اربعین را نباید در اربعین زندانی کرد؛ راهپیمایی اربعین یعنی «مرگ بر آمریکا و آمریکاپسندان»/ فرهنگ دنیاخواهی را باید در راهپیمایی اربعین از بین برد


گروه اندیشه و معارف - رجانیوز: زیاد نیستند متفکران و صاحب نظرانی که سالهای طولانی و بدون چشم‌داشت به ادعاهای حمایتی مسئولین دولتی و غیر دولتی، در گمنامی، بی سروصدا و با اخلاص مثال زدنی به تولید نظریه و کار فکری -– فرهنگی مستمر مشغولند. بی شک «دکتر مرتضی زاهدی» و مؤسسه تحت نظارت ایشان را باید یکی از بهترین مصادیق اینگونه افراد دانست. اینکه یک متفکر انقلابی، هم در سطوح بالای تحصیلات حوزوی و آکادمیک در حوزه تعلیم و تربیت باشد و هم مؤسس نهاد امور تربیتی با نظارت شهیدان رجایی و باهنر بوده باشد و هم در سالهای متمادی پس از دوران مسئولیت های اجرایی به کار تحقیقاتی در زمینه تعلیم و تربیت اسلامی پرداخته باشد، کافی است تا جامعه نخبگانی را علاقه مند به آشنایی با تفکرات وآثار ایشان کند.
 
آنچه در ادامه می‌خوانید، مجموع دو سخنرانی ایشان در اربعین سال گذشته است که نکات نابی برای همه زائرین و عاشقان سالار شهیدان دارد.
 
 
ریشه اربعین در عاشوراست، چهلمین روز شهادت آن بزرگواران است، ریشه یابی عاشورا در فرمایشات حضرت اباعبد الله(علیه السلام) این چنین آمده: اى مردم! پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: (هر کس سلطان ستمگرى را ببیند که حرام خدا را حلال شمرده، پیمان الهى را شکسته و با سنّت رسول خدا مخالفت ورزیده، در میان بندگان خدا به ستم رفتار مى کند; و او با زبان و کردارش با وى به مخالفت برنخیزد، سزاوار است خداوند او را در جایگاه آن سلطان ستمگر بیاندازد، هان اى مردم! این گروه (بنى امیّه) به طاعت شیطان پایبند شده و از پیروى خداوند سرپیچى کرده اند، فساد را آشکار ساخته و حدود الهى را تعطیل کرده اند. آنان بیت المال را به انحصار خویش درآورده، حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام شمرده اند و من (که فرزند رسول خدایم) به قیام براى تغییر این اوضاع، از همه کس سزاوارترم. (بحار الانوار ج44 ص383) آگاه باشید، پسر خوانده بنی امیه [ابن زیاد]، که پدرش نیز پسر خوانده و ناپاک بود، مرا بر دو راهی مرگ و ذلت نگاه داشته است و من هرگز تن به ذلت نخواهم داد.
 
معاویه چه مشکلی داشت؟ می‌بینیم که نماز جماعت هم می‌‌خواند، بعضی از صحابه را هم گرد خودش جمع کرده بود، از خدا و رسول و قرآن هم صحبت می کرد. ولی، می‌‌خواست اسلامی را درست کند که با دنیا خواهی او هماهنگ باشد. مشکل معاویه این بود. یعنی اگر ائمّه اطهار مشکلی با دنیا خواهی معاویه نداشتند، معاویه آن بزرگواران را روی چشمهای خودش هم می گذاشت و در تمام کشور هم آنها را ترویج می‌کرد، اما چرا اینقدر نسبت به ائمّه اطهار کینه توزی می‌کرد؟ اول هم با حضرت مولا، بعد هم با امام حسن مجتبی، و بعد هم با امام  حسین، که اصل این اختلاف از معاویه شروع شد.
 
طیفی از جامعه اسلامی بودند که ادّعا می‌کردند مسلمان هستند و خیلی هم منسجم بودند، حزب داشتند، گروه داشتند، رئیس داشتند، عضو داشتند. در بین سران و مسئولین هم طرفدار داشتند. بنی امیه در ظاهر کافر نبودند، رسانه هم داشتند. به صورت رسمی هم از زمان عثمان خلیفه سوم اینها مصدر امور شدند.
 
بنی‌امیه می‌خواست اسلام را با دیدگاه خودش هماهنگ کند
 
پس بنی امیه چه بودند؟ بنی امیه بخشی از جامعه اسلامی بودند که دیدگاهشان این بود که می خواستند اسلام را در بین مردم با دیدگاه دنیایی خودشان هماهنگ و مسلط کنند. یعنی اسلامی را در بین مردم رواج بدهند که خودشان و اعتقادات دنیا خواهشان را جا بیندازد و راه آنها را برای دنیا داری باز کند. بعد از بنی امیه، بنی عباس هم که آمدند همین مشکلات بود، هارون با حضرت موسی بن جعفر صلوات الله علیه چه مشکلی داشت؟ مامون چه مشکلی داشت؟ و بقیه؟ بنی عباس سلسله مفصلی بودند، صدها سال حکومت کردند. آنها هم همین مشکل را داشتند. اسلامی را می‌خواستند که با دنیا خواهی آنها تضاد نداشته باشد، بلکه همراه و همکار باشد. یعنی توجیه گر اعتقادات و راه و رسم آنها باشد. به فرمایش حضرت امام (ره) اسلام درباری را می‌خواستند و به زبان امروزی اسلامی را می‌خواستند که با آمریکا کنار بیاید.
 
ائمه اطهار از نظر آنها آدم های تندرویی بودند. نمی گذاشتند که اینها طبق میلشان حکومت کنند. آنها نماز جمعه هم داشتند، مفتی اعظم داشتند، اسلام شناس داشتند، مفسرین بزرگ داشتند، دانشمندان بزرگ داشتند، خودشان مجالس علمی تشکیل می‌دادند. این همه جلسات مناظره بین علما و به خصوص امام رضا (علیه السلام) و سایر رشته و نحله های فکری و فلسفی و فقهی و این همه چرا بود؟ برای اینکه هارون و مامون و بنی عباس خیلی علاقه داشتند اسلام پیشرفت کند؟! منظورشان از اسلام، حکومتشان بود. دین حکومتی خودشان را می‌خواستند پیشرفت بدهند. با آمریکای آن زمان یعنی روم، با شوروی یا چین آن زمان، یعنی با هند در ارتباط بودند. نماینده های علمی، یعنی به قول امروزی ها دیپلماسی دانشگاهی داشتند. پای همه نحله های فکری را در اسلام باز کرده بودند و هر گونه تفکر انحرافی و الحادی را هم آزاد می گذاشتند، می گفتند: بیایید حرف بزنید، اسلام هم جواب بدهد. اینها نگرانی اسلام را نداشتند می‌خواستند بگویند ما آزادی ایجاد کردیم و شما به خاطر ما آزاد هستید. البته منحرفین هم خیلی خوششان می‌‌آمد، یعنی به این وسیله جمعیت عظیمی از جامعه اسلامی که منحرف بودند، خوش گذران بودند و آلوده بودند، همه اینها طرفداری خلیفه را می کردند.از این بهتر می‌شود؟ خلیفه به این خوبی، آزاد می‌گذارد هر کس با هر عقیده ای زندگی کند. حتی کفار و منحرفین اجازه تبلیغ اعتقادات خودشان را داشتند.
 
اصلاً از آن اول تا امروز، دعوا بر سر این است که این اسلام خیلی خوب است، اما ما اسلامی را دوست داریم که مزاحم دنیاداری و دنیاخواهی نباشد. مثلا فلانی می گوید: بچه ام می‌خواهد برود آمریکا، شما چرا اینقدر "مرگ بر آمریکا" می گویید؟!! بچه من برای گرفتن دکترا خیلی زحمت کشیده، تخصصش هم از آنجاست. مرگ بر آمریکای شما مزاحم کار ماست. و یا اینگونه می گوید: من تاجر هستم، ریشه فلان صنعت داخل آمریکاست، اگر با آمریکا دعوا کنیم تحریم پیش می‌آید و من دیگر نمیتوانم به آن معاملات بزرگ و قرار دادهای تجاری بزرگ خودم برسم. پس چرا کاری کنیم که آنها ما را تحریم کنند؟ به مسئولین هم دستور می دهد که: هر چه آنها می‌گویند شما بگویید چشم، که من به پول و تجارتم برسم. عده ای هم می خواهند مسافرت و گردش کنند، عده ای هم دوست دارند به آمریکا سفر کنند، عده زیادی هم از اهالی دانشگاه، از صنعت، از هنر، از سیاست، از تکنولوژی، از تحقیقات، از علوم، از تجارت، از رسانه و ... معتقدند باید کامل با غرب در ارتباط باشیم تا زندگی مان بچرخد، مسلمان بودنمان سر جایش. مکه و کربلا هم می‌رویم، به جای یک بار سه بار می‌رویم. اما جنگ و دعوا راه نیندازید، بگذارید ما هم به زندگیمان برسیم!
 
دو نوع مسلمان؛ دو نوع اسلام
 
مسلمان ها دو دسته هستند، اگر این دو دسته آرام کنار هم زندگی می‌کردند، عیسی به دین خود و موسی به دین خود مشکلی پیش نمی آمد، ولی آن دسته ای که دنیا طلب هستند می‌گویند: شماها تندرو هستید، شماها مانع درآمد و پیشرفت و موفقیت ما هستید، شماها باید از صحنه کنار برید. تمام تلاششان این است که نماینده های مجلس از خودشان باشند، خبرگان از خودشان باشند، هیأت دولت از خودشان باشند، تا اینها به سودشان برسند. درگیری از اینجا شروع می‌شود. اینهایی  هم که می‌خواهند همه چیز در چنگ خودشان باشد، تمامشان یکدست که نیستند، بعضی هایشان آدم های خوبی هستند، قصد بزن و بکش و بگیر و ببند ندارند اما یک عده دیگرشان وحشتناک عاشق و دلبسته دنیا هستند. اینهایی که وحشتناک دلبسته دنیا هستند دندان هایشان را به هم فشار می‌دهند و می خواهند رگهای گردن مخالف هایشان را پاره کنند. این حرف را ممکن است شما باور نکنید، ولی ببینید جنایات داعش را. به خداوند بزرگ قسم! اگر سال قبل می‌‌گفتم وهّابیّت حاضر است چندین هزار حاجی بی گناه را در یک زمان کوتاه زنده زنده خفه کند نیمی از حضار باور نمی کردید، می گفتید مگر می‌شود! آخه حاجی هایی که پیر مرد جوان، زن مرد، فقط می‌گویند: "لا اله الا الله" زنده زنده خفه کنند! از تشنگی بکشند! اما می‌بینیم که کردند و باز هم خواهند کرد. زیرا اینها را مخالف دنیا وسودشان می بینند.
 
علت این کار چیست؟ می‌گویند اگر آن گروه وجود داشته باشد، نمی گذارند ما به سودمان برسیم. به آن منویات و اعتقاداتمان برسیم. آنها محکم ایستاده اند.
 
ما شیعیان و محبان آن حضرات، از دو منظر باید غصه بخوریم و بر سر خود بزنیم. یکی اتفاقی که برای جسم اینها افتاد، از بی معجری و توهین و جسارت و تشنگی و گرسنگی و تازیانه و شتران بی جهاز و سر بریده و ... همه اینها بعلاوه تحقیر، آن عظمت حضرت آن کرامت اهل البیت (علیهم السلام) در دربار یزید. یکی گفت یزید اجازه بده این دختر زیبا را به عنوان کنیز با خود ببرم!، که حضرت زینب جلوی ام کلثوم ایستاد، گفت: غلط کردی. دست تو به خاندان رسول خدا نمی رسد. مگر از خون ما بخورید. یزید که این برخورد حضرت را دید، به آن مرد گفت: اینجا مشکل درست نکن. تا این مرحله جسارت و توهین که خاندان رسول خدا رو به کنیزی ببرند! اما این جنایات یک طرف قضیه بود.
 
درد دیگری که ما را آتش می‌زند دردیست که الآنهم هست. این درد خیلی ناگوار است. آن درد چیست؟ آن تفکری که از روز اول با حضرت مولا اختلاف داشتند و اوج تجلی‌اش در زمان عثمان بود و بعد صورت رسمی آن در زمان معاویه بود، و آن اسلام آمریکایی است (یعنی اسلام دنیایی)، مثل عربستان. آیا آمریکا مخالف عربستان است؟، عربستانهم نماز جماعت دارد، عربستانهم قرائت قرآن دارد، اداره چاپ و نشر قرآن آنجا که قوی تر از ایران است، بنابراین عربستان کم ندارد از قرآن و نماز و ...، تمامی ماه مبارک تمام افرادی که در صحن مکه و مدینه می‌نشینند همه را افطار می‌دهند، همه را سحری می‌دهند، آمریکاهم مخالف آنها نیست، اصلاً خود آمریکا می‌آید و بناها و راههایی که در عربستان هست را می سازد. پس آمریکا می‌گوید اگر اسلامتان آمریکایی پسند باشد، ما به شما هم کمک می‌کنیم. فقط اسلامتان را دستکاری کاری کنید تا آمریکایی پسند باشد. کاری کنید که مسلمان ها آمریکا را دوست داشته باشند، با اروپا رابطه نزدیکی داشته باشند. اسلامی باشد که با دنیا دوستی و دنیا پسندی کنار بیاید.
 
فرهنگ دنیاخواهی را باید در راهپیمایی اربعین از بین برد
 
از بلاهایی که بر سر اهل بیت (علیهم السلام) در کربلا و بعد از آن پیش آمد سخت تر و سنگین تر و ناگوارتر، این است که آن فرهنگ دنیا خواهی مردم، که باعث پیدایش آن همه جنایت شده بود هم اکنون هم وجود دارد و مقابله ای علیه این فرهنگ مادی را در راهپیمایی عظیم اربعین نمی بینیم! دشمنی با این فرهنگ خطرناک را هم در راهپیمایی اربعین نمی بینیم.
 
اگر مردم دنیا خواه نبودند، تماشاچی نمی‌شدند، بلند می‌شدند، جنجال می‌کردند، سروصدا می‌کردند، اعتراض می‌کردند، نمی گذاشتند این جنایات اتفاق بیفتد.
 
الان در اربعین می‌بینیم همه گریه می‌کنند که بچه های حضرت زینب چه زجری کشیدند. اما کسی یادش نیست، تماشاچی های کربلا و کوفه چه کار می‌کردند. و آن فرهنگ و آن دنیا خواهی‌ها کمک می‌کرد تا دشمن به این راحتی اسیران را به نمایش بگذارد.
 
علت اصلی درد و غصه حضرت زینب (سلام الله علیها) این امور است، پس اتفاقی که الان در حال وقوع است، هنوزهم جگر زینب (سلام الله علیها) را می‌سوزاند و پاره می‌کند و آن، این است که مردم دوباره دنیا پرست و تماشاچی ظلم شدند.
 
مطلب مهم و اصلی که باید به همه جا رسانده شود این است که آن بلا و کفری که زینب را اسیر کرد و شهر به شهر بردند به نمایش گذاشتند تحقیر و توهین به ساحت مقدس اهل البیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) کردند، همان بلا و کفر الان زنده است. آن فکر و آن انحراف الان زنده ست.
 
مثالی تلخ: هفت قلم آرایش می‌کنند، حتی دنبال دسته های زنجیر زنی. شبیه یک کارناوال راه می افتند، رسم شده در ایام عاشورا خیمه هایی کوچکی آماده می کنند و روز عاشورا آتش می زنند، شبیه یک کارناوال طبل می زنند و زن و مردهم قاطی و درهم، همه برای تماشا جمع می شوند، زن هاهم بد حجاب و ... . بعد که جمعیت جمع شد خیمه ها را آتش می زنند، خودم دیدم از صد نفر شاید دو نفر هم گریه نمی کردند، یعنی یک کارناوال را تماشا می کنند نه یک عاشورا. نمی‌فهمیدند آتش زدن خیمه‌ها یعنی چه بر سر زینب (سلام الله علیها) آمد. این را اصلاً متوجه نمی‌شدند. بچه و زن و مرد هم ایستاده بودند که نمایش آتش گرفتن خیمه ها را تماشا کنند. همین، و بعدهم که تمام شد و خاکستر شد فکر می‌کنید یک نفر از این‌ها به خاطر حضرت زینب (سلام الله علیها) یک سانت روسریش را جلو کشید؟!
 
آمریکاپسندی، شلاق معاصر بر پیکر آل الله است
 
این انحراف چیست؟ این است که آنقدر دنیا دوستی و آمریکا دوستی توی بعضی‌ها وجود دارد که روز عاشورا و آن همه عزاداری و آتش زدن خیمه ها هم تکان نمی خورند. اصلاً آن اتفاق هایی که باید عشق اهل بیت را زنده کند نمی‌افتد. ای مردم بلایی که سر حضرت زینب (سلام الله علیها) آمد. مربوط به هزار و چهارصد سال پیش بود. چرا جلوی بلایی که هم اکنون بر سر حضرت زینب (سلام الله علیها) می‌آید را نمی‌گیرید؟ الان رسماً عده ای هستند که اسلامی را دوست دارند و طالب هستند که به هرقیمتی هم که شده با دنیایشان کنار بیاید.
 
یعنی همان فرهنگی که زینب را آواره بیابان‌ها کرد. شلاق‌ها و تازیانه‌ها را به پشت زینب زد. همان فرهنگ الان در بین مردم ما وجود دارد. باید بیدار شد، ای کسانی که پیاده می‌روید زیارت اربعین! خدا را به حق حضرت زهرا (سلام الله علیها) قسم می دهیم، از شما قبول کند. من رو سیاه را هم لایق کند بتوانم سالهای بعد ان شاء الله با زائران اربعین هم سفر باشم. اما باید تمام تلاشتان این باشد که این مطالب را به راهپیمایان اربعین برسانید و بگویید: توجه داشته باشید شهادت حضرت زینب که جسماً تمام شد. چیزی  که هنوز دارد به پیکر نحیف حضرت زینب شلاق می‌زند، این دنیا دوستی هاست، این بی دینی هاست، این رشوه خواری هاست، این نزول خواری هاست، این حرام خواری هاست، این آمریکا پسندی هاست،  این فرهنگ غربی پسندی هاست.
 
یعنی، ای همه ی مومنینی که اربعین را برگزار کرده اید. دشمن اگر بتواند این بلا را بر سرتان بیاورد، حتما می آورد، چرا؟ برای اینکه: چند صد سال است که ما حج را برگزار می کنیم؟ آمریکا کاری با حج ما ندارد، می‌گوید آنقدر حج بروید تا جانتان تمام شود، ما نفت شما را بدزدیم، ما فرهنگمان را در بین مسلمانان داشته باشیم، تمام بودجه حج را خرج اسرائیل بکنیم، آنقدر حج عمره بروید که تا دلتان خواست... . دقت کنید با اربعین ما هم همین کار را خواهند کرد.
 
آنها هم الان درحال تحلیل هستند. اگر یک ترقه در ایران منفجر شود در تمام  جهان هزار دفعه رسانه هایشان اعلام می کنند، اما حالا بیست میلیون جمعیت عالم می روند یک جا هیچ کدام از رسانه ها بیان نمی کنند. یعنی الان در تاریکخانه هاشان، اتاق های فکرشان در حال تحلیل هستند، که چه کار کنیم با این ماجرا؟ یک راهش این است که ایجاد آشوب و اختلال کنند، داعش بیاورند منفجر کنند. ولی فهمیدند که قدرت این کار را ندارند. راه دوم این است که اربعین را شبیه حج در عربستان کنند. حج عمره های ما چه سودی دارد؟ بازار اروپا را پر رونق تر می‌کند. از این بیشتر هم برویم حج عمره به شرطی که محدوده سفرمان تنها مکه و مدینه باشد به جاهای دیگه سری نزنیم برای آنها هیچ مشکلی ندارد! در ریاض یا جاهای دیگر آمریکایی ها فسادی عجیب می کنند، کاباره دارند کشتی های عیش و نوش و فسادهای زیادی دارند. به ما می گویند شما آنجا طوافتان را بکنید، ما هم اینجا طوافمان را می کنیم!
 
دقت کنید! اگر حواسمان را جمع نکنیم اربعینمان همین طور می‌شود. همان بلایی که سر حج ما آمده سر اربعین ما هم می آید. اینقدر اربعین، اربعین نکنید. زود فکر نجات اربعین باشید. زود فکر فرهنگ اربعین باشید. نشان دادن ناهار و شام خوب است، ولی اینها اسمش ایثار است، در جاهای دیگر جهان چنین ایثارهایی در راه خدا نیست. ولی ناهار دادن و شام دادن را ارمنی‌ها هم می‌‌فهمند. اما آن مطلبی که تنها موحدینِ حق می‌‌فهمند آن مطلبی که پیروان حضرت زینب می‌فهمند، تنها ناهار و شام دادن است؟! یا یک مطالب عرشی و ملکوتی دیگری هم هست؟
 
آمریکا دشمن اول ماست
 
در راهپیمایان اربعین دو گروه وجود دارد، یک دسته طرفدار رهبر هستند، و فرمایشات و نظرات رهبر را حقیقتا می فهمند. یک دسته دیگر هم طرفدار رهبر هستند اما غیرحقیقی ، زیرا اگر از اندیشه های رهبر در رابطه با آمریکا؛ که آمریکا اول دشمن ماست، آگاه بشود، تازه می فهمد که چقدر با نظرات رهبری فاصله دارد. الآن اسلام توسط همین گروه دوم طبق برنامه در حال ضربه خوردن است.
 
وقتی پوتین برای شرکت در اجلاس مجمع کشورهای صادر کننده گاز به ایران آمد، مستقیم و بدون دیدار با رئیس جمهور یا وزیر امور خارجه به دیدن رهبری رفت آنهم دیداری دو ساعته. این کار در عرف دیپلماتیک جهان سابقه نداشته، به معنی این است که در ایران گروهی طرفدار آمریکا هستند، که من نمی توانم با آنها صحبت کنم. باید با کسی صحبت کنم که می شود مشکل سوریه را با او حل کرد، فهمیده است که بعضی دل در گرو آمریکا دارند!
 
آن فرهنگی که مسلمان‌ها را تبدیل به یک تماشاچی بی تفاوت کرد، تا بایستند و به این جنایات با امام حسین بخندند. آن فرهنگ الان هم  هست. جماعتی هستند که بی تفاوت نگاه می کنند و می‌‌خندند. ما باید تمام تلاشمان را برای مقابله با این فرهنگ بکنیم، زیرا این فرهنگ هنوز هم زنده است. حسابی هم در حال کار و فعالیت است، با ماهواره و وایبر و تلگرام و ... . به وسیله رسانه، روزنامه، در حال تلاش و فعالیت هستند تا مردم را به آمریکا و فرهنگ آمریکایی علاقمند کنند.
 
آن فرهنگ که در آن، این جنایات را انجام دادند، فرهنگی بود که مردم اسلام را می‌خواستند اما اسلامی که آن اسلام دنیا را بپسندد و مخالف دنیا دوستی نباشد. آن فرهنگ اکنون هم موجود است آنهم به صورت خیلی زنده، فعال و ... . حال چه چاره ای باید بیندیشیم؟
 
پیاده رفتن برای زیارت اربعین خیلی خوب است، ولی اگر اربعین را در اربعین زندانی کنیم، اربعین را در اربعین سنگواره کنیم، آنوقت دشمنان اسلام خیلی این اربعین را دوست دارند، می‌گویند: از این هم بیشتر اربعین داشته باشید، به جای بیست میلیون دویست میلیون بیایید. ناهار و شام حسابی هم توزیع کنید، شما فقط اربعین داشته باشید، ما هم هر کاری خواستیم انجام می دهیم، دزدی و غارت و ایجاد اختلاف و ... باید کاری کنیم که اربعین به سنگواره تبدیل نشود؛ مثل حج برای وهابی ها.

[ منبع این خبر سایت رجا می باشد. ]

در صورتی که در خبر منتشر شده تخلفی مشاهده میکنید و یا نیاز به ارتباط با مسئول سایت جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و دنیا دارید روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات

دانلود سریال خارجی

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم خارجی

دانلود فیلم و سریال