دلنوشته احساسی زیبای جواد خیابانی برای پورحیدری


دلنوشته احساسی زیبای جواد خیابانی برای پورحیدری

دلنوشته جواد خیابانی برای منصور پورحیدری

جواد خیابانی

یادداشت جواد خیابانی برای منصور پورحیدری

نیما یوشیج را خیلی دوست می دارم . مثل حافظ . مثل سعدی . مثل شهریار . مثل سهراب . حتی مثل فروغ . شعر دهخدا هم زیباست که می گوید یادآر ز شمع مرده یادآر … اما این شعر نیما را بیشتر دوست می دارم تا در وصف منصورخان پورحیدری بخوانم :

یاد بعضی نفرات روشنَم می دارد/ قوّتم می بخشد/ره می اندازد و اجاقِ کهنِ سردِ سَرایم گرم می آید از گرمیِ عالی دَمِشان /نام بعضی نفرات رزقِ روحم شده است / وقت هر دلتنگی سویشان دارم دست /جراتم می بخشد … روشنم می دارد.

یاد منصورخان هم گرم نگه می دارد ما را . یاد او گرم است . مثل صدایش . مثل مهربانی ها و کلام پدرانه اش . یاد مردی که مرد . یاد پیرمردی که دیگر نیست اما همیشه هست . او تاج دار تیم تاج بود . او پدر بزرگ تیم استقلال بود . من وقتی به کم بودن ها و حقارت های خودم می نگریستم از خاک داران بودم و خاک بر سر . اما وقتی به مردانی چون او می نگرم از تاج دارانم و تاج بر سر . این مرد تاج بر سر با مرگ از میان ما رفت . می گویند مرگ حق است و این حق تنها نعمتی است که انگار خدای عادل به عدالت برای همه مخلوقاتش در نظر می گیرد . همه می میرند و هیچکس در این دنیا نمی ماند . سرنوشت همه انسان ها همان یک متر چاله ای ست که در اعماق گورستان برای آنها حفر می کنند تا در خانه خاکی و ابدی اش بماند و از خاک به خاک برود و اثری از او نماند . سلطان سلیمان ، شاه عثمانی که به سلطان محتشم نیز معروف بود و همواره با شاهان صفویه و مذهب شیعه ی آنان در جنگ به سر می برد در هنگام مرگ می گوید : یک دست من را از تابوتم بیرون بگذارید تا مردم ببینند سلطانی چون من با دست خالی از دنیا می رود … ولی منصور خان ما دستی خالی نداشت . دستان او مثل قلب مهربانش پر بود از نعمت ادب که واقعا این پیرمرد با ادب و معرفت را از یادها بیرون نخواهد برد .

او یکی از معدود مردانی بود که نیازی به سوگ نامه ندارد . او را در زمانی که کنارمان بود هم دوست می داشتیم . کسی نیست که از او حرف درشتی به یاد بیاورد . از او هر چه در ذهن داریم فقط ادب است و کلام مهربانانه . حتی پسرش که از همکاران من در سازمان صدا و سیماست هم سرشار از ادبی است که پدرش به او آموخته . حتی همسرش نیز آغشته به این ادب است و این زوج باشعور و مودب ورزش ایران را به همین خاطر است که هرجا باشند و هرجا بروند همه دوستشان دارند . حالا دیگر خانم دکتر مودب ماست که سرپرست فرزندان فهیم و با ادبش شده است . مرد او مرد . اما مرد او با مردنش انسانیت را زنده نگهداشت و به ما اثبات کرد که با مردن یک مرد ، مردانگی نمی میرد .

از این مرد خاطره ای دارم . مسابقه استقلال و الاتحاد عربستان در ورزشگاه آزادی را در حوالی آغاز دهه ۱۳۸۰ حتما به یاد دارید که با گل دقایق پایانی نیکبخت ۲-۱ بردیم و عربستانی ها را حذف کردیم . دو هفته بعد از آن مسابقه در آزادی یکی از بازی های داخلی استقلال را باید گزارش میکردم . در تونل ورزشگاه ایشان را دیدم . نزدیک شد و گفت باید از شما تشکر کنم . گفتم چرا منصورخان ؟ گفت در بازی قبلی ما ثابت کردی که برای ایران حس داری و با احساست گزارش کردی و من اصلا کاری ندارم که شما استقلالی هستی یا پرسپولیسی اما باید بگویم که بازی با عربستانی ها برای همه ما سخت بود . گفتم نه منصورخان من کارم را انجام دادم زیرا اعتقاد دارم وقتی اسم عربستان در میان است باید با هر تیمی هم که شده آنها را ببریم و من از شما و بازیکنان تیم ممنونم که کاری کردید تا هم من و هم مردم ایران خوشحال بشوند .

من هیچگاه در هیچ مصاحبه ای که با او داشتم حرفی در مذمت حریف نشنیدم . همیشه با ادب حرف میزد . همیشه به حریف احترام میگذاشت و حتما به همین خاطر است که پرسپولیسی ها هم او را دوست داشتند و هنوز هم دارند . اصلا وقتی صحبت از مردی و پدری در میان است که دیگر در میان نیست مگر می توان حرفی از رنگ و آبی و قرمز زد ؟ الان در خانه ای رنگ پدر وجود ندارد و بر تصاویر این پدر نوار سیاه بسته اند و مردم متعصب باید خیلی بی مرام باشند که او را فقط آبی بخوانند و فقط استقلالی بدانند . نه . منصورخان آبی نبود . قرمز نبود . منصورخان فقط سفید بود . سفید سفید . مثل یک کبوتر که پرواز کرد و به آسمان رفت و مگر نمی گویند که مرگ پایان کبوتر نیست . پس او هنوز هم هست و در میان ماست و نیازی نیست تا برایش سوگنامه بنویسیم و تعزیت بخوانیم . او هنوز هم در میان مردم ایران است . در میان همه مردم ایران . در کنار خانم دکتر همسرش . در کنار عسلدختر دلبندش . در کنار علی پسر با ادبش . در کنار همه . همه . وجود انسان که فقط فیزیک نیست . یاد است و خاطره است و عشقواره های ماندگار . و این منصور هم عشقی است در همه اعصار و برای همه این روزگار …

منصور خان … کاش مثل شما باز هم در این فوتبال باشد و خوب هایی مثل شما که می روید جانشینانی خلف داشته باشید . امیدوارم با رفتن جوانمردان با ادبی مثل شما جوانمردی از این فوتبال نرود … خوب سفر کردن بسیار بهتر از رسیدن است منصورخان … شما مرد سفر بودید و خیلی خوب به همسفرانتان درس زندگی دادید . امیدوارم روزی در این سفر بتوانم به شما برسم . به امید دیدار منصورخان . خدا نگهدارتان .

شاگرد همیشگی معرفت و ادب شما : جواد خیایانی

[ منبع این خبر سایت مجله مراحم می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال