیست.
معالجه های غیردارویی جواب آنی ندارد و نیازمند فرد خبره ای است که بتواند آن را به انجام رساند، از طرفی خود بیمار هم باید پیگیر باشد و وقت قرار بدهد، به علاوه پربها هم هست و پیوسته هم در دسترس نیست و بیمار هم باید انگیزه ضروری برای انجام آن را داشته باشد. معالجه های غیردارویی خیلی خوب است اما در شرایطی که در دسترس نباشد فرد باید برای انجامش به پزشکی مراجعه کند که دارو تجویز کند.
وضعیت دیگری هم هست که ما خودمان را خیلی مضطرب و افسرده ارزیابی نکینم. در این صورت اگه رفتار تمارض به بیماری برای جلب توجه موجود موجود باشد می توان این طور نتیجه گرفت که حرف ها و تنش هایی وجوددارد که در جامعه ما هم خیلی شایع است و به وعده سرشناس طرف دلش از مکان دیگر پر است.
عکس شماره ۳ ⇩عکس ترجیح می دهم مریض باشم!
ما مدام نارضایتی هایی داریم که روی هم جمع می شود. نرمال است که هیچ فردی دائم قادر نیست با افردگی آن ها را بروز دهد پس امکان می دارد این فشارها تبدیل به علائم اندامی بشوند پس لزوما این رفتارها خودآگاه نیست و امکان می دارد دستگاه روان پریش ما به طور اتوماتیک و ناخودآگاه آن ها را بروز دهد. باید برای این معضلات به کسی مراجعه و آن ها را مطرح کرد، شاید یک دوست خوب خیلی برای این مسائل کارآمد باشد، کسی که قادر باش به او اسرار و معضلات را گفت.
اگه هم کسی برا یان هم کلامی وجد نداشته باشد، می شود خود را تنها تصور کرد و ان مسائل را روراست با خودمان مطرح کنیم. حتی می شود این حرف ها را ضبط کنیم. هر چندین شاید این مورد خیلی علمی نباشد اما راه حل این نوع تنش ها به زبان آوردن آن هاست و آگاهانه رو به رو شدن با آن ها می تواند در حل این معضلات یاری رساند. حالا می تواند طرف این حرف ها فرد دیگری باشد یا اینکه آن ها را بنگاریم.

**************************

مسئول متن : ارژنگ ک.

روانشناسی و خانواده در بخش خانه و خانواده سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

جمال دختر رز نور چشم ماست مگر
««« »»»
که در نقاب زجاجی و پرده عنبيست

ترجیح می دهم مریض باشم! (۳ عکس)

TT / 332 — TP / 20%

با دیگران به اشتراک بگذارید

[ منبع این خبر سایت سرزه می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال